منابع پایان نامه درمورد سهامداران، بازده مورد انتظار، بازار سهام

نوامبر 30, 2018 0 By admin4
پایان نامه  

مجمع عمومي صاحبان سهام جهت تقسيم بين سهامداران است. مقدار سود سهام با ميزان درآمد و سودآوري شرکت، وضع مالي و ميزان نياز به پول جهت سرمايه گذاري در طرح هاي جديد بستگي دارد. اين سود بعد از اعلام و تصويب در مجمع عمومي تقسيم و بين سهامداران توزيع مي شود. طبق قانون تجارت شرکت هاي ايراني مکلفند حداکثر پس از 8 ماه از تصويب سود توسط مجمع، آن را به سهامداران پرداخت کنند. اکثر شرکتها به دليل مشکلات نقدينگي سعي در تأخير پرداخت سود نقدي تا حد امکان دارند. بنابراين رازش پول دريافتي چند ماه پس از تصويب و با شرايط تورم از ارزش نقدي در زمان تصويب کمتر خواهد بود. اين مسئله يعني ارزش زماني پول در محاسبه بازده کل مورد محاسبه قرار نمي گيرد(همان منبع،ص 58)2.
ب- مزاياي حق تقدم
در محاسبه بازده کل اولاً فرض مي شود که سهامدار از حق تقدم خود استفاده مي کند، ثانياً سهامدار سهام بدست آمده آورده ناشي استفاده از حق تقدم خود را در پايان دوره مالي به همراه اصل سهام خود به فروش مي رساند. اين دو فرض باعث مي شود تا به جاي محاسبه ارزش حق تقدم به شرح ذيل:
(9-2) درصد افزايش سرمايه (1000- آخرين قيمت سهام در پايان دوره) = ارزش حق تقدم
2- در محاسبه بازده کل سهام با استفاده از ضرايب که نشان دهنده درصد افزايش سرمايه (از محل مطالبات و آورده هاي نقدي سهامداران) و ضريب نشان دهنده درصد افزايش در تعداد سهام (از محل مطالبات و آورده هاي نقدي سهامداران و از محل اندوخته هاي شرکت) است، ارزش حق تقدم مد نظر قرار مي گيرد. ضمن اين که باز هم بايستي از ارزش زماني پول صرف نظر کرد، چرا که بين زمان پرداخت ارزش اسمي سهم تا زمان دريافت سهم فاصله اي چند ماهه وجود دارد(همان منبع ، 59)1.
ج- مزاياي سود سهمي
معمولاً شرکتها از محل اندوخته ها يا سود انباشته اقدام به افزايش سرمايه و اعطاي سهم به سهامداران مي کنند و سهامداران در قبال سود سهمي وجهي پرداخت نمي کنند. در محاسبه بازده کل فرض مي شود که سهامدار سود سهمي دريافتي را تا پايان دوره نگهداري مي کند و تا پايان دوره آن را اصل سهام خود را مي فروشد.
د- تفاوت نرخ ابتدا و پايان دوره
سهامدار علاوه بر مزاياي سود دريافتي از شرکت در صورت فروش سهم در انتهاي دوره سودي معادل مابه تفاوت آخر دوره با اول دوره بدست مي آورد. براي اينکه تفاوت نرخ در مدل تحقق يابد بايد فرض شود که سهامدار در ابتدا دوره اقدام به خريد سهام کرده و در انتهاي دوره آن را مي فروشد.
