پایان نامه رایگان با موضوع نرم افزار، ارائه خدمات، عوامل موثر

نوامبر 30, 2018 0 By admin4
پایان نامه  

لايحه ي قانوني تشکيل پليس قضايي مصوب 5/4/59 امده است عبارت است از : همان وظايفي که در قانون آيين دادرسي کيفري مصوب 1330 و قانون آيين دادرسي دادگاه هاي عمومي و انقلاب در امور کيفري مصوب 1378 آمده است .
فقط نکته قابل ذکر آنست که در اصلاحيه اي اين لايحه در سال 1361 چنين آمده است که نيروي مربوط به پليس قضايي بايد توسط وزارت کشور تأمين شود و وزارت کشور موظف است نيروي مورد نياز قوه ي قضائيه را در حدود اين قانون در اختيار دادگستري قراردهد .از جمله فوايد وجود پليس قضايي آن است که با توجه به انتقال بخشي از وظايف پليس به اين سازمان که تحت نظارت قوه قضائيه قرار دارد از ميزان وظايف و بار مسئوليت دولت کم شده و در نتيجه دولت مي تواند از نيروهايش در بخش هاي ديگر و به نحو مطلوب تري استفاده نمايد. همچنين با تشکيل اين سازمان بسياري از تحصيل کردگان به ويژه در رشته هاي حقوق مي تواند در اين بخش فعاليت نمايند دانشکده هاي حقوق نيز به ويژه دانشکده ي علوم قضايي که نيروهاي مورد نياز اين سازمان را تأمين مي کنند بايد تلاش کنند تا درس هاي مربوطه را بيشتر به صورت علمي ارائه دهند و در عين حال مشغولين در اين سازمان بايد برنامه هاي خاصي را با آموزش فنون نظامي نيز داشته باشند .
گفتارنهم : مديريت پليس و بهره وري واحدهاي انتظامي :
پليس جامعه گرا پليسي است که از گروه هاي مردمي استفاده مي کند و تعامل بسيار خوبي با مردم واهالي محلات دارد. گروه هاي مردمي پليس اين امکان را فراهم مي کنند که ساکنان با واحدهاي پليس مستقر در محله خود در راستاي مبارزه براي آنچه که متعلق به خودشان مي باشد يعني جامعه متحد شوند. اين گونه گروه هاي مردمي در بالا بردن سطح کيفي پليس نقش زيادي دارند. شهرونداني که در اين گروه ها فعاليت مي نمايند در واقع نمايندگان پليس در ميان مردم بوده و از فعاليت پليس حمايت مي کنند اين گروه ها به عنوان نيروهاي نيمه وقت ، کمکي ، و نيروهاي فوق العاده در امر توسعه منابع انساني نيروي پليس ، سرمايه بسيار ارزشمندي مي باشند در اين خصوص مي توان از نيروهاي بازنشسته پليس که داراي تجربيات زيادي مي باشند استفاده نمود و اين موضوع باعث صرفه جويي در زمان و هزينه ها مي شود در حقيقت بازيابي نيروهاي مجرب به عنوان نيروهاي کمي مي تواند روش مؤثري در رفع چالش هاي نيروي پليس باشد. به عبارتي، مردمي سازي سازمان پليس يعني به کارگيري شهروندان جامعه براي انجام برخي کارها در ادارات پليس روش مقرون به صرفه ايي براي استفاده از استعدادها و توانايي هاي فراوان و متنوع شهروندان مي باشد . همين امر موجب مي شود تا نيروهاي رسمي پليس فرصت يابند تا به اموري که براي آنها دوره هاي تخصصي گذرانده اند بپردازند، چرا که بسياري از کارهاي روزمره که توسط نيروهاي پليس انجام مي شود نيار به نيروي مجرب نداشته و همين نيروهاي کمکي نيز با مقداري تعليم و آموزش مي توانند از عهده انجام برآيند. نيروهاي بسيج در ايران نمونه اي از نيروهاي مردمي پليس به شمار مي روند که در مواقع بحراني ، بطور جدي پليس را ياري مي نمايند اما نکته قابل ذکر آن است که اين نيروها بايد به حدي آموزش ديده باشند که متعرض حقوق شهروندي نشده و در رفتار خود با شهروندان ، حفظ کرامت آنها را در اولويت قرار دهند. استفاده از فناوري هاي جديد که در کشف و تعقيب مجرمين پليس را ياري مي نمايند، تمرکز بر روي مکان هاي وقوع جرم ( نقاط جرم خيز شهري ) و تمرکز بر روي مجرمين سابقه دار، مي توانند از عوامل موثر در مديريت پليس و بهره وري بالاي آن باشند و در تأمين رضايت شهروندان از نيروي پليس که يکي از پرهزينه ترين خدمات شهري است مؤثر باشد. بهره وري نيروي پليس از روي کميت و کيفيت خدمات ارائه شده اندازه گيري مي شود و ارتقاي بهره وري کارکنان پليس هدف مطلوب مديريت است. بهره وري نيروهاي پليس متأثر از عواملي چون آموزش و تجربه ، اهداي جوايز و تشويق هاي به موقع ، ارائه وسايل پيشرفته و فناوري هاي به روز مي باشد. ايجاد روحيه ي کاري نيز يکي از وظايف اصلي مديران سازمان پليس مي باشد که در بهره وري نيروي پليس مي تواند بسيار مفيد باشد .
