منابع مقاله درمورد قانون طبیعی، نظریه اخلاقی، مقاصد شریعت، حسن و قبح

دسامبر 22, 2018 0 By yazoa
پایان نامه  

ندارند. خداوند هر امری را که بیان داشته، در راستای تحقق یک مصلحت واقعی است و بر همین اساس، مقاصد مشخصی بسان خیرات پایه در اندیشه اندیشمندان مسلمان دیده میشود که تمام نظام شریعت را در جهت دست یافتن به آن مصالح مشخص تعریف میکنند. با توجّه به اهمیّت این مساله در بین اندیشمندان مسلمان، شاید بتوان گفت که محتوای قانون طبیعی بدون حفظ عنوان «قانون طبیعی» در اندیشه مسلمانان حتّی بسیار جدّیتر مطرح بوده است. در حقیقت، اساسِ قوانین شریعت اسلامی، مصالح و مفاسد بندگان است و از آنجايى كه قانونگذار قوانين اسلام، خداى تعالى است، اساس قوانينش (مانند قوانين بشرى) بر پايه تجارب نيست، كه قانونى را وضع كند و بعد از مدتى به نواقص آن پى برده ناگزير لغوش كند، بلكه اساس آن، مصالح‏ و مفاسد واقعى بشر است و خدا به آن مصالح‏ و مفاسد آگاه است.‏361
بر همین اساس، تلاشها برای تعیین مقاصد شریعت در قرنهای متمادی در بین اندیشمندان مسلمان توسّط اندیشمندانی چون امامالحرمین جوینی، غزالی، شاطبی و دیگر اندیشمندان ادامه داشته و مقاصدی چون حفظ دین، نفس، عقل، نسل و مال را به عنوان پنج مقصود اصلیِ شریعت ذکر نموده362و معتقدند که این مقاصد، روح شریعت بوده و احکام برای تحقق آنها تشریع شده است. این مصالح پنجگانه، سنگ بنای دیگر مصالح محسوب میشوند؛ به عنوان نمونه مقصد اساسی و اوّلیِ ازدواج، حفظ نسل است امّا مقاصد تبعی آن عبارتند از بهرهمندی از مواهب الهی، آسایش خانوادگی، به دست آوردن خویشان سببی و… که همگی تقویت کننده مقصد اصلی و مکمّل آن هستند.363 همچنین مقصد اصلی از حرمت شراب، حفظ عقل است، یا مقصد اصلی حرمت قتل، حفظ نفس است. همینطور، حرام بودن ربا و حلال بودن بيع علت دارد، و اگر بيع حلال شده براى اين بوده كه بر طبق سنت فطرت و خلقت است و اگر ربا حرام شده علتش اين بوده كه از روش صحيح زندگى خارج است و منافى با ايمان به خدا و ناسازگار با آن است و نيز يكى از مصاديق ظلم محسوب میشود.364به طور کلّی، بر اساس این بحث، شریعت آمده تا با احکامی که بر مبنای مصالح واقعیِ انسان ارائه داده است، ظرفیتهای طبیعیِ بشر را تحقق بخشد یا مسیر را برای تحقق ظرفیتهای درونیِ بشر هموار سازد. از این جهت، این بحث مطابق با مفاد و محتوای مباحثی است که در رابطه با قانون طبیعی مطرح میشود.
همچنین، مباحثی چون مصالح مرسله که به مقتضای آن، فقیه باید در اجتهاد خود همواره به مقصود شارع و مصالح و مفاسد احکام توجّه داشته باشد، و نیز سد ذرائع که بر اساس آن همه احکام برای جلب مصلحت و دفع مفسده وضع شدهاند365، در بین اندیشمندان مسلمان ناظر به همین مساله است. استحسان در مذاهب مالکی و حنفی نیز متناسب با نظریه مصلحت یا مقاصد شریعت است.366
مبحث مقاصد شریعت، در بین غالب اندیشمندان شیعه نیز مورد توجّه است. به عنوان نمونه، علّامه طباطبایی که در این پژوهش مورد نظر ماست، معتقد است که آنچه خداوند از قوانين براى بشر تشريع كرده، بمنظور تامين مصالح واقعیِ ناظر به نیازهای‏ طبیعی انسان است.
