مقاله رایگان با موضوع ليزوزيم، ماهيان، سلولي

نوامبر 30, 2018 0 By admin4

ماهيان بسيار فعال تر از مهره داران عالي تر است(Kim &Austin, 2006).ليزوزيم قادر به شكستن باندهاي گليكوسيديك موجود در لايه پپتيدوگليكان موجود در ديواره سلولي باكتري ها بوده و در نتيجه منجر به مرگ پرتوپلاست مي گردد. به عبارتي ديگر پليمرهاي كمپلكس اسيد هاي آمينه و قندهاي موجود در ديواره سلولي را هيدروليز مي نمايد (fast et al., 2002). برخي از باكتر ي ها قادرند به طور مستقيم به وسيله ليزوزيم ليز شوند ، اما در بسياري موارد غشاي سلولي باكتري ها ابتدا مورد حمله كمپلمان واقع شده تا ليزوزيم اثرات خود را القا نمايد (Fevolden et al., 2002).
ليزوزيم يک پروتئين کاتيونيک با وزن مولکولي کم مي باشد که بخشي از مکانيزم دفاعي ماهيان را تشکيل مي دهد . در آزاد ماهيان ليزوزيم در بافتهاي لنفو ميلوئيدي مانند کبد، کليه، طحال، ترشحات موکوسي، سرم ، لکوسيتها، روده، کليه و لوله گوارش يافت شده است.ليزوزيم در اين بافتها توسط سلولهاي ويژه اي به نام ائوزينوفيليک گرانول سل توليد و ترشح مي شود. ابتدا اين سلولها در بافت روده ماهي قزل آلاي رنگين کمان شناسايي و گزارش شدند، سپس وجود آنها در بافتهاي پيوندي، پوست، آبشش و قلب به اثبات رسيد. ليزوزيم همچنين توسط لکوسيتها که در بافت هاي مختلف و خون توزيع شده اند ترشح مي شود Sveinbjornsson, et al,. 1996)) نقش ليزوزيم در عفونت به عنوان آنتي باکتريال، حمله به ديواره سلولي باکتريهاي گرم مثبت و گرم منفي و تجزيه آنها همچنين تحريک فاگوسيتوز مي باشد. ;Grinde,) 1989; Newaj-Fyzul, et al., 2007توکلي و اخلاقي، 1388).
پروبيوتيک هاي مختلف يا يک گونه يا چند گونه با هم مي توانند باعث افزايش فاگوسيتوز، ليزوزيم، انفجار
تنفسي و همچنين توليد سيتوکاين هاي مختلف در ماهي شوند و همچنين مي توانند سيستم ايمني معده ماهي را با افزايش سلولهاي ايمونوگلوبولين و گرانولوسيت هاي اسيدوفيل تحريک نمايند(حسيني فر و پوراميني، 1386).
در پايان هفته هشتم در تمامي تيمارهاي تغذيه شده با مقادير مختلف پلانتاروم ميزان ليزوزيم نسبت به شاهد بيشتر بود .
براساس نتايجي كه از آزمون Independet Samples T-Test به منظور مقايسه ميانگين ليزوزيم در سرم خون بچه ماهيان در پايان دوره حاصل گرديد اختلاف معني دار آماري در تيمار ها مشاهده شد (P<0.05). نتايج بدست آمده از ميزان ليزوزيم سرم حاکي از آن است که ليزوزيم سرم در تيمارهاي دريافت کننده پروبيوتيک بيشتر از تيمار کنترل بود که در همين خصوص ديگر محققين از جمله Brunt و همکاران در سال2007، Newaj و همکاران در سال2007، Salah Mesalhy (2008)، توکلي و اخلاقي(1388) ، Austin(2009) و Panigrahi و همکاران (2005) نيز به نتايج مشابهي دست يافتند. Sharifuzzman وAustin (2009)، گزارش کردند با تغذيه ماهيان قزل آلاي رنگين کمان با پروبيوتيک Kocuria Sm1 و به ميزان108 سلول در هر گرم جيره غذايي براي دو هفته، ميزان ليزوزيم خون در ماهيان نسبت به گروه شاهد افزايش يافته و تفاوت معني داري(05/0P<) داشته است. با توجه به نتايج فوق ملاحظه مي گردد که پروبيوتيک