پایان نامه با واژگان کلیدی دانشگاه تهران، استاندارد، سطح معنادار

نوامبر 30, 2018 0 By admin4
پایان نامه  

592/8 + (مهارتهاي شناختي) 412/0 +(مهارتهاي فراشناختي) 944/1 = پيشرفت تحصيلي دانشجويان
جدول 4-9: نتايج تحليل رگرسيون چندمتغيره تاثير مؤلفه هاي مهارتهاي يادگيري الکترونيکي دانشجويان مراکز آموزش مجازي بر رضايت تحصيلي
مدل
ضريب همبستگي(R)
ضريب تعيينR2
ضريب تعيين اصلاح شده R2
دوربين واتسون
F
سطح معناداري
مهارتهاي فراشناختي
517/0
267/0
265/0
36/2
74/116
000/0
مهارتهاي شناختي
545/0
297/0
293/0
53/67
000/0
مدل
ضرايب غيراستاندارد
ضرايب‌استاندارد
t
سطح معناداري
مفروضه هاي هم‌خطي
B
ميانگين‌خطاي استاندارد
Beta
تولرنس
Tolerance
تورم‌واريانسVIF
مقدار ثابت
639/1
154/0
635/10
000/0
مهارتهاي فراشناختي
412/0
039/0
500/0
593/10
000/0
990/0
01/1
مهارتهاي شناختي
087/0
024/0
175/0
700/3
029/0
990/0
01/1
در ابتدا رضايت تحصيلي به عنوان متغير ملاک و مؤلفههاي مهارتهاي يادگيري الکترونيکي(کار با رايانه و اينترنت، مهارت ارتباطي، مهارتهاي شناختي و مهارتهاي فراشناختي) به عنوان متغيرهاي پيشبين در نظر گرفته شد. نتايج حاصل از رگرسيون گام به گام نشان داد که مهارتهاي فراشناختي بيشترين تأثير را بر رضايت تحصيلي دانشجويان داشته و وارد مدل شد و در مرحله بعد مهارتهاي شناختي وارد مدل گشت و مشخص شد ساير مهارتهاي يادگيري الکترونيکي تاثير چنداني در مدل رگرسيون نداشته و حذف شدند. بنابراين نتايج بيانگر آن است که 267/0 از تغييرات رضايت تحصيلي دانشجويان توسط مهارتهاي فراشناختي و 297/0 توسط مهارتهاي شناختي تبيين ميگردد. همچنين سهم مهارتهاي فراشناختي در پيش بيني رضايت تحصيلي دانشجويان 50 درصد و سهم مهارت‌هاي شناختي 5/17 درصد ميباشد. مدل نهايي عبارت است از:
639/1 + (مهارتهاي شناختي) 087/0 +(مهارتهاي فراشناختي) 412/0 = رضايت تحصيلي دانشجويان
فصل پنجم
بحث و نتيجه گيري
5 مقدمه
يکي از اساسي‌ترين نيازهاي بشر دسترسي به اطلاعات است، تا اطلاعات وجود نداشته باشد امکان تامين هيچ يک از نيازهاي بشري وجود ندارد. اطلاعات همواره با بشر همراه بوده ولي به دليل محدود بودن نيازهاي بشري چندان مورد توجه قرار نگرفته است. با برقراري ارتباط ميان جوامع و پديد آمدن نيازهاي مختلف و ابداعات گوناگون بشر وارد دوره‌‌ي عصر اطلاعات شده است. يادگيري الکترونيکي يکي از روش‌هاي جديد آموزشي مبتني بر فناوري اطلاعات و ارتباطات است که مي‌تواند بسياري از محدوديتها و محروميت‌هاي آموزش را رفع نمايد و به چالش حاصل از ميزان تقاضاي اجتماعي براي آموزش و فقدان منابع آموزشي کافي پايان دهد. گرايش شديد و روزافزون نسبت به يادگيري الکترونيکي حاکي از مزاياي مختلف اين روش نسبت به روش‌هاي سنتي آموزش است. يادگيري الکترونيکي بهره‌گيري از سيستم‌هاي آموزش الکترونيکي مثل کامپيوتر، اينترنت، نشريه‌هاي الکترونيکي و خبرنامه‌هاي مجازي و نظير اينهاست که هدف آن کاستن از ميزان ترددها، صرفه جويي در زمان، هزينه و همچنين يادگيري بهتر، سريع‌تر و آسان‌تر است.
