مکانیسم های دفاعی سالمندان و چاره یابی برای بیماری افسردگی انان

آگوست 3, 2018 Off By 92
پایان نامه  

مکانیسم های دفاعی سالمندی عبارتند از مکانیسم های سازگاری که بسیار رایجند با تلوولویس انها را بعنوان وسایلی برای مهار کردن اضطراب ، تکانشهای برخاشگرانه و ناکامیها تلقی می کند . این مکانیسم ها طرح هایی از رفتارهای خودکار و سنتی هستند . که احساسات درونی ما راهدایت می کنند و به حدی در وجود ما ریشه دوانده اند که ما اغلب بدون آنکه آگاه باشیم به انها متوسل می شویم . از آن جمله است . انکار  پیری و مرگ که بسیار رایج است و نیز این ادعا که هنوز جوانیم و دلیل تراشی برای احساس جاودانه بودن .

 

طبقه بندی افسردگی :

تاریخچه کوشش برای طبقه بندی اختلالات عاطفی بر می گردد ، به یک قرن قبل از میلاد مسیح که از آن زمان اطباء خلق افسرده و هیجان زده در انسان را تشخیص داده بودند . در قرن 19 پزشکان فرانسوی در زمینه مشخص کردن این حالت قدم های بیشتری برداشتند و مشاهده کردند که این دو قطب مخالف احساس این برداشت استنباط شد که مانیا و افسردگی هر دو یک واحد بیماری را می سازد یعنی در حقیقت زیربنای ایجاد آنها عوامل و جریانات مشابهی است . بیماری مانیک دپرسیو را معمولاً به سه دسته تقسیم می کنند :

نوع اول بیماری مانیک دپرسیو که ، از نوع دپرسیواست شامل بیشترین تعداد بیماران می باشد . در این حالت بیمار حملات مکرر افسردگی می گردد و هیچ گاه دچار مانیا نمی شود .

نوع دوم آنهایی هستند که از حملات مکرر مانیک رنج می برند و نوع دوم که شامل کمترین تعداد نیز می باشد ، آنهایی هستند که دچار «ادواری» واقعی می باشند . در تعداد بسیار کمی ازاین بیماران حالت افسردگی یا مانیا در آن واحد و همزان صورت می گیرد . به هر حال هرچه متعاقباً و هرچه همزمان باشند افسردگی و مانیا دارای عوامل پویایی مشترک هستند در حقیقت می توان گفت که حالت مانیا دفاعی است علیه افسردگی هیجان و فعالیت و خوشحالی زیاد مانیک فراری است از رنج جانگداز افسردگی (سعید ، شاملو ، س 1364)

در رابطه با طبقه بندی افسردگی ، نیز نظرات و تصمیمات مختلفی وجود دارد . یک نوع تقسیم بندی یا درجه بندی در افسردگی بصورت زیرآمده و مربوط به دو نوع افسردگی می باشد ، که شامل  الف) افسردگی پسیکوزی   ب)افسردگی نوروزی    این نوع افسردگی ، منشاء متفاوت دارند و اختلافات آنها بسیتر مربوط به تفاوت ها شخصیت بیمارگونه است . خلق افسرده و غمگین بیمار نوروز ، بصورت شکوه و شکایت است تا یاس و ناامیدی و شباهتی به رنج روانی بیماران افسرده پسیکوزی ندارد . بیماران افسرده پسیکوزی خود را سرزنش می کنند که چرا به اندازه کافی برای دیگران مفید نبوده و به انها کمک نکرده اشت ، در صورتی که شکایت بیماران نوروزی این است که چرا به او کمک نشده و مورد بی مهری قرار گرفته است .

 

 

افسردگی پیری :

این اختلال همانطور که از نامش پیداست در دوران پیری رخ می دهد . و حالات بارز آن افسردگی اضطراب ، بی قراری ، بی اشتهایی و بی خوابی شدید است . احساس گناه و اشتغالات فکری راجع به بیماری حسمی به حدی است که گاهی به مرز هذیان می رسد . در این بیماران سابقه این نوع بحران های روانی موجود نیست و در حالیکه مریض ممکن است دچار هذیان باشد ، لیکن از هم پاشیدگی تفکر و تداعی را مانند اسکیزوفرنیک ندارد .

تعداد زنانی که مبتلا به این بیماری می شوند ، بسیار بیشتر از مردان می باشند . در هر دو جنس این دوره مملو از فشارها و محرومیت های شغلی مانند بازنشستگی که می تواند عوامل بروز دهنده باشند .

