پایان نامه خیانت همسران و اثار فقهی مترتب بر آن۱- قسمت ۸

همسری که متوجه خیانت شریک زندگیش می‌‌شود، وضعیت و شرایط نامناسبی را تجربه خواهد کرد، عواملی که بدان اشاره شد فکر و ذهن او را مشغول می‌‌نماید، به نحوی که مقدار قابل ملاحظه‌ای از سلامت رفتاری و عاطفیش را از دست می‌‌دهد در بسیاری موارد ملاحظه شده که چنین همسرانی با وجود اینکه در طول عمر از اعتماد به نفس خوبی برخوردار بودند به یکباره اعتماد به نفس خود را از دست داده‌اند و حتی در کارهای عادی و روزمره خود نیز با مشکل روبه‌رو می‌‌شوند. با از دست دادن سلامت عاطفی و رفتاری، ارتباط شخص نیز با دشواری‌ها و نابسامانی‌های روبه‌رو می‌‌شود و به ویژه روابط داخل خانواده دچار تنش‌ها و درگیری‌هایی می‌‌شود. و در واقع سلامت ارتباطی خانواده نیز دچار مشکل می‌‌شود.
در چنین اوضاع و احوالی همسر مورد خیانت قرار گرفته شرایط عادی، طبیعی و متعادلی ندارد و نمی‌تواند با تمام ظرفیت‌های فکری و ذهنی‌اش تصمیم‌گیری نماید. همچنین کمک فکری گرفتن از کارشناسان و متخصصین در این زمینه می‌‌تواند شخص را درحد و اندازه‌هایی کمک نماید، تا مناسب‌‌ترین رویه‌ها را در پیش گیرد. البته نبایستی موضوع خیانت همسر بین دوستان، آشنایان و سایر فامیل پخش شود، این امر به ضرر زوجین و خانواده خواهد بود. بنابراین در کمک فکری گرفتن از اطرافیان این نکته مهم را بایستی در نظر گرفت که حتی الامکان از افشاء این امر نزد دوستان و آشنایان خودداری کرد و آبروی همسر را حفظ نمود. در مجموع همسری که مورد خیانت قرار می‌‌گیرد، آسیب‌ها و عوارض مختلفی را تجربه می‌‌کند که البته هر فردی با توجه به ویژگی‌های فردی و شرایط ارتباطی خاصی که در خانواده‌ها کم است، تجربه منحصر به فردی را خواهد داشت، که به چند مورد از عمده‌ترین آنها اشاره و توضیحاتی نیز ارائه گردید.[۱۴]
۱-۸-۳ آثار خیانت بر روی فرزندان:
اعضای خانواده وضعیت‌شان به نحوی است که تغییر در شرایط و اوضاع و احوال هر یک از افراد خانواده در وضعیت سایر اعضای خانواده تأثیرگذار خواهد بود. این ویژگی بارز خانواده باعث می‌‌شود تا امری مانند خیانت همان‌طور که در وضعیت عاطفی، روانی و ارتباطی همسر پیامدهای قابل توجهی را ایجاد و در سایر اعضای خانواده مانند فرزندان نیز مشکل آفرینی و عواقبی را می‌‌تواند به همراه داشته باشد. در هر حال امری مانند خیانت، اثرگذاری‌ها و پیامدهایی برای فرزندان دارد که به بعضی از عمده‌ترین آنها اشاره می‌‌شود:
۱-۸-۳-۱ تربیت نادرست و بدآموزی فرزندان:
این امری عادی است که فرزندان ناسازگاری که دچار اختلال شده و مشکل آفرینی‌هایی برای خود و خانواده ایجاد می‌‌کنند اغلب والدینی دارند که در روابط‌شان دچار مشکل هستند. هم چنین بیش‌‌ترین آسیبی که به فرزندان وارد می‌‌شود، در داخل خانواده انجام می‌‌گیرد. از سوی دیگری از شناخت‌های نادرستی که برای بعضی از پدران و مادران ایجاد می‌‌شود، بدین صورت است که فرزند را پند و اندرز و نصیحت تربیت می‌‌نماید، در صورتی‌که این اعمال، رفتار و عملکرد والدین است که نقش اصلی را در تربیت فرزندان بر عهده دارد. با توجه به این مطلب که جنس مذکر در مجموع آسیب پذیری به مراتب بیشتری را در مقایسه با جنس مونث دارد. به همین جهت پسرهایی که در خانواده شاهد و ناظر خیانت پدرشان باشند، این امر می‌‌تواند تا حد و اندازه‌ای باعث بدآموزی شود. البته بعضی از پسرها پدرشان را الگوی رفتاری برای خود انتخاب‌ نمی‌کنند و به قول معروف، ادب را از بی ادبان یاد می‌‌گیرند. اما در مواردی نیز ملاحظه شده که بعضی پسرها حتی با وجود تنفری که از پدرشان دارند، دقیقاً رفتارهای او را نمونه برداری می‌‌کنند و رفتاری مشابه با او خواهند داشت. در هر حال در خانواده‌هایی که خیانت روی می‌‌دهد، اگر به درستی با پیامدهای آن برخورد نشود، چنین امری می‌‌تواند باعث بدآموزی شود. در واقع مردی که اقدام به خیانت به همسرش می‌‌نماید، به نحوی غیرمستقیم به فرزندش به ویژه اگر پسر هم باشد، به نوعی می‌‌آموزد که چنین اقدامی را درآینده نسبت به همسرش انجام دهد. زیرا به طور معمول این گفته‌های پدر و مادر نیست که فرزندان را تربیت می‌‌کند، بلکه رفتار و عملکرد والدین جهت دهنده و الگوی رفتاری فرزندان می‌‌شود.
۱-۸-۳-۲ از دست رفتن آرامش و افت تحصیلی:
در خانواده‌ای که خیانتی روی می‌‌دهد، مجموعه‌ای از تنش‌ها، منازعه و درگیری‌ها میان والدین ایجاد می‌‌شود. این گونه اختلاف‌ها به دلیل اینکه ماهیت‌شان با سایر اختلاف‌ها و درگیری‌های همسران متفاوت است. درگیری‌ها خیلی شدیدتر و پردامنه‌تری را به همراه دارد. فرزندان در خانواده نیز واکنشی که نسبت به محیط خانواده نشان می‌‌دهند، متفاوت است. بعضی از فرزندان به واسطه برون‌گرایی‌شان ناراحتی و نگرانی خود را واضح و آشکار در عمل بروز می‌‌دهند و بعضی دیگر بروز نداده، اما در اعمال و رفتارشان دچار مشکل و افت تحصیلی می‌‌شوند و یا در بلند مدت دچار رفتارهایی ناهنجار می‌‌شوند. در هرحال این امر طبیعی و بدیهی است که ‌‌آرامش والدین باعث ‌‌آرامش فرزندان می‌‌گردد و هم چنین تنش‌ها و درگیری‌های ناشی از خیانت والدین به راحتی به فرزندان نیز منتقل خواهد شد.
۱-۸-۳-۳ جبهه گیری و در گیری در مقابل خیانت:
<

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

strong>فرزندان به طور معمول نوعی احساس همدردی نسبت به مادرشان که خیانتی نسبت به وی اعمال شده خواهند داشت. این از ویژگی‌های هر فردی است که در ارتباط با رویدادها و وقایعی که اتفاق می‌‌افتد، قضاوت می‌‌کند. هنگامی که در خانواده چنین موردی پیش می‌‌آید، فرزندان نسبت به آن چه که اتفاق افتاده قضاوت می‌‌کنند و در صورتی که یکی از والدین در حق دیگری بی عدالتی و اجحافی کرده باشد، آنها متأثر از چنین امری پیش خود قضاوت و اقدام به جبهه گیری‌هایی می‌‌نمایند. زیرا چنین امری درگیری‌های ذهنی و در مواردی بین فردی قابل توجهی را برای فرزند به همراه خواهد داشت.