هدف از انجام اين پژوهش بررسي ميزان برخورداري دانشجويان مراکز آموزش مجازي ايران از مهارت‌هاي يادگيري الکترونيکي و رابطه آن با رضايت و پيشرفت تحصيلي آنها است. اين پژوهش با استفاده از روش توصيفي – همبستگي انجام شده است. در اين پژوهش از دو پرسشنامه محقق ساخته ((سنجش ميزان آمادگي ورود به دوره‌هاي يادگيري الکترونيکي)) و ((سنجش رضايت تحصيلي دانشجويان)) استفاده شد. براي تعيين روايي پرسشنامه‌ها از روايي محتوايي بهره گرفته شد و پرسشنامه‌‌ها توسط 7 نفر از متخصصان مورد تاييد قرار گرفت و جهت سنجش پايايي پرسشنامه‌ها از روش آلفاي کرانباخ استفاده شد که مقدار آن در پرسشنامه سنجش ميزان آمادگي ورود به دوره‌هاي الکترونيکي84/0 و در پرسشنامه سنجش رضايت تحصيلي دانشجويان 87/0محاسبه شد. جامعه آماري شامل کليه دانشجويان دانشگاه تهران و مهرالبرز بودند که تعداد آنها 2872 نفر بودند. طبق روش نمونه گيري طبقه‌اي و جدول کرجسي و مورگان 322 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده‌هاي جمع‌آوري شده با بهره‌گيري از روش‌هاي آمار توصيفي و استنباطي و با استفاده از نرم افزار spss تجزيه و تحليل شد.
5-1 بحث و بررسي يافته‌ها
مهم‌ترين نتايج حاصله از يافته‌هاي پژوهش به تفکيک سوالات پژوهش عبارتند از:
سؤال ويژه (1) مهارت‌‌هاي يادگيري الکترونيکي دانشجويان مراکز آموزش مجازي تهران (مهر البرز و دانشگاه تهران)، چه ميزان است؟
بر اساس يافته‌هاي اين پژوهش ميانگين مهارتهاي يادگيري الکترونيکي دانشجويان 48/3 است که از ميانگين آماري (3) بزرگتر است و اين تفاوت در سطح01/0 معنادار است زيرا (01/0 p و93/40=t‌). همچنين تفاوت ميانگين مؤلفه هاي مهارت کار با رايانه و اينترنت 50/3، مهارت ارتباطي 35/3، مهارت‌هاي شناختي 57/3 و مهارت هاي فرا شناختي 52/3 با ميانگين آماري(3) در سطح 01/0 معنادار است. بنابراين به طور کلي با 99% اطمينان نتيجه مي گيريم که مهارت‌هاي يادگيري الکترونيکي دانشجويان دوره مجازي دانشگاه الکترونيکي تهران (مهرالبرز و دانشگاه تهران)، بالاتر از حد متوسط است.
