پایان نامه ارشد رایگان درمورد هخامنشیان، کتیبه بیستون، زبان آرامی، فارسی باستان

دسامبر 22, 2018 0 By yazoa
پایان نامه  

بپردازد . سفر این هیات ، بر وفق روایت هرودوت ، تحت نظر یک دریانورد یونانی به نام اسکولاکس بود ، که از نتیجه کارش چیز درستی روشن نیست . 29
داریوش یکم احتمالاً درباره منافع تجارت و نیز امر دریا اندیشه هایی در سر داشت . اما در هیچ یک از جانشینان وی نشانه ای از وجود آگاهی به پتانسیل بازار مشترک موجود در قلمرو خود نمی بینیم .
هخامنشیان پارسی بودند . انها عاشق زیبایی طبیعی بودند و میل داشتند در محیط نشاط انگیز زندگی کنند . داریوش یکم حتی می خواست دیگران نیز چنین باشند چنانکه از نامه گاداتاس پیداست او به فرمانداری دستور می دهد که درختان میوه را از اَبَرنهر به ایونیه منتقل سازد . هخامنشیان دوست داشتند که محل زندگی شان « آباد » باشد با باغها و بوستان ها و آب روان و حیوانات برای شکار ، بازی و ماهی . اما اینکه آیا منظور آنها از « آبادی » معنای گسترده تری داشت ، آیا این حقیقت دارد که ( به قول گیرشمن 30( « در سراسر کشور کارهای عمومی عام المنفعه برای افزایش قابلیت تولید » انجام می گرفت ، امری مسلم نیست . درست است که در زمان داریوش یکم و خشایارشا به دسته های کارگران در پارس از سوی خزانه مزد پرداخت می کردند و چه بسا اشراف پارس از این فرصت بهره می گرفتند و برای خود نیروی کار فراهم می کردند ؛ اما به دشواری می توانیم بگوییم که این کارگران به جز کاخ سازی و حکاکی بر روی گورها چه کار دیگری انجام می دادند و مدارک ما از منابع ادبی بسیار اندک است .
در ایران مهمترین مسئله آب است . آبیاری مصنوعی از طریق آبراهه ها از زمان عصر نوسنگی در حاشیه های کشور ( خوزستان و ترکستان ) و در مناطق مرتفع جنوبی انجام می گرفت . بدون شک این روش ها در زمان هخامنشیان نیز معمول بوده اند ، اما مقیاس زمانی اندازه گیری آنها را در طی قرنها نمی توان مشخص کرد . آنچه معمولاً به هخامنشیان نسبت داده می شود متداول کردن دو روش آبیاری مهمتر و موثرتر است که عبارتند از احداث سد و بند و آبراهه های زیرزمینی طولانی به نام قنات یا کاریز .31
از اول شاید برجسته ترین نمونه آن در کتاب سوم هرودوت ذکر شده است . او می گوید : « در آسیا دشت پهناوری است که به وسیله رشته ارتفاعات احاطه و با شکافهایی در پنج محل جداگانه از هم مجزا شده است . این ناحیه در اصل به خوارزمیان تعلق داشته … اما از وقتی که پارسیان صاحب اقتدار شده اند به پادشاه ایران تعلق یافته است . از رشته کوهستان مزبور رودخانه بزرگ جیحون سرچشمه می گیرد که در قدیم آب مورد نیاز هر پنج طایفه را تامین می کرده است . چنانکه گفته ام این رود به پنج شاخه تقسیم و از میان دره تنگی به پنج ناحیه مزبور جاری می شده است . اما از موقعی که ایرانیان صاحب آن منطقه شده اند همه طوایف آن حدود به زحمت افتاده اند زیرا بر طبق فرمان شاه تنگه ها را مسدود و آب را با ساختن بندها انبار کرده اند و آن ناحیه که در سابق جلگه بوده به صورت دریاچه بوده است … از این رو وقتی که دچار کم آبی می شوند جمعاً به اتفاق زنان خود رو به پارسه رفته و در درگاه شاهی انتظار می کشند تا پادشاه فرمان دهد که بندها باز و رفع نیاز طایفه ای که بیش از همه در تنگنا است بشود . سپس وقتی زمین یک دسته سیراب شد مجدداً سد بسته و دریچه های دیگر را برای رفع احتیاج سایر طوایف می گشایند . برای من بیان کرده اند علاوه بر مالیات مقرر ، فقط پس از دریافت مبلغی سرشار دستور باز کردن سد صادر می شده است .
این داستان چندان قابل فهم نیست و جزئیات آن کیفیت افسانه پردازی دارای احتمال زیاد توصیفی است از کوشش برای مهار آب که به یک شاه ایرانی نسبت داده شده است .