۱-۸-۳-۴ کمبود توجه و مراقبت نسبت به فرزندان:
نیروی فکری و ذهنی که صرف خیانت می‌‌شود، مانع از رسیدگی و توجه لازم به فرزندان می‌‌شود،
فردی که درگیر خیانت به همسر می‌‌شود، به واسطه ماهیت هیجان‌زایی و مخفیانه بودنی که این امر دارد، مقدار قابل ملاحظه‌ای از نیروی فکری و ذهنی‌اش را به نحوی خارج از هنجار مصرف می‌‌کند، طوری که این امر باعث می‌‌شود تا شخص توجه لازم و طبیعی را به همسر و فرزند نداشته باشد. در هر حال و با توجه به نکات و مطالبی که مطرح شد. در شرایطی که خیانتی در خانواده میان همسران روی دهد، مشکل آفرینی‌های زیادی را ایجاد می‌‌کند و این امر جو عاطفی و ارتباطی زوجین و خانواده را برهم زده و اثرات مخربی را روی فرزندان خواهد داشت. هم چنین این امری طبیعی است که چنانچه زوجی نتوانند، زن و شوهر خوب و مناسبی برای هم باشند، در اجرای وظایف والدینشان با دشواری‌ها و مشکلاتی مواجه خواهند شد. بنابراین خیانت با توجه به پیامدهای بسیار و مخربی که روی زوجین و به ویژه همسری که مورد خیانت قرار گرفته دارد. خواه و ناخواه در فرزندان نیز پیامدهای مخربش را به همراه خواهد داشت. هم چنین این نکته به تجربه ملاحظه شده که همسر خیانت کننده، فقط توجه و مراقبت‌هایش از همسر کاسته و یا گرفته نمی‌شود، بلکه فرزندان نیز به نوعی دچار کمبودهایی از بابت توجه و مراقبت خواهند شد. در هر حال روی دادن چنین امری به واسطه مشکل آفرینی‌ها، آسیب‌ها و پیامدهایی که به همراه دارد، نه تنها خیانت به همسر است، بلکه خیانت به فرزندان نیز خواهد بود. در واقع فردی که به همسرش خیانت می‌‌کند، به نوعی به فرزندان و خانواده نیز خیانت می‌‌نماید.[۱۵]
۱-۹ سرانجام‌ خیانت:
در این بخش به بررسی این موضوع پرداخته خواهد شد که خیانت‌ها به طور معمول دارای چه سرانجام و نهایتی هستند، که در مجموع می‌‌توان سرانجام و نهایت آنها را به سه دسته عمده به صورت زیر تقسیم کرد:
۱-۹-۱ بعضی از خیانت‌ها پایان کم آسیب‌تری را داشته و پس از مدتی پایان یافته و همسر، خانواده و سایرین از آن آگاه‌ نمی‌شوند:
این امر به تجربه در میان بعضی همسران ملاحظه شده که یکی از طرفین اقدام به برقراری ارتباط عاطفی و یا جنسی می‌‌نماید، اما شریک زندگی از این موضوع مطلع‌ نمی‌گردد. البته درصد چنین مواردی که همسر از آن مطلع نشود، خیلی کمتر از مواردی است که شریک زندگی از آن آگاه می‌‌گردد، زیرا و به طور معمول همسران حس و ادراکی فوق العاده قوی در این زمینه دارند که چنان‌چه همسر ارتباطی با فردی از جنس مخالف داشته باشد، به راحتی از این امر مطلع می‌‌شوند. علت اینکه همسری از ارتباط عاطفی و یا جنسی شریک زندگی‌اش با فردی از جنس مخالف آگاه‌ نمی‌شود، یا به این دلیل است که خیانت بنا به دلایل مختلفی و در کوتاه مدت به پایان رسیده و یا از قبل فاصله عاطفی قابل ملاحظه‌ای میان زوجین وجود داشته است.
این نکته‌ای بسیار مهم در خیانت به همسر است که ارتباط‌هایی که به درازا بینجامد، شواهدی را به مرور از خود به جا خواهد گذاشت و همین امر باعث می‌‌گردد تا همسر از موضوع باخبر شود. البته از دیدگاه جرم‌شناسی، هر جرم و عمل خلافی که انجام می‌‌شود، فرد انجام دهنده‌ی خلاف یا جرم ردپا و اثری را از خود به جای می‌‌گذارد، که اگر به درستی با موضوع برخورد شود، شواهد به جا گذاشته نشان خواهد داد که چه کسی و چگونه عمل خطا و یا خلاف مورد نظر را انجام داده است. هم چنین زمان و طول دوره‌ای که شخص اقدام به چنین عملی می‌‌نماید نیز تاثیر به سزایی را در پوشیده ماندن و یا آشکار شدن موضع دارد. بنابراین و چنان چه این امر در کوتاه مدت به پایان برسد، احتمال افشاء شدن آن خیلی کمتر خواهد بود تا زمانی که چنین امری به درازا بینجامد.
