کارکرد مودّت به عنوان اجر رسالت پیامبر اکرم (۹۲)- قسمت ۹

[۱۲] : (خداوند ازمیان فرشتگان و مردم، رسولانی را برمی گزیند.)
چنانکه در تفسیر المیزان آمده است: کلمه( اصطفاء) به معناى گرفتن خالص هر چیز است. راغب می گوید: اصطفاء گرفتن صافى و خالص هر چیزى است، هم چنان که اختیار به معناى گرفتن خیر هر چیزى است. پس اصطفاء خدا از ملائکه و از مردم رسولانى به معناى انتخاب و اختیار رسولانى از میان آنان است، که آن رسول صافى و خالص و صالح براى رسالت باشد.
این آیه و آیه بعدش دو حقیقت را بیان مى‏کنند: یکى اینکه مساله قرار دادن رسولان براى بشر بر خدا واجب است، و یکى هم اینکه واجب است که این رسولان معصوم باشند.[۱۳] لذا خداوند حکیم عادل تا کسی لیاقت نداشته باشند وی را برای رسالت اختیار نمی فرماید.[۱۴]
[۱۵] : (آنان (پیامبران) در نزد ما برگزیدگانی نیکوکارند.)
ایمان و عمل صالح آنها سبب شده که خدا آنان را از میان بندگان خود برگزیند و به منصب نبوت و رسالت مفتخر سازد، و نیکوکارى آنها به حدى رسیده که عنوان اخیار (نیکان) را به طور مطلق پیدا کرده‏اند، افکارشان نیک، اخلاقشان نیک ، اعمال و برنامه‏ها و سراسر زندگانیشان نیک است، و به همین دلیل بعضى از مفسران از این تعبیر که خداوند بدون هیچ قید و شرطى آنها را از اخیار خوانده، استفاده مقام عصمت براى انبیا کرده‏اند، چرا که هر گاه انسانى خیر مطلق باشد حتما معصوم است.[۱۶]
[۱۷] : (خدا داناترست که رسالتش را در کدام جای بگذارد.)
بنابراین رسالت نه ارتباطى به سن و مال دارد و نه به موقعیت اجتماعی، بلکه شرط آن قبل از هر چیز آمادگى روحى، پاکى ضمیر، سجایاى اخلاقی، فکر بلند و اندیشه قوى، و بالآخره تقوى و پرهیزگارى فوق العاده‏اى در مرحله عصمت است، عصمت چیزى است که جز خدا نمى‏داند و به همین دلیل انتخاب پیامبران به دست خدا است و خدا مى‏داند این مقام را در چه جایى قرار دهد نه خلق خدا و نه از طریق انتخاب مردم و شورى.[۱۸]
از این روست که خداوند براى امر رسالت خود کسى را برنمى‏گزیند مگر بداند که او شایستگى براى این امر را دارد، و او خود نسبت به زمینه‏هاى رسالت از همه داناتر است.[۱۹]
بنابراین پیامبران الهی دارای جایگاه و مرتبه شریفی از یک سو و ماموریت بسیار مهمی از سوی دیگری هستند؛ پس اجر و مزد چنین انسان هایی باید دارای ویژه گی های خاص و منحصر بفردی باشد که در ادامه بررسی خواهد شد.
۲-۳ قرآن و اجر پیامبران پیشین:
خداوند متعال در طول حیات بشر انسان‏های زیادی را برگزیده و به سوی مردم ارسال داشته تا آنان را از تاریکی‏های جهل رها ساخته و فطرت پاک خدا جوی آنان را زنده سازد. در این میان یکی از شعارهای همیشگی پیامبران در طول دعوت‏شان که همواره آن را به قوم خود گوشزد می‏کردند، عدم درخواست هیچ گونه مزد و پاداشی بر رسالت خویش است.