گفتار دهم : پليس زن :
وجود نيروي انتظامي در کشور جهت برقراري امنيت و آسايش عمومي امري اجتناب ناپذير مي باشد و نياز به پليس زن در کشور با توجه به اينکه در حدود نيمي از جمعيت کشور را زنان تشکيل مي دهند و لذا نيازهاي آنان به خدمات پليسي و به ويژه در يک کشوري با نظام اسلامي که بتواند شأن و شخصيت و کرامت زن را حفظ کند ضرورت وجود پليس زن را دو چندان مي نمايد. بنابراين با اعتقاد به توانمندي زنان در اين عرصه که در افکار عمومي بيشتر شغلي مردانه محسوب مي شود مي توان خدمات مطلوب تري به زنان و به ويژه کودکان در جامعه ارائه داد. نيروي انتظامي جمهوري اسلامي ايران از سال 1378 اقدام به پذيرش و تربيت افسر زن از طريق کنکور سراسري در دانشگاه علوم انتظامي نموده است که اين دانشجويان با کسب مهارتهاي گوناگون انتظامي ، علمي ، اخلاقي، فيزيکي و اجتماعي آماده ايفاي وظايف و مسئوليت هاي خود در اين شغل مي شوند تا نياز جامعه را در اين بخش تأمين نمايند. بنابراين ناديده انگاشتن ظرفيت بالاي زنان در مشارکت در مديريت جامعه و به ويژه همکاري در سازمان پليس مي تواند هزينه هاي زيادي را بر جامعه متحمل کند و بي ترديد موانع ومشکلاتي را در مسير جريان هاي اجتماعي بوجود آورد. به همين دليل نيز طراحان و برنامه ريزان مسائل اجتماعي تأکيد زيادي بر بهرگيري از استعدادها و توانايي هاي اين قشر عظيم دارند. لذا در برقراري نظم و امنيت در جامعه که از جمله نيازهاي اوليه ي شهروندان مي باشد و اين مهم در جامعه بر عهده پليس مي باشد و وجود پليس زن در برخورد با متخلفان و مجرمان زن جهت رعايت موازين شرعي و اسلامي امري واجب مي باشد. بنابراين اقدام نيروي انتظامي در اين زمينه گامي بسيار بلند و مؤثر تر در ارائه خدمات در جهت تأمين رضايت شهروندان مي باشد. البته در ميان صاحب نظران عده اي بر اين باورند که تفاوت هاي جسماني و رواني بين زن و مرد در انجام وظايف طبيعي آنها تأثيرگذار است که اين بحث سابقه ايي طولاني دارد. افلاطون در کتاب جمهوريت با صراحت مدعي است که زنان و مردان ، استعدادهاي مشابهي دارند و زنان مي توانند همان وظايفي راعهده دار شوند که مردان برعهده مي گيرند و از همان حقوقي بهره مند گردند که مردان بهره مند مي شوند. اما ارسطو نظري مخالف نظر استاد خود دارد.او معتقد است که نوع استعدادهاي زن و مرد متفاوت است و وظايفي که قانون خلقت بر عهده هر يک از آنها گذاشته و حقوقي که براي آنها خواسته در قسمت هاي زيادي باهم تفاوت دارند29 . اسلام هم ضمن قبول تفاوت بين زن و مرد قايل به حقوق مساوي اما غير متشابه براي آنان است.
پليس به عنوان نهادي که در ارتباط با اکثريت مردم جامعه است و اصلي ترين وظيفه آن تأمين نظم و امنيت و آسايش عمومي است نمي تواند نسبت به شرايط و تغييرات محيطي بي توجه باشد و انتظارات جامعه را ناديده بگيرد به خصوص در جامعه اسلامي ما که در عين نياز به ارائه خدمات انتظامي ، خواهان رعايت حدود شرعي و ديني در روابط زن ومرد است. ويکي از راه هاي رسيدن به اين هدف ، اقدامات لازم براي پاسخگويي به نيازهاي مردم و استفاده از زنان متخصص به عنوان پليس در نيروي انتظامي است .
