منابع پایان نامه درمورد بازار کار، بازده مورد انتظار، بازار سهام

نوامبر 30, 2018 0 By admin4
پایان نامه  

کردند که آيا مي توان با استفاده از عدد متعلق به سود هر سهم سالانه به بازده غيرعادي دست يافت؟ آزمون آنها بسيار ساده بود. آنها چنين فرض کردند که از قبل مي داند سود هر سهم سال بعد چقدر خواهد شد. اگر سود هر سهم آينده افزايش مي يافت آنها در آن سهام سرمايه گذاري مي کردند، اگر سود هر سهم در سال بعد کاهش مي يافت آنها سهام مربوطه را (به صورت استقراضي) مي فروختند.
سپس آنها براي محاسبه بازده غيرعادي از معادله ارائه شده استفاده کردند و اگر امکان داشت سود هر سهم آينده را از پيش تعيين کرد، آنها مي توانستند با استفاده از اين فرمول به سود غيرعادي دست يابند(نوروز بيگي ،1386،ص 74)1.
براي محاسبه بازده غيرعادي که از مدل قيمت گذاري دارايي هاي سرمايه اي بدست آمده به شرح زير است:
(20-2)
که:
: بازده غيرعادي سهم i در زمان t است.
: بازده واقعي سهم i در زمان t است.
: بازده مورد انتظار سهم i در زمان t است.
هريکي از متغيرهاي بازده غيرعادي که از مدل قيمت گذاري داراييهاي سرمايه اي بدست آمده به شرح زير است:
(21-2)
که:
: قيمت سهام در پايان دوره مالي
: قيمت سهام در ابتداي دوره مالي
: سود سهام بدست آمده دوره قبل
و به صورت مقابل محاسبه مي گردد:
(22-2)
که:
: بازده مورد انتظار سهم i در زمان t است.
: بازده بدون ريسک است.
: ريسک سيستماتيک سهم i است.
: بازدهي بازار
: صرف ريسک است.
5-4-2 تئوري بازار کارآ
هنگامي که پولي وارد بازار مالي مي شود، هدف کسب سود از سرمايه گذاري است. بسياري از سرمايه گذارها نه تنها مايلند سودي در حد ديگر سرمايه گذارها کسب کنند بلکه تلاش مي کنند متوسط سود سرمايه گذاري شان بالاتر از حد متوسط سود بازار سرمايه باشد.با اين حال طبق نظريه سرمايه گذاري “کارايي بازار” که از سوي اويگنه فاما در سال 1970 مطرح شد در هر زمان، قيمت ها تحت تأثير اطلاعات موجود درباره سهام و بازار است. به اين ترتيب طبق اين نظريه هيچ سرمايه گذاري از لحاظ پيش بيني سود سهام نسبت به سرمايه گذار ديگر مزيتي ندارد زيرا هيچ سرمايه گذاري به اطلاعاتي بيش از ديگر سرمايه گذارها دسترسي ندارد. طبق نظريه کارايي بازار سهام همواره بر مبناي قيمت منصفانه و ارزش واقعي شان داد و ستد مي شوند و غيرممکن است يک سرمايه گذار بتواند سهامي را با قيمت پايين تر از ارزش واقعي اش بخرد يا با قيمتي بالاتر از ارزش واقعي اش بفروشد. بدين ترتيب کسب سودي بالاتر از سود متوسط بازار غيرممکن و تنها راه کسب سود بالاتر، خريد سهامي با ريسک بيشتر است(اسماعيلي ،1385،ص 51)1.
6-4-2 تأثير کارايي: عدم قابليت پيش بيني
واقعيت اين است که صرفاً اطلاعات منتشر شده در اخبار مالي يا تحقيقاتي بر قيمت سهام مؤثر نيست. اطلاعات سياسي، اقتصادي و اجتماعي و نيز قضاوت سرمايه گذارها درباره اين اخبار چه صحيح باشند چه غلط بر قيمت سهام مؤثر است. طبق نظريه کارايي بازار چون قيمت سهام تحت تأثير اطلاعات موجود در بازار قرار مي گيرد و چون تمام سرمايه گذارها به اطلاعات يکساني دسترسي دارند، هيچ يک نمي توانند عملکرد بهتري از لحاظ کسب سود داشته باشند. در بازارهاي کارآ قيمت ها غيرقابل پيش بيني مي شوند بنابراين هيچ الگويي براي تغييرات آن نمي توان تدوين کرد. اين تفکر بازار کارآ حاکي از آن است که هر استراتژي سرمايه گذاري که هدف آن کسب سود بالاتر از حد متوسط بازار است، شکست خواهد خورد. در واقع طبق نظريه بازار کارآ با توجه به هزينه مترتب بر مديريت سبد دارايي ها براي کسب بالاتر بهتر است سرمايه گذار به خريد سهام پرريسک تر بپردازد، البته با دقت در تمام جوانب(همان منبع ، ص521)2.