بعضی از همسران نیز به واسطه درگیری‌ها و مشکلات ارتباطی که میان‌شان است، به نوعی فاصله عاطفی میان آنها ایجاد می‌‌شود، به نحوی که دیگر احساس چندانی نسبت به یکدیگر نخواهند داشت و این امر باعث می‌‌گردد تا توجه کمتری نسبت به هم داشته باشند، به همین جهت و در صورتی که خیانتی میان آنها شکل بگیرد، متوجه آن نمی‌شوند.
۱-۹-۲ موارد قابل توجهی از خیانت‌ها، سرانجام مشکل‌آفرینی را داشته و درنهایت همسر از آن آگاه شده و درگیریی‌های بسیاری را به همراه دارد:
از ویژگی‌های بارز خیانت خوگیری و عادت پذیری و تکراری بودن آن است. به عبارتی این اعمال از بعضی از جنبه‌ها شباهت به مواد مخدر و عملکرد آن دارد و بدین صورت است که شخص یکبار اقدام به مصرف مواد مخدر نماید و دیگر بی نیاز از آن شود و احتیاجی به مصر
ف دوباره آن نداشته باشد، بلکه در نوبت‌هایی دیگر نیز به آن نیاز داشته و این دور تسلسل مصرف همچنان ادامه می‌‌یابد تا در نهایت شخص اعتیاد پیدا کرده و خانواده و اطرافیان نیز از آن مطلع می‌‌شوند. اقدام به خیانت به همسر نیز به همین صورت است که خاصیت تکرارپذیری دارد و شخص با یک یا چند بار استفاده نیازش برطرف‌ نمی‌شود و در نوبت‌ها و دفعات بعدی هم چنان نیاز به تجربه مجدد آن دارد. البته مشکل فقط تکرار مجدد آن نیست بلکه هر نوبت با کیفیت دیگری بایستی تجربه شود. برای مثال اگر در اویل صحبت و مکالمه از طریق تلفن برآورده کننده هیجان باشد، پس از مدتی و تکرار آن دیگر هیجان‌آور نخواهد بود و گفتگوی حضوری می‌‌تواند هیجان‌های مورد نیاز را به همراه داشته باشد و به همین صورت روابط صمیمانه‌تر و حضوری‌تر شده تا اینکه در نهایت شخص ردپا و اثری را از خود به جا می‌‌گذارد، به نحوی که همسر متوجه ارتباط شریک زندگی‌اش با شخص سوم می‌‌شود
.
۱-۹-۳ بعضی از خیانت‌ها سرانجام ناگواری را داشته و در نهایت به زندان، بیمارستان و در مواردی نیز به قبرستان ختم می‌‌شود:
در واقع خیانت همیشه به این صورت نیست که مثل مورد اول کسی از آن آگاه نگردد و یا فقط همسر و خانواده مطلع شوند. بلکه گاهی اوقات در محیط کار و در مواردی منسوبین زنی که مورد خیانت قرار می‌‌گیرد و یا حتی همسر و خانواده‌اش از موضوع آگاه می‌‌شوند و بدون مشورت و نسنجیده اقدام‌هایی انجام می‌‌گردد که گاهی یک عمر پشیمانی را به همراه دارد. در حال حاظر حدود ۲۵% از خیانت‌هایی که در کشور ما انجام می‌‌شود، علت و انگیزه جنسی و ناموسی دارد. چنانچه به صفحه حوادث روزنامه‌ها توجه نمایید، مورادی از این قبیل را ملاحظه خواهید نمود. البته این واقعیتی ناخوشایندی است که انواع قانون‌ها، مقررات و آیین نامه‌ها در مورد افراد ضعیف به صورت کامل و تمام به اجرا در می‌‌آید، اما در مورد بعضی افراد صاحب قدرت، ثروت و نفوذ یا اعمال‌ نمی‌شود و اگر هم انجام شود با چشم پوشی و ملاحظات ویژه‌ای انجام می‌‌گردد. این امر به تجربه ملاحظه شده که در صورت انجام خیانت از سوی زن به طور معمول ملاحظه کاری و یا چشم پوشی انجام‌ نمی‌شود و شدیدترین برخوردها در مورد او اعمال می‌‌شود. اما در مورد مرد چنین مواردی کمتر به چشم می‌‌خورد البته به دلیل اینکه