پایان نامه رایگان با موضوع دانش آموزان، مشارکت مردم، دانش آموز

نوامبر 30, 2018 0 By admin4
پایان نامه  

امنيت تجمعات و مسابقات ، برخورد با آشوب ها و اعتراضات غير قانوني دسته جمعي ، تأمين امنيت جاده ها و برخورد با رانندگان متخلف ، مبارزه با سازمان يا گروه هاي جنايتکار ، راهکارهاي معين ، علمي ، جديد و کاربردي داشته باشد و از انديشمندان و نظريه پردازان در اين زمينه کمک بخواهد و از نظريات شهروندان نيز بهره مند گردد به طور حتم موجب نگرش مثبت مردم به کارآمدي ، مديريت و توانمندي آنها مي شود و اين نگرش مثبت به کل ارکان حاکميت تعميم مي يابد و اگر پليس قابليت بالايي در اداره امور مربوطه داشته باشد و بتواند با بسيج امکانات خود نياز همگاني را مرتفع و مشکلات را کاهش دهد ، قطعاً نگرش مثبت مردم را در پي خواهد داشت. اگر افسران پليس نسبت به مردم و جامعه احساس مسئوليت کنند و منافع آنها را بر منافع خود ترجيح دهند مردم به اين باور مي رسند که پليس در قبال آنها متعهد است و اين بر مي گردد به رفتار فردي و اخلاق پليس که بسيار مشهود و مورد توجه مردم است. ظاهرپليس ، رفتار و اخلاق و طرز برخورد مناسب پليس با شهروندان اولين عاملي است که ملاک قضاوت مردم در مورد پليس را شکل مي دهد از آنجا که پليس مستقيماً در ارتباط با مردم است و به عنوان يک نيروي انتظامي دولتي در جامعه مطرح است با زندگي روزمره و مداوم مردم سروکار دارد در شرايط بحراني و اضطراري در صحنه حاضر مي باشد در گرفتاري هاي مردم به کمکشان مي شتابد انتظار پيشگيري از جرم و ساير آسيب ها و انحرافات اجتماعي از آنان مي رود و همواره در معرض انواع خطرات و آسيب هاي اجتماعي نيز قرار دارد لذا به عنوان نماد و مظهر اقتدار حکومت تأثير زيادي بر اعتماد مردم به دولت دارد. البته نتايج تحقيقات نشان مي دهد که اعتماد مردم به پليس نسبتاً خوب مي باشد پيمايش ارزشها و نگرش هاي ايرانيان که از سال 1378 آغاز و در سال 1380 به اتمام رسيد ، در خصوص اعتماد مردم کشور به گروه هاي شغلي نشان مي دهد که از 16 گروه شغلي مورد سئوال 7/55 درصد پاسخگويان اعتماد زيادي به پليس داشته 1/29 درصد حد متوسط و فقط 2/15 درصد درحدکم اعتماد داشته اند. اين نظر سنجي نشان مي دهد که اعتماد به معلمان با 80 درصد در صدر جدول و اعتماد به بنگاه دارها با 5/6 درصد در ذيل جدول قراردارد. اعتماد به پليس بعد از معلمان، اساتيد دانشگاه ها ( با 1/72 درصد )، پزشکان ( با 3/64 درصد )، و ورزشکاران ( با 62 درصد ) قراردارد. يعني پليس در رديف پنجم از نظر اعتماد مردم قراردارد که اين موضوع اميدوارکننده بوده و بايد تلاش نمود تا اين اعتماد هرچه بيشتر افزايش يابد. 1 لذا از آنجا که هيچ رفتاري از ديد مردم دور نمي ماند و آنها نظاره گر رفتار هاي متصديان حکومتي مي باشند پليس بايد رويکرد سنتي خود را که فقط در مواقع بحران هاي شديد وارد عرصه مي شد کنار گذاشته و وارد جامعه شود و با مردم حرف بزند و مسئوليت پذير باشد و فعالانه در تصميم گيري هاي جامعه سهيم شود، با ساکنان محله تعامل داشته باشد و در شناسايي و ارائه راه حل مشکلات از مردم کمک بگيرد تا مردم نيز با حسن نيت با پليس رفتار نمايند و اين نکته را دريابند که مي توانند در راستاي مطلوبيت و بهبود کيفيت زندگي خود نقش مؤثري داشته باشند و به پليس اعتمادکنند. بنابراين به عنوان نيرويي که مهم ترين وظيفه آن تأمين امنيت و نظم عمومي است و در ارتباط مستقيم با مردم است تأثيرزيادي بر ديدگاه مردم نسبت به خود و جلب اعتماد يا بي اعتمادي انها دارد که بر مبناي اصل اعتماد تعميم يافته، اين اعتماد يابي اعتمادي به کل کارگزاران حکومتي نيز تسري مي يابد .