احداث قنات ها تقریباً بی گمان کهن تر از زمان هخامنشیان است . اما هخامنشیان از ارزش این روش آبیاری به خوبی آگاه بودند و امتیازهای مالی چشمگیری برای احداث آنها اعطا می کرده اند : پولیبیوس می گوید که آنها امتیاز بهره برداری از منافع قنات را برای مدت پنج نسل به کسی که آب را به زمین های بایر بیاورد اعطا می کردند ( یعنی به جای آنکه به دربار پرداخت شود ) و می افزاید که به این دلیل ساکنان البرز خودشان به احداث قناتها پرداختند . دلیل اینکه چرا خود مردم بسیار کمتر به احداث قنات می پرداخته اند آن بود که هزینه آن بسیار گزاف بود و منافع آن به دربارها سرازیر می شد و هخامنشیان در این زمینه خود را بسیار خویشتن دار و دوراندیش نشان دادند و شاید از این لحاظ در میان شاهان ایران تا روزگار کنونی بی همتا بودند .32

بخش چهارم
2-4- دوره خشایارشاه
پسر و جانشین او خشایارشا (486-465 ق . م ) را می توان در موارد اساسی ادامه دهنده سیاست های پدر خویش دانست .
نخستین اقدام خشایارشا دست و پنجه نرم کردن و فائق آمدن بر شورشی بود که در مصر برپا شده بود این شورش درست قبل از مرگ داریوش آغاز شد و یک سال طول کشید تا خشایارشا توانست آن را مهار کند . در بابل نیز شورش دیگری به راه افتاد که در 481 ق . م پایان یافت . خشایارشا در زمانی از ( احتمالاً آغاز ) سلطنت خویش با تقسیم ایالت بسیار وسیع بابل به دو ایالت به اقدام اداری بسیار موثری دست زد . این دو ایالت جدید عبارت بودند از « بابل » که شامل تمام عراق امروزی و سواحل فرات در سوریه می شد و ماوراء فرات که غرب رود فرات در سوریه و همچنین فلسطین را در بر می گرفت .
یکی از اهدافی که خشایارشا سرانجام در رسیدن به آن ناکام ماند ، مجبور کردن تمام سرزمین های یونان به پذیرش قدرت ایران بود . بعضی یونانیان ات
حاد با ایران را پذیرفتند و بعضی دیگر ( اسپارت و آتن) از آن امتناع کردند . از چشم انداز سیاست بلند مدت ایران در حوزه دریای اژه ، سعی در زیر سلطه بردن بخش اروپایی یونان کاملاً منطقی بود و اهمیت آن برای ایرانیان چنان بود که شخص شاه در خشکی و دریا با سپاه همراهی می کرد و می کوشید تا یونانیان را به زانو درآورد . پس از پیروزی های نخستین ایران ، یونانیان در سال 480 ق . م به پیروزی مهمی علیه نیروهای دریایی ایران در سالامیس دست یافتند . احتمال دارد که یک سال پس از آن یعنی در 479 ق . م شورش دومی در بابل رخ داده باشد که نشان می دهد اقدام ایرانیان در دو سال پیش از آن برای سرکوب شورش قبلی کاملاً موفقیت آمیز نبوده است .33
ارتش باقی مانده ایران در یونان سرانجام در نبردی زمینی در پلاته در سال 479 ق . م شکست سختی را متحمل شد . در پی پیروزی های یونان جزایر متعدد اژه سر به شورش برداشتند و شهرهای ایونی به ویژه اسپارت و پس از آن آتن از این شورش ها حمایت کردند تا به رهایی آنها از سلطه ایران کمک کنند . آتنیان به منظور تامین منابع مالی و نظامی برای ادامه جنگ با ایران در دریای اژه و در طول ساحل تراس ( تراکیه ) و آسیای صغیر اتحادیه دلیان [ یا دلوسی ] را تشکیل دادند . کنفدراسیون آتن که این انسجام را تقویت کرد به موفقیت بزرگی در دهه های 470 و 460 ق . م رسید . به رغم مقاومت دلیرانه سرداران متعدد محلی سپاه ایران ، بسیاری از مواضع استراتژیک هخامنشی از دست رفت .34
دربار هخامنشیان در یک جا ثابت نبوده زیرا که شاه کاخهای متعددی در جاهای مختلف داشت . پایتخت عمده شاهنشاهی شهر شوش بود . البته همدان – هکمتانه شؤون گذشته خود را همچون پایتخت سابق و تابستانگاه دربار حفظ کرده بود . هیچ شاهدی در دست نیست که پس از داریوش بایگانی شاهی در هکمتانه بوده باشد ، چنانکه بعضی از محققان از تعبیر عبارتی از باب ششم کتاب عزرا که می گوید طوماری را در بایگانی بابل جستجو کردند و سرانجام آن را در کاخی در هکمتانه یافتند ، به چنین نتیجه ای می رسند . شهر بزرگ و باستانی بابل نمی تواند نموداری باشد از یک شهر هخامنشی .