«اسلام در تشريعات خود انسانى طبيعى را پشتوانه قرار مى‏دهد؛ يعنى ساختمان‏ وجودى‏ انسان را با تجهيزات ويژه‏اى كه به آنها مجهّز است مدّ نظر قرار مى‏دهد و نيازمندى‏هايى كه اين ساختمان با تجهيزات خود نشان مى‏دهد مراعات‏ نموده، در برابر آنها قوانين مربوطه وضع مى‏كند. در نتيجه، نظر اسلام از قوانين موضوعه خود، تأمين مصالح واقعىِ غیرقابل تغییر است، زيرا پشتوانه آن آفرينش طبيعى انسان است و قابل تغيير نيست و تا انسان، انسان است نيازمندى‏هاى طبيعى او ثابت مى‏باشد.»367
این تبیین از مصالح واقعی، با آنچه در نظریه قانون طبیعی از آن به عنوان «خیرات پایه» یاد میشود، قرابت بسیار زیادی دارد و هر دو مفهوم ناظر به نیازهای واقعیِ انسان طبیعی در جهت دستیابی به کمال و شکوفایی بوده و به عنوان دلایل اعمال و رفتارهای انسان، مد نظر قرار داده میشوند. علامه با توجّه به مصالح واقعی، به صراحت تأکید میکند که آنچه را خداوند تكليف كرده تنها به جهت مصالح‏ خود بندگان، اعم از مصالح معاش و معادشان است.368خوب و بدها، و مصلحت و مفسده‏ها، و امر و نهى‏ها، و ثواب و عقابها، و مدح و ذم‏ها، و امثال اينها، كه در نزد عقلاء دائر و معتبر است، علاوه بر اینکه اساس قوانين عقلايى است، اساس احكام شرعى كه خدا مقنن آنهاست، نيز هست369؛ چرا که خداى سبحان احكامى را كه تشريع كرده به منظور مصالح‏ بشر تشريع نموده است، نه اينكه اگر به كارهايى امر و از كارهايى نهى كرده، خواهان نفس آن كارها و یا متنفر از نفس اين كارها بوده است. لذا اكتفاء نمودن بر عمل به ظواهر شریعت، و توجّه نداشتن به احکام اخلاقیِ ناظر به مصالح واقعی به عنوان روح دین، باطل كردن مصالح تشريع، و از بين بردن غرض دين است.370 در همین راستا، علّامه علم به مصالح‏ و مقاصد انسان، و خیرات پایهای را که نهایتاً انسان باید در جهت کمال خود به دست بیاورد را، از جمله لوازم و شرائط صلاحیت زمامدار دانسته است.‏371 برخی آیات شریف قرآن از جمله «إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْيِيكُمْ‏»372 نیز ناظر به حیات حقیقی است که ناظر به مصالح واقعی است که در پشت ظاهر شریعت نهفته شده است.

2ـ 3: ایده قانون طبیعی در سنّتهای غیرقابل تغییر
در تاریخ اسلام، همچنین تحت عنوان سنّتهای ثابت الهی در آفرینش نیز مباحثی وجود دارد که متناظر به همین قوانین ثابت و لایتغیّر طبیعی است. این سنّتها یا قوانین ثابت، به صور
تهای متعددی در قرآن کریم ذکر شدهاند. گاهی به صورت قضایای شرطیه ذکر شدهاند که در آنها با تحقق شرط، جزاء ضرورتاً تحقق خواهد یافت. به عنوان مثال؛ «إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ»373به این شکل که «هر زمان تغییر خوبی در نفس انسانها پدیدار شد، آنگاه، زندگیِ آنها و مملکت آنها نیز خوب میشود.» این قانون، به عنوان یک قانون طبیعیِ ثابت، کاملاً به اراده و اختیار انسان مبتنی شده است و البته در صورت انتخاب نادرست، به مقتضای قانون تکوینی و طبیعیِ حاکم بر عالم، بازگشتی برای آن نیست و جزاء حتماً محقق خواهد شد. بر این اساس، این یک قانون ثابت است که «ظلم کردن فرد، ویرانی مجتمع و زندگیِ او را در پی خواهد داشت». همینطور در شریفهای دیگر از قرآن کریم، به صورت شرط و جزاء بیان شده که «وَ أن لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُم مَّاء غَدَقًا»374 که از سنّت ثابتی در عالم حکایت میکند.24
این قوانین به صورتهای دیگری نیز بیان شدهاند. بر اساس آیات شریف قرآن، حتّی خودِ دین به عنوان یک سنّت ثابت و قانونی طبیعی در وجود انسان است. «دین» گاهی به وصف تشریعی و به صورت امری از طرف خداوند بیان شده که «شَرَعَ لَكُم مِّنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ»375 و گاهی نیز به عنوان امری تکوینی یا سنّت ثابت نهاده شده در وجود انسان بیان میشود که «فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفًا، فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا، لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ، ذَلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ».376 این آیه دوّم، در واقع یک جمله خبری و نه انشایی است. لذا همانگونه که مقوّمات انسان بودن را نمیتوان از انسان جدا ساخت، همچنین دین را نیز نمیتوان از او گرفت چرا که فرمود «لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ»377 یا «لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِهِ»378 و در اینجا «لا» نهی نیست بلکه نفی است به این معنا که آنچه خدا به گونه خاصی خلق کرده است را نمیتوان تغییر داد. به بیان دیگر، خلقتی را که مشتمل بر یکسری قوانین تکوینیِ ثابت است، قابل تغییر نیست.