در قرآن از زبان حضرت نوح (۷) آمده: [۲۰] : (اگر از قبول دعوتم روى بگردانید، من از شما مزدى نمى‏خواهم مزد من، تنها بر خداست. به عبارت دیگر اگر از پذیرفتن دعوت من اعراض کنید من کمترین ضررى نخواهم دید، زیرا وقتى از اعراض شما متضرر مى‏شوم که از شما اجر و پاداشى خواسته باشم، که با اعراض شما من از آن پاداش محروم شوم، و من هیچ مزدى از شما نخواسته‏ام و پاداشم به عهده خداى تعالى است، دیگر چه باکى از اعراض شما داشته باشم؟[۲۱] )
بنابراین حضرت نوح(۷) اجری بابت رسالتش از امتش درخواست نکرده است و فرموده اجر من به عهده خداوند رب العالمین است و نیز در جایی دیگر ایشان می فرماید: [۲۲] :(اى قوم! من به خاطر این دعوت، پاداشى از شما نمى‏طلبم اجر من، تنها بر خداست.)[۲۳]
حضرت هود (۷)نیز خطاب به قوم خود می فرمایند: [۲۴] : ( اى قوم من! من از شما براى این (رسالت)، پاداشى نمى‏طلبم پاداش من، تنها بر کسى است که مرا آفریده(قبل از آنکه سابقه وجودی داشته باشم) است. ) [۲۵]
” گمان نکنید که من طمع به مال شما داشته باشم یا خیال ریاستى و سلطنتى بر شما کرده باشم بلکه غرضم جز اطاعت امر الهى و نجات شما از هلاکت و بلاء دنیوى و عذاب اخروى چیزى نیست. اجر من با خدا است آنهم نه بعنوان استحقاق که حق مطالبه داشته باشم زیرا بنده هر چه اطاعت کند وظیفه بندگیست و مقابل با کوچکترین نعم الهى نیست بلکه بعنوان تفضل و وعده الهى و میدانم خلف وعده نمی فرماید. “[۲۶]
همچنین در قرآن کریم در سوره شعرا(۲۶) آیات ۱۸۰، ۱۶۴، ۱۴۵، ۱۲۷، ۱۰۹ که به ترتیب در آن شرح حال پیامبران الهی نوح، هود، صالح، لوط و شعیب(:) بیان شده همگی به یک شیوه و بیان پاسخ قوم خود را بیان می کنند که آن عبارت است : : (من در برابر این دعوت، پاداشى از شما نمى‏طلبم اجر من تنها بر پروردگار عالمیان است.) [۲۷]
این جمله بر آن است که بفهماند من به پاداش دنیوى طمع ندارم، ولى به این عبارت فرموده که از شما مزدى در خواست نمى‏کنم و با این تعبیر فهمانده که به جز خیرخواهى منظورى ندارد و آنچه که ایشان را بدان دعوت مى‏کند به خیر خود ایشان است و در آن خیانت و نیرنگى هم نمى‏کند، در نتیجه وقتى چنین است باید در آنچه امرشان مى‏کند اطاعتش کنند، و به همین جهت بلافاصله در آیه بعد «فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُونِ» آمده است. و اگر در جمله«إِنْ أَجْرِیَ إِلَّا عَلى‏ رَبِّ الْعالَمِینَ» به جاى نام جلاله «اللَّه» نام «رب العالمین» را آمده ، براى این است که بر مساله توحید صریحتر دلالت کند، چون مشرکین خداى تعالى را معبود عالم آلهه مى‏دانست