گفتار سوم : ارتقاي کارآيي پليس :
هر چه سازمان پليس تعاملات بيشتر و مناسب تري با شهروندان جامعه داشته باشد درک اين سازمان از نيازها، مشکلات و نقصان هاي موجود در حوزه نظم عمومي و امنيت اجتماعي افزايش پيدا مي کند. و در صورت دور افتادن پليس از بطن جامعه و عدم توانايي لازم در برقراري تعاملات لازم با مردم مشکلات و نگراني ها در حوزه نظم و امنيت افزايش مي يابد و همين امر پيامدهاي بسيار مخربي مي تواند در جامعه براي سازمان پليس بوجود آورد. هنگامي که پليس در متن جامعه حضور گسترده و مؤثري داشته باشد و با اجزاء تشکيل دهنده جامعه تعامل خوبي بر قرار نمايد و از ديدگاه ها و نظرات مردم در حوزه نظم و امنيت و نيز از انتظارات آنها از سازمان پليس آگاهي يابد مي تواند در تدوين سياست جنايي مؤثرترين راهکارها را برگزيند به نحوي که منجر به کنترل و کاهش قابل توجه جرم در جامعه شود و در نتيجه کاهش ترس مردم از ناامني وبي نظمي و به عبارتي ديگر احساس امنيت در جامعه تحقق يابد .
1 – تمرکز زدايي در سازمان پليس :
يکي از اصول مهمي که لازمه موفقيت پليس در استقرار امنيت اجتماعي و نظم عمومي و در نتيجه جلب رضايت شهروندان مي باشد لزوم تمرکز زدايي سازماني است. به اين معني که نبايد تمام قدرت تصميم گيري ها و اختيارات سازماني در ستاد ادارات پليس متمرکز بوده و بخش هاي ديگر پليس که در ارتباط مستقيم با امور و مشکلات مختلف اجتماعي شهروندان مي باشند و در انتخاب راهکارهايي مؤثر تر، مناسب تر جهت حل اين مشکل مي توانند بهتر تصميم گيري نمايند، از هيچ گونه قدرت تصميم گيري برخوردار نباشند. بنابراين بايد به تمامي رده هاي صنفي پليس تا سطح افسراني که در محلات ايفاي وظيفه مي نمايند اختيارات و قدرت تصميم گيري متناسب با وظيفه ايي که دارند داده شود .
2 – اصول جلب مشارکت انتظامي :
اولين گام مهم در جلب مشارکت مردمي در فعاليت هاي انتظامي تلاش در جهت ايجاد يک برداشت مشترک از مفهوم نظم و امنيت در بين پليس و مردم مي باشد. يعني جامعه و پليس هر دو مفهومي مشترک از امنيت دارا باشند. عدم وجود چنين درک مشترکي تلاش هاي پليس را در رسيدن به اهداف خود که همان برقراري امنيت مي باشد نافرجام مي سازد. گام دوم فرهنگ سازي است، يعني ايجاد ارتباط مناسب ميان فرهنگ حاکم بر جامعه و امنيت تا از اين طريق بتوان به لحاظ روحي و رواني زمينه هاي مشارکت مردم در برقراري امنيت پايدار فراهم نمود. يکي از مباحث مهم در حوزه فرهنگ و امنيت آن است که شهروندان نسبت به سرزميني که در آن زندگي مي کنند احساس تعلق داشته باشند و اين موضوع کاملاً جنبه رواني دارد و در ضميرناخودآگاه انسان هاست. اگر مردم در جامعه ايي که زندگي مي کنند پايبند به آب و خاک آن کشور نباشند و احساس تعلق به وطن نداشته باشند پيامد اين وضعيت عدم صرف نيروي شهروندان براي مديريت جامعه مي باشد و لذا جامعه در بخش هاي مختلف در اداره امور و حل مشکلات با موانع جدي روبرو مي شود. لذا شهروندان يک جامعه بايد به اين احساس مشترک دست يابند که همه جزو يک مجموعه به هم پيوسته و متحد مي باشند و اين امر اهميت لزوم همبستگي اجتماعي را مطرح مي سازد. اگر افراد جامعه به مسئوليت هاي فردي و اجتماعي خود عمل نمايند بسياري از هزينه هاي و فعاليت هاي دولت نيز کاهش مي يابد و اين مسئله نياز به تربيت و آموزش شهروندان دارد. مدارس و رسانه هاي جمعي جايگاه ويژه ايي در امر تربيت و آموزش شهروندان مي توانند داشته باشند چنانکه در برخي کشورهاي توسعه يافته آموزش مهارت زندگي از دوره ابتدايي در مدارس به دانش آموزان شروع مي شود. پليس نيز مي تواند با ايجاد تعامل مناسب با سازمان آموزش و پرورش بسياري از مسائلي را که براي استقرار امنيت اجتماعي لازم مي باشد در مدارس به دانش آموزان که قشر عظيمي از جامعه را تشکيل مي دهند آموزش دهد و در نهادينه سازي رعايت و احترام به قوانين عملکرد بسيار موفق و مؤثري داشته باشد و شهروندان را به درجه اي از تفکر برساند که آنها براي رفتار هنجارمند نياز به پليس نداشته باشند و پليس خود و ديگر همنوعان باشند. بنابراين مقوله امينت محصول مشترک حاکميت و مردم است .