عوامل دیگر مانند اختلال در سلامت و قدرت جسمی و روانی ، بزرگسالان و ترک منزل توسط فرزندان ، نداشتن سرگرمی و تفریح نیز در بروز این بیماری موثرند . (شاملو ، سعید ، س 1364 ، ص 204 )

 

 

 

علائم افسردگی :

1-نشانه های کسالت روحی :

الف) عزلت جویی و کناره گیری :

اغلب بیماران افسرده نسبت به انجام فعالیت هایی که زمانی از آن لذت می بردند بی علاقگی نشان می دهند و احتمالاً از مشارکتها و فعالیت های اجتماعی خود
می کاهند .

منفی گرایی :

در شرایط افسردگی ، گاه اشخاصی که معمولاً در برخورد با نقطه نظرهای مختلف شکیبایی به خرج می دهند عیب جو می شوند . انسان افسرده ، با سماجت در مخالفت با پیشنهادات و دستورات و یا راهنماییهای دیگران مقاومت نشان
می دهند.

ج) اندوه :

شخص افسرده ممکن است ، بخش مهمی از زندگی خود را در اندوه بر سر برند یا مداوم گریه کند .

 

 

2-نشانه های طرز تلقی فروافتاده

الف ) خود ضعیف بینی ، احساس گناه

افسرده گاه در مقام تحقیر خویش بر می آید . جملاتی از قبیل من شکست خورده هستم . چطور می توانی مرا تحمل کنی ؟ در قالب های گوناگون از افسرده ها شنیده می شود . اشخاص افسرده گاه گناه انجام کاری ، که به آنها ربطی ندارد را به گردن می گیرند .

ب) ابزار درماندگی :

شخص افسرده ، معمولاً به امور بدبین است ، گاه از خودکشی حرف می زند و حتی به این کار اقدام می کند .

 

3-نشانه های کاهش احساس حیاتی

الف)بی توجهی به خود یا وظائف خود انسان افسرده

بعضاً نسبت به سرووضع خود بی تفاوت می شود و یا از انجام تکالیف آموزشی، شغلی یا کارهای منزل سرباز می زند .

 

 

ب)بی حالی

ممکن است افسرده از خستگی یا فقدان انگیزه شکایت کند برای او بخصوص
شروع کارهای تازه دشوار است ، شدت این دشواری ، این بی علاقگی در صبح ها بیشتر است .

ج)کاهش تمرکز

در شرایطی ، افسردگی تمرکز کردن و رسیدن به یک امر خاص دشوار است. بسیاری از افسرده ها کتابها را ناتمام می گذارند ، مرتب کتاب جدیدی انتخاب
می کنند ، اما چند بخشی را نخوانده کتاب را رها می کنند تا سراغ کتاب بعدی بروند ، نوشتن هم برای افسرده دشوار است .

  در صورتی که به دنبال پایان نامه یا پورپوزال دانشجویی خاصی می گردید می توانید در باکس زیر کلمه کلیدی خود را وارد نمایید :

 

د)تردید

تصمیم گیری برای افسرده ها دشوار است گاهی تشخیص افسرده تصمیم گیری را به دیگران محول می کند .

 

4)سایر نشانه ها :

الف) تغییر اشتها    ب) تغییر کیفیت خواب   ج)تغییر میل جنسی

(جی ریموند درپاولو-س1373 ، ص 32 تا 30 )

چاره یابی برای بیماری افسردگی :

1-دارو :

در صورتیکه اضطراب هم وجود داشته باشد از آرام بخش ها ومسکن ها استفاده خواهد شد . ضدافسردگی ها داروهایی هستند برای مقابله با زمینه جسمانی پدیده افسردگی در نظر گرفته شده اند . این داروها به دو گروه عمده طبقه بندی می شوند .

تقویت کننده روحی :

مانند آمفتامین ، که روحیه را بالا می برند بی آنکه با تغییر زیربنای آن  کاری داشته باشند ، که خطر کاربرد ناروای آن وابستگی با دارود است . در حالیکه ضدافسردگی واقعی آنهایی هستند که تغییر بیوشیمیایی زمینه بیمار ی را اصلاح
می کنند آنها به نوبت خود به دو گروه فرعی تقسیم می شوند . ضدافسردگی تری سیلیک مانند تفرانیل(ایمی پرامین ) و بازدارنده های مونامین اکسید از قبیل ناردیل (فنیل زین) . باز دارنده های مونامین اکسید از داروهای تری سیلیک قوی ترند اما از سوی دیگر عارضه های خطرناک تری دارند .

2-درمان الکتریکی :

این نوع درمان ECT درمان با تشنج الکتریکی معروف است ، در اینجا نوعی تسکین ناشی از تخلیه هیجانی دست می دهد . و بیمار احساس می کند که از نظر روحی سبکتر شده است . این درمان را ، درمان پزشکی امل وین به نام دکتر فول مدونا در سال 1935 بوجود آورد و دریافت ، که این شکل از درمان می تواند بنظر بسیار موثر باشد ، در یک نوع افسردگی مهلک و دشوار و درمان پذیر را به وقفه اندازد که ممکن است طول درمان به هیجده سال بدرازا بکشد با بکار بردن بیهوش کننده عمومی سریع التاثیر و شل کننده عضلانی ، ادراک بیمار باز هم توانست کاهش یابد . در پی هر بار استفاده از این درمان ممکن است  اندکی سردرد و از دست دادن حافظه رخ دهد ، اما اینها ، به سرعت برطرف می گردند . پس از یک دوره درمان پنج یا شش ماه جلسه ای که هفته ای دوبار انجام می شود ، اغلب بیمار عمیقاً احساس می کند که از افسردگی خویش خلاص شده است . چنانچه کاربرد ECT اساساً لازم باشد . باید برای بیماری در نظر گرفته شود که آمادگی آن را داشته باشد .

 

3-لکوتومی :

برداشتن بافت های سفید مغز است ،که یک جریان بسیار ظریف و تخصصی است تا ضایعات مغزی را در بیماران به شدت افسرده و مضطرب ، با عمل جراحی تحت کنترل مرز آزمایش قرار دهد . این عمل ، تنها در مورد بیماران برگزیده پیشنهاد می شود آنهایی که ، دچار افسردگی دشوار درمان پذیر ، همراه با تنش و انگیزه های نابودی خویشتن هستند به درمان دیگر پاسخ نداده اند و اغلب پس از لکوتومی
درمان های دیگر که پیش از آن بی اثر بودند ، ممکن است موثر واقع شوند .

 

4-بستری کردن در بیمارستان :

دلیل های چندی وجود دارند که برای پذیرش در بیمارستان برتری قائل اند . درمان لازم تنها در آنجا میسر است . ECT ، لکوتومی ، گروه های درمانی ، کار درمانی است که مراقبت و اظهار نظر مداومم لازم است . دلیلی دیگر آن است که ممکن است بیمار در خط خودکشی قرار داشته باشد و خانواده او بتواند با حمایت تام مورد نیاز او را تامین کند و نیز سبب آنکه در آنجا می توان به بیمار کمک کرد تا از محیط همیشگی خود بیرون آید در محیطی نو قرار بگیرد . تغییری در صحنه می تواند به خودی خود تقویت کننده باشد و می تواند محیطی را فراهم آورد تا در آن آموزش تازه ای امکان تحقق یابد .

معایب بستری کردن :

1-وابستگی زیاد به کارکنان بیمارستان به اتکاء اینکه مرا بهبود می بخشد .

2-موجب می شود بیمار تماس خود را با خانه خویش و اجتماع از دست بدهد.

3-برچسب زدن بر بیمار

روش روان شناختی :

این گونه روش های چاره یابی نه تنها شامل بکار بردن تکنیک های
روان شناسانه  اند ، بلکه به همان اندازه مستلزم آنند که میان روان و احساس متعلق به یک شخص و روان و احساس شخص دیگر تماس برقرار سازیم . به این معنا همه
می توانیم در عین حال هم دست اندرکار باشیم و هم وابسته به مقصود . درست به اندازه یک دوست خوب ، او درگیر روابط است . اما علاوه بر آن می تواند پس بایستد و ببیند که بر سر شخص چه می گذرد و این همان چیزی است که روانپزشک آمریکایی هری اسناک سولیوان «مراقبت انبار» نامید .

 

6-مشاوره :

این روش عبارت است از آن که با بررسی مشترک در مورد مشکل بیمار به او یاری می کنند مشاوره همچنین عبارت از : ابراز حمایت عاطفی، در زمانی که
تصمیم های دشوار یا در شرف گرفته شدن دستند یا در کار انجام یافتن .

 

 

 

7-روان درمانی :

این شکل از مشاوره است با جنبه تخصصی بیشتر از روند درمانی می تواند در ابتدا به جنبه های ناخودآگاه زندگی بیمار هدایت گردد و یا می تواند بر رخدادهای جاری متمرکز شود .