به هنگام داریوش ، اکدی زبانی بود مرده که تنها کاتبان هیر بدان آن را به کار می گرفتند . در زمان آشوریان آرامی که الفبایی هم داشت جایگزین اکدی و زبان بین المللی خاور نزدیک شد . هخامنشیان ظاهراً از زبان آرامی پشتیبانی می کردند و آن را در شاهنشاهی خویش رایج می ساختند . دبیران در روزگار باستان گروهی مهم به شمار می آمدند . زیرا که بایگانی و اسناد برای کشورداری امری لازم بود . 35
همه می دانیم که لوح های گلی یافته شده از تخت جمشید که بر آنها به عیلامی نوشته شده است محتوی صورت حساب کارگران است . در آنجا همچنین کتیبه های آرامی بر سنگ نیز دیده شده . درباره فارسی باستان که با خط میخی نوشته می شد سخن گفتیم که از این خط ظاهراً در امور روزمره استفاده نمی شد و تنها دربار و دستگاه شاهی آن را به کار می برد . از کتیبه بیستون در می یابیم که این کتیبه را « به آریایی ( که در گذشته نبود ) و بر لوح های گلی و بر پارشمن ترکیب کردند » و « در برابرمن به صورت کتیبه درآوردند و خواندند . آنگاه من ازاین کتیبه به همه استان ها فرستادم . مردم با هم بر آن کار کردند » .
از اینجا در می یابیم که گویا از کتیبه چنین بر می اید که نخست آن را به زبان ایرانی ( فارسی باستانی ) یا به خط میخی یا حتی با حروف آرامی یا به هر دو خط نوشتند . کشف پاره هایی از کتیبه بیستون به زبان آرامی در الفانتین مصر و پاره هایی از لوح های گلی به زبان اکدی گواه بر آنست که از متن کتیبه به زبان های مختلف رونوشت هائی برداشته و آنها را به همه جا فرستاده اند . این کتیبه شاید برای شاه خوانده می شد زیرا که او خود نمی توانست بخواند .
در آغاز هخامنشیان به سازمان ها و روش های حقوقی محلی روی خوش نشان دادند ولی بعدها گویا تا حدودی مخلوطی از وسایل حقوقی ساختند .36
بین النهرین سرزمینی بود که از مدتها پیش به قانون خو گرفته بود و داریوش چه بسا که از سنن قوانین بابلی الهام گرفته باشد و زیرا در کتاب مقدس و اسناد اکدی به قانون اشاره شده است .
بی شک در ایران باستان بسیاری اصول هند و اروپایی رسیدگی به دعاوی مانند سوگند یا وَر و نیز تمایلات دینی در اجرای عدالت وجود داشته است . در کتیبه ای به اهمیت ور اشاره شده است ، آنجا که داریوش می گوید « اگر کسی دیگری را تهمت زند . این مرا قانع نمی کند مگر آنکه او سوگند بخورد » در ایران شاید سوگند مردم به اهورا مزدا بود همچنان که در جاهای دیگر به خدا سوگند می خوردند . از وظیفه میثرا که در روزار آریاها نگهبانی پیمانها بود یاد شده است و چنین می نماید که بسیاری از مفاد قوانین ایرانی را در سراسر تاریخ حرمت پیمان ها تشکیل می دهد .
با آنکه شهربانها همچون شاهان کوچک برای خود در استانها دربار و دستگاهی درست همانند آنچه در مرکز شاهنشاهی بود داشتند باز نفوذ شاهنشاه ( شاه شاهان ) در امور محلی بسیار فراوان بود . گفتیم که وی داور داوران و مقامی بود که بازپسین درخواست رسیدگی یا در واقع فرجام را به او تسلیم می کردند . همچنین از طریق سپاه بر امور تسلط داشت . اما در پایان فرمانروایی هخامنشیان یکی شدن مقام نظامی و غیر نظامی در وجود یک تن که شهربان باشد گویا جنبه عمومی یافته بود . شهربان وظیفه داشت در گردآوری باجها و اداره امور کلی اقتصادی و حقوقی و سیاسی قلمرو خویش نظارت کند . البته شاهنشاهی مزبور در تقسیمات استانی یکسان و یکنواخت نبود و بنابراین گرف
تن نتایج کلی بس دشوار است . شهربان در همه جا پنداری شخصیتی پر قدرت بود .
پارسیان چون مردم فرمانروا بودند از پرداخت پیشکش یا باج شاهنشاهی معاف بودند . ولی ایشان موظف بودند سپاهی بدهند و در واقع ستون شاهنشاهی به شمار می رفتند . پارسیان در بخش هایی که از میهن آنان بسیار دور بود خدمت می کردند و داریوش در کتیبه هایش با سربلندی از کامیابی های سربازان پارسی یاد می کند . گروه هایی از پارسیان در همه جای شاهنشاهی مسکن داشتند زیرا که سران سپاهی و سپاهیان و داوران و دیگر گماشتگان حکومت به دورترین جاهای شاهنشاهی برای خدمت به شاهنشاه فرستاده می شدند . املاک خاندان شاهی و نژادگان پارسی در سراسر شاهنشاهی پراکنده بود و در نامه های آرامی ارشام که امیری هخامنشی بود به مباشرانش شاهدی آشکار بر وجود ملکداری باغیبت مالک در املاک خویش داریم . 37
سرانجام به دوره فترت شاهنشاهی هخامنشی می