پلانتاروم باعث افزايش ليزوزيم گرديده که اين افزايش به مقاومت ماهي در هنگام مواجهه با پاتوژن کمک مي کند. نقش ليزوزيم در عفونت بعنوان آنتي باکتريال، حمله به ديواره سلولي باکتريهاي گرم مثبت و گرم منفي و تجزيه آنها و همچنين تحريک فاگوسيتوز مي باشد(Newaj-Fyzul, et al.,2007) در آزمايش حاضرنيز ميزان ليزوزيم سرم خون بچه ماهيان پايان دوره بيانگر وجود اختلاف معني دار بين تيمار هاي حاوي پلانتاروم و شاهد در پايان دوره بود با توجه به اين موضوع كه مقادير آنزيم ليزوزيم به ويژه، درسرم خون منعكس كننده سلول هاي فاگوسيتوزكننده مي باشند(Pirarat, et al., 2006). بنابراين به طور مستقيم مي توان تقويت سيستم ايمني در بچه ماهيان قزل آلا را در نتيجه افزايش اين آنزيم در تيمارهاي مربوط به پلانتاروم دانست. اضافه کردن پروبيوتيک ها به جيره غذايي ماهي باعث تحريک و افزايش کارايي سيستم ايمني (از جمله افزايش فعاليت ليزوزيم سرم) مي شود (Merrifield et al., 2009a; Liu et al., 2010). تکمه چي (1386)، اظهار کرد در قزل آلاي تغذيه شده با گونه لاکتوباسيلوس دلبروکئي ميزان فعاليت راه جايگزين کمپلمان و ميزان ليزوزيم 20 روز پس از تغذيه باکتري، نسبت به گروه شاهد اختلاف معناداري (05/0P<) داشته است. و به دنبال قطع باکتري مذکور در جيره غذايي ميزان فعاليت سيستم کمپلمان کاهش يافته است. تحقيقات نشان مي دهد که پروبيوتيک ها با تحريک سيستم ايمني ماهيان ميزان بقاء را تا حد زيادي افزايش مي دهند (Irianto and Austin, 2003). Song و همکاران (2006)، توانستند ميزان افزايش فعاليت ليزوزيم را در ماهيان Miichthys miiuy تغذيه شده با دزهاي مختلف باکتري کلستريديوم بوتريکوم در هفته هشتم در تيمارهاي با دزهاي CFU/gr 107- 109 مشاهده نمايند(Song et al., 2006) Torrecillas و همکاران در سال 2007 تاثير سطوح مختلف مانان اليگوساکاريد در جيره غذايي سي باس اروپايي (Dicentrachus labrax) به ميزان صفر، 2 و 4 گرم مانان اليگوساکاريد در هر کيلوگرم جيره بررسي و گزارش نمودند در ماهيان تغذيه شده با هر دو سطح پري بيوتيک مذکور، ميزان فعاليت ليزوزيم، مقاومت در برابر عفونت باکترياييVibrio alginolyticus و تحريک سيستم ايمني به طرز معني داري افزايش يافت .(Torrecillas et al., 2007) در مطالعه شناور و همکاران (1391) با افزايش دوز باکتري اسيد لاکتيک بر جيره ي غذايي تاسماهي ايراني ميزان ليزوزيم سرم افزايش يافته است. 5-4-2- ايمنوگلوبين IgM در تحقيق حاضر IgMبه عنوان فاكتوري از ايمني اختصاصي نيز مورد بررسي قرار گرفت. نقش هاي حفاظتي آنتي بادي ها شامل خنثي سازي ويروسي، كشتن و چسبيدن به باكتري ها، فعاليت سيستم كمپلمان و تسهيل نمودن بلع پاتوژن ها مي شود. ماهيان استخواني قادر به فراخواندن آنتي بادي همورال اختصاصي مؤثر در برابر آنتي ژن هاي مختلف مي باشند شدت اين پاسخ در بين گونه هاي مختلف استخواني و در شرايط مختلف محيطي متفاوت مي باشد. علاوه بر پاسخ ايمني اختصاصي، سطوح نسبي آنتي بادي هاي طبيعي در سرم اغلب ماهيان ديده شده است(Magnadottir, 1998)..