اينترنت و شبکه گستره جهاني فرصت‌هايي را براي گسترش سامانه يادگيري الکترونيکي فراهم آورده است. محيط يادگيري مجازي از فناوري‌ها، ابزارها و نرم افزارهاي گوناگون شکل مي‌گيرد. انتقال اطلاعات و تعامل ميان افراد از طريق اين ابزارها و نرم‌افزارها انجام مي‌شود. يادگيرندگان براي شرکت و ورود در دوره‌هاي يادگيري الکترونيکي بايد از مهارت‌هايي برخوردار باشند و آمادگي‌هاي لازم را بدست آورند. يادگيري و استفاده از اين ابزارها و نرم‌افزارها به دانشجو کمک مي‌کند تا به اهداف خود دست يابد. نتيجه اين پژوهش با نتايح پژوهش کلمنت و دوستال(2014)، نرسي هايدا و همکاران(2012)، پاچتر و همکاران(2010)، حسين علي(2010)، ملندز و همکاران(2008)، پيلي و همکاران(2007)، هاسمي و اساري(2005)، کايور و عباس(2004)، واتکينز و همکاران(2004)، لياو و هانگ(2002) همخواني دارد که نشان دهنده برخورداري دانشجويان از مهارت‌هاي الکترونيکي در حد نسبتا مطلوبي مي‌باشد. علاوه بر اينها ملکي مرشت و همکاران(1391)، تقي ياره و همکاران(1391)، سعيد و همکاران(1389)، زمانپور و ميرزابيگي(1389)، داراب و منتظر(1389)، ملکيان و همکاران(1389)، دانشور(1389) آمادگي دانشجويان براي شرکت در دوره‌هاي يادگيري الکترونيکي را مورد توجه قرار داده‌اند که در آن مهارت کار با اينترنت و رايانه و مهارت‌هاي ارتباطي در نظر گرفته شده است، همچنين يافته هاي پژوهش نشان داده است که راهبردهاي کنترل و نظم‌دهي و نظارت داراي نقش زيادي مي‌باشد و يادگيري مشارکتي و تعاملي موجب مي‌شود فرگيران فهم خود را از موضوع يادگيري به اشتراک گذاشته، با يکديگر همياري و پشتيباني ‌کنند و در مهارت‌هاي شناختي نيز درگير مي‌شوند. سراجي و يارمحمدي(1389)، رحيمي دوست و رضوي(1386) نيز در پژوهش خود مؤلفه‌هاي آشنايي با کاربرد ابزارهاي اينترنتي، مهارت‌هاي شناختي، مهارت‌هاي فراشناختي و قدرت خودرهيابي را براي ورود يادگيرندگان به دوره‌هاي الکترونيکي مورد نظر قرار داده‌اند. کماليان و فاضل(1388)، نيز اشاره کرده‌اند که پيش از اجراي نظام يادگيري الکترونيکي بايد مواردي از جمله: دسترسي فناوري، آمادگي و توانايي دانشجويان از طريق رسانه‌ها، قابليت‌هاي ارتباطي و مشارکتي، مهارت‌هاي شناختي مورد سنجش قرار گيرند.
سؤال ويژه (2)رضايت تحصيلي دانشجويان مراکز آموزش مجازي تهران (مهر البرز و دانشگاه تهران)، چه ميزان است؟
با توجه به نتايج به دست آمده ميانگين رضايت تحصيلي دانشجويان 40/3 است که از ميانگين آماري (3) بزرگتر است و اين تفاوت در سطح01/0 معنادار است زيرا (01/0 p و 56/29=t). همچنين تفاوت ميانگين مؤلفه هاي رضايت از محتوا 48/3 ، دسترسي به منابع يادگيري 28/3 ، تعاملات اجتماعي 34/3 و مستقل آموزي 50/3 با ميانگين آماري(3) در سطح 01/0 معنادار است. بنابراين به طور کلي با 99% اطمينان نتيجه مي‌گيريم که رضايت تحصيلي (و مؤلفه هاي آن) دانشجويان دوره مجازي دانشگاه الکترونيکي تهران(مهر البرز و دانشگاه تهران)، بالاتر از حد متوسط است.