خیانت بیشتر از سوی مردها انجام می‌‌شود و به عبارتی مرد به حریم عاطفی و جنسی زنی وارد می‌‌شود، منسوبین و وابسته‌های زن احتمال دارد که برخوردهایی انتقام‌جویانه و خشونت‌آمیزی نشان دهند. به تجربه ملاحظه شده که در صورت اقدام زن به خیانت برخوردهای به نسبت شدیدتری در مورد او اعمال می‌‌گردد. در حالی که این مطالب به آن معنی نیست که این گونه اقدام‌ها همیشه با خشونت همراه باشد، بلکه هرقدر افراد از توان گفت و شنود کمتری برخوردار باشند، بیشتر مشکلات را از طریق توسل به خشونت کلامی و رفتاری برطرف می‌‌گردد و در مواردی هم با صحبت و گفت و شنود مشکل‌شان را برطرف می‌‌کنند. در هر حال بعضی از خیانت‌های به همسر سرانجام بسیار ناخوشایندی را دارند، طوری که با آبروریزی‌های فردی و خانوادگی توأم می‌‌شود و یا سرنوشت خونین و یا مرگبار را به همراه دارند. البته چنین مواردی با مرکز مشاوره درگیر‌ نمی‌شوند، بلکه به طور مستقیم با قانون و مسئولین قضایی سر و کار پیدا می‌‌کنند.[۱۶]
۱-۹-۴ بعضی از خیانت‌ها سرانجام به طلاق ختم می‌شود:
یکی از مواردی که زوج دچار خیانت به احتمال زیاد به آن می‌‌پردازند، یا آن را در نظر گرفته و یا چنین موردی را به طرف مقابل پیشنهاد می‌‌کنند، موضوع جدایی، طلاق گرفتن و پایان دادن به زندگی مشترک‌شان است به همین جهت به نظر لازم رسید که در ارتباط با این امر مطالبی مطرح شود تا آگاهی مورد نیاز در این زمینه نیز تا حدودی حاصل شود.
این امر بدیهی است که همسر آسیب خورده، آزاردیده و ناراضی از وضعیت موجود که مورد خیانت همسرش قرار گرفته پیشنهاد طلاق را مطرح نماید. در واقع چنین همسری با جدا شدن از شریک زندگی‌اش می‌‌خواهد مقداری از ناراحتی‌ها و آزردگی‌هایی که از وی متحمل شده را جبران نماید، یا توان تحمل حضور او را ندارد، به همین جهت به همسر خیانت کننده پیشنهاد طلاق می‌‌دهد. در بعضی موارد نیز پیشنهاد طلاق از سوی همسر خیانت کننده مطرح می‌‌شود، اما این گونه پیشنهادها بیشتر برای ترساندن و پیشگیری از اقدام‌های تلافی جویانه مطرح می‌‌شود که چنین مواردی به طور معمول خیلی محدودتر است.
این امر بدیهی است که همسر اقدام‌کننده به خیانت قبل، در حین و پس از خیانت قصد و نیت جدا شدن و طلاق دادن همسرش را ندارد در واقع طلاق مسیر دیگری را دارد. همسرانی که سازگاری لازم را برای یکدیگر ندارند و قصدشان جدا شدن است، به طور معمول اقدام به خیانت‌ نمی‌کنند. همسری که می‌‌خواهد جدا شود با بدنام کردن و آبروریزی از خودش آن هم در مراحل پایانی زندگی چنین کاری را انجام‌ نمی‌دهد. حتی اگر قصد چنین کاری را داشته باشد، ابتدا از همسر جدا می‌‌شود و سپس با خیال راحت سراغ اینگونه امور می‌‌رود. از سوی دیگر همسر خیانت‌کننده می‌‌داند که ضربه و آسیب بزرگی را به خود، همسر، فرزندان، شخص سوم درگیر شده و سایرین وارد کرده، اما به طور یقین‌ نمی‌خواهد که با طلاق آسیب‌های موجود را بیشتر نما
ید. زیرا یکی از دلایل عمده جدا شدن‌شان همین اقدام خیانت آمیزش خواهد بود. چنین امری پس از جدا شدن نزد دوستان، فامیل و آشنایان آشکار شده و مشکلات ناشی از آن به مراتب بیشتر خواهد شد
.
