پایان نامه رایگان با موضوع ارائه خدمات، امر به معروف، نهج البلاغه

نوامبر 30, 2018 0 By admin4
پایان نامه  

به منظور متوقف ساختن جرم قبل از وقوع آن است .
مبحث چهارم : ويژگي هاي پليس پيشگيري :
امروزه مسئولين نيروي انتظامي براين باورند که شدت عمل کيفري و سياست هاي سخت گيرانه در کاهش نرخ جرم و مبارزه با آن، بويژه اشکال نوين بزهکاري، موفق نبوده است. وقتي جرمي اتفاق مي افتد افکار عمومي متوجه ابزارهاي کنترل رسمي از جمله پليس و دستگاه قضايي مي شوند، در حالي که اقدامات قضايي و انتظامي در پايان فرآيند قرار مي گيرد. هر چند براي داشتن جامعه اي سالم و امن ساده ترين راه برخورد با مجرم مي باشد اما مؤثرترين و کم هزينه ترين راه نيست. هرپديده اجتماعي و از آن جمله جرم معمول علل متعددي مي باشد که بايد آنها را شناخت و بصورت ريشه اي سعي در حذف آنها نمود. بايد بسترهاي جرم خيز ومجرم پرور را از بين برد. با اينکه پيشگيريي انتظامي عدم وقوع جرم را در نظر ميگيرد اما راه اساسي تر پيشگيري اجتماعي است. چرا که در فرايند اجتماعي شدن وجامعه پذيري فرد، که از تولد تا مرگ استمرار دارد اتفاقاتي رخ مي دهد که در نتيجه آن يک فرد سالم به يک عنصر مخل نظم وضد اجتماعي تبديل مي شود.
امروزه پليس هم در عرصه ي پيشگيري وضعي از جرم و هم در عرصه ي پيشگيري اجتماعي از جرم، بطور جدي فعاليت مي نمايد. اما در دهه هاي اخير بيشتر رويکرد پليس به سمت پيشگيري اجتماعي است. تشکيل معاونت اجتماعي در سازمان پليس نيز در اين راستا مي باشد. اساسا مجوز قانوني براي اقدامات پيشگيرانه پليس در بند 8 ماده 4 قانون نيروي انتظامي جمهوري اسلامي ايران داده شده است که بيان ميدارد :انجام وظايفي که برطبق قانون به عنوان ضا بط قوه قضائيه به عهده نيروي انتظامي محول است ، از قبيل : مبارزه با مواد مخدر، مبارزه با قاچاق، مبارزه با منکرات و فساد، پيشگيري از وقوع جرائم، کشف جرائم، بازرسي وتحقيق، حفظ آثار ودلايل جرم، دستگيري متهمين ومجرمين وجلوگيري از فرار و اختفاي آنان، اجرا وابلاغ احکام قضايي.
لذا پيشگيريي از جرم از وظايف پليس به عنوان ضابط قوه قضائيه، در اين قانون به رسميت شناخته شده است. اما آنچه که محل بحث است چگونگي پيشگيري پليس از وقوع جرم مي باشد. همانطور که گذشت تصور غالب، مبتني بر پيشگيري وضعي پليس مي باشد و اين تصور نادرستي هم نيست. چرا که پيشگري اجتماعي از جرم توسط پليس امري است که به تازگي ضرورت آن مطرح شده و گام هايي براي تحقق آن برداشته مي شود. بنابراين صرف نظر از چگونگي پيشگيري پليس، روشن شد که پليس در امر پيشگيري از وقوع جرم که از وظايف اصلي اش مي باشد بطور جدي بايد اهتمام ورزد و اساساً پيشگيري را مقدم بر سرکوب و اقدامات کيفري بداند تا بتواند در برقراري امنيت پايدار موفق باشد.
پليس با رويکرد جامعه مداري در کنار ديگر نهادها و مراکزي که مستقيماً در پيشگيري از جرم نقش دارند مي تواند با تکيه بر تحقيقات و مطالعات علمي بر تدابيري دست يابد که با يک تعامل علمي و اجرايي در امر پيشگيري نقش مؤثري را ايفا نمايد. امروزه با توجه به شرايط موجود جوامع و تحولات سريع در عرصه هاي فرهنگي، اقتصادي، سياسي و توسعه فناوري ارتباطات، پيچيدگي جوامع و شيوه هاي جديد جرائم و بزهکاري، بايد سرمايه گذاري زيادي در زمينه پيشگيري از جرائم و بزهکاري صورت گيرد تا هزينه هاي مادي و معنوي ناشي از بزهکاري، که هزينه هاي بسيار هنگفتي مي باشد که همه آحاد جامعه نيز متحمل آن مي شوند، کاهش يابد .
