مقاله رایگان با موضوع استرس، گروه کنترل، استاندارد

نوامبر 30, 2018 0 By admin4

اي آزمايشي تقريبا يکسان و در محدوده شرايط استاندارد پرورش ماهي قزل آلاي رنگين کمان بود، و با توجه به اينکه تاثير محرك هاي رشد مشروط به فاكتورهاي محيطي است (Wache et al., 2006)، و دما تأثير بيشتري بر فعاليت پروبيوتيك هاي مخمري نسبت به باكتري هادارند Gatesoupe et al., 2005))،همچنين پروبيوتيك به عنوان يك محرك رشد در اين آزمايش استفاده شد، از اين رو نتايج بدست آمده از اين آزمايش مي تواند براي بخش هاي اجراء توصيه گردد.
5-2- فلور باکتريايي روده
ضمن اينکه با افزايش باکتري پلانتاروم در غذا، ميزان حضور اين پروبيوتيک در روده تا تيمار5 افزايش يافت كه خود تأييدي بر اين واقعيت است كه همزمان با افزايش سطح پروبيوتيك در غذا، نسبت اين باكتري در روده تغيير مي کند. Ringo و همکاران (1996)، در آزمايشي كه بر روي لارو توربوت انجام داده بودند دريافتند كه ميكروفلور روده در لارو توربوت قوياً تحت تأثير Vibrio pelagius قرار گرفته بود و بخش زيادي از فلور روده را تشكيل داده بود. در آزمايش Gildberg و همکاران (1995)، Carnobacterium divergens را به صورت فريز خشك به جيره غذايي اضافه نمودند كه منجر به افزايش تعداد زيادي از اين نژاد در روده آزاد ماهي اطلس شده بود. همچنين 70 درصد ميكروفلور روده لارو كاد را، پس از قرار گرفتن در معرض باكتري Lactobacillus plantarum تشكيل داده بود. در حالي كه در گروه شاهد فقط يك درصد ميكروفلور روده را تشكيل داده بود. ناصري نيز در سال 1387 به اين نتيجه رسيد که هرچه ميزان پروبيوتيک افزوده شده به غذا بيشتر باشد، به همان نسبت مقدار آن در روده ماهي قزل آلاي رنگين کمان بيشتر مي شود. در نتيجه افزايش جمعيت باکتوسل در روده ماهي قزل آلاي رنگين کمان مي تواند دال بر قدرت بالاي اين باكتري در تشكيل كلوني در روده ماهي باشد. اما چون در اين آزمايش پروبيوتيك دائماً از طريق غذا وارد دستگاه گوارش شده بود، در مورد توانايي تكثير آن در روده نمي توان نظر قطعي داد، از طرف ديگر با توجه به تراکم بالاي آن مي توان نتيجه گرفت كه پلانتاروم بومي قدرت جايگيري بالايي در روده بچه ماهي قزل آلا داشته باشند و همچنين توانايي پايداري آنها در برابر شرايط محيطي داخلي روده بسيار بالا باشد. Munro و همکاران (a1993، 1994) ، Muroga و همکاران (1987) ،Tanasomwang & Muroga (1989) و Bergh و همکاران (1994) ، معتقد بودند كه تشكيل كلوني روده معمولاً، همزمان با شروع تغذيه خارجي افزايش مي يابد و مشابه غذاي زنده اي مي گردد كه در محيط پيرامون وجود دارد. نتايج مطالعه شناور و همکاران (1391) بر روي تاسماهي ايراني نشان داد که در سطوح مختلف تيمارهاي پروبيوتيک ميانگين شمارش باکتري هاي روده نسبت به گروه کنترل تفاوت معني دار آماري وجود دارد.
5-3- شاخص هاي خوني
پارامترهاي خوني به عنوان شاخص هاي فيزيولوژيکي در پاسخ به تغييرات خارجي يا داخلي در ماهيان مورد استفاده قرار مي گيرند (Cataldi et al., 1998). تغيير فاکتورهاي خوني و بيوشيميايي در فصول مختلف، تغذيه با جيره هاي غذايي مختلف و بيماريها ثابت شده است (Aldrin et al., 1982). يکي از راههاي تشخيص بيماري در ماهيان نيز مطالعات خون شناسي است. لذا يکي از راههاي کنترل وضعيت فيزيولوژي ماهيان از نقطه نظر رشد، بيماري و حتي باروري، ارزيابي شاخص هاي خوني در آنهاست (بهمني، 1387). اصولأ پارامتر هاي خوني نشانه اي از وضعيت فيزيولوژيک موجود بوده و ميتواند تحت تأثير مواد غذايي خورده شده توسط آن جانور باشد (Waagbo et al., 1998; Hemre et al., 1995; Klinger et al., 1996; Kumar et al., 2005).