ديديم که مزاياي سهام عادي مانند حق تقدم و سود سهمي و… نيز با توجه به ضرايب به کار رفته است و در فرمول بازده کل مدنظر قرار گرفته است. هرچند بازده کل به دليل درنظر گرفتن کليه منافع حاصله توسط سهامداران جامع به نظر مي رسد، اما درنظر نگرفتن ارزش زماني پول و بکارگيري مفروضات تاريخ خريد و فروش سهامداران از نقاط ضعف آن به شمار مي رود. تفاوت بازده سود نقدي با بازده واقعي در نوع نگرشي است که اين دو روش نسبت به بازده در سهم دارند. روش سود نقدي خود نشأت گرفته از فرمول بازده واقعي است در روش سود نقدي سهامداران انتظار دارند تا علاوه بر بدست آوردن عايدات طي دوره نگهداري سهم به هنگام فروش آن نيز از تفاوت قيمت هاي خريد و فروش سهم منفعت ببرند، اما در موقع فروش سرمايه گذاراني وجود دارند که سهام را از فروشندگان خريداري مي کنند، بنابراين سود حاصله از فروشندگان سهم از طرف خريداران سهم تأمين مي شود. خريداران جديد در پايان دوره نگهداري فروشنده و سرمايه گذار جديد خريدار خواهند بود، بنابراين با فرض دوره نگهداري بي نهايت سود نقدي تنها عايدي سهامداران از خريد و فروش سهم خواهد بود. اين روش محاسبه بازده ديدگاهي کلان و کلي نسبت به بازده سهم و سهامداران دارد. ولي روش بازده واقعي از ديد يک سهامدار منحصر به فرد که سهام را براي دوره اي معين در اختيار دارد آن را مورد محاسبه قرار مي دهد، در عمل نيز روش نقدي بيشتر براي پيش بيني بازده در دوره هاي آتي از طرف سرمايه گذاران به کار مي رود. علاوه بر اين سهامداران با توجه به بازده واقعي که ارزيابي عملکرد مديران (به عنوان نمايندگان سهامداران طي دوره نگهداري سهم) مي پردازند، علت اين امر قبول محاسبه بازده کل به عنوان معيار عايدي سهامداران از ديدگاه شرکت مي باشد(پارسائيان، 1384،ص 69)1.
3-4-2 بازده مورد انتظار
از آنجايي که نرخ بازده به علت ريسک سرمايه گذاري مي تواند چندين مقدار ممکن را اختيار کند، محاسبه بازده مورد انتظار به صورت معياري از تمايل به مرکز متداول است که نرخ بازده مورد انتظار چنين تعريف مي شود:
(10-2)
که:
: نرخ بازده مورد انتظار
: تعداد نتايج ممکن
: احتمال وابسته به نتايج ممکن I ام
: نتيجه ممکن ام
از معادله فوق روشن مي شود که عبارتست از ميانگين وزني رياضي (اميد رياضي) نتايج ممکن، وزن هر نتيجه برابر است با احتمال وابسته به آن نتيجه ممکن(نوروز بيگي، 1386، ص61)2.
4-4-2 بازده مورد انتظار پرتفوليو
بازده مورد انتظار پرتفليو از طريق ميانگين وزني بازده مورد انتظار هريک از اوراق بهادار به آساني قابل محاسبه است.
وزن هايي که براي ميانگين مورد استفاده قرار مي گيرد، نسبت هايي از وجوه قابل سرمايه گذاري است که در هر يک از اوراق بهادار سرمايه گذاري شده اند، وزن هاي ترکيب شده پرتفوليو عبارتست از مجموع 100 درصد وجوه قابل سرمايه گذاري(نوروز بيگي، 1386،ص 63)1.
واضح است که روابط ميان بازده اوراق بهادار هستند که مرکز تئوري پرتفليو را شکل مي دهند. به منظور مشخص نمودن تأثير روابط ميان بازده اوراق بهادار يک پرتفليو بايستي ضريب همبستگي ميان هر جفت از اوراق بهادار برآورد گردد. ضريب همبستگي يک معيار آماري است که ميزان رابطه هر دو متغير را نشان مي دهد. ضريب همبستگي يک معيار نسبي از روابط است که محدوده آن از 1+ تا 1 به شرح نمودارهاي زير مي باشد.
نمودار( 1-2 )همبستگي کاملاً منفي
نمودار( 2-2) همبستگي کاملاً مثبت
نمودار( 3-2 )همبستگي صفر و عدم همبستگي
وقتي که همبستگي کاملاً مثبت باشد بازده ها، رابطه ي کاملاً مستقيم با همديگر خواهند داشت، در اين صورت فهميدن رفتار بازده يک اوراق بهادار به سرمايه گذار اجازه مي دهد رفتار اوراق بهادار مقابل را کاملاً پيش بيني کند. وقتي که همبستگي کاملاً منفي باشد بازده اوراق بهادار داراي رابطه خطي کاملاً معکوس بر روي همديگر خواهند بود. در اين حالت اگر بازده يک اوراق بهادار را بدانيم اطلاعات کاملي را در مورد اوراق بهادار کسب کنيم، به عبارت ديگر وقتي بازده يک اوراق بهادار افزايش مي يابد بازده ديگر کاهش مي يابد.وقتي که همبستگي دو اوراق بهادار صفر باشد، هيچ رابطه اي ميان بازده دو اوراق بهادار وجود نخواهد داشت و دانستن بازده يکي از اوراق بهادار هيچ کمک به پيش بيني بازده اوراق بهادار دوم نخواهد کرد(فاما و ويليام، 1977،ص 120)28.