مبحث پنجم : مفهوم امنيت :
امنيت واژه ايي پيچيده و به لحاظ کاربرد از گستردگي وسيعي برخوردار است . از دروني ترين افکار و احساسات بشري گرفته تا مسائل بسيار مهم دولتها ، مشمول مفهوم امنيت است. ريشه ي لغوي ” امنيت ” از زبان عربي گرفته شده و در زبان فارسي متداول شده است و تقريبا با مفهومي مشابه در ادبيات فارسي استعمال مي شود. در فرهنگ معين ، امنيت به معناي ايمن شدن ، در امان بودن و بي بيمي ، تعريف شده است . فرهنگ لغت آکسفورد امنيت ( security ) را چنين معنا مي کند ” رهايي از نگراني ها و ايمني در مقابل خطرات و همچنين معيارهايي قراردادي براي تضمين ايمني يک کشور ، شخص يا چيزي که از ارزش برخوردار است. ”
از زماني که بشر براي بقا و تأمين معاش خود با وسايل ابتدايي و دست ساز به مقابله با عوامل طبيعي پرداخت تا عصر حاضر که به دنبال صنعتي شدن و فناوري هاي نوين طالب قدرت و برتري بر ديگر همنوعان مي باشد، امنيت چه در بعد فيزيکي و چه در بعد رواني آن ، همواره يکي از دغدغه هاي اصلي وي بوده است. متناسب با پيچيده ترين شدن روابط اجتماعي در عصر مدرنيته و خارج شدن اين روابط از حالت هاي ساده و اوليه که جنبه فيزيکي و محسوس داشت ، عوامل پنهان و نامحسوس امنيت در جنبه هاي گوناگون اقتصادي، اجتماعي ، فرهنگي و سياسي از اهميت به سزايي برخوردار مي باشد. لذا بعد نرم افزاري امنيت اهميتي به مراتب بيشتر از بعد سخت افزاري آن پيدا مي کند. بدين معني که اگر در گذشته عوامل اجرايي و فيزيکي امنيت مانند پليس ، قاضي ، اسلحه ، حفاظت فيزيکي و . . . بيشترين اهميت را در تأمين امنيت داشتند . در عصر حاضر علاوه بر اين عوامل جنبه هاي نرم افزاري امنيت مانند مشروعيت نظام سياسي، وحدت و همبستگي اجتماعي، قدرت تصميم گيري ، مديريت توانمنداقتصاد و توسعه امور فرهنگي و اطلاعاتي اهميت بسيار زيادي در مباحث امنيتي دارند. بنابراين امنيت از مقوله هاي اساسي نيازمندي هاي انسان بوده و نعمت امنيت ، ريشه و اساس همه نعمت هاي الهي است. با فقدان امنيت تمام امور مادي و معنوي فردي و اجتماعي نيز به خطر مي افتد .
1 – تعاريف امنيت :
رابرت ماندل براين اعتقاد است که امنيت به لحاظ مفهومي چهره ايي متغيردارد از همين روست که ارائه تعريفي کامل از امنيت مستلزم بررسي و تحقيق در خصوص مفاهيم کليدي چون قدرت تهديد و اتحادهاست 30 .
باري بوزان بر اين اعتقاد است که مفهوم امنيت همچنان به عنوان يک ارزش مناقشه اميز سياسي تکامل نيافته و درحاله اي از ابهام و عدم شفافيت باقي مانده است 31.
مسعود چلبي در خصوص امنيت مي گويد ” ناامني حالات يا موقعيت هايي هستند که نظم و انسجام و آرامش جامعه را برهم مي زنند “32 .
آرنولد ولفرز نيز معتقد است ” امنيت در معناي عيني نبود تهديد براي ارزش هاي کسب شده و در معناي ذهني عدم ترس و وحشت از جمله ارزش هاست 33.
عباسعلي عميد زنجاني در مورد مفهوم امنيت چنين مي گويد ” مفهوم امنيت مصونيت از تعرض و تصرف اجباري بدون رضايت است و در مورد افراد به معني آن است که مردم هراس و بيمي به حقوق و آزادي هاي مشروع خود نداشه و به هيچ وجه حقوق آنان به مخاطره نيافتد و هيچ عاملي حقوق مشروع آنان را تهديد ننمايد34 .
2 – اقسام امنيت :
امنيت در ابعاد مختلف ظهور و بروز پيدا ميکند و مي توان از جنبه هاي گوناگون امنيت در سطوح مختلف بحث نمود. برخي از اقسام مهم امنيت عبارتند از : امنيت اجتماعي ، امنيت انتظامي ، امنيت جامعوي ، امنيت جمعي ، امنيت پايدار ،امنيت انساني ، امنيت سياسي ، امنيت رواني ، امنيت دولتي ، امنيت داخلي ، امنيت قضايي و . . .
3 – امنيت اجتماعي :
امنيت اجتماعي دلالت بر مجموعه سياست ها و راهکارهايي دارد که هدف از آنها ايجاد اطمينان خاطر اوليه و نسبي براي شهروندان در رويارويي با عوامل مخل آرامش و آسايش در جامعه مي باشد. افراد براي تحقق امنيت و جايگاه خود در جامعه ناگزير از عضويت در اجتماعات يا گروه هاي مختلف هستند. مفهوم امنيت اجتماعي براي اولين بار و به مفهوم فني کلمه درسال 1993 توسط انديشمنداني چون باري بوزان ، ال ويور و ليتمر تحت عنوان مکتب کپنهاک مطرح گرديد. انگيزه طرح اين موضوع امواج تهديدآميزي بود که