روند توليد ايمنوگلوبولين ها در ماهي وقوع مجموعه اي از واکنش ها بين سلولهاي ارائه دهنده آنتي ژن، سلولهاي T کمک کننده فعال شده و اينترلوکين هاست که سبب تحريک لنفوسيت هاي B مي شوند. اين لنفوسيت ها در اثر تحريک، پلاسما سل ها را توليد مي کنند که قادر به ترشح ايمونوگلوبولين مي باشند(توکلي و اخلاقي، 1388). بين ميزان ميانگين ايمنوگلوبين تيمارهاي مختلف دوره بررسي اختلاف معني دار آماري مشاهده شد و نشان داد که تيمارهاي دريافت کننده پلانتاروم ،IgM بالاتري نسبت به گروه شاهد دارند. ميانگين IgM در تيمارهاي 1و2و3و4 داراي مقادير بيشتري نسبت به گروه شاهد بودند اين بالا تر بودن مي تواند به علت باکتريهاي اسيد لاکتيکي باشد که توليد آنتي بادي را تحريک نموده و باعث بالا رفتن IgM نسبت به گروه کنترل شده است (Malin et al., 1996).بيشترين مقدار در پايان دوره مختص تيمار 4 بود. اما مقادير آن در گروه شاهد کمترين بود . Nikoskelainen و همكاران در سال 2003 بيان كردند اگر پروبيوتيك لاكتوباسيلوس رامنوسوس همراه غذا به ماهي قزل آلا داده شود باعث افزايش ايمونوگلبولين تام سرم نسبت به تيمار شاهد مي شود، همچنين اين محقق بيان نمود ميزان ايمونوگلبولين تام پس از قطع غذادهي با پروبيوتيك به طور معني داري كاهش مي يابد. ميزان IgM نيز در گروه تست بيشتر از کنترل بود که نتايج بدست آمده با نتايج Panigrahi و همکاران در سال 2005 تاثير لاکتوباسيلوس رامنوسوس را بر پاسخهاي ايمني ماهي قزل آلا بررسي کردند و Al-Dohail و همکاران در سال 2009 بر روي تاثير پروبيوتيک لاکتوباسيلوس اسيدوفيلوس بر رشد،پارمترهاي هماتولوژي و ميزان ايمنو گلوبين در گربه ماهي آفريقايي مورد بررسي قرار دادند مشاهده نمودند که پروبيوتيکهاي مذکور باعث افزايش ايمنوگلوبين گرديدند مطابقت داشت. Sharifuzzman وAustin (2009)، گزارش کردند با تغذيه ماهيان قزل آلاي رنگين کمان با پروبيوتيک Kocuria Sm1 و به ميزان108 سلول در هر گرم جيره غذايي براي دو هفته ميزان ايمونوگلوبولين تام سرم خون در ماهيان نسبت به گروه شاهد افزايش يافته و تفاوت معني داري(05/0P<) داشته است. افزايش دوز در تيمارهاي دريافت کننده ي باکتري اسيد لاکتيک در جيره غذايي تاسماهي ايراني در مطالعه شناور و همکاران (1391) ميزان IgM را افزايش داد. 5-5- آناليز لاشه در تحقيق حاضر حداكثر درصد رطوبت در گروه 3 و حداقل آن در تيمارهاي4 به دست آمد. در مطالعهBagheri و همکاران [2008] جهت بررسي سطوح مختلف BioPlus 2B بر روي لارو قزل آلاي رنگين كمان، ميزان رطوبت در انتهاي آزمايش در تيمارهاي پروبيوتيكي كمتر از گروه شاهد بود. در اين تحقيق تيمارهاي شامل آهن و پروبيوتيك داراي مقدار تقريباً مشابهي از رطوبت بودند. از طرفي درصد رطوبت در بين تيمارهاي (3) و (4)، اختلاف معني داري را نشان نداد (با سطح اطمينان 99/99%). در مطالعه Carriquiriborde و همکاران [2004] نيز سطوح مختلف آهن اضافي به غذا، تفاوتي بين ميزان رطوبت در تيمارهاي آزمايشي موجب نگرديد. در تحقيق حاضر تيمار 4 بيشترين درصد پروتئين را به خود اختصاص دادند. نتايج به دست آمده، مي توا ند نشانگر هضم و جذب خوب پروتئين در اين ماهيان باشد. ماهيان مورد آزمايش در مرحله