مطرح شدن طلاق در شرایط پس از خیانت، صرفاً به خاطر جداشدن نیست، بلکه با هدفهای دیگری مطرح می‌‌گردد. حال فرض را بر این بگذاریم که مردی از زندگی با همسرش راضی نباشد و به این نتیجه برسد که جداشدن و طلاق گرفتن تنها راه مناسب برای هردو طرف باشد. حتی در چنین وضعیتی اینگونه همسران به دلایل مختلف اقدام به خیانت‌ نمی‌نمایند. به سر بردن در چنین وضعیت و شرایطی فشار و روانی ویژه‌ای را به هریک از همسران به ویژه همسر ناراضی وارد می‌‌کند که این امر مانع می‌‌شود تا به این گونه امور مشغول گردد. از سوی دیگر مردی که به این نتیجه رسیده باشد که جدا شدن از همسر و طلاق تنها راه چاره است. تمام ذهن او را این امر اشغال می‌‌کند و سعی خود را براین خواهد گذاشت تا هرچه سریعتر این امر انجام شود. چنین امری به تجربه ملاحظه شده که حتی پس از طلاق از روی کینه وانتقام اتهام‌هایی را در ارتباط با خیانت به یکدیگر وارد می‌‌کند، به همین جهت فردی که قصد طلاق داشته باشد، حتی اگر فرد مناسبی را هم برای خود پیدا کرده باشد، ابتدا امر جداشدن و طلاقش را به انجام می‌‌رساند و سپس چنین کاری را انجام می‌‌دهد. به عبارتی او چنانچه جداشدن و انجام طلاق دلایل معقول و منطقی هم برای آن وجود داشته باشد، خود را بدنام نکرده و بی جهت برای امری که می‌‌تواند مدتی دیرتر انجام دهد، نزد همسر و سایرین وجهه خود را خراب‌ نمی‌کند.
طلاق برخلاف ظاهر آن کار چندان ساده و راحتی نیست و امور و نکات بسیاری وجود دارند که لازم است به درستی مورد تحلیل و بررسی قرار گیرند تا بتوان به نتیجه لازم رسید که آیا چنین اقدامی لازم است یا خیر؟
در واقع اقدام به طلاق و یا ادامه زندگی، تصمیم میان بد و بدتر است، به همین جهت تصمیم‌گیری در این مورد کار چندان ساده و آسانی نیست.
طلاق در شرایطی که هر دو نفر از همسران راضی به چنین امری نباشند به مراتب راحت‌تر برگزار می‌‌شود. البته پیش از این هم خاطر نشان شد که خیانت هم در میان زوج‌های سالم و موفق و هم در میان زوج‌های ناسالم وناموفق روی می‌‌دهد. اما در میان زوج‌های ناسالم و ناموفق یا به عبارتی زوج‌های مشکل دار و آسیب خورده این امر بیشتر ملاحظه می‌‌شود. در وضعیت و شرایطی که خیانت میان همسران روی می‌‌دهد، حتی اگر آنها پیش از آن نیز چنین تصمیمی را داشته اند، بهتر است که اجازه دهند بحران دوره سیاه خیانت تا حدودی بگذرد و پس از آن به چنین امری پردازد. در وضعیت آشکار شدن خیانت همسران به ویژه فردی که چنین اقدامی از او سرزده است، راضی به جداشدن و به نوعی حاظر است تا اقدام به جبران آسیب‌های ایجاد شده بنماید. به همین جهت بهتر است تا از تصمیم عجولانه تا حد ممکن خودداری شود.
در وضعیتی که دوره طلایی خیانت به پایان می‌‌رسد و همسر از چنین موردی آگاه می‌‌شود، دوران سیاه آغاز شده و درگیری‌های پی در پی که در مواردی شرایط را بدتر می‌‌نماید، در نهایت همسری که مورد خیانت قرار گرفته برای اذیت و آزار طرف مقابل خیانت پیشنهاد طلاق را ارائه می‌‌کند. که این امر شرایط دشوارتری را نیز برای فرد مقصر ایجاد می‌‌نماید. در هر حال طلاق امری است که به تنهایی نکات و مسایل پیچیده‌ای را به همراه دارد و ترکیب کردن امور دیگر مانند انتقام و درگیر و ترکیب کردن این دو امر پیامدهای ناخوشایندی را به همراه خواهد داشت.
