پایان نامه رایگان با موضوع مشارکت مردم، رفتار متقابل، آموزش و پرورش

نوامبر 30, 2018 0 By admin4
پایان نامه  

هويت گروه ها را مورد تهديد قرار مي داد .از يکسو با رشد سريع فناوري هاي نوين و مجتمع هاي بزرگ صنعتي ، هويت برخي گروه ها در هويت هاي حاکم هضم مي شد و از سوي ديگر با گسترش مهاجرت از کشورهاي فقير و توسعه نيافته به کشورهاي صنعتي و پيشرفته نوعي آشفتگي و خلاء هنجاري در ميان هويت هاي گوناگون پديدآمد. موضوع امنيت اجتماعي، فراغت جمعي از ترس ، اضطراب و مصونيت جان ، مال ، آبرو ، ناموس و شغل شهروندان از هر نوع تهديد و تعرض مي باشد. امنيت در زندگي اجتماعي عبارت است از فراهم شدن حالت و شرايطي که شهروندان در آن محيط ، بيم و هراسي نسبت به حقوق و آزادي هاي مشروع خود نداشته و با آرامش به انجام فعاليت هاي روزمره خود بپردازند. در حقيقت امنيت يک پديده ادراکي و احساسي است. به عبارتي اين اطمينان بايد در ذهن توده مردم ، دولت مردان و تصميم گيرندگان شکل گيرد که براي تداوم يک زندگي بدون دغدغه ، وجود امنيت ضروري است. اما نکته اي که قابل ذکر مي باشد آن است که امنيت يک وضعيت نسبي است. يعني امنيت بصورت مطلق و صد در صد در جامعه محقق نمي شود هر چند تمام امکانات و توانايي هاي مادي و معنوي در اين راه بکار گرفته شوند.
بنابراين يکي از ويژگي هاي اصلي اين نوع امنيت آن است که جامعه مسئول بوجود آوردن ان است. امنيت اجتماعي مفهومي کلي است که شامل وضعيت سلامت ، آرامش، رفاه فرد و ثبات جامعه مي شود. برخي از جامعه شناسان بر اين باورند که ارکان اصلي سازنده يک جامعه نهادهاي اجتماعي مانند خانواده، مذهب، تعليم و تربيت و مانند اينهاست. در صورت فقدان اين نهادها و بدون سازگاري و ارتباط متقابل آنها در درون جامعه نظمي در کار نخواهد بود. در واقع اين نهادها در بستري از روابط اجتماعي و به شکلي خود جوش در طول نسل ها شکل گرفته و موجب اعمال نوعي نظارت و کنترل اجتماعي غيراقتدارآميز بر رفتار فرد و جامعه پذيرسازي وي مي شوند و به عنوان سرمايه ايي اجتماعي در نظر گرفته مي شوند که از جمله ويژگي هاي اصلي آن تحقق امنيت اجتماعي به معناي عدم وجود ناهنجاري ها، آسيب هاي اجتماعي، جرم ، جنايت ، اعتياد ، خودکشي ، فروپاشي بنياد خانواده و امثال آن است. سرمايه اجتماعي با ايجاد نظارت و کنترل اجتماعي غيراقتدار آميز که از مجراي احترام به عرف ، سنت ها هنجارها و ارزش هاي اجتماعي حاصل مي شود. از يک سو به زندگي اجتماعي فرد مفهوم مي بخشد و زمينه ساز مشارکت مثبت و فعال وي در زندگي اجتماعي مي گردد از طرف ديگر به لحاظ پيامدهاي جمعي و عمومي موجب سلامت کلي جامعه، پايداري و ثبات اجتماعي مي شود.
امنيت اجتماعي به مثابه پيامد مثبت و مطلوب، حاصل اثرگذاري سرمايه اجتماعي بر زندگي فردي در گام اول و زندگي جمعي در گام بعدي است. بنابراين هرچند اصطلاح امنيت اجتماعي مفهوم امنيت براي اجتماع را مطابق با نگرشي کلي گرايانه در ذهن متبادر مي سازد اما اساس مفهوم امنيت اجتماعي و تفاوت آن با امنيت عمومي، امنيت ملي و مانندآن در تآمين امنيت مادي و معنوي فرد است. امنيت اجتماعي تامين امنيت مادي و معنايي فرد و در مرحله ي بعد پيامدهاي مثبت آن در عرصه ي عمومي است. در حالت کلي وجود و تأثيرگذاري سرمايه اجتماعي، فقدان ناامني اجتماعي يعني نبود ناهنجاري جرم و جنايت را نتيجه مي دهد. و در مقابل فقدان ناامني يا وجود امنيت اجتماعي دال بر وجود و تأثير گذاري سرمايه اجتماعي است. لذا حفظ و تقويت سرمايه اجتماعي به مثابه علت يا متغير مستقل، موجب تامين امنيت اجتماعي به عنوان معلول يا متغير وابسته مي شود. زيرا سرمايه اجتماعي همچون راهنمايي در موقعيت هاي مختلف اجتماعي هرچند خود از مجراي رفتار متقابل افراد در طول زمان شکل گرفته و تکوين مي يابد اما در جايگاه نهاد مستقراجتماعي به صورت يک علت به بروزرفتارهايي خاص مطابق با موقعيت هاي گوناگون اجتماعي مي انجامد. بنابراين سرمايه اجتماعي به عنوان يک علت بروز رفتارهاي هنجار مند را به عنوان معلول ايجاب مي کند و از اين رو حفظ و تقويت سرمايه اجتماعي به جهت تحقق رفتارهاي هنجارمند بصورت علي موجب تامين امنيت اجتماعي يعني کاهش ناهنجاري، جرم، جنايت، آسيب ها و انحرافات اجتماعي، اعتياد، خود کشي و مانندآنها مي شود .