لاروي قرار داشتند، از آنجا كه لارو ماهيان داراي دستگاه گوارش استريل(Ringo et al., 1996) و تكامل نيافته(Govoni et al.,1986 . Timmermans et al ., 1987) مي باشند و سيستم ساده تري در مقايسه با با لغين دارند (Stroband et al.,1979)، در نتيجه آنزيم هاي گوارشي مرتبط با آن ها هم كمتر توليد مي شوند. از اين رو لاروها آنزيم هاي گوارشي لازم را يا ندارند و يا فاقد مقدار كافي هستند تا بتوانند غذا را تا سطح ايده آلي هضم كنند. در اين مطالعه از پروبيوتيك پلانتروم استفاده شد. اين باكتري ها قادر به ترشح آنزيم هاي خارج سلولي، از جمله پروتئاز است (Ghosh et al.,2002)، كه مي تواند نقش يك آنزيم گوارشي را براي ماهي بازي نمايد و منجر به هضم بهتر پروتئين موجود در غذا و جذب بهتر آن شود كه به صورت درصد بيشتر پروتئين در لاشه بروز نموده است. بالا بودن درصد پروتئين در تيمار4 نسبت به ساير تيمارها با نتايج به دست آمده از تحقيقFarzanfar و همکاران [2007] نيز مطابقت دارد. تحقيقFarzanfar و همکاران با اضافه نمودن BioPlus 2B به غذاي ماهي قزل آلاي رنگين كمان، درصد پروتئين بالاتري را در تيمارهايي كه پروبيوتيك به غذايشان اضافه شده بود، گزارش كردند. در اين تحقيق تيمار1 نسبت به تيمارهاي ديگر درصد پروتئين كمتري را دارا مي باشد، ضمن اينكه بين آن ها اختلاف معني داري مشاهده گرديد (با سطح اطمينان 99/99%).. نتايج حاصله از آزمايش Carriquiriborde و همکاران [2004] با نتايج تحقيق حاضر مطابقت دارد. تجزيه لاشه ماهي هاي اين تحقيق پس از پايان آزمايش نشان داد كه گروه شاهد، كمترين درصد چربي لاشه را به خود اختصاص دادند و بيشترين درصد چربي درتيمار 2 مشاهده شد. با توجه به اينكه درصد پروتئين لاشه در تيمار2 نسبت به ساير تيمارها و گروه شاهد بيشتر بود، و همچنين با در نظر گرفتن اينكه درصد چربي در گروه شاهد نسبت به ساير تيمارها و گروه شاهد كمتر بود، پس احتمالاً در تيمارهاي مزبور، منبع اصلي انرژي براي متابوليسم از تركيبات چربي (به جاي ساختارهاي پروتئيني بدن) تامين مي گردد [66].Bagheri و همکاران [2008] نشان دادند كه درصد چربي در تيمارهاي پروبيوتيكي نسبت به گروه شاهد كمتر بود، كه با نتايج به دست آمده از اين تحقيق مطابقت دارد. در مطالعه Farzanfar و همکاران [2007] كه تاثير سطوح متفاوت پروبيوتيك BioPlus 2B را بر روي رشد لارو قزل آلاي رنگين كمان مورد بررسي قرار گرفت، متناسب با افزايش ميزان پروبيوتيك در جيره غذايي، درصد چربي لاشه كاهش يافت. همچنين نتايج اين تحقيق با Khattab و همکاران [2005] نيز مطابقت دارد. Khattab و همکاران [2005] گزارش كردند كه استفاده از پروبيوتيك در ماهي تيلاپيا "Oreochromis niloticus" منجر به كاهش چربي در تيمارهاي پروبيوتيكي مي گردد. در تحقيق حاضر تيمارهاي5 نسبت به ساير تيمارها درصد خاكستر بيشتري را دارا بودند و كمترين درصد خاكستر لاشه پس از پايان آزمايش، در تيمارهاي 1و4مشاهده گرديد. با توجه به آزمون آناليز واريانس يکطرفه انجام گرفته مشخص گرديد، كه بين تيمارهاي مورد بررسي از نظر درصد خاکستر لاشه اختلاف معني دار آماري مشاهده نمي گردد (P> 0.05).