7-4-2 نقاط ضعف نظريه بازار کارآ
اما در دنياي واقعي استدلال هاي روشني عليه نظريه کارايي بازار وجود دارد. براي مثال سرمايه گذارهايي وجود دارند که همواره در اکثر موارد سودي بسيار بالاتر از حد متوسط بازار کسب کرده اند. وارن بافت يکي از همين افراد است. استراتژي سرمايه گذاري او خريد سهامي است که قيمت شان پايين تر از حد واقعي است. همچنين تعداد زيادي از مديران سرمايه گذاري وجود دارند که بهتر از ديگران روندهاي قيمت سهام را در بازارها شناسايي مي کنند و برهمين مبنا سود بالايي کسب مي کنند. بنابراين درحالي که چنين مواردي وجود دارد چطور ممکن است عملکرد سرمايه گذاران اتفاقي باشد و از هيچ الگويي پيروي نکند؟
در بسياري از استدلال هايي که عليه نظريه کارايي بازار مطرح شده، آمده است الگوهاي مشخص و تکرار شونده اي براي قيمت ها وجود دارد. در ادامه به برخي از مثال هاي اين مورد اشاره مي کنيم. تأثير ژانويه الگويي تکرار شونده است که نشان مي دهد در ماه نخست هر سال معمولاً سود بالاتري نصيب سرمايه گذارها مي شود. همچنين دوشنبه آبي در وال استريت عبارت است که خريد سهام را در جمعه بعدازظهر و صبح دوشنبه اشتباه اعلام مي کند زيرا طبق الگوي تأثير آخرهفته قيمت سهام يک روز پيش از تعطيلي آخر هفته و روز بعد از اين تعطيلي بالاتر از ديگر ايام هفته است. مطالعاتي که در زمينه رفتار مالي سرمايه گذارا صورت گرفته و در آن به بررسي تأثير ويژگي هاي شخصيتي سرمايه گذارها بر قيمت سهام پرداخته شده آشکار مي کند که برخي الگوهاي قابل پيش بيني در بازار سهام وجود دارد. معمولاً سرمايه گذارها مايلند سهامي را بخرند که قيمت آن پايين تر از ارزش واقعي است و برعکس تمايل دارند سهامي را بفروشند که قيمت کنوني آن از ارزش واقعي آن بيشتر است و در بازاري که تعداد زيادي سرمايه گذار در آن وجود دارد هر وضعيتي جز کارايي مي تواند حاکم باشد. پل کروگمن استاد اقتصاد دانشگاه ام آي تي معتقد است رفتار سرمايه گذارها باعث عدم کارايي بازارها مي شود. بنابراين قيمت سهام حاصل اطلاعات موجود در بازار نيست و همواره از رفتار سودطلبانه سرمايه گذارها تأثير مي پذيرد(اسماعيلي ،1385،ص 60)1.
8-4-2 پاسخ نظريه بازار کارآ
نظريه کارايي بازار احتمال وجود موارد متناقض با قواعد اين نظريه را ناديده نمي گيرد. در واقع طبق نظريه ياد شده، قرار نيست قيمت سهام همواره مساوي ارزش واقعي و منصفانه آنها باشد.
قيمت ها تنها در برخي مواقع و به طور اتفاقي ممکن است بالاتر يا پايين تر از ارزش واقعي شان باشند. بنابراين در نهايت قيمت ها به حد متوسط شان باز خواهند گشت.
به اين ترتيب چون انحراف قيمت از ارزش واقعي حالت اتفاقي دارد، استراتژي هاي سرمايه گذاري که باعث کسب سود بالاتر از حد متوسط بازار مي شوند همواره موفقيت آميز نيستند. از سوي ديگر طبق اين نظريه کسب سود بالاتر از حد متوسط حاصل تبحر و تجربه سرمايه گذار نيست بلکه شانس باعث اين وضعيت شده است. طرفداران نظريه کارايي بازار طبق قوانين احتمالات چنين مي گويند؛ در هر زمان مشخص در بازاري با تعداد زياد سرمايه گذار، برخي سرمايه گذارها سودي بالا کسب مي کنند و برخي نيز همان سود متوسط بازار را مي برند.
9-4-2 بازار چطور کارآ مي شود؟
براي آنکه بازار کارآ شود سرمايه گذارها بايد تصور کنند بازار غيرکاراست و مي توانند سودي بالاتر از حد متوسط آن کسب کنند. نکته جالب اينکه استراتژي هاي سرمايه گذاري که قصد دارند از عدم کارايي بازار سود ببرند عملاً عامل حفظ کارايي بازار هستند. طبق نظريه کارايي بازار، بازار بايد بزرگ و نقد باشد. اطلاعات نيز از لحاظ در دسترس بودن و هزينه بايد در هر زمان در اختيار سرمايه گذارها باشد. همچنين هزينه معاملات بايد کمتر از سود مورد انتظار از سرمايه گذاري باشد و سرمايه گذارها بايد منابع مالي کافي در اختيار داشته باشند تا از موارد عدم کارايي تا زماني که وجود دارند، استفاده کنند و مهم ترين نکته اينکه سرمايه گذارها بايد معتقد باشند که مي توانند سودي بالاتر از متوسط سود بازار کسب کنند.
