پایان نامه رایگان با موضوع دوران کودکی، فرهنگ عامه، درون مایه

دسامبر 22, 2018 0 By yazoa
پایان نامه  

و خوانده اند .
18. تو بالای تلار من در زمینم
تو نارنج پوس کنی من در کمینم
الهی مو ببوم تی نارنج پوس
تو تازه دامادی مو تازه عاروس
19. گلی بودم ز باغان غومچه کردم
زرج بودم بیابون بچه کردم
کدوم نومزد می جفته تگ بگوده
می دیله تا قیامت داغ بگوده
در این دوبیتی – مثنوی هم اصول قافیه رعایت نشده است . « تگ » با « داغ » هم قافیه شده است .
20. کجا خوابیده ای بالش بیارم
دو دسمال زری روکش بیارم
دو دسمال زری گوشه به گوشه
مر چی خوش بومه تی چشم گوشه
21. کورا کورا دری تر چاشت بیارم
چینی بشقاب مئن تر ماس بیارم
چینی بشقاب داره خال خودایی
می مردن بهتره تا تی جدایی
22. با بشوم شهسوار ژاندارم بیارم
پدر لاکو چینه در بیارم
لاکو داران شمو مروت ندارین
زن رسیده را در خانه دارین

4-6. . اشعار غربتی
یکی از مضامین پرکاربرد در ادبیات محلی مضمون اشعار غربتی است . دور افتادن از محل زندگی ، یادآوردن دوران کودکی و خوشی های آن ایام ، از دوستان جانی بریدن و حضور در محلی که با آن هیچ قرابت و آشنایی نداشته و ندارند و نمی توانند با آن حال و هوا خو کنند ، شاعر را بر آن می دارد تا از زبان غریب افتادگان از خانه و کاشانه ی پدری اشعاری بسراید که حال و هوای یادکرد دوران گذشته باشد ، و تأسف به گذر ایام به ناخوشی ، بی حاصلی زندگی ، بی سر و سامانی ، جدا شدن از پدر و مادر ، شکایت از روزگار نامراد ، بیم مرگ در غربت ، رفتن به سربازی و خدمت در محیطی ناآشنا و با مردمی که آدمی را درک نمی کنند و … این درد را صد چندان می کند .
به نمونه های زیر دقت کنیم :
1. ماری ماری مرا طفل اراکم
من از پشت پدر یک دانه تاکم
اگر مادر بپرسه حال فرزند
بگو مازندران در زیر خاکم
2. تو دورادور دری ، من دورتر از تو
تو خون در جیگری ، من بدتر از تو
تو خواستی زن بگیری بهتر از من
نتونی یار به قوربان سر من
این اشعار چنان که از فحوای آن بر می آید ، همان وزن اصلی دوبیتی را که عروض نویسان هزج مسدّس محذوف دانسته و بر مفاعیلن مفاعیلن مفاعیل یا فعولن تقطیع کرده اند ، با قید این که فهلویات نامیده می شود ، با خود دارند . مصرع سوم ، مصرعی آزاداست و محتوای آن شعر غربتی است . گفتنی است که این اشعار با لحن و حالت لالایی در بین اهالی رواج دارد . مادران ( = ننه ) یا مادربزرگ ها ( = پیلا ننه یا پیلامار ) این اشعار را برای خواباندن فرزند یا نوه می خوانند و آن را « گاره سری » می گویند .
نمونه ی دیگر :
ماری ماری مرم ماری ندارم
مرغ مونم پر و بالی ندارم
مرغ مونم می پر و بال بسوته
مره خودا پره تنها بگوته
آنچه این شعر در خود دارد ، این است که اصول قافیه در این ترانه رعایت نشده است. موسیقی کناری در این « دوبیتی – مثنوی » ابتدا ردیف است که « ندارم » در بیت اول دیده می شود . در موسیقی دوم کناری که قافیه است بین « ماری » و « بالی » قافیه برگزار کردن ، نشان دهنده ی این رعایت نکردن اصول قافیه است .
نکته دیگر قابل گفتن در این « دوبیتی – مثنوی » تکرار سخن قبل است . در مصرع دوم « مرغ مونم می پر و بال بسوته » بیشتر کلمات این ترانه در مصرع سوم به تکرار آمده است: « مرغ مونم می پر و بال بسوته » . این قاعده از ویژگی های ترانه های بومی – محلّی اتاقور است .
این شعر هم چون نمونه قبل « گاره سری » نامیده می شود . درد دل هایی که مادران از « سوز دل ، اشک روان ، آه سحر ، ناله ی شب » خود پرده بر می دارند .
دور را چشم براهی خوب نیه خوب
من و تی مین جدایی خوب نیه خوب
من و تو چی مونیم یه گوشت و ناخون
گوشت و ناخون جدایی خوب نیه خوب
این شعر مایه های عاشقانه دارد . مضمون « دور را» یعنی راه دور و چشم انتظاری یا چشم به راهی خوب نیست ، نشان از مایه های غربتی دارد .
نمونه های دیگر از اشعار غربتی :
1. ماری ماری مرا دادی به غربت
مرا دادی به دست بی مروت
اگر زنده بوبوم آیم تی خدمت
اگر مرده شوم تی سر سلامت