گفتار نخست : مفهوم پليس جامعه محور :
دو رويکرد را مي توان در رفتار پليس بررسي نمود، يکي رويکرد تهديد محور و ديگري رويکرد جامعه محور. در رويکرد جامعه محور پليس به جاي استفاده از روش هاي سنتي سرکوب و اقدامات قهرآميز و اعمال قدرت که نتيجه آن دوري از جامعه است با تمامي نهادها و شهروندان جامعه تعامل و ارتباط مناسبي برقرار مي کند و ضمن گسترش خدمات دهي خود ازحمايت هاي مادي و معنوي جامعه نيز در برقراري نظم و امنيت اجتماعي و آسايش عمومي بهره مند مي گردد. لذا در اين رويکرد بين پليس و جامعه ارتباط دو سويه برقرار مي باشد. از يک طرف پليس از نظرات و آراء اقشار مختلف مردم در خصوص نيازهاي واقعي خود در حوزه نظم و امنيت بهره مند مي گردد تا بتواند خدمات انتظامي مطلوبي ارائه دهد و اعتماد عمومي را نسبت به سازمان پليس جلب نمايد. و از طرف ديگر جامعه نيز در نتيجه تعامل منطقي با پليس ، ديدگاه هاي خود را در خصوص نيازهاي واقعي حوزه امنيت اجتماعي و نظم عمومي به اين سازمان منعکس مي نمايد و پليس را در تحقق اهدافش ياري مي رساند.
لذا رويکرد جامعه محوري پليس بر دو پايه اصلي استوار است : يکي ايجاد تعامل پليس با اجزاء مختلف جامعه جهت ارائه خدمات بهتر به شهروندان که اين امر بيانگر فلسفه ي وجودي سازمان پليس مي باشد : ” برخاسته از مردم و براي مردم ” چرا که پليس به مثابه نهادي است که از بطن مردم و براي خدمت گذاري به مردم تشکيل شده است. بنابراين پليس بايد در همه حال به همراه شهروندان باشد تا بتواند نيازهاي واقعي آنان را درک کند و از ميزان رضايت آنها نسبت به عملکرد خود آگاهي يابد و در نتيجه بر پايه ي يافته هاي حاصل از نياز سنجي عمومي در حوزه هاي نظم و امنيت و ميزان اثر بخشي اجتماعي عملکرد خود ، جهت ارائه خدمات انتظامي بهتر و جلب رضايت عمومي برنامه ريزي نمايد. مبناي ديگر جامعه محوري پليس نگريستن به مقوله نظم و امنيت اجتماعي به عنوان يک امر عمومي است. يعني برقراري نظم و امنيت در جامعه يک وظيفه عمومي تلقي مي شود که تمام ارکان جامعه در آن سهيم مي باشند و پليس به عنوان تنها عامل نظم و امنيت تلقي نمي شود. به عبارتي پليس نه مي خواهد و نه مي تواند که به تنهايي نظم و امنيت را در جامعه برقرار نمايد و براي استقرار امنيت در جامعه نياز به کمک و حمايت شهروندان دارد. پليس جامعه محور از يک طرف تعاملات خود را با ارکان جامعه جهت افزايش خدمتگذاري خود توسعه مي دهد و از طرف ديگر توسعه مشارکت عمومي در حوزه نظم و امنيت را مي طلبد. به عبارتي پليس را در جامعه بايد به عنوان يک نيروي خدمتگذار واقعي دانست از آن جهت که پليس در تعاملات مستقيم خود با مردم بخوبي نيازهاي واقعي آنها را درک مي کند و مناسب ترين خدمات را به آنها را ارائه مي دهد. در اين رويکرد کليه آحاد جامعه در راستاي مشارکت اجتماعي عملاً با سازمان پليس در توليد نظم عمومي و برقراري امنيت اجتماعي همکاري مي نمايند .
گفتار دوم: خصوصيات پليس و جايگاه آن در جامعه
در اين مبحث با بررسي مشخصه هاي پليس امنيت محور به چگونگي ايفاي وظايف آن در جامعه و در ابعاد مختلف مي پردازيم تا نقش پليس در يک رويکرد مشارکتي تبيين گردد .