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

ند و معتقد بودند که براى هر عالمى الهى جداگانه هست، که آن را به جاى خدا مى‏پرستیدند. بنابراین، در برابر اینان باید این معنا را اثبات کرد که خداى تعالى رب همه عوالم است و غیر از خداى تعالى هیچ اله دیگرى نیست.[۲۸]
نکته قابل تاملی که در این آیات مشاهده می شود این است که در هیچ کدام از این آیات امر مستقیم خداوند به پیامبران جهت بیان عدم درخواست پاداش از انسانها مشاهده نمی شود و نقل قول مستقیم از زبان پیامبران شده است، این در حالی است که در ادامه خواهیم دید که در مورد پیامبر اسلام حضرت محمد(۹) لسان قرآن کاملا تغییر می کند.
با توجه به آنچه در معنای کلمه اجر گفته شد( اجر به پاداش دنیوی و اخروی هر دو اطلاق می شود)، بنابراین آیاتی که نفی اجر شده قرینه است که مراد آن اجر دنیوی است و هیچ یک از انبیاء آن را طلب نکرده اند. حق مطلب همین است که پیامبران از امت خود اجر و پاداشی طلب نکنند. رسولان الهی از جانب خدا آمده اند و دعوت آنها مبنی بر وحی و اتصال به عالم غیب بوده است، لذا رسولان الهی چون به اسرار عوالم وجود اطلاع پیدا نموده اند و رمز حیات و ممات را دریافته اند و ابدیت را ادراک نموده اند و جان آنها با خدای خود مرتبط شده است ، اعمال آنها فقط و فقط برای رضای خدا بوده و در مقابل زحمات و لطماتی که در راه تبلیغ شریعت و هدایت مردم بر خود هموار می دارند مزدی نمی خواهند، مزد آنان فقط رضای خدا و انجام ماموریت و نفس هدایت مردم است.
در اینجا لازم به ذکر است که پیامبران الهی به دستور خدا مردم را به سوی فلاح و رستگاری ابدی دعوت و هدایت می کردند و در این راه زحمت بسیاری را برای مردم متحمل شده اند، نه اینکه کاری را به نفع خدا انجام داده باشند. آیا خدمتی بالاتر از این کار برای بشریت وجود دارد ؟ و واضح است که هر خادمی مستحق دریافت مزد و پاداش از مخدوم خود است. از طرفی دیگر مگر یک مشاور در مقابل راهنمایی و مشاوره ای که به شخصی در موضوعی می کند مستحق دریافت مزد و پاداش نمی شود؟ و آیا مشاوره و راهنمایی بالاتر از هدایت مردم توسط انبیاء الهی وجود دارد؟ البته که وجود ندارد.
در پرداخت دستمزد معیار فقط این نیست که چه کسی دستور داده است، بلکه معیار این است که کار به سود چه کسی انجام می شود. لذا به نظر می رسد طرف حساب انبیاءالهی به حسب نیت آنها خداوند متعال است، اما به حسب خدمتی که انجام می دهند مردم هستند. ولی هیچ چیزی در این دنیای مادی وجود ندارد که بتواند اجر چنین کسانی قرار گیرد و در عین حال خداوند متعال چنین مقرر نفرموده که پیامبران از امتها در خواست مزدی کنند تا انسانها برای هدایت شدن دچار سختی نشده، هیچ عذر و بهانه ای باقی نماند. [۲۹]
روی همین زمینه، حبیب نجار[۳۰] که برای یاری دو فرستاده حضرت عیسی(۷) خود را به آن دو نفر رسانید، در مقام استدلال با مردم می گوید : [۳۱] :(از کسانى پیروى کنید که از شما مزدى نمى‏خواهند و خود هدایت یافته‏اند.) در این جا قرآن کریم دو رکن اساسی رهبر و پیشوا که همان عدم درخواست مزد و پاداش و دیگری هدایت یافتگی آنان است را معرفی می کند.
اگر بنا شود پیغمبری در عوض رسالتش مزدی طلب کند، آن حریت و آزادگی در تبلیغ از دست می رود و خواه ناخواه قدرت مقابله با اشتباهات کسانی که از آنها مزد گرفته را از دست می دهد؛ زیرا شرم و حیایی در شخص مورد احسان پیدا می شود که او را در مقابل احسان کننده، مورد تاثیر قرار می دهد به طوریکه وی را از قاطعیت در تبلیغ ساقط می کند. این چنین است که حضرت نوح(۷) خطاب به امت خود می گوید: [۳۲] : (اگر از من اعراض نمایید به من ضرری نمی رسد، زیرا من از شما اجر و مزدی تقاضا ننموده ام) من در مقابل کار خود که اداى رسالت حق باشد پاداشى از شما نمی خواهم تا پرداخت آن بر شما دشوار آید. و معناى دیگرى که برخى گفته اند‏ این است: که اگر از پذیرفتن گفتار من رو گردان شوید به من زیانى نمی رسد؛ زیرا من طمعى در مال شما نداشته‏ام تا رو گرداندن شما موجب ضرر و زیانى براى من باشد بلکه زیان عمل شما به خودتان برمی گردد. «إِنْ أَجْرِیَ إِلَّا عَلَى اللَّهِ» و پاداش من در انجام کار رسالت و اداى آن جز به عهده خدا نیست.[۳۳]
بنابراین پیامبران کاری را برای غیر خدا انجام نمی دهدند، چون کسی که حامل پیام [۳۴] : (دین را براى خدا خالص کن و معناى خالص بودن دین براى خدا این است که خدا عبادت آن کسى را که فقط براى او عبادت نمى‏کند را نمى‏پذیرد.[۳۵] ) و همچنین [۳۶] : (ودین(طاعت وجزا) همیشه سزاوار اوست. “دین اختصاص باو دارد کسى دینى نمیتواند اختراع کند. “[۳۷] ) و نیز [۳۸] : (پس خدا را در حالی که اعتقاد و طاعت را برای او خالص کرده باشی پرستش کن)، است رسالت خویش را به شائبه ی دنیایی آلوده نمی سازد و پاداش خویش را تنها از خدا مسئلت می کند، همه ی انبیاءالهی بنده مخلِص خدایند و بنده ی مخلِص کاری را جز برای رضای خدا نمی کند و از غیر او نیز طمعی ندارد.
جای شک و تردید نیست که جمیع انبیاء و پیغمبرانی که از ساحت مقدس ربوبی برانگیخته شده اند، از امت خود هیچگونه مزد و پاداشی طلب ننموده اند، هیچ مال و مقامی نخواسته اند، هیچ حقی را برای خود از حقوق مردم ذخیره نکرده اند و هیچ کس را به استخدام و بیگاری نگرفته اند. زیرا طلب مزد از غیر خداوند متعال در تضاد با اصل دعوت آنها که همان هدایت بشریت از باتلاق کفر و شرک و گمراهی ها به سوی قله بندگی و سعادت و عبودیت ذات اقدس الهی است، و لذا اجر و مزد خود را بر عهده خ
داوند جهانیان می دانستند.در اینصورت هرکه خواهد دعوت را می پذیرد و هرکه نخواهد نمی پذیرد، وپیامبران در مقابل افراد متمرد شرم و حیایی ندارند و خود را رهین منت آنان نمی بینند.
با ملاحظه آنچه یادشد، نکاتی در ادامه خاطر نشان می گردد:
۱: پیامبران خدا، ابدا مزد مادی و مالی از مردم برای انجام و ادای رسالتشان نخواسته اند.
۲: قرآن کریم بر پاداش نخواستن انبیا تأکید کرده و به عنوان یکی از راه‏های تشخیص رسولان و فرستاده گان واقعی خدا بر شمرده است.
۳: پاداش در خور رسولان و پیامبران الهی که رسالت خویش را تمام و کمال به انجام رسانیده اند و در این راه سختی ها دیده اند، فقط وفقط خداوندمتعال خواهد داد.
۲-۴ وجوه تمایز رسالت پیامبر اسلام(۹) و دیگر پیامبران الهی:
در آغاز سوالی که مطرح می شود این است که آیا پیامبران الهی در یک رتبه و درجه اند یا میان فرستادگان و رسولان الهی تفاوت وجود دارد؟
با مراجعه به عقل و نقل، می توان گفت: پیغمبران الهی در مقام و منزلتِ واحدی نیستند بلکه جایگاه های گوناگونی در پیشگاه الهی دارند. قرآن مجید در این خصوص می فرماید:
[۳۹]: (بعضى از آن رسولان را بر بعضى دیگر برترى دادیم برخى از آنها، خدا با او سخن مى‏گفت و بعضى را درجاتى برتر داد.)
صاحب تفسیر مجمع البیان ذیل این آیه آورده است: تِلْکَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ پیامبران را بعضى بر بعضى دیگر برترى دادیم.[۴۰] فائده بیان برترى بعضى از انبیاء الهی بر بعضی دیگر چند چیز است:
۱- پیامبران در اصل پیامبرى یکسانند ، ولی در درجه و رتبه با هم تفاوت دارند.
۲- برترى پیامبر اسلام(۹) مانند برترى برخى از پیامبران گذشته است بر بعضی دیگر است.
۳- فضیلت و برترى پس از انجام دادن تکلیف و امتثال و فرمانبرى است.[۴۱]
در جایی دیگر قرآن می فرماید: [۴۲] 🙁 ما بعضى از پیامبران را بر بعضى دیگر برترى دادیم.)
پیامبران اگر چه در عالیترین مراتب فضیلت، قرار دارند، لکن آنها نیز داراى طبقاتى بوده، بعضى بر بعضى برترى دارند[۴۳]، زیرا درجه، ثواب، اعجاز و کتاب برخى برتر است. از آنجایی که خداوند به ظاهر و باطن کل جهان خلقت عالم است، پیامبر اسلام(۹) را براى نبوت اختیار کرد و او را بر سایر انبیا برترى بخشید، و همانطورى که براى ابراهیم(۷) آتش را رام و براى داود(۷) آهن را نرم کرد و به سلیمان(۷) سلطنت بخشید و با موسى(۷) تکلم کرد ؛ به پیامبر اسلام(۹) مزایایى بخشید که به هیچ کس نداده بود و او را خاتم پیامبران گردانید. [۴۴]

مدیر سایت

Next Post

سایت مقالات فارسی - کارکرد مودّت به عنوان اجر رسالت پیامبر اکرم (۹۲)- قسمت ۲۱

س اکتبر 13 , 2020
“عَنِ الرِّضَا(۷) عَنْ أَبِیهِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ(۷) قَالَ کَتَبَ الصَّادِقُ(۷) إِلَى بَعْضِ النَّاسِ‏ إِنْ أَرَدْتَ أَنْ یُخْتَمَ بِخَیْرٍ عَمَلُکَ حَتَّى تُقْبَضَ وَ أَنْتَ فِی أَفْضَلِ الْأَعْمَالِ فَعَظِّمْ لِلَّهِ حَقَّهُ… أَکْرِمْ کُلَّ مَنْ وَجَدْتَهُ یَذْکُرُ مِنَّا أَوْ یَنْتَحِلُ مَوَدَّتَنَا… “[۴۲۰]امام رضا(۷) از موسى بن جعفر(۷) روایت کرده اند که امام صادق(۷) […]