10-4-2 درجات کارايي
قبول نظريه بازار کارآ در خالص ترين شکل آن ممکن است دشوار باشد اما سه طبقه بندي براي اين نظريه وجود دارد که نشان دهنده ميزان امکان به کار بردن اين نظريه براي بازار است.
1- کارايي بالا: اين گونه از نظريه شديدترين گونه استفادهست که طبق آن تمام اطلاعات در يک بازار چه خصوصي چه عام در قيمت سهام مؤثر است. حتي اطلاعات نيروهاي داخلي شرکت ها و بازار نيز باعث مزيت يک سرمايه گذار نسبت به سرمايه گذار ديگر نمي شود.
2- کارايي متوسط: طبق اين گونه نظريه کارايي بازار تمام اطلاعات عام در تعيين قيمت سهام مؤثر هستند و براي کسب مزيت نسبت به ديگر سرمايه گذاري ها نه تحليل بنيادي و نه تحليل تکنيکال مؤثر نيستند.
3- کارايي ضعيف: در اين گونه تمام حقيقت هاي پيشين سهام در قيمت کنوني آن مؤثر هستند. بنابراين براي پيش بيني قيمت آتي سهام از تحليل تکنيکال نمي توان استفاده کرد (نوروزبيگي ،1386، ص77)1.
5-2-بخش چهارم ريسک عدم پرداخت:
1-5-2 ماهيت ريسک:
در جامعه امروزي تقريبا تمام افراد به نحوي با اين مفهوم آشنايي دارند و اذعان مي کنند که کليه شئونات زندگي با ريسک مواجه است. ريسک در زبان عرف عبارت است از خطري که به علت عدم اطمينان در مورد وقوع حادثه اي در آينده پيش مي آيد و هر قدر اين عدم اطمينان بيشتر باشد ، اصطلاحا گفته مي شود که ريسک زيادتر است (راعي و همکاران،1383 ،ص 45)2.
2-5-2 ريسک چيست؟
فرهنگ وبستر ، ريسک را “در معرض خطر قرار گرفتن ” تعريف کرده است. فرهنگ لغات سرمايه گذاري هيلدرت3 نيز ريسک را زيان بالقوه سرمايه گذاري که قابل محاسبه است، مي داند (همان منبع،46)4.
گاليتز5 ، ريسک را هر گونه نوسان در هرگونه عايدي مي داند.تعريف مذکور اين مطلب را روشن مي کند که تغييرات احتمالي آينده براي يک شاخص خاص چه مثبت و چه منفي ، مارا با ريسک مواجه مي سازد. بنابر اين امکان دارد که تغييرات مارا منتفع يا متضرر سازد(همان منبع،ص47)6.
ديدگاه ديگري در خصوص تعريف ريسک وجود دارد که تنها به جنبه منفي نوسانات توجه دارد.
هيوب، ريسک را احتمال کاهش درآمد يا از دست دادن سرمايه تعريف مي کند(موندن،هيوب و سانگلارد،1996،ص 114)7.
بنا بر اين براي تعريف ريسک مي توان دو ديدگاه را ارائه کرد:
ديدگاه اول: ريسک به عنوان هر گونه نوسانات احتمالي از بازدهي اقتصادي در آينده.
ديدگاه دوم : ريسک به عنوان نوسانات احتمالي منفي بازدهي اقتصادي در آينده ( ريسک نا مطلوب).
3-5-2 انواع ريسک
با توجه به تقسيم يندي هاي مختلفي که براي شناخت انواع ريسک در کتب مختلف مشاهده مي شود ، محقق رايج ترين تقسيم بندي را تدوين نموده است که در ادامه به بررسي آن ها مي پردازيم. البته اين تقسيم بنده ها به مفهوم جدايي ريسک ها از يکديگر نيستند بلکه کليه اين ريسک ها با يکديگر در ارتباط هستند و براي مطالعه ريسک در يک سازمان ، بايد تمامي اين ريسک ها را به صورت يک مجموعه مورد بررسي قرار داد.
نکته ديگر در مورد اين تحقيق اين است که چون موضوع اين تحقيق بررسي تاثير ريسک عدم پرداخت بر ضريب واکنش سود است و متغير مورد نظر در مورد ريسک فقط ريسک عدم پرداخت است لذا از پرداختن به ساير ريسک ها صرف نظر مي شود و تنها فهرست وار ساير انواع ريسک بيان مي شود.
نمودار( 4-2 )انواع ريسک
4-5-2 ريسک عدم پرداخت( نکول)
ريسک عدم پرداخت زماني رخ مي دهد که وام گيرنده در اثر عدم توان يا تمايل ، به تعهدات خود در مقابل وام دهنده و در تاريخ سر رسيد عمل نمي کند. ريسک عدم پرداخت از مهمتنرين ريسک هايي است که خصوصا نهادهاي پولي و مالي را تحت تاثير قرار