نتايج حاصل از اين بررسي نشان داد که افزودن پروبيوتيک لاکتوباسيلوس پلانتاروم در جيره غذايي ماهي قزل آلاي رنگين کمان منجر به افزايش عددي ميزان هماتوکريت، هموگلوبين، تعداد گلبولهاي قرمز، متوسط حجم گلبولهاي قرمز، متوسط هموگلوبين گلبولهاي قرمز و متوسط غلظت هموگلوبين در زمان بررسي بيشتر از گروه کنترل بود و از لحاظ آماري اختلاف معني داري داشته است. با توجه به اينکه تقريباً تمامي اکسيژني که در خون حيوانات حمل مي گردد، به هموگلوبين موجود در گلبول قرمز خون متصل مي باشد .(Michael & Nelson 2000) از اين رو شباهت نتايج به دست آمده از اندازه گيري غلظت هموگلوبين با نتايج حاصل از شمارش تعداد گلبول قرمز، داراي رابطه اي منطقي مي باشد.که نتايج مشابهي نيز توسط Raida و همکاران (2003)، Brunt و همکاران (2005)، Newaj و همکاران(2007) و Danielle و همکاران(2010) بدست آمد. هماتوکريت نيز تابعي از گلبول قرمز بوده و رابطه مستقيم با آن دارد (Tangestani et al., 2011)نتايج بررسي گلبول سفيد، گلبول قرمز خون، هموگلوبين خون ، هماتوكريت و متوسط هموگلوبين گلبول قرمز خون ،نوتروفيل و منوسيت در پايان دوره بررسي حاكي از اين مي باشد كه مقادير شاخصهاي مذكور درپنج تيمار حاوي پلانتاروم بيشتر از گروه شاهد بود که اين امر نشان دهنده برتري وضعيت تنفس در اين تيمار نسبت به شاهد بوده. در ساير تيمارها نسبت به گروه شاهد با افزايش تعداد گلبول قرمز، مقادير ميانگين هماتوكريت و حجم گلبول قرمزدر پايان دوره مواجه بوديم كه آزمون آماري اختلاف معني داري را در اين دوره نشان مي دهد. بيشترين مقدار هموگلوبين خون در تيمار 5 و كمترين در گروه شاهد بود.
مقدار هماتوكريت خون درپايان دوره بين تيمار5و گروه شاهد تفاوت قابل توجهي دارد.که نشان مي دهد زيست يار پلانتاروم مي تواند اثر معني داري بر تغييرات شاخص هاي هماتولوژيک داشته باشند (Tangestani et al., 2011).
بر طبق نتايج بدست آمده، بيشترين مقدار متوسط حجم گلبول قرمز(MCV) در گروه 1 و کمترين در تيمار 5 ديده شد.. کاهش حجم گلبول هاي قرمز نشان دهنده عدم وجو التهاب است که سبب تسهيل حرکت و تعليق گلبولهاي قرمز شده و سرعت رسوب آنها و تشکيل لخته هاي درون رگي را کاهش مي دهد که يک ويژگي مثبت در فيزيولوژي دستگاه گردش خون محسوب مي شود.
بيشترين مقدار متوسط هموگلوبين گلبول قرمز خون(MCH) در گروه 1 و كمترين درشاهد بود. افزايش ميزان هموگلوبين گلبول قرمز در پايان دوره در تيمارهاي حاوي پلانتاروم نسبت به شاهد نشان دهنده اثر مثبت پروبيوتيک بر ميزان هموگلوبين و قابليت انتقال گازهاي تنفسي توسط هموگلوبين است.
(Tangestani et al., 2011).
نتايج نشان داده است در پايان دوره بررسي، تعداد گلبولهاي سفيد در پنج تيمار حاوي پلانتاروم بيشتر از گروه شاهد مي باشد. در تيمار 4 نسبت به ساير تيمارها بيشترين تعداد گلبول سفيد در پايان دوره وجود داشت. بر اساس آزمون تجزيه واريانس يکطرفه ) Oneway Anova) به منظور مقايسه ميزان گلبول هاي سفيد در خون بچه ماهيان بين تيمارهاي مختلف با گروه شاهد در هر دو دوره زماني بررسي اختلاف معني دار آماري مشاهده شد همچنين مقايسه عددي تعداد گلبول سفيد در هر تيمار در دو دوره بررسي اختلاف معني داري را نشان داد.
ايمني سلولي در ماهيان بيشتر مربوط به لکوسيتها مي باشد(Magnadottir, 2009). گلبول هاي سفيد ماهيان در عمل فاگوسيتوز و پاسخ ايمني بدن نسبت به عوامل انگلي، باکتريايي ويروسي و کمک به ترميم بافت هاي صدمه ديده نقش مهمي ايفا مي کنند .اندازه گيري گلبولهاي سفيد، درصد و نوع آنها در تعيين وضعيت عمومي ماهي کاربرد فراواني مي تواند داشته باشد(شاهسوني و همکاران،1378) بر اساس مطالعات انجام گرفته در برخي از گونه هاي ماهي، دامنه تغييرات انواع گلبول سفيد در خون بسيار متفاوت است(Feldman et al., 2000) تعداد گلبولهاي سفيد و نسبت انواع آنها يکي از شاخصهاي مهم سلامتي و وضعيت سيستم ايمني در جانوران مي باشد (Shalaby et al.,2006).محرک هاي سيستم ايمني موادي هستند که گلبولهاي سفيد خون را فعال مي کنند(Raa, 2000).