در آزمايش Khattab و همکاران [2005] كه اثر پروبيوتيك را بر روي ماهي تيلاپيا بررسي كردند، ميزان خاكستر در تمام گروه ها نسبت به گروه شاهد افزايش معني داري را نشان داد، كه با نتايج تحقيق حاضر مطابقت ندارد. اختلاف در نتايج به دست آمده شايد به دليل تفاوت در نوع پروبيوتيك مصرفي باشد.
5-6- جمع بندي
* باتوجه به نتايج بدست آمده در خصوص فاکتورهاي رشدو ايمني مشاهده مي شود که محدوده ي بکارگيري اين باکتري Lactobacillus plantarum با دوز 107 – 109 CFU/باکتري بر گرم غذا را مي توان به عنوان تحريک کننده رشد و سيستم ايمني معرفي نمود.
* بالا بودن ميزان گلبول هاي سفيد خون در تيمارهاي حاوي پروبيوتيک نسبت به شاهد نشان دهنده ي توليد فاکتورهاي ايمني توسط گلبول هاي سفيد(لوکوسيت ها ، نوتروفيل ها…) و به طبع آن توليد IgM،ايمنوگلوبولين و ليزوزيم خواهد بود.
* همچنين بالا بودن گلبول قرمز خون در تيمارهاي حاوي پروبيوتيک نسبت به شاهد مي تواند بيانگر سلامت و تقويت سيستم خوني ماهي قزل آلاو سطح اکسيژن رساني در آبشش ها افزايش يافته و مي تواند در شرايط استرس زا نظير کاهش اکسيژن و تغييرات محيطي ديگر بسيار موثر واقع شود.
* نتايج حاصل از اين تحقيق نيز همانند تحقيقات گذشته نشان مي دهد که بکارگيري باکتري هاي اسيد لاکتيک نظير لاکتوباسيلوس پلانتاروم مي تواند در کاهش ميزان فلور ميکروبي روده که حاوي باکتري هاي فرصت طلب و بيماري زا هستند موثر بوده و در ارتقاء و وضعيت بهداشتي قزل آلا بسيار موثر واقع شود.
پيشنهادات
1- با توجه به نتايج مثبت بکارگيري اين باکتري توصيه مي گردد مقادير مختلفي از دوزهاي 107 – 109 CFU/باکتري بر گرم غذا مورد بررسي و تحقيق قرار گيرد.
2 – همچنين پيشنهاد مي گردد که اين باکتري بر روي قزل آلا در دوزهاي مختلف در ارتقاء وضعيت کيفي آب پرورشي نيز مورد ارزيابي قرار گيرد.
3 – مطالعات تکميلي Invitro بر روي اين باکتري از لحاظ توليد آنزيم هاي گوارشي نظير ليپاز، پروتئاز،آميلاز و مقاومت به pH،دما، شوري، آمونياک و فعاليت باکتريوسين ها در مقابله با باکتري هاي بيماري زا مورد ارزيابي قرار گيرد.
4 – با توجه به نتايج مثبت اين باکتري دراوزان 3-5 گرم بکارگيري اين باکتري از طريق غذاي زنده آرتميا ، روتيفر …بلافاصله بعد از جذب کيسه زرده در دوران لاروي به منظور افزايش
ماندگاري، ضريب رشد و تحريک سيستم ايمني بکار گرفته شود
5 – با توجه به تاثير پروبيوتيک ها بر ميکروويل هاي روده ايي ، بررسي پرزهاي روده ايي (هيستولوژي) پس از مصرف لاکتو باسيلوس پلانتاروم پيشنهاد مي گردد
.
منابع
1. آذري تاکامي، ق. 1376. مديريت بهداشتي و روشهاي پيش گيري و درمان بيماريهاي ماهي.انتشارات پريور.304 صفحه.
2. آذري تاکامي، ق؛ ضيائي نژاد، س؛ ميرواقفي، ع؛ شکوري، م. 1383 . تاثير پروبيوتيک آکواتک بر رشد و بازماندگي لاروهاي ميگوي سفيد هندي. مجله علوم دامپزشکي.شماره اول، سال اول. صفحات 22-15.
3. آذري تاکامي، ق. 1384. کاربرد پروبيوتيکها در بهبود فاکتورهاي محيطي و رشد و افزايش مقاومت ايمني در آبزيان. مجموعه خلاصه مقالات نخستين همايش ملي شيلات و توسعه پايدار.