همانطور که خاطر نشان شد، طلاق امری است که برای تصمیم به انجام آن ده‌ها عامل را بایستی درنظر گرفت و به درستی همه عوامل و جوانب آنرا مورد بررسی قرار داد و سپس اقدام به تصمیم گیری نمود. البته و درنهایت و یا بیش از گرفتن چنین تصمیمی نیاز به مشاوره‌های کارشناسی و تخصصی نیز وجود دارد. این امر به تجربه در مشاوره با همسرانی که مورد خیانت قرار گرفته‌اند نیز ملاحظه شده که بعضی از همسران اگرچه دل خوشی از همسر خود ندارند. و زندگیشان لطف و جذابیت گذشته را برایشان ندارد. اما هم چنان بنا به دلایل مختلف از جمله منافع فرزندان، آشکار و رسوا شدن این موضوع قصد سایرین و مواردی از این قبیل اموری هستند که آنها به سادگی‌ نمی‌توانند تصمیم به جدایی و طلاق بگیرند. در هر حال خیانت اگرچه آسیب‌ها و عوارض بسیار مشکل آفرینی را برای همسران و خانواده به همراه دارد، اما انتخاب راهکار طلاق نبایستی اولین گزینه باشد، بلکه ابتدا راهکارهای سازنده لازم است در نظر گرفته شود و در صورتی که هیچ یک از رویکردهای موجود نتایج مورد نیاز را به همراه نداشت، به عنوان آخرین رهیافت می‌‌تواند در نظر گرفته شود.[۱۷]
۱-۱۰ موضع اسلام، مسیحیت و یهودیت در قبال خیانت:
سه دین عمده حوزه شرقی مدیترانه ( اسلام و مسیحیت و یهیودیت ) اهمیت و ارزش زیادی برای ازدواج وروابط زناشویی قائل هستند. اسلام در قرآن، چنان اهمیت خاصی به ازدواج داده است و با احترام از آن یاد می‌‌کند که این امر را در میان تمامی معاهدات و معاملات بشری، منحصر به فرد دانسته است. در کتاب آسمانی قرآن آمده که “ازدواج” موهبتی الهی است که خداوند به بندگانش عطا فرموده است:«خدا برای شما همسرانی از جنس خودتان آفرید و از آن‌ها فرزندا
ن و نوادگانی برای شما خلق نمود و از نعمتهای پاکیزه و لذیذ روزی داد، آیا مردم باز به باطل می‌‌گروند و به نعمت خداوند کافر می‌‌شوند»؟
[۱۸] آفرینش”همسر” به عنوان نشانه ای از قدرت نامحدود پروردگار توصیف شده است: «از نشانه‌های خداوند این است که برای شما از جنس خودتان همسرانی آفرید تا در کنار آنها آرامش یافته و انس بگیرید و در میان شما مهربانی و شفقت بر قرار نمود. همانا در این امر نشانه‌هایی است برای مردمانی که می‌‌اندیشند».[۱۹] اسلام در کل، جامعه را مسئول فراهم آوردن تسهیلات و امکانات برای امر ازدواج بین زنان و مردان می‌‌داند. در کتاب آسمانی قرآن آمده است: «مردان بی زنان و زنان بی شوهر و کنیزان و بندگان خود را به نکاح یکدیگر درآورید که اگر آن‌ها فقیر باشند، خداوند با لطف خود آنان را بی‌نیاز خواهدکرد. و آنانی که وسیله نکاح نمی‌یابند باید عفت نفس پیشه کنند تا خداوند از فضل خود آن‌ها را بی‌نیاز سازد».[۲۰] در روایات آمده است که یکی از اهداف ازدواج حفظ زنان و مردان از ارتکاب رفتارهای غیر اخلاقی ناشی از بی بند و باری جنسی است. به طور کلی شخص متأهل به آنچه که قرآن طبق موازین شرعی برایش فراهم نموده است راضی بوده و پا از آن فراتر نمی‌گذارد، و به همین دلیل است که پیامبر می‌‌فرماید: «کسانی که توان و استطاعت ازدواج دارند نباید در این کار تعلل و مسامحه بورزند».