افزودن پروبيوتيک باکتوسل در جيره غذايي ماهي قزل آلاي رنگين کمان موجب افزايش گلبولهاي سفيد گرديد که همسوي با اين نتايج، Brunt و Austin در سال 2005 بود آنها گزارش کردند که استفاده از سويه GC2 آئزوموناس سوبريا باعث افزايش تعداد لکوسيتها و افزايش فعاليت بيگانه خواري آنها در ماهيان قزل آلا مي شود Newaj و همکاران در سال2007، توکلي و اخلاقي در سال 1388 و Ali و همکاران در سال 2010 نيز نشان دادند که استفاده از پروبيوتيک در جيره غذايي ماهي باعث افزايش گلبولهاي سفيد گرديد.
مقادير لنفوسيت خون بچه ماهيان پرورشي پس از 60 روز پرورش در تيمارهاي تغذيه شده با مقادير پلانتاروم از گروه شاهد کمتر بود کمترين مقدار در تيمار 5 و بيشترين مقدار در تيمار شاهد بوده است. بررسي هاي آماري بيانگر اختلاف معني دار در بين تيمارها و گروه شاهد در زمان بررسي مي باشد.
افزايش جمعيت گلبول سفيد و جمعيت لنفوسيتي پس از گذشت هشت هفته از افزودن زيست يار افزايش قابل ملاحظه اي برخوردار بوده است اين موضوع حکايت از تحريک و تمايز و افزايش جمعيتهاي سلولي در گير در ايمن اختصاصي و غير اختصاصي ماهيان تغذيه شده با باکتوسل دارد از جمله مطالعه انجام شده در اين خصوص توسط Ikeda و همکاران در سال 1982 نيز بيانگر اين مطالب است.
لنفوسيت ها يکي از مهمترين فاکتورها ي حفاظتي ماهيان در برابر عوامل ميکروبي مي باشند. اين دسته از سلول ها قابليت فاگوسيتوزيس و تو ليد آنتي بادي داشته و اندازه گيري تعداد و درصد آنها يکي از فاکتورها ي اصلي در تعين سلامت سيستم ايمني است(George & Teroki, 1999). افزايش تعداد لنفوسيت ها، همانند ساير محرکين سيستم ايمني فاکتورهاي فعال کننده ماکروفاژها را توليد مي کند که در بيگانه خواري نقش دارند.(Montero-rocha, 2005; Sakai, 1998)
بر اساس آزمون تجزيه واريانس يکطرفه ) Oneway Anova) بين تيمارهاي مختلف با گروه شاهد در پايان دوره 60 روزه اختلاف معني دار آماري بين درصدغلظت هموگلوبين، متوسط هموگلوبين ، مونوسيت، و خون مشاهده نشد (P0.05). است.
نتايج فوق الذکر نشان مي دهد که لاکتوباسيلوس پلانتاروم باعث افزايش درصد لنفوسيت گرديده ضمن اينکه درصد نوتروفيل و منوسيت را کاهش داده است که علت اين امر تأثير پروبيوتيک ها بر روي سيستم ايمني و تحريک آن مي باشد بطوريکه مي توانند موجب افزايش لنفوسيت هاي B در ماهي شوند(Nayak, 2010). لنفوسيت ها يکي از مهمترين فاکتورهاي حفاظتي ماهي در برابر عوامل ميکروبي مي باشند و افزايش آنها موجب توليد فاکتورهاي فعال کننده ماکروفاژها شده که در بيگانه خواري نقش دارند. افزايش درصد لنفوسيت با افزايش سيستم دفاعي، موجب افزايش مقاومت در برابر عوامل بيماريزا، تحريکات محيطي و استرس ها گرديده که اين امر مي تواند با افزايش فعاليت سوخت و ساز موجب بهبود رشد، کاهش ميزان مرگ و مير و افزايش ميزان بازماندگي شود (Nayak, 2010). در مطالعه ديگري توسط شناور و همکاران (1391) بر روي تاثير L.lactis بر روي فاکتور هاي خوني تاسماهي ايراني در اکثر تيمارها نسبت به کنترل WBC، RBC، HB ، MCH ، نوتروفيل ، ائوزينوفيل و گرانولوسيت بطور معني داري بيشتر بود.
5-4- شاخص هاي ايمني خون
5-4-1- ليزوزيم
يكي از فاكتورهاي مورد بررسي به منظور دست يابي به شرايط سيستم ايمني، فاكتور ليزوزيم مي باشد اين آنزيم به دنبال تزريق فرآورده هاي ميکروبي ، در پاسخ به عفونت هاي باکتريايي و جيره غني با پروبيوتيک در سرم ماهيان افزليش مي يابد (توکمه چي،1386). اگرچه ليزوزيم يكي از ده ها فاكتور قابل بررسي جهت ارزيابي وضعيت سلامت آبزيان در جهت ايمني ذاتي محسوب مي شود اما در سال هاي اخير ميزان ليزوزيم موجود در خون و بافت نيز فاكتوري مناسب جهت ارزيابي توانايي ماهيان در بروز پاسخ هاي ايمني ذاتي نسبتبه عوامل استرس زا محسوب شده و در