گفتار سوم: اخلاق مداري پليس :
توسعه قابل توجه فعاليت ها و وظايف پليس و اهميت آن در زندگي مردم و اقتدار قانوني آن در راستاي تأمين و آسايش فردي و اجتماعي و عدالت موجب گرديده مأموريت و کار پليس و رفتار آنان مورد توجه ويژه مردم قرار گيرد. ماهيت وظايف پليس و ارتباط تنگاتنگ آنها با مسائل خرد و کلان زندگي فردي و اجتماعي ، آنان را از ديگر کارگزاران اجتماع متمايز ساخته است مبارزه آنان با قانون شکنان و بزهکاران از يک سو ، و پناه و مأمن و ملجاء بودن پليس در چشم مردم که نيازمند امنيت و آسايش مي باشند و نيز قربانيان و بزه ديدگان از ديگر ابعاد گسترده مأموريت هاي پليسي است . با توجه به اهميت ويژه فعاليتهاي پليسي و نيازها و انتظارات اجتماع ، طبيعي است سازمان پليس و مأموران آن از قابليت هاي ممتاز و ويژه ايي در ابعاد مختلف اخلاقي و اقتصادي تخصصي برخوردار باشند تا شايستگي پاسخگويي به نيازهاي مردم و اجتماع را در مقام عمل داشته باشند لذا در گزينش و استخدام افراد پليس بايد دقت کافي به عمل آيد تا نيروهاي استخدامي واجد شرايطي از جمله اصالت خانوادگي،تقوي و پاکدامني و وضعيت جسماني مناسب ، برخورداري از ذکاوت و هوشمندي ، تعادل روحي و رواني، برخورداري از انگيزه خدمت به مردم ، دارا بودن صبر وحوصله در رفتاربا مردم و . . . باشند تا افسران پليس در ذهن شهروندان قهرمان مبارزه با بدي ها و پليدي ها باشند و در عين اقتدار نماينده خوبي ها و مهرباني باشند .چنانچه موارد متعددي در نهج البلاغه وجوددارد که در آنها اميرالمومنين به کارگزاران خود توصيه مي نمايد تا با مردم مدارا نمايند و با آنها با فروتني و گشاده رويي رفتار نمايند و از خشم و تندي و سخت گيري بي مورد بپرهيزند .24
بنابراين شاخصه ها و اصول نظامنامه اخلاقي پليس بايد جامع باشد تا بتواند در عمل موفق باشد و راهنماي افسران و کارکنان پليس قرارگيرد و در نهايت رضايت شهروندان را تأمين نمايد که رجوع به منابع معتبر ديني نيز مي تواند يکي از عوامل مؤثر در اين زمينه باشد تا شاخصه هايي چون خدامحوري و دين مداري ، حمايت از مظلوم و مبارزه با ظلم ، خوش رفتاري ، فروتني و خويشتن داري ، تعهد و قانون گرايي و . . . به بار نشيند .
گفتار چهارم : ويژگي هاي پليس مطلوب در نظام اسلامي :
جمهوريت و اسلاميت نظام مقتضياتي دارد که پليس بايد بتواند خودش را در اين چارچوب ها هماهنگ و آماده نمايد که در اين زمينه دانشگاه مي تواند نقش ويژه اي را ايفا نمايد تا به اهدافي چون توليد دانش انتظامي ، ارائه تعريف جامع و مانع از پليس مطلوب ، تبيين پليس در نظام جمهوري اسلامي ايران ، ايجاد تعامل درون سازماني ، ارائه راه حل هاي منطقي جهت استفاده پليس مطلوب ، انطباق پليس با تغييرات جامعه امروزي ، بتوان دست يافت .امروزه وظايف پليس دستخوش تحولات بنيادين و اساسي از پليس اقتدارگر يا پليس حاکميت به سمت پليس مشارکت گراي مردمي و يا پليس اجتماعي گرديده است اگر جهت برقراري امنيت و آسايش در جامعه و بويژه برقراري امنيت رواني شهروندان هر دو چهره پليس بايد جلوه نمايي کند وظايف اصلي پليس مي تواند عبارت باشد از : ايجاد نظم و کنترل تنش ها و حمايت از اقتدار و حاکميت دولت ، تأمين امنيت و آسايش شهروندان ، پيشگيري از وقوع جرم و خشونت هاي اجتماعي و مبارزه با عوامل مخل قانون ، پاسخگويي به نيازهاي مردمي در ابعاد مختلف ، ايفاي نقش ضابط قضايي در جهت تسهيل رسيدگي به پرونده هاي قضايي ، کنترل ترافيک و مديريت و مهندسي عبور و مرور در شهرها و جاده ها و بالاخره امر به معروف و نهي از منکر که البته اين امر به دليل اهميت ، حساسيت و خلاقيت ويژه نياز به آموزش خاصي دارد تا پليس بتواند اين وظيفه ي بسيار مهم اجتماعي را به شکل مطلوب به جا آورد و منظور از مطلوبيت ميزان موفقيت پليس است که در فرايند انجام مأموريت ها و وظايفش بدان ها نائل مي گردد. به سخني ديگر پليس مطلوب پليسي است که درصد بالايي از مأموريت هاي خود را با موفقيت و با ضريب خطاي اندک به انجام رساند البته شاخص ها و شرايط فرهنگي اجتماعي هر کشور ي به طور کلي در مطلوبيت پليس مؤثر مي باشد يعني مطلوبيت پديده ايي نسبي است و از جامعه ايي به جامعه ديگر فرق مي کند متغيرهاي تأثيرگذار بر مطلوبيت پليس در دو بخش متغير هاي درون سازماني و متغيرهاي برون سازماني عبارتند از :
الف ) ويژگي هاي درون سازماني :
1-ساختار سازماني پليس : متغير ساختار سازماني تأثيري حياتي و اساسي در فرآيند مديريت پليس ايفا مي نمايد و اين عقيده که پليس نوين ماهيتاً از نيروي نظامي فاصله گرفته و رويکردي مديريتي دارد ، ضرورت طراحي ساختار سازمان مناسبي را ايجاب مي کند و بايد از الگوهاي مديريتي علمي در اين زمينه بهره برد براي مثال : جهت رفع اشکالات موجود در ساختار سازماني نيروي انتظامي ، مي توان در متغيرهايي چون جذب و استخدام ، آموزش و تربيت نيروهاي انساني ، مديريت و فرماندهي ، تخصصي بودن مأموريت مأمور