[۲۱] پیامبر (ص) با تأکید بر اینکه پاکدامنی و عفاف یکی از اهداف ازدواج است و مسلمان متأهل باید بترسد و چاره جویی کند از این که به سوی دیگران کشیده شود، می‌‌فرماید: «وقتی یکی از شما با شهوت به زنی بنگرد باید برای ارضای نفس خود به سوی همسرش برود». اسلام همچنین به مسلمانان سفارش می‌‌کند که از امور جنسی در محدوده و چارچوب ازدواج لذت ببرند، به این صورت آن را عملی قابل ستایش و حتی سزاوار پاداش ساخته است. قرآن در تمام موارد، روابط و مسائل جنسی را منحصراً در چارچوب ازدواج جایز می‌‌داند و هر گونه رابطه خارج از این محدوده را گناه ممنوعه اعلام می‌‌دارد. تشویق یهودیت به امر ازدواج و مورد توجه قرار دادن آن، به وضوح در هر دو بخش عهد جدید و قدیم در کتاب مقدس وجود دارد. در عهد قدیم می‌‌خوانیم که این خداوند است که اساس ازدواج را متناسب با ساختار وجودی انسان بنان گذاشت و سپس خداوند فرمود: «سزاوار نیست که”آدمی” تنها زندگی کند، لذا من برای او مناسب و شایسته خواهم آفرید». بنابراین در کتاب تورات به زن و مرد به یک چشم نگاه شده است: «استخوان این موجود از استخوان من و گوشت او از گوشت من است، او را نساء می‌‌نامم زیرا از انسان به وجود آمده است و مرد نیز، پدر و مادرش را ترک می‌‌کند و به همسرش می‌‌پیوندد تا یک موجود واحد شوند».
کتاب مقدس مسیحیان، انجیل به امر ازدواج توجه بسیار نشان داده است و آن را امری مقدس به شمار آورده و بیان می‌‌دارد که: «شوهر باید حق همسرش را رعایت کند، و متقابلاً زن نیز حقوق شوهرش را ادا نماید به این معنی که آن‌ها شرعاً به یکدیگر تعلق دارند و نمی‌توانند در اختیار کس دیگری قرار بگیرند». و نیز آمده است که: «زن نباید جز در مقابل شوهرش تسلیم شود، و مرد نیز باید به همسرش وفادار باشد». براساس آیات قرآن، خداوند تنها ازدواج با زنان پرهیزکاری را که یا به دین اسلام گرویده‌اند و یا پیرو مذاهب مسیحیت و یهودیت می‌‌باشند جایز می‌‌داند، زیرا که چنین زنانی عفیف بوده و دارای خلق و خوی نیکو می‌‌باشند. او همچنین مردانی را شایسته ازدواج می‌‌داند که پاکدامن بوده و اهل بی‌بند و باری نباشند. به هر صورت متخلفان از این قانون قرآنی و آن‌هایی که آن را رعایت نمی کنند افراد بی ایمانی هستند که ازدواجشان می‌‌تواند تنها با افراد بی ایمان مشابه خودشان به رسمیت شناخته شود.
مسیحیت نیز ازدواج با افرادی را که رابطه نامشروع برقرار می‌‌کنند چه زن و چه مرد، ممنوع اعلام نموده و آن را خلاف قانون دانسته است: «ازدواج با مطلقه‌ای که دلیل طلاق وی ارتکاب زنا بوده غیر قانونی می‌‌باشد.» و نیز ارتکاب این عمل شنیع در بین مسیحیان مانع از ازدواج آن‌ها در آینده می‌‌شود، در نتیجه، بر اساس قوانین مذهبی، ازدواج تنها راه مجاز و مشروعی است که خداوند برای زنان و مردان به منظور تمتع از روابط جنسی مقرر داشته است و سایر صور آن که خارج از چارجوب ازدواج صورت بگیرد گناه تلقی می‌‌شود.

مدیر سایت

Next Post

مقاله علمی با منبع : پایان نامه خیانت همسران و اثار فقهی مترتب بر آن۱- قسمت ۱۱

س اکتبر 13 , 2020
چنانکه گذشت استحقاق مطلقه رجعیه بنفقه در مدت عده از نظر آنست که زن در مدت مزبور زوجه یا در حکم زوجه است، بر خلاف آنچه در مدت عده فسخ نکاح و طلاق بائن می‌باشد که نکاح بطور قطع منحل می‌گردد و حق نفقه او بتبع زائل می‌شود. این است […]