5-4-2 بازده غيرعادي سهام
محاسبه بازده غيرعادي سهام به سه روش قابل انجام است (رهنماي رودپشتي ،1386،ص 39)2:
روش اول- استفاده از مدل بازار
مدل بازار رابطه ميان نرخ بازده يک دارايي و نرخ بازده مجموع دارايي ها در بازار را به صورت آماري توصيف مي کند و به صورت زير نوشته مي شود:
(11-2)
(12-2)
(13-2)
که:
: نرخ بازده بازار سهام
: عدد شاخص قيمت بازار سهام در زمان t است.
: قيمت سهام شرکت i در زمان t است.
: مربوط به سهام جايزه است و به صورت زير محاسبه مي گردد:
(14-2) × درصد سهام جايزه =
و مربوط به حق تقدم به صورت زير محاسبه مي گردد:
(15-2) (قيمت اسمي × درصد حق تقدم) – × درصد حق تقدم =
منظور از قيمت معامله شده سهم پس از مجمع است.
براي محاسبه بازده غيرعادي سهام ابتدا بازده مورد انتظار سهم با استفاده از مدل بازار برآورد و سپس بازده مورد انتظار با بازده واقعي مقايسه مي گردد تا بازده غيرعادي بدست آيد:
(16-2)
که:
: بازده غيرعادي سهم i در زمان t
: بازده واقعي سهم i در زمان t
: بازده مورد انتظار سهم i در زمان t که براساس برآورد مدل بازار بدست مي آيد.
در صورتي که عامل خاص شرکت (غير از عوامل بازار) موجب بازدهي سهم آن شرکت گردد و داراي مقدار غيرصفر باشد، نشانه وجود بازده غيرعادي است که خاص آن شرکت مي باشد، و پارامترهاي مدل بوده که از يک سهم به سهم ديگر متفاوت است.
براي محاسبه پارامترهاي مدل براي هر شرکت مدل زير برآورد مي گردد:
(17-2)
بازده ماهانه شرکت براي مدت 36 ماه با بازده ماهانه بازار سهام براي مدت 36 ماه محاسبه و مدل رگرسيون فوق برآورد مي گردد تا پارامترهاي مدل بازار يعني بدست آيد. استفاده از داده هاي 36 ماه در مدل رگرسيون فوق برآوردهاي نسبتاً قابل اتکايي از بدست خواهد داد.
براي داده هاي بيشتر مثلاً 48 يا 60 ماه دسترسي به قيمت سهام به طور متوالي با محدوديت روبروست(رهنماي رودپشتي ،1386،ص 44)1.
روش دوم- مابه التفاوت بازده واقعي سهم با بازده بازار
استفاده از مدل بازار براي محاسبه بازده غيرعادي سهام با محدوديت هايي مواجه است. از جمله ناشي از رگرسيون و براي برآورد پارامترهاي مدل بازار يعني در ايران بسيار ناچيز است و قابليت اتکا نتايج حاصل از برآورد مدل بازار با ابهام روبروست.
از اين رو به جاي بازده مورد انتظار سهام براساس مدل بازار از بازده مورد انتظار که براساس مدل بازار که از بازده واقعي بازار استفاده شده است که:
(18-2)
= بازده واقعي بازار
= بازده مورد انتظار سهم i
روش سوم- استفاده از الگوي قيمت گذاري دارايي هاي سرمايه اي و بازده هاي غيرعادي
اهميت الگوي قيمت گذاري دارايي هاي سرمايه اي براي حسابداران اين است که آن مي توان ابزار يا وسيله اي ارائه کند تا آنها بازده اوراق بهادار در آينده را تعيين کنند (بازده اي که بايد باشد). مشاهده قيمت روزانه بورس نيويورک مي تواند نشان دهنده بازده واقعي اوراق بهادار مورد نظر باشد. کم کردن اين بازده از آنچه بدست خواهد آمد نشان دهنده “بازده غيرعادي” خواهد بود، يعني تفاوت بين بازده يک دسته از اوراق بهادار و بازده حاصل از کاربرد الگوي قيمت گذاري داراييهاي سرمايه اي. بازده غيرعادي را که به روش جبري نشان مي دهند به صورت زير خواهد بود:
(19-2)
مجموع اين بازدهي ها در طول زمان (بازده غيرعادي انباشته) بيانگر ارزش اطلاعاتي است که مي توان با استفاده از آن به بازدهي بيش از متوسط بازار دست يافت.
دو پژوهشگر استراليايي به نامهاي “ري بيل و فيل برون” از اين روش استفاده کردند. آنها در مقاله خود اين پرسش را مطرح