4. آذري تاكامي، ق. ؛ حقيقي، ع. ؛ بهمنش، ش. ؛ بهروز خوش قلب، م. ر. ؛ مدبري، ع. ؛ نوروزي، م. 1391. بررسي افزايش باکتوسل به جيره قزل آلا و اثرات آن بر روي فاکتورهاي رشد ايمني و مقاومت در مقابل استرسهاي محيطي گزارش نهايي آزمايش فارمي – بخش سوم. شرکت دارويي پاک گستر پرند. 24 صفحه.
5. ابراهيمي،ع. 1385 . تغذيه و نيازهاي غذايي ماهيان در آبزي پروري، انتشارات جهاد دانشگاهي واحد صنعتي اصفهان، 914 صفحه.
6. احمدي، ك.، 1382، خون شناسي انعقاد و طب انتقال خون (ويرايش بيستم). انتشارات موسسه فرهنگي انتشاراتي تيمور زاده- نشر طبيب. 566 ص.
7. اسمعيلي دهشت، ا. عزيز پور، خ. آق، ن. تکمه چي، ا. عشقي، ش. عزيزي، م. 1387 . بررسي امکان جايگزيني گونه هاي پروبيوتيکي لاکتوباسيلوس اسيدوفيلوس و لاکتوباسيلوس دلبروکئي تحت گونه بلگاريکوس به عنوان فلور ميکروبي ماهي قزل آلاي رنگين کمان. اولين کنفرانس ملي علوم شيلات و آبزيان ايران، 77- 76 .
8. بحري، ا. ه. آذري تاكامي، ق. كيوان،ا. وثوقي، غ.1388. بررسي آثار ارگوسان و ويبرو ماكس بر رشد و بقاي پست لاروهاي ميگوي سفيد هندي.مجله علوم و فنون كشاورزي و منابع طبيعي / سال سيزدهم / شماره چهل و هشتم / تابستان ??84. صفحات 185-174.
9. بهمني، م.، 1378. بررسي اکوفيزيولوژي استرس از طريق اثر بر محورهاي HPI و HPG سيستم ايمني و فرآيند توليد مثل در تاسماهي ايراني (Acipenser persicus). رساله دکتري بيولوژي دريا، دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم و تحقيقات تهران. 277 صفحه.
10. تاکاشيما، ف. و هايبيا، ت.، 1994. اطلس بافت شناسي ماهي.ترجمه:ايرج پوستي و سيد عبدالحميد صديق مروستي،1378. انتشارات دانشگاه تهران.328 صفحه.
11. توکلي، ه. و اخلاقي، م.، 1388. بررسي ميزان تغييرات ليزوزيم، ايمونوگلوبولين، گلبولها و هماتوکريت خون در ماهي قزل آلاي رنگين کمان به دنبال عفونت تجربي با آئروموناس هيدروفيلاي بيماريزا، مجله تحقيقات دامپزشکي، شماره 2، صفحات 157 تا 162
12. تکمه چي، ا.، 1386. تاثير باکتري لاکتوباسيلوس دلبروکئي (به عنوان يک پروبيوتيک) بر روي برخي از پارامترهاي پاسخ ايمني در ماهي قزل آلاي رنگين کمان. پايان نامه دکتراي تخصصي دامپزشکي در رشته ميکروبيولوژي، شماره 32-1، دانشگاه اروميه، ايران.
13. جعفريان، ح. ،آذري‌تاكامي،‌ ق. ،كمالي، ا. ،سلطاني، م. 1386. استفاده از باسيلوس‌هاي پروبيوتيكي غني شده با ناپلي‌آرتميا اروميانا به منظور رشد و بقا لاروهاي تاس ماهي ايراني Acipenser persicus. مجله علوم كشاورزي و منابع طبيعي 14 (2): 77-87.
14. جلالي جعفري، ب.، 1377. انگل ها و بيماري هاي انگلي ماهيان آب شيرين. شرکت سهامي شيلات ايران. 576 ص.
15. جمال زاده، ح.ر.، کيوان، الف.، جميلي، ش.، عريان، ش.، سعيدي، ع.الف.، 1380. بررسي فاکتورهاي خوني آزادماهي درياي خزر. پايان نامه کارشناسي ارشد دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران شمال، دانشکده علوم و فنون دريايي، گروه بيولوژي دريا.