الف )احساس امنيت در بستر امنيت واقعي :
پيش شرط رشد جوامع و خود شکوفايي آنها مبتني بر سرمايه ي انساني و سرمايه اجتماعي است و اين دو نيازمند امنيت و احساس امنيت است. تحقق احساس امنيت در شهروندان در جامعه مقوله اي کاملاً متمايز از بحث وجود امنيت در جامعه مي باشد و لذا بسياري بر اين باورند که احساس امنيت بر وجود امنيت مقدم است. احساس امنيت موضوعي روان شناختي است. وقتي انسان با موقعيتي مواجه مي شود که بطورمستقيم يا غير مستقيم با منافع مادي و معنوي او در تضاد قرار مي گيرد و به نوعي اطمينان، ايمني، آسودگي و آرامش خاطرش را برهم مي زند. در همچنين حالتي احساس نا امني به وي دست مي دهد و در چنين حالتي است هيچ چيزي براي او جالب توجه و لذت بخش نمي باشد و به عبارتي احساس دلخوشي نمي کند. لذا احساس امنيت عبارت است از احساس رهايي نسبي از تهديد و خطر. اين احساس وضعيت مطلوبي را براي شهروندان به وجود مي آورد که فرد در آن شرايط از آرامش جسمي و روحي برخوردار مي شود. ايمني از عواطف و احساسات زيربنايي و حياتي براي تامين بهداشت رواني است. افراد ناامن معمولا نامتعادل اند فردي که بطور دائم احساس عدم امنيت ترس و خطر از محيط پيراموني داشته باشد نمي تواند انسان سالمي باشد. تأثيري که احساس ناامني بر انسان دارد حالت تنش، اضطراب، پرخاشگري و عدم تعادل است. لذا احساس امنيت معطوف به جنبه ذهني انسان هاست و بطور کلي به معناي فقدان ترس و نگراني در ابعاد مالي فکري و رواني شهروندان مي باشد. ابراز عقايد و افکار جز در پرتو امنيت فکري ميسر نمي باشد. چنانکه اطمينان در سرمايه گذاري، حفظ در آمد اموال جز در سرمايه امنيت مالي ميسر نمي باشد.
لذا احساس امنيت موضوعات متنوعي را در بر مي گيرد و دامنه ي آن از فرد تا اجتماع توسعه پيدا مي کند و حيطه هاي مختلفي را از جمله نا امني شغلي، رواني، سياسي، جاني و قضايي را در بر ميگيرد. احساس ناامني در تقابل با احساس امنيت است. از مشخصه هاي احساس نا امني احساس طرد شدن، احساس تنهايي، در معرض تهديد و خطر بودن، برداشتي خطرناک از محيط پيراموني و ديگران، احساس عدم اعتماد، بدبيني و . . . مي باشد. و واضح مي باشد که وجود آثار و نشانه هاي اين چنيني در افراد جامعه تا چه حد مي تواند موجب نابودي سرمايه انساني و اجتماعي شده و سبب ظهور و بروز ناهنجاري ها و آشفتگي هاي اجتماعي گردد.
احساس نا امني در صورتي که از سطح و محدوده مشخصي در فرد يا جامعه افزايش يابد مي تواند واکنش و پيامدهاي غيرمنتظره اي را موجب شود. زماني سطح ناامني در افکار عمومي و در ميان شهروندان جامعه قابل قبول مي نمايد که آنها مشاهده مي کنند حاکميت ونهادهاي مسئول در جامعه همواره در پيش بيني و کنترل و مبارزه با عوامل نا امني چون سرقت، راهزني ترور،گروگان گيري، قتل، تجاوز، خشونت و نيز تبعيض اقتصادي و قضايي و تامين اجتماعي نهايت تلاش خود را مي نمايند و در اين رابطه با اطلاع رساني دقيق و سرمايه گذاري هنگفت و پيگري مستمر، خود را پاسخگو مي دانند. در برخي مواقع احساس ناامني به واسطه ي عواملي چون نوع حکومت، افزايش بزهکاري، عدم کنترل مجرمان، ناکارآمدي نيروهاي پليس، محروميت اقتصادي و اجتماعي، تبعيض، ناعدالتي قضايي و . . . ناشي مي شود و بطور طبيعي فقدان امنيت احساس امنيت را در شهروندان کاهش مي دهد. اما در برخي از جوامع با وجود امنيت نسبتا مطلوب و تحرک نيروهاي پليس در مقابله با متجاوزان و بزهکاران و کنترل بزهکاري احساس عدم امنيت در شهروندان به نسبت وجود امنيت رقم بالاتري را نشان مي دهد. متاسفانه در ايران نيز به ميزاني که امنيت وجود دارد احساس امنيت به مراتب کمتري در شهروندان مشاهده مي گردد. اين واقعيت در مقايسه با کشورهاي مختلف آشکار مي شود. به عنوان مثال نرخ سرقت از منازل در ايران 5، انگليس 20، در استراليا 25در هزار مي باشد. يعني به ازاي يک هزار منزل مسکوني در ايران 5 منزل و در انگليس به ازاي يک هزار منزل مسکوني 20 و در استراليا 25 منزل در سال، مورد سرقت قرار مي گيرد. اين مقايسه آماري نمايانگر آن است که ضريب امنيت شهروندان ايراني بيشتر از ضريب امنيت شهروندان استراليايي و انگليسي است اما تحقيقات نشان مي دهد که احساس امنيت شهروندان ايراني کمتر از احساس امنيت شهروندان استراليا و انگليس مي باشد و اين موضوع بيانگر اين واقعيت است که احساس امنيت اگر چه با ميزان جرايم يا ضريب امنيتي موجود در جامعه ارتباط دارد ولي به عوامل ديگري نيز بستگي دارد و صرفا متأثر از آن نيست35. نکته قابل توجه آن است که در مطالعات انجام شده عمومااحساس امنيت در بين شهروندان، در بيشتر نقاط جهان به نسبت وجود امنيت، پايين تر مي باشد و اين امر به ويژه در ميان افراد تحصيل کرده بيشتر ظهور پيدا ميکند و دليل آن نيز ارزيابي امنيت از ديدگاه فردي شهروندان و ناظر بر منافع متنوع آنان مي باشد. لذا تحقق احساس امنيت در جامعه مستلزم وجود راهکارهايي است از قبيل : پاسخگويي شفاف و به موقع نسبت به هر حادثه ايي که موجب ناامني در جامعه شده و افکار عمومي را متوجه خود مي نمايد، حفظ احترام و ادب در برخورد با شهروندان در هر شرايطي توسط نيروي هاي انتظامي، آموزش مبتني بر پيشگيري شهروندان به ويژه در مدارس و در مقاطع مختلف، گسترش تامين اجتماعي به بيکاران، سالمندان و اقشار ضعيف جامعه و افزايش حقوق آنها متناسب با رشد تورم و در عين حال حفظ حرمت و کرامت آنها، اطلاع رساني سريع و دقيق با نظارت يک مرکز يت واحد، دقت و توجه بيشتر درارائه آمارها بخصوص توسط رسانه هاي جمعي، مبارزه با عمليات هاي سازمان يافته رواني با استفاده از ابزار تبليغي فرهنگي، توجه مسئولان نسبت به رعايت قوانين و مقررات در هر شرايط و درهمه حال، برخورد قاطع دستگاه قضايي و نيروي انتظامي با جرايم و ناهنجاري هاي حاد که مورد توجه افکار عمومي قرارمي گيرد، وضع قوانيني که بتواند از جنبه هاي گوناگون باعث افزايش احساس امنيت در شهروندان شود، تلاش در جهت تغيير رفتار فرهنگي شهروندان، مبارزه و مقابله با قانون گريزي به ويژه در سطوح مديريتي و مسئولان جامعه، آموزش قانونگرايي از طريق رسانه هاي جمعي و آموزش و پرورش، ساماندهي و مديريت کودکان و زنان خياباني، معتادان و بي خانمان هادر سطح شهر و تلاش براي سالم سازي، آمادگي و پيش بيني در کنترل حوادث و بلاياي طبيعي و غير طبيعي . بنابراين احساس امنيت محصول نظام اجتماعي است و ارتقاي آن در جامعه دلالت بر کارآمدي نظام اجتماعي در بخش هاي مختلف دارد و در اينخصوص جايگاه و مشارکت مردم اهميت بسزايي دارد که در فصول آينده به اين موضوع خواهيم پرداخت .
ب ) امنيت از ديدگاه مکتب اسلامي :
امنيت جامعه اسلامي با نفي خودکامگي و زدودن فشارهاي سياسي و داشتن آزادي و حق تشکيل حکومت و نظارت بر آن درسه نهاد فرد ، جامعه و حکومت تحقق مي يابد. اسلام نيز مانند بسياري از مکاتب سياسي خطر بروز تهديد اجتماعي را جدي دانسته و حاکمان و مسلمانان را از گرايشات طغيان گرانه باز مي دارد. حکومت اسلامي از نگاه دين بايد در عرصه وسيعي ايفاي امنيت کند و از قدرتي که در اختيار دارد در جهت تامين امنيت ملي ، پايداري دين ، امنيت افراد در حوزه هاي جاني و مالي و سلامت جسمي و روحي در جامعه که با کاهش مقداري از آزادي ها همراه است سود ببرد.
حاکميت در خصوص امنيت سازي ، حراست از عقيده ، فکر ، اخلاق و سلامت رفتار مسلمانان، با حساسيت بيشتر و اقدامات