جمع‌بندي:
در این فصل، به اختصار، سیر تاریخی ایده قانون طبیعی در تاریخ فلسفه، تاریخ تفکر مسیحی و تاریخ اندیشههای اسلامی را مورد مطالعه قرار دادیم. بحث از این ایده، همراه با شروع مباحث عقلي در يونان باستان در سده ششم پيش از ميلاد مسيح، آغاز گرديد و در طول تاریخ، در قالب این ملاحظات، تداوم یافت:
1. يونانيان باستان قانون طبيعي را قانوني جهان‌شمول، ابدي و جانشين‌ناپذير دانسته، و آن را بنيادي‌ترين منبع براي اخذ بهترين معيارهاي زندگي بشر معرفي مي‌كردند. البته، كلمه «طبيعت» و محتواي قانون طبيعي در یونان باستان امري مبهم است و سمت و سوی خاصی به سوی اخلاق و مباحث اخلاقی ندارد.
2. در مقابلِ سوفسطاييان، فيلسوفان يوناني، مثل سقراط، افلاطون و ارسطو، كه احكام عقل و ظرفیت های طبیعیِ انسان را پايه‌اي ثابت براي معرفت بشر مي‌دانستند، از مهمترین پایهگذاران و حاميان نظریه قانون طبيعي در مسائل مربوط به اخلاق و ارزشهای اخلاقی محسوب مي‌شوند.
3. رواقيان، كه در بحث از اعتبار احكام عقل با افلاطون و ارسطو هم‌عقيده بودند، نقش مهمي در شكوفايي مباحث مربوط به قانون طبيعي در دوره يونان باستان داشتند. ايشان مفاد قانون طبيعي را زيستن بر طبق طبيعت و يا به عبارت واضح‌تر، زندگي مطابق احكام عقل مي‌دانستند.
4. نظریه اخلاقی قانون طبیعی در مجموعه عهدین مورد تایید واقع شده و فرازهایی در این مجموعه در تایید این نظریه ذکر شده است. میتوان گفت استقبال کتاب مقدس از ایده قانون طبیعی، باعث دلگرمی برای افرادی چون آگوستین و آکوئیناس در سنّت مسیحی بوده و از این جهت زمینه را برای جدیّت بیشتر آنها در رابطه با مساله قانون طبیعی، فراهم ساخته است.
5. پس از آکوئیناس، دو تقریر کلّی را میتوان در رابطه با نظریه قانون طبیعی، در بین طرفدان این نظریه مشاهده نمود. یکی تقریر دینی از این نظریه است که خداوند را به عنوان پشتوانه قانون طبیعت دانسته و ظرفیتهای طبیعی نهاده شده در وجود انسان را اعطاء شده از طرف خداوند میداند. اندیشمندانی چون لوتر و کالوین، هابز، لایبنیتس و… از طرفداران این تقریر محسوب میشوند. در مقابل، تقریری غیردینی را نیز میتوان مشاهده نمود که در اندیشه اخلاقی کانت نمود و بروز بیشتری یافته است. از جمله فرق‌هاى اساسى بین این دو تقریر این است که در تقریر دینی، ـ به پیروی از سنّت آکوئینی ـ دیدگاه الهى مشهود است امّا در تقریر غیر دینی، انسانمدارى و توجه به نیروى عقلانى مستقل بشر، نمود بیشتری دارد.
6. نظریه قانون طبیعی در بین اندیشمندان مسلمان اگر چه با حفظ عنوان «قانون طبیعی» کمتر دیده شده امّا محتوای آن تحت عنوان «مقاصد شریعت» در فقه و تحت عنوان «مساله حسن و قبح» در مباحث کلامی، و نیز سنّتهای پایدار الهی در حوزههای مختلف، به صورت جدّی مورد توجّه بوده است. همسانیهای قابل توجهی به لحاظ محتوا، ثبات و شمول قوانین، ابزار کشف قوانین و نیز منشأ قانونمندی بین نظریه حسن و قبح و نظریه قانون طبیعی دیده می شود که بر اساس آنها، میتوان تأیید قرآن بر نظریه حسن و قبح عقلی و ذاتی را به عنوان تأییدی بر نظریه اخلاقیِ قانون طبیعی نیز دانست.

مقدمه:
علّامه طباطبایی نظریه اخلاقی خود را بر داشتههای طبیعیِ انسان مبتنی نموده و تقریری خاص از نظریه اخلاقِ مبتنی بر طبیعت، با توجّه به عقلانیّت و نیز گرایشهای درونیِ انسان ارائه میدهد. برای تبیین این دیدگاه اخلاقی، ابتدا مکانیزم قانون طبیعی و تفاوت طبیعت و فطرت را از منظر ایشان مورد تحلیل قرار داده، سپس ضمن تبیین مبانی و مولّفههای این نظریه در اندیشه اخلاقی و فلسفیِ علامه، به تقریری از نظریه اخلاقیِ قانون طبیعی که میتوان به ایشان نسبت داد، و نیز لوازم و پیامدهای آن میپردازیم.
1. مکانیزم قانون طبیعی در نگرش علامه
مکانیزم قانون طبیعی از دیدگاه علّامه به این شکل قابل ترسیم است که ایشان طرحوارهای از استعدