پایان نامه با واژگان کلیدی عوامل موثر، دانشگاه تهران، آموزش مهارت

نوامبر 30, 2018 0 By admin4
پایان نامه  

نشان داده است که دانشجويان دانشگاه اروميه براي شرکت در يادگيري الکترونيکي از آمادگي در سطح متوسط برخوردار هستند و داراي مهارت هاي ورود به دوره‌ها مي باشند.
رستگارپور و گرجي‌زاده (1391) در پژوهشي با عنوان” ارزيابي کارآمدي دوره‌هاي يادگيري الکترونيکي در دانشگاه تربيت مدرس از ديدگاه کاربران” کارآمدي دوره‌هاي يادگيري الکترونيکي را مورد بررسي قرار داده‌اند که يافته‌ها نشان داده ، کاربران سامانه يادگيري الکترونيکي به سامانه دسترسي مطلوب دارند، از پشتيباني و آزمون و ارزشيابي مناسب بهره‌مند مي‌باشند و از واسط کاربري و ارايه درس مناسب نيز بهره‌مند مي‌باشند.
تقي‌ياره و همکاران(1391) در پژوهشي با عنوان” شناسايي الگوهاي ذهني اساتيد الکترونيکي دانشگاه تهران در نقش ياددهنده” هدفشان شناسايي ذهنيت مدرسان الکترونيکي دانشگاه تهران در نقش ياددهنده است که با استفاده از روش کيو چهار الگو ذهني انتقال دهنده دانش، مشارکت کننده، وساطت کننده و طراح محتوا در نظر گرفته شده است. سپس الگوي ذهني انتقال دهنده دانش به دليل آنکه تعداد بيشتري از مشارکت کنندگان روي آن داراي بار عاملي بودند و جايگاه مشارکت کنندگان نماينده اين الگوي ذهني در مطالعه کيو مهم تلقي مي‌شد، نسبت به ساير الگوها غالب است.
حسن‌زاده، کريم‌زادگان و متقيان(1391) در پژوهشي با عنوان” ارزيابي عوامل موثر بر پذيرش سيستم‌هاي يادگيري مبتني بر وب توسط اساتيد دانشگاه با استفاده از يک مدل ترکيبي” به نتايجي دست يافته‌اند که در آن معيار ذهني و کيفيت اطلاعات بر مفيد بودن از ديد کاربر تاثير مثبت دارند، همچنين خوداتکايي، کيفيت خدمات دوره، معيار ذهني و کيفيت اطلاعات بر آساني استفاده از ديد کاربر تاثيرگذار و باعث رضايت آنان مي‌باشد.
نجاتي(1390) در پژوهش خود با عنوان” نقش آموزش الکترونيکي در آموزش راهبردهاي فراشناختي” که با هدف بررسي استفاده از آموزش الکترونيک براي آموزش مهارت‌هاي فراشناختي صورت گرفت، در نهايت نتايج پژوهش نشان داده است؛ راهبردهاي فراشناختي تاثير مثبتي بر افزايش يادگيري دارند.
فتحي واجارگاه، پرداختچي و ربيعي(1390) در پژوهشي با عنوان” ارزشيابي اثربخشي دوره‌هاي آموزش مجازي در نظام آموزش عالي ايران” ارزشيابي اثربخشي دوره آموزش مجازي دانشگاه فردوسي مشهد را مورد بررسي قرار دادند که در نهايت نتايج پژوهش نشان داد که از نظر استادان اثربخشي دوره آموزش مجازي مطلوب بوده و دانشجويان با توجه به تعاملات و ارتباطات در دوره و همچنين با دسترسي به منابع اثربخشي اين دوره‌ها را در حد متوسط برآورد نموده‌اند. همچنين مقايسه بين نظرات استادان و دانشجويان نشان داد که استادان در مورد اثربخشي دوره آموزش مجازي، نظرات مثبت‌تري نسبت به دانشجويان دارند.
الهي و همکاران (1390) در پژوهشي با عنوان” طراحي چارچوبي براي عوامل موثر بر گرايش دانشجويان مجازي به يادگيري الکترونيکي و سنجش آن” چارچوبي را براي عوامل موثر بر گرايش دانشجويان مجازي به يادگيري الکترونيکي شناسايي و طراحي شده است. اين چارچوب شامل چهار بعد اصلي عوامل فردي، محيطي، رسانه و محتواست. نتايج نشان داد که عوامل فردي در بهترين شرايط و عوامل رسانه در پاييين ترين وضعيت قرار دارند.
بيک زاده، مولوي و اسکندري(1390) در پژوهشي با عنوان” رابطه کيفيت خدمات الکترونيکي با رضايت الکترونيکي دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامي واحد بناب” رابطه کيفيت خدمات الکترونيکي با رضايت الکترونيکي دانشجويان را بررسي مي‌کنند و نتايج حاصل بيانگر آن بود که بين کيفيت خدمات الکترونيکي و ابعاد آن با رضايت الکترونيکي دانشجويان رابطه معني داري وجود دارد و ميزان پشتيباني از کاربران در حد متوسط مي‌باشد.
تقي زاده (1390) در پژوهش خود با عنوان” تأثير آموزش الکترونيکي و غير الکترونيکي بر خلاقيت و پيشرفت تحصيلي دانشجويان دانشگاه پيام نور” به بررسي تأثير آموزش الکترونيکي و غير الکترونيکي بر خلاقيت و پيشرفت تحصيلي دانشجويان پرداخت. نتايج نشان داد که تفاوت معناداري بين خلاقيت و پيشرفت تحصيلي دو گروه دانشجويان دختر و پسر يادگيري الکترونيکي و غيرالکترونيکي دانشگاه پيام نور وجود دارد.
يزداني، ابراهيم‌زاده، زندي، علي‌پور و زارع(1390) در پژوهش خود با عنوان “ارزشيابي ميزان اثربخشي نظام يادگيري الکترونيکي دانشکده مجازي علوم حديث” با هدف بررسي ميزان اثربخشي نظام يادگيري الکترونيکي دانشکده مجازي علوم حديث شهر ري انجام شد. ابزار جمع‌آوري اطلاعات پرسشنامه سنجش ارزش رضايتمندي بوده است. نتايج نشان داد که هيچگونه رابطه معناداري بين سازه‌هاي ارزش و رضايتمندي وجود ندارد. همچنين بر اساس تحليل عاملي اين دو سازه ساختارهاي عاملي متفاوتي داشته و تحليل عاملي هر يک به استخراج عوامل متفاوت منجر شد. بر اين اساس تحليل عاملي تأييدي در سازه ارزش، چهار عامل پشتيباني محيطي يادگيرنده‌ها، فن‌آوري، پشتيباني فني و همکلاسي‌ها و درس و استاد و در سازه رضايت‌مندي به استخراج عوامل چهارگانه درس و استاد، دسترسي پذيري، فن‌آوري و پشتيباني فني، يادگيرنده و همکلاسي‌ها منجر شد. نتايج بررسي داده‌ها نشان داد که وضعيت اثربخشي نظام يادگيري الکترونيکي در هر يک از ابعاد چهارگانه و در ارتباط با کل نظام نيز نسبتاً متوسط است.
کريم زادگان و همکاران(1390) در پژوهشي با عنوان” ارزيابي عوامل موثر بر رضايت يادگيرنده الکترونيکي” به بررسي عوامل موثر بر رضايت يادگيرنده پرداختند که در نهايت نتايج نشان داده است ، چهار متغير مستقل انعطاف پذيري، کيفيت دوره يادگيري الکترونيکي، کيفيت فناوري و تنوع در ارزيابي از عوامل کليدي موثر بر رضايت يادگيرنده الکترونيکي هستند که براي پياده سازي موفق دورههاي يادگيري الکترونيکي نبايد مورد غفلت واقع شوند.
سراجي و يارمحمدي(1389) در پژوهشي تحت عنوان” تهيه و اعتبار يابي ابزار سنجش آمادگي ورودي يادگيرنده به دوره‌هاي الکترونيکي” ابزاري براي ارزيابي آمادگي ورودي يادگيرنده به دوره‌هاي الکترونيکي تهيه کرده‌اند که در نتيجه اين ابزار بر اساس مولفه‌هايي همچون؛ آشنايي با کاربرد ابزارهاي اينترنتي، مهارت‌هاي شناختي، فراشناختي و قدرت خود رهيابي تنظيم شده است.
دانشور(1389) در پژوهش خود با عنوان” يادگيري مشارکتي الکترونيکي” يادگيري مشارکتي را در فضاي مجازي مورد بحث قرار مي‌دهد. همچنين بيان مي‌کند در يادگيري مشارکتي، شرکت کنندگان فهم خود را از موضوع يادگيري با ديگران به اشتراک گذاشته، با يکديگر همياري مي‌کنند، از هم پشتيباني مي‌کنند و در فرايندهاي مرتبط و هدفمند و سطوح بالاتر مهارت‌هاي شناختي و احساسي درگير مي‌شوند. اين امر به صورت برخط و با پشتيباني کامپيوتر صورت مي‌گيرد.
سعيد و همکاران(1389) در پژوهشي با عنوان” ارتباط راهبردهاي شناختي، فراشناختي و تعاملات دانشجويان در آموزش مجازي با پيشرفت تحصيلي” هدف پژوهش بررسي ارتباط کاربرد راهبردهاي شناختي، فراشناختي و تعاملات با پيشرفت تحصيلي دانشجويان کارشناسي دانشگاههاي مجازي بود. معدل دانشجويان به عنوان شاخص پيشرفت تحصيلي در نظر گرفته شد. يافتههاي بدست آمده از پژوهش حاکي از ارتباط معنادار راهبردهاي شناختي، فراشناختي و تعاملات در محيط مجازي با پيشرفت تحصيلي است. همچنين، مولفه‌اي که بيشترين توان پيش‌بيني در تعاملات و پيشرفت تحصيلي را داشت، تعامل استاد با يادگيرنده و در راهبردهاي شناختي و فراشناختي طراحي و برنامه‌ريزي بود.
زمانپور و ميرزابيگي(1389) در پژوهشي با عنوان” بررسي عوامل مؤثر بر عملکرد تحصيلي يادگيرندگان الکترونيکي در آموزش عالي: ارائه مدل موفقيت بر اساس ديدگاه يادگيرندگان” مدلي را ارائه داده‌اند که ابعاد اصلي آن را بعد ويژگي‌هاي يادگيرنده، مديريت يادگيري و ادراکات از سامانه تشکيل مي‌دهد. از مهم‌ترين نتايج اين پژوهش مي‌توان به تأثير بعد ادراکات از سامانه بر موفقيت يادگيرندگان اشاره کرد که تنها بعدي است که به طور مستقيم بر پيشرفت تحصيلي اثرگذار است و همچنين اثرپذيري بعد ادراکات به بعد ويژگي‌هاي سامانه اشاره دارد.
ملکيان، نريماني و صاحب‌جمعي(1389) در پژوهش خود با عنوان” نقش راهبردهاي شناختي و فراشناختي در انگيز? پيشرفت فراگيران نظام آموزشي مبتني بر فناوري اطلاعات و ارتباطات” نقش راهبردهاي شناختي و فراشناختي را در انگيزه پيشرفت فراگيران بررسي کرده اند. يافته هاي حاصل از پژوهش نشان داد که از بين راهبردهاي شناختي راهبرد تکرار و مرور و بسط و گسترش معنايي و سازماندهي هر کدام داراي نقش خيلي‌زياد مي‌باشند و راهبرد بسط و گسترش معنايي بيشترين نقش را در انگيز? پيشرفت فراگيران دارد. از بين راهبردهاي فراشناختي، راهبرد برنامه‌ريزي، کنترل و نظارت و نظم‌دهي هر کدام داراي نقش زياد، خيلي زياد و زياد هستند که راهبرد کنترل و نظارت بيشترين نقش را در انگيز? پيشرفت فراگيران دارند.
داراب و منتظر(1389) در پژوهشي با عنوان” ارزيابي ميزان آمادگي يادگيري الکترونيکي در دانشگاه‌ها” مدل مناسبي براي ارزيابي آمادگي يادگيري الکترونيکي ارائه داده‌اند. در نتيجه بدين منظور ابتدا مدل‌هاي مطرح در زمينه‌ي آمادگي الکترونيکي مورد بررسي قرار گرفته، سپس با توجه به وجوه شناسايي شده در ايجاد محيط‌هاي آموزشي و با تلفيق آن‌ها با شاخص‌هاي اصلي آمادگي يادگيري الکترونيکي، مدل مناسبي براي ارزيابي آمادگي يادگيري الکترونيکي ارائه شده است، که همواره در اين مدل برخورداري يادگيرندگان از مهارتهاي ارتباطي و شناختي و کار با رايانه مورد توجه قرار گرفته بود.
کماليان و فاضل(1388) در پژوهشي تحت عنوان” بررسي پيش‌ نيازها و امکان سنجي اجراي نظام يادگيري الکترونيکي” به بررسي اجراي پروژه‌هاي يادگيري الکترونيکي و آگاهي از پيش نيازهاي اين نوع يادگيري در دانشگاه سيستان و بلوچستان پرداخته اند. نتايج اين پژوهش نشان داد که دانشجويان از آمادگي نسبي برخوردار مي‌باشند. همچنين به مواردي اشاره کردهاند که بايد پيش از اجراي نظام يادگيري الکترونيکي بايد مورد سنجش قرار گيرد، از جمله: دسترسي فنآوري، آمادگي و توانايي دانشجويان از طريق رسانه‌ها، قابليت‌هاي ارتباطي و مشارکتي، مهارت‌هاي شناختي وانگيزش و توانايي‌هاي دانشجويان.
يعقوبي، محمدي، ايرواني و عطاران(1387) در پژوهشي با عنوان” ويژگي‌هاي مطلوب دانشجويان و اعضاي هيات علمي در يادگيري الکترونيکي در آموزش عالي ايران: ديدگاه دانشجويان دوره‌هاي مجازي” مهمترين ويژگيهاي مطلوب براي دانشجويان دوره هاي مجازي را؛ اعتماد به نفس و مسئوليت‌پذيري، مشارکت و خلاقيت، مهارت در فناوري اطلاعات و عوامل انگيزشي مي‌دانند که در موفقيت و پيشرفت آنان تاثير گذار مي‌باشد. همچنين تعهد الکترونيکي، تعامل مجازي، پشتيباني از دانشجويان، مديريت و تشويق، نگرش مثبت به يادگيري الکترونيکي را مهمترين ويژگيهاي مطلوب اعضاي هيات علمي در يادگيري الکترونيکي به شمار مي آورند.
نقوي(1386) در پژوهشي تحت عنوان” بررسي نگرش استادان و دانشجويان به يادگيري الکترونيکي: پيمايشي در دانشگاه‌هاي داراي آموزش الکترونيکي در ايران” نگرش استادان و دانشجويان استفاده کننده از فناوري را مورد مطالعه قرار داده و نقش استقلال در يادگيري، راهنمايي استادان و آموزش چندرسانه‌اي را بر نگرش و موفقيت و رضايت دانشجويان موثر دانسته است.
رحيمي دوست و رضوي (1386) در تحقيقي با عنوان” امکان سنجي اجراي پروژه يادگيري الکترونيکي” امکان سنجي يادگيري الکترونيکي را از ديدگاه اعضاي هيات علمي و دانشجويان دانشگاه چمران اهواز بررسي کرده‌اند که به اين نتيجه رسيده‌اند، دانشجويان و اعضاي هيات علمي اين دانشگاه براي شرکت