16. حسيني فر، س.ح. و پوراميني، م.، 1386. کاربرد پروبيوتيکها و پري بيوتيکها در آبزي پروري. چاپ اول. تهران، انتشارات موج سبز.
17. دانيال زاده، آ. ؛ زارعيان، خ. و وزيرنيا، س. 1385. اصول زيست شيمي(اصول بيوشيمي). انتشارات مرکز نشر دانشگاهي.406 صفحه.
18. رنجبر، ر.، ميرنژاد، ع.، 1380. تكنولوژي پروبيوتيك ها (جنبه هاي نظري و كاربردي). دانشگاه علوم پزشكي بقية ا…، طب رازي. مركز تحقيقات NBC.
19. جنابي، ر. ، مشكيني، س. ، توكمه چي، ا. 1390. افزايش رشد ماهي قزل آلاي رنگين كمان با استفاده از پروبيوتيك تجاري باكتوسل و پربيوتيك مانان. همايش ملي تغيير اقليم و تاثير آن بر كشاورزي و محيط زيست -1390.
20. ستاري، م.، ماهي شناسي (1) تشريح و فيزيولوژي.انتشارات نقش مهر. 659 صفحه.
21. سقا، ح. ر. و سروش نيا، م. 1382.کتاب جامع تجهيزات و فرآورده هاي آزمايشگاهي . انتشارات کتاب مير.2687 صفحه.
22. سلطاني، م.، 1387. ايمني شناسي ماهيان و سخت پوستان. انتشارات دانشگاه تهران. 264 صفحه.
23. شاهسوني، د.، وثوقي، غ.، و خضرائي نيا، پ.، 1378 . تعيين برخي از فاکتورهاي خوني ماهي ازو ن برون در سواحل جنوب شرقي درياي. خزر. مجله پژوهش و سازندگي، سال 12 ، جلد3، شماره . صفحات 13 تا44.
24. شمسي، ح. 1390. مقايسه تاثير ويتامين C و لاكتوباسيلوس رامنوسوس بر شاخص هاي رشد و برخي از پارامترهاي پاسخ ايمني ماهي قزل آلاي رنگين کمان. پايان نامه كارشناسي ارشد. دانشكده منابع طبيعي گروه تكثير و پرورش آبزيان دانشگاه اروميه.73 صفحه.
25. شناور ماسوله، ع .1391. شناسايي باکتريهاي اسيد لاکتيک روده بچه تاسماهيان ايراني(Acipenser persicus) و کارآيي آنها بر برخي فاکتورهاي رشد و ايمنو فيزيولوژي. رساله دکتري. دانشکده دامپزشکي گروه بيماريهاي آبزيان دانشگاه تهران .140 صفحه.
26. ضيايي نژاد ،س. آذري تاکامي،ق. حبيبي رضايي، م. ميرواقفي، ع. شکوري، م.1384، کاربرد باکتريهاي باسيلوس به عنوان پروبيوتيک جهت افزايش پارامترهاي رشد و توليد در استخرهاي پرورش ميگوي سفيد هندي Fenneropenaeus indicus.مجله منابع طبيعي ايران؛ شماره 4. 9 صفحه.
27. عامري مهابادي، م. 1378. روش هاي آزمايشگاهي هماتولوژي دامپزشکي. انتشارات دانشگاه تهران. 126 صفحه.
28. عبدا… مشائي، م. 1386. كاربردهاي فيزيولوژي در پرورش ماهي. انتشارات درياسر. 128 ص.
29. عبدلي، ا.، نادري، م.،1387. تنوع زيستي ماهيان حوضه جنوبي درياي خزر.انتشارات علمي آبزيان. ص17.
30. عسگري، ف.، متين فر، ع.، بهمني، م.، جعفري خورشيدي، ک.، 1386. اثرات کاربرد پروبيوتيک بر روي رشد، بقاء و روند رشد دستگاه گوارش در لارو فيل ماهي (Huso huso) و تاس ماهي ايراني (Acipenser persicus). رساله دکتري دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم و تحقيقات، دانشکده کشاورزي و منابع طبيعي، گروه شيلات.
31. عسکريان ،ف. 1386. تاثير پروبيوتيک بر روي روند رشد، تکامل دستگاه گوارش و سيستم ايمني در لارو تاسماهي ايراني و فيل ماهي. پايان نامه دکتري تخصصي شيلات دانشگاه آزاد اسلام