با توجه به نتايج اين پژوهش رضايت تحصيلي دانشجويان دوره مجازي بالاتر از حد متوسط است. رضايت باعث برانگيخته شدن علاقه و تمايل بيشتر به جستجو و کنجکاوي، کشف ايده‌هاي نوين و گسترش باور و انديشه و عمل مي‌گردد. ما در عصر دانش زندگي مي‌کنيم، عملکرد موثر در چنين جامعه‌اي نيازمند سرمايه کافي اجتماعي و مهارت‌هاي قرن بيست و يک مي‌باشد از جمله اين مهارت‌ها آمادگي يادگيري خود راهبر است. خودراهبري را فرايندي در نظر مي‌گيرند که در آن دانشجويان با کمک يا بدون کمک ديگران به تشخيص نيازها، تنظيم اهداف، شناسايي منابع مادي و انساني براي يادگيري انتخاب و اجراي راهبردهاي مناسب يادگيري خود مي‌پردازند و ابتکار عمل را به دست مي‌گيرند. رضايت دانشجو در افزايش آگاهي از فرايند آموزشي و کيفيت آن مفيد بوده و گوياي توجه و علاقه دانشجويان به يادگيري و آموزش است. رضايت دانشجويان در محيط آموزش مجازي به عواملي همچون ارتباطات و تعامل، بازخورد، آماده سازي و دسترسي به زمينه‌هايي براي روشهاي تدريس و کسب دانش و تشويق مرتبط است. بنابراين با توجه به تأثير فناوري اطلاعات و ارتباطات همواره بايد شرايط و زمينه‌هايي فراهم شوند تا يادگيرنده از رضايت برخوردار شود و طبق پژوهش لي و همکاران(2011)، مانوالا و همکاران(2010)، هونگ(2002)، دريور(2002)، تعاملات اجتماعي و طراحي محتوا را براي رضايت يادگيرنده در دوره‌هاي يادگيري موثر مي‌دانند. همچنين بر اساس يافته‌هاي پژوهش نورالهي و همکاران(1391)، رستگارپور و گرجي‌زاده(1391)، لازمه رضايت يادگيرندگان در اين محيط دسترسي مطلوب به منابع و سامانه، تعامل و طراحي محتوا مي‌باشد که همواره بايد مدنظر قرار گيرند. حسن‌زاده و همکاران(1391)، نيز بر خوداتکايي، کيفيت خدمات و دوره تأکيد دارند. الهي و همکاران(1390)، چهار بعد عوامل فردي، محيطي، رسانه و محتوا را در گرايش دانشجويان به يادگيري الکترونيکي موثر مي‌دانند. بيک‌زاده و همکاران(1390)، فتحي واجارگاه و همکاران(1390)، يزداني و همکاران(1389)، کريم‌زادگان و همکاران(1389)، نقوي(1386)، صفوي(1386)، رئوفي و بابايي(1384)، متغيرهاي انعطاف‌پذيري، کيفيت دوره يادگيري الکترونيکي و خدمات ، مستقل‌آموزي و سهولت دسترسي به منابع را براي فراهم شدن زمينه‌اي براي رضايت يادگيرنده مورد توجه قرار داده‌اند.
سؤال ويژه (3)پيشرفت تحصيلي دانشجويان مراکز آموزش مجازي تهران (مهر البرز و دانشگاه تهران)، چه ميزان است؟
براساس اطلاعات مندرج در جدول (4-5) کمترين نمره معدل دانشجويان 12و بيشترين 20 بوده است. دامنه معدل دانشجويان 8 و ميانگين معدل دانشجويان دوره مجازي دانشگاه الکترونيکي تهران 91/16 و ميانه 17 است. انحراف معيار (ميزان پراکندگي) معدل دانشجويان 75/1 است.
با توجه به يافته ها ميانگين معدل دانشجويان در دوره هاي مجازي 91/16 مي باشد. از جمله نکات اساسي در آموزش اين است که فراگيران بياموزند چطور ياد بگيرند، چطور به خاطر بسپارند و چگونه مسئله حل کنند. به علاوه، فراگيران بايد مؤثرترين روش‌ها و راهبردهاي يادگيري را بدانند. کاربرد راهبردهاي شناختي و فراشناختي نيرومندترين تأثير را در يادگيري يادگيرندگان دارند و رابطه مثبت و معناداري بين شيوه يادگيري و پيشرفت تحصيلي در دانشگاه وجود دارد. راهبردهاي شناختي و