بمیرید از چنین جانی کزو کفر و هوا خیزدازیرا درچنان جانها فرو ناید مسلمانیسنائی در این بیت با شکایت و تندخویی می گوید : چهرۀ انسانی را پرده ای و نقابی برای نَفس شیطانی قرار مدهید .مسازید از برای نام و داد و کام، چون غولان،جمال نقش آدم را نقاب […]

او تواند کرد جان بی عرض را جوهریچشم ازین جوهر همی برداشت نتوان، از بهاکانکه بی چشم است بفروشد به یک جو جوهری۱۵-۱-۴ بمیر ای حکیم !در این ابیات که جنبه آموزشی و روان شناسانه و اخلاقی دارد و می گوید : بمیر قبل از اینکه بمیری ! زیرا این […]

پس تو در چاه طبیعت چند باشی با وسن؟چرخ گردان این رسن را می رساند تا به چاهگر همی صحرات باید، چنگ در زن در رسنسنائی در این ابیان اخلاقی و دینی بیان می دارد : اگر واقعیت دین آشکار شود ، دیگر اثری از کفر باقی نمی ماند . […]

تا چنان چون هفت اختر نُه فلک را بسپریسنائی با آوردن داستان محمود غزنوی و غلامش ایاز به این نکته اخلاقی اشاره دارد هر کجا سخن از زیبایی و عشق باشد این عاشقانند که مطرح اند . نه شاعری مانندِ عنصری که با الفاظ سر و کار دارد . و […]

دولتی بود آن دوالی کش عُمَّر در کف گرفتورنه عُمَّر هست بسیار و بسی بینم دوالسنائی می گوید : دوزخیان را نظاره کن که با داشتن سه دوزخ ( احتمالا سه صفت از صفات زشت) در گرمای تموز همچنان سرد مانده اند و ابلهان را بنگر که با وجودِ دو […]

از نمونه های برجسته ی شعر های عرفانی و اخلاقی سنائی است که در آن اندیشه ی عرفانی شاعر، در کمال پختگی خود را نشان داده است و بعضی از مصراعهای آن ضرب المثل شده است از قبیل: «اندرین ملک چو طاووس به کار است مگس.»که اشارتی دارد به نظریه […]

خواهَش افسر شمار و خواه افسارسنائی دلیل کشتن حیوانات حلال را اینگونه استنباط می کند که به این قصد آن ها را بکش که جزء وجود انسان شوند و به مقامی فراتر از مرحلۀ حیوانی راه یابند .برهّ و مرغ را بدان رَه کُشکه به انسان رسند در مقدارو سنائی […]

۱۳-۱-۴ برگ بی برگی نداری، لاف درویشی مزنسنائی در این شعر تعلیمی بیان می دارد : اگر آمادگی و استعداد فقر و درویشی نداری لاف درویشی مزن و اگر جوانمردانه و با سرخ رویی نمی توانی کشته شوی و با سربلندی ، همچون نامردان نمیر .این قصیده یکی از مشهورترین […]

وزر ورزد جان چو اورا عقل و دین نَبود وَزیرسنائی در این بیت عرفانی و اخلاقی بیان می دارد : آنچه سبب میدان یافتن و تسلّط دیو است بر تو ، نفسِ تو است همان گونه که عاملِ نقایضِ جریر و فرزدق در درون آنها بود ، یعنی فرِّ فرزدق […]

مال دادی به باد چون تو همیدر این بیت اخلاقی ، تا تو را قرین دولتی در جهان الاهی دولتیار و سعادتمند نخواهی بود . وقتی تو را از تو بازستانند و بی خویشتن و مجذوب شوی ، دولت حقیقی و کار ( اعتبار ) حقیقی آن است و « […]