3 – سرعت و انسجام در نيروي پليس جامعه محور :
گسترش و حفظ نظم عمومي و امنيت اجتماعي در جامعه با توجه به پيچيدگي امور در دنياي امروز و وسعت تبادل اطلاعات امر ساده ايي نبوده و نياز به برنامه ريزي دقيق در سطح کلان دارد. سازمان هاي متولي نظم و امنيت در جامعه مي بايست با شناخت ظرفيت ها و به ويژه اهميت فضاي مجازي در عصر کنوني بر اساس يک رويکرد تعاملي با شهروندان و جلب رضايت و اعتماد آنها از عهده وظايف خود به خوبي بر آيند. موضوع مهم آن است که در دنياي مدرن ديگر زندگي شهروندان محدود به دنياي فيزيکي نيست لذا حضور گسترده پليس در دنياي مجازي براي کنترل بسياري از ناهنجاريهايي که ممکن است در اين محيط شکل بگيرد ضروري مي نمايد. ايجاد يک ايستگاه پليس مجازي مي تواند پاسخگوي بسياري از نيازهاي شهروندان باشد و در صورت برقراري تعامل مناسب ميان مردم و پليس در اين محيط و جلب رضايت مردم مي توان انتظار تعامل فعالانه از مردم نيز داشت. لذا با فعال سازي پايگاه هاي پليس در فضاي مجازي امکان انجام بخش وسيعي از فعاليت هاي پليسي که درمراکزپليس در فضاي واقعي انجام مي شود درفضاي مجازي وبا سرعت بيشتر وبه وسادگي فراهم ميشود.
البته عملکرد صحيح پليس درفضاي مجازي به عنوان متولي امنيت علاوه برشناخت درست قابليت هاي اين فضا نياز به قانون گذاري مفيد در اين حوزه نيز دارد. جرائم اينترنتي وتعاريف آنها بايدبه صورت دقيق مشخص گردد.که دراين زمينه ميتوان از تجارب ساير کشورها در اين زمينه استفاده نمود وبا در نظرگرفتن شرايط داخلي مبادرت به وضع قوانين موثري نمود. همانگونه که پليس با حضور فيزيکي موثر در سطح جامعه در تلاش است تا احساس امنيت را درشهروندان جامعه افزايش دهد.
در فضاي مجازي نيز پليس مي تواند با حضورخود، احساس امنيت را درکاربران اين شبکه تقويت نمايد واين امر مستلزم داشتن تعاملات مناسب با کاربران ميباشد. .به عنوان مثال درج آدرس اينترنتي بسياري از سازمانهاي متولي امنيت، مسئولان وشماره تماس آنها ميتواند در جلب اعتماد کاربران موثر واقع گردد .از جمله راه کارهايي که ميتواند درچابک سازي پليس مفيد واقع شود تشکيل پليسهاي تخصصي ميباشد تا بتوان مديريت روانتري داشت وپاسخگوي نياز هاي بيشتر شهروندان شد. البته همانگونه که قبلا نيز گفته شد بايد با تفويض اختيارات بصورت منطقي مشغله مديران وفرماندهان را کاهش داد تا فرصت بيشتري جهت تصميم گيري درسطح کلان داشته باشند .واگذاري عرصه هايي که پليس ميتواند بدون آن که خدشه اي به امنيت وارد شود به بخش خصوصي، کاستن از حجم کاري پليس نيز ميتواند در چابک سازي پليس عامل مهمي باشد . پليس در امرآموزش چه دربعد سخت افزاري وچه در بعد نرم افزاري بايد هميشه از نرم ميانگين جامعه بالاتر باشد .چرا که بزهکاران وقانون شکنان معمولا يک گام از پليس جلوترند . قابليت سازگاري با تحولات وشکل دهي مجدد ، بهره گيري از تحولات به عنوان فرصت استفاده از دانش جامعه ومحيط، توانايي بقا وپيشرفت در محيط متغير و غيرقابل پيش بيني از ديگر عوامل ايجاد يک پليس چابک ميباشد.
گفتار چهارم : بحران هاي طبيعي وپيامدهاي امنيتي – انتظامي
بررسي حوادث وبحران ها ي طبيعي در ايران وجهان ما را متوجه اين مسئله مي سازد که مولفه هاي امنيتي -انتظامي سهم قابل توجهي در تشديد ويا کاهش پيامد هاي زيانبار ومخرب بحران هاي طبيعي وبرگشت اوضاع به شرايط عادي دارند. حوادث وبلاياي طبيعي با برهم زدن نظم عمومي وآسيب رساندن به ساختارهاي فيزيکي ورواني امنيت اجتماعي احتمال گسترش نا امني را به شدت افزايش مي دهند. تخريب اماکن مسکوني، راه هاي ارتباطي واماکن عمومي، وضعيت نا مطلوب آسيب ديدگان و موارد فراوان مشابه ديگري راه را براي بوجود آمدن يک فضاي ناامن هموار مي کند. بي نظمي محيطي، ناامني ساختاري موجب شکل گيري