2. کبوتر بوم که در کنجی نشسته
فلک تیره بزه بالم شکسته
فلک تیری نزن مو بال ندارم
غریبی یار و غمخواری ندارم
3. سفید مرغی بودم با بال خسته
فلک مر تیر بزه می بال شکسته
به هر جا مو ینم نه قوم و خویشی
غبار بی کسی می جون نشسته
4. مسلمانان سه غم بومه به یکبار
غم پئر و غم مار و غم یار
غم پئر و غم مار چاره داره
غم یار انگارین دیل بونه پاره
5. آسمونه ستاره چند هیزاره
ستون آسمون پروردگاره
همه گویند ای دونیا لاله زاره
خونه ی آخرین پیش مزاره
6. ماری ماری مو سرگردونم چره
یه لب خندون یه لب گریونم چره
یه لب خندون برای دوست و دوشمن
یه لب گریون برای سرگذشتم
7. اجل گوید که من جلاد جانم
گاهی پیر کوشم و گاهی جوونم
گاه به گاه سر زنم پیش بزرگون
همیشه جستجوی بیچارگانم
8. تی دستون در خمیره فاطمه خانوم
تی سگه مر نگیره فاطمه خانوم
سگه گیرنده را قایم نگه دار
که من مردی غریبم فاطمه خانوم
9. وطن دورا وطن دورا وطن دور
مره وطن ببور ای خالق نور
مره وطن ببور وطن بمیرم
پیش می مار و می خاخور بمیرم
10. بنال بول بول که من گم کرده دارم
یه دونه نوگول پژمرده دارم
بنال بول بول که تا با هم بنالیم
ز داغ نوجوان چون خون بباریم
11. غریبی دکتم تن بوبه لاغر
غریبی چی خانه یه مار و خاخور
آش مار بپوچه پلا ره خاخور
غریبی بخوره
نبی تو لاغر
12. مسلمونون چره ماره ی ندارم
خوشکه داری ببوم خالی ندارم
خوشکه داره ی بشکسه بر سر مو
داغ مادر بمونس بر دیل مو
13. وفای بی وفایان کرده پیرم
بوشم یار وفاداری بگیرم
اگر یار وفاداری نباشه
سر قبر وفاداران بمیرم
14. سیا ابره ی تره بدم سفارش
می یار جون دور دره نکون تو وارش ( به صورت می آقا را دره نکونی وارش هم شنیده ام )
اگر تر خواب دره تر بیارم بالش ( اگر تر خواب دره بیرم بالش هم شنیده ام )
اگر سیگار خنی تر بارم آتش ( اگر سیگار کشی بیارم آتش هم شنیده ام )
این ترانه به صورت دیگری هم آمده است :
می یاره کو دره وارنه وارش
سیاه ابره بدیم ، بدم سفارش
اگر قلیون کشی ته برم آتش
اگر ته خواب دره می بال تی بالش
مضامین اشعار غربتی ، چنان که مشاهده کردید ، اشعاری پر از گله و شکایت و درد و حرمان و جدایی و غریبی و یأس و افسردگی و دلمردگی و از دست دادن عزیزان و خبر نداشتن از حال و روز خانواده ، پیری و از دست دادن توان و قدرت جوانی و بی وفایی مردم ، حق ناشناسی ، نمک نشناسی و مانند آن است . سراسر این اشعار غم و درد و حرمان است که به گونه ای واگویه های مصیبت گونه ای به زبان ساده و خودمانی گفته و خوانده می شود . این اشعار به صورت زمزمه و بیشتر در خلوت خوانده می شود . اگر چه تعدادی از این گونه اشعار را در لحظاتی که غم به سراغ آدمی می آید ، کسی دور و برآدم نیست که با او بشود درد دل کرد ، سختی های دوری و غربت را بر خود هموار کرد ، حتی برخی افراد چنان زخم زبان می زنند که تحمل آن کمتر از درد جدایی نیست . دوری از پدر و مادر ، بی خبری از احوال خانواده مخصوصاً بزرگتری که به آن بشود تکیه کرد و بر خود بالید . این اشعار زبانحال به غربت رفته هاست که از دیار خود بنا به هر دلیلی دور افتاده اند و یار وفادار خود را از دست داده اند و شماتت مردم بر این سختی جدایی افزوده و گوینده را مجبور به گفتن اشعاری دردناک و سوزناک کرده است . این اشعار معمولاً به دور از هر گونه تکلف و تصنع سروده می شود . از دل برآمده و بر دل می نشیند . همین واگویه های خلوتی است که آدم را آرام می کند و تحمل سختی ها را بر آدم هموار .
مسلمونون غریبم این ولایت
تی مست چشمونه کونم زیارت
تی مست چشمونه یک درّ گوهر
بیه می ور بنیش می جونه دیلبر
با این ترانه این بخش را به پایان می برم :
غریبون و غریبون و غریبون
غریب جا بدین ای کنج ایون
چراغ نفت دکون روغن زیتون
بدار سو بکونی پیش غریبون
هر چند این ترانه هم مانند ترانه های دیگر به صورت دیگری هم خوانده می شود :
غریبون و غریبون و غریبون
شبون در مچّت و روزون بیابون
چراغ پور کونم مو شمع و روغون
بورم مجّت نهم پیش غریبون

