پایان نامه رایگان با موضوع بازآفرینی، زبان مقصد، زبان فارسی، زبان مبدأ

دسامبر 22, 2018 0 By yazoa
پایان نامه  

……………………………….92
4-7. گاره سری ………………………………………………………………………………………………….97
4-8. ترانه های دامداری ……………………………………………………………………………………..103
4-9 . ترانه های شاد ……………………………………………………………………………………………106
4-10. ترانه های کوه – گیلان ………………………………………………………………………………114
4-11. دعا و خواهش ………………………………………………………………………………………..119
4-12. نفرین ……………………………………………………………………………………………………….122
4-13. خدمت سربازی ………………………………………………………………………………………126
4-14. دوبیتی یا ترانه های محلی مقبول ترین قالب شعری عامیانه ……………………………… 129
4-15. صنایع شعری دوبیتی های محلی ……………………………………………………………….131
4-16. مضامین اشعار گالشی ………………………………………………………………………………..138
4-17. لحظه های عاشقانه ……………………………………………………………………………………147
4-18. عشق روستایی ………………………………………………………………………………………..148
4-19. تکرار ……………………………………………………………………………………………………….148
4-20. مشابهت در سرایش ……………………………………………………………………………………155
4-21. نگاهی به درونمایه ی ترانه های گالشی …………………………………………………….159
4-22.موسیقی گیلان ……………………………………………………………………………………………159
4-22- 1. ترانه ها …………………………………………………………………………………………..160
4-22-2. آواها……………………………………………………………………………………………………..160
4-23. رواج پاره ای از دوبیتی ها…………………………………………………………………………..162
4-24. موسیقی کناری در ترانه ها …………………………………………………………………………..164
4-24-1. قافیه ی آوایی ……………………………………………………………………………………….165
4-25. مثنوی – دوبیتی ……………………………………………………………………………………….166
4-26. دوبیتی – چارپاره ……………………………………………………………………………………….168

فصل پنجم
5-1 . نتیجه …………………………………………………………………………………………………….173
5-2. پیشنهاد ……………………………………………………………………………………………………….175
منابع مآخذ ……………………………………………………………………………………………………..177

چکیده
ادبیات عامیانه یکی از گونه های ادبیات به شمار می آید . ادبیاتی که از توده ی مردم سخن به میان می آورد . این گونه از ادبیات ، مدّتی است مورد توجه قرار گرفته و با اقبال مواجه شده است . این پژوهش گامی است در راستای گردآوری ، تدوین ، تنظیم ، تحلیل ، توضیح ، تبیین و تفسیر ترانه ها و دوبیتی های گالشی رایج در میان اهالی اتاقور لنگرود . اگر چه از پیکره ی ادبیات شرق گیلان جدا نیست ، که در راستای ادبیات عامیانه ی گیلان است و می تواند با دقت و ژرفانگری در آن از دید ادبیات تطبیقی بومی – محلّی دیگر نقاط استان گیلان به بالندگی ادبیات روستایی سرزمین گیلان کمک کند . شیوه ی گردآوری این دوبیتی های گالشی به صورت میدانی و با ثبت و ضبط ترانه ها از شخصیت های محلّی صورت گرفته و با آثار مکتوب در این زمینه مقابله شده و در این پایان نامه لحاظ شده است . در پایان نتایجی چند حاصل شده که نشانگر احساسات واقعی و روزمرّه ی مردم ، بیان اوضاع و احوال زیست مردم ، زبان ساده و بی آلایش و بدور از تکلّف مردم ، بدور بودن از هر گونه آرایه بندی و زیور آرایی ، سبک عام مردم منطقه است . ترانه های گالشی منطقه ی اتاقور لنگرود به مناسبت و با مضامین گوناگون در بین مردم ساکن منطقه رایج بوده و است . مطربان ، نوازندگان ، خوانندگان در عروسی ها ، ختنه سوران ها ، مجالس سور و سرور طبقات عامّه ی مردم ایران و احیاناً در بزم های خصوصی ، جشن های ملّی و آیینی خوانده می شده و این اشعار از زبان مردم منطقه شنیده و ثبت و ضبط می شده است . و ما سعی کرده ایم آن را به طور تفصیلی مورد بررسی قرار دهیم .

واژه های کلیدی :
اتاقور ، فرهنگ عامه ، ترانه های گالشی ، دوبیتی های روستایی ، ادبیات شفاهی

1-1 . مقدمه ای در غنای زبانی مردم گیلان
استان گیلان ، جزو استان هایی است که از همه ی امکانات طبیعی و گردشگری برخوردار است . کوه ، جنگل ، دریا در کنار همدیگر بر این زیبایی طبیعی افزوده است . به خاطر وجود همین جلوه های طبیعی و بهره مندی مردم از امکانات شغلی متنوّع ، به ظرافت و لطافت هایی دسترسی دارد که دیگر استان ها از آن محروم اند . شغل های متنوّعی در استان داریم که مردم به آن مشغول اند . زندگی مردم به فعالیت های کاری و شغلی و دغدغه های زندگی ، در همین حال و هوا می گردد . برخی از شهرهای استان همه ی این شغل را با هم دارند . کشاورزی ، شغل اساسی و بنیادین مردم است . باغداری ، دامداری ، شکار و صیّادی ، نوغانداری ، چایکاری دیگر شغل هایی است که مردم بدان ها مشغول اند . اگر چه پرورش زنبور عسل ، ماکیان داری ، صیفی کاری و جالیزداری ، پرورش گل و گیاه و چون آن از دیگر مشغله های مردم است . زنان هم به کارهایی چون چادر شب بافی ، بافندگی ، فرآورده های لبنی و چون آن خود را سرگرم کرده اند. ش
غل های دیگری هم در برخی روستاها هنوز زنده است ، آهنگری ( = چلنگری ) که به آن به زبان محلّی « صقل دوکان » می گویند .
قصد من از بیان این پیش سخن ، حضور زبان و واژگان مربوط به این منطقه و در همه ی این شغل ها است . اصطلاحات ، کلمات ، الفاظ ، زبانزدها با همه ی این شغل ها درپیوندند . لذا غنای زبانی در بسیاری از مناطق گیلان به وضوح مشاهده می شود.
سبک زندگی مردم ، معیشت و درآمد مردم با عنایت به همین شغل ها برنامه ریزی و پی ریزی می شود . از آغاز زندگی تا پایان آن مردم به کشت محصول – از گونه های مختلف – ، برداشت محصول و خرمن ، و گذران زندگی با همین داشته هاست . لذا مردم ساکن در منطقه و شاغل به شغل های مناسب محیط و زندگی شان را تنظیم می کنند ، در کنار هر یک از این محصولات چون : برنج ، چای ، نوغان ، صید ماهی ، پرورش زنبور عسل و … برای خود آیین ها و جشن هایی برپا می کنند که فرهنگ و خرده فرهنگ های مردم این مناطق با همین ها شکل گرفته و هنوز هم شکل خاص خود را – اگر چه گاه دگرگون شده – دارد. جشن های خرمن نمونه هایی از این جشن ها به شمار می آیند . آیین ها ، سنّت ها ، باورها ، آداب و رسوم با همین سبک زندگی پیدا می شوند و در عمق جان مردم ریشه می دوانند .
با این تفاسیر ، می خواهم نتیجه بگیرم که اگر مردم ما هنوز به اصالت خود باور دارند و پای می فشارند ، از فرهنگ غنی ای برخوردارند ، این فرهنگ غنی ، با غنای زبانی مردم همراه و همگام است . اگر این غنای زبانی جمع آوری شود ، هویت مردم شکل می گیرد و هویت به دنبال آن تحکیم وحدت به همراه خواهد داشت . همه به مانند پنجه های یک دست کار می کنند و باید به ادامه زندگی خود امیدوار باشند .
اصل ترانه ها ، هر چه باشد ، چندان ترزبان است که شنونده را منقلب می کند . اکثر این ترانه ها ، عاشقانه و حاکی از عشق فراقی است و درد هجران چندان سوزناک است که شنونده بناچار با تمام وجود محو تماشای خواننده می شود و تا بن جانش اثر می گذارد .
اصل ترانه ها ، بیشتر به پارسی می زند . لحن آهنگ ها می نماید که نرم ، لطیف ، ظریف ، طبیعی ، ساده ، دوست داشتنی و دست کاری نشده است . همین طبیعی بودن زبان ، برگردان آن را آسان نمی نمود . بازنمود این حرکت در واقع بازآفرینی طبیعی پیام زبان مبدأ در زبان مقصد است ، نخست در معنی و دوم در سبک آن این بازآفرینی تأثیرگذار بود و می توان گفت فرایندی است که طی آن یک پیام نوشتاری یا گفتاری در زبان مبدأ با کلّیّت خود به زبان مقصد انتقال می یابد . ما ناچار بودیم برای این کار سدّ زبانی را که مانع از انتقال مفاهیم فرهنگی بود ، بشکنیم و به اعتبار آن که اثری را به زبان فارسی می نگاریم و برمی گردانیم ، باب زبان را برای حضور یک افق فرهنگی دیگر خودی فراهم می سازد ، گویی معنا حساب جداگانه ای از زبان دارد و صرفاً از قفس یک زبان دیگر رانده می شود .
اگر چه علاقه مند نبودم که ترانه را از زبان اصلی اش به زبان فارسی برگردانم ، ولی گویا چاره ای جز این نبوده است که این کار برای سهولت کار باید انجام پذیرد . در واقع ما در فرآیند گردآوری ترانه با یک مشکل مواجه بودیم و با برگردان آن با دو افق فرهنگی و معنایی . کنش ما برای این کار یک کنش تکنیکی صرف نبود . در عین حال نقش آفرینی حساس فرهنگی در پیوند افق ها و گفت و گوهای میان دو برداشت از محیط ، زبان و قومیت بود . لحظاتی که نیّت گردآوری ترانه ها را در سر می پروراندم یک هدف را دنبال می کردم و زمانی که به ثبت و باز نمود و حتّی از دید محتوایی قصد بازآفرینی یک واژه را داشتم ، یک ایده متعلّق به یک افق دیگر در زبان فارسی پیش آمد کرد . دو افق معنایی که بر اثر امکان مهاجرت ایده ای را از افق زبان مبدأ به افق دیگر فراهم می سازد ، و هم افق زبان مقصد را بارور از معنای تازه می کند .
کهن ترین ترانه ای که در منطقه اتاقور گفته و شنیده شده ، و یا سندی موثّق به شمار بیاید ، یا گوینده و سراینده ای را به عنوان نخستین گوینده ترانه های محلی بتوان نام برد ، یافت نشد . گویا مثل همه ی ترانه های از دل برآمده ، این ترانه ها هم از دل برآمده بود و شخصی مشخّص پشت آن یافت نمی شد و نمی شود . از اقوام گذشته ی ساکن این منطقه ، یا حتّی ساکنین امروزین این ناحیه بشود به عنوان میراث فرهنگی یا ادبی به شمار آورد ، به درستی به دست نیامد . برخی از مردم به طور تخمین فردی را نام می بردند که حدود یک سده زیست و این ترانه ها به طور اخصّ از او شنیده می شد . ترانه های عامیانه ، پیام هایی را که می خواستند به آیندگان بدهند ، چندان دستخوش تغییرات شده که نمی شود پیام نهفته در متن را بیرون کشید و ارائه داد . یقین دارم ، پژوهندگان فرهنگ مردم بتوانند رمز آن ها را کشف و پرده از روی مفاهیم آن بردارند . مردم این مناطق کوهپایه نشین هر گاه ضرورتی پیش می آمد ، و برای اینکه از قافله ی فرهنگ عقب نمانند ، دست به سرایش ترانه می زدند آن را « اشار « یا « اشعار » می نامیدند ، و از این راه هم برخی عقاید خود را