4-7. عزیز – نگاری
یکی از زیباترین ترانه های گالشی ، ترانه های عزیز نگاری است . این اشعار بن مایه های غنایی دارند . از مضامین عاشقانه برخوردارند . زیبایی الفاظ در این ترانه های گالشی موج می زند . بسیاری از ادرون مایه های آن سوزناک و اشک آور است . این ترانه های حکایت از دو دلداده ی طالقانی از روستای اردکان پایین است که به هم دل می بندند و قرار می گذارند تا با هم ازدواج کنند . پدر دختر می میرد و مادر دختر از ازدواج این دو مکانع تراشی ها می کند و عاقبت دختر به غربت می افتد و … . بعدها داستان عاشقانه ی این دو نقل مجالس می شود و آواز خوانان آن را به « نگار خوانی » در کوی و برزن می خواندند و در شب نشینی های ( = شب چره ها ) قدیم برای سرگرمی می خواندند و لذت می بردند و وقت خود را خوش می کردند . مردم مناطق مختلف گیلان از این ترانه ها بسیار به خاطر دارندذ . روایت های چندی به دست آمده است . مردم اتاقور هم از این ترانه ها بسیار زمزمه می کنند . ببینیم :
1. عزیز طالقان می ریز دندون
تی واسر مو بنیشتم کنج زندان
عزیز تی کنج زندان را نترسم
عزیز که چوب و ریسمان را نترسم
عزیز جون چی مونه گرگ گرسنه
های و هوی ای چوپان را نترسم
2. مسلمونون می دیل غم داره امروز
مثال برگ گول نم داره امروز
ندونم من بگویم یا نگویم
عزیز جون میل رفتن داره امروز
3. عزیز جان ی تی گردن را علم کن
شب تاره سان پیرهن دنکون
سان پیرهن برای عاشقانه
می دیل با تو تی دیل با دیگرانه
4. عزیزا کوی بدی بوم سیب فروشی
ندونم مو که مستی یا بیهوشی
به مردم می دهی مثقال به مثقال
به نگار می رسی خواربار فروشی
5. نگارم چون سوار مادیان شد
دو چشمش بر من و اشکش روان شد
الهی مادر پیرت بمیرد
نگار جانم نصیب دیگران شد
6. مرا دور می برند دور می برند دور
من که راضی نیم زور می برند زور
منی راضی کنانی رو بمیرد
که تابوتم سوی گور می برند گور
 
7. نگار نازنینم آردکانی
سر و سامان نیابی ماله خوانی
دلم ناید که نفرینت کنم من
بمیره شوهرت بیوه بمانی
8. سر راهم دو تا شد وای بر من
رفیق از من جدا شد وای بر من
رفیق از من جدا شد رفت به غربت
به غربت آشنا شد وای بر من
این داستان بسیار زیبا را در چهار روایت جمع آوری کرده اند و اشعار آن را به ثبت رسانده اند2 .

4-8 . گاره سری
لالایی ها یا گاره سری ، اشعاری هجایی با موسیقی هایی دل انگیز هستند که سالیان دراز مادران در گوش نوزادان شان زمزمه کرده اند. اغلب لالایی ها سینه به سینه نقل شده اند
لالایی که به آواز مادران و دایگان برای خواباندن نوزاد شیرخواره اطلاق می ش
ود ، از مباحث و مسایل مهم فرهنگ عامه است . کلمات ساده و بی پیرایه ای که بیان کننده ی عادی ترین موضوع های خودمانی و ذوقی زندگی است و وقتی بر زبان مادری جاری می شود با جوهری از عشق و احساس همراه می گردد و نخستین ارتباط کلامی را با کودک برقرار می کند . این لالایی ها ، نسل به نسل ، بین افراد ، سینه به سینه منتقل شده اند ، همچون : اساطیر ، حکایت های اسطوره ای ، افسانه ها ، قصه های پهلوانی ، حکایت های واقعی ، داستان های امثال و لطیفه بخشی از این گونه های عامیانه به شمار می روند و هر یک دارای ساختار موضوعی مشخص و متفاوت از دیگری هستند .این لالایی ها ، گاه به صورت تک بیت ، گاه دوبیتی ، گاه دوبیتی – مثنوی ، گاه به صورت ترانه و تصنیف همراه با آواز خوانده می شود ، لحن این لالایی ها آرام بخش است . کودک با شنیدن اشعاری آرام و همراه با آهنگ لذت می برد ، به خواب می رود و در خواب آرامش خود را هم حفظ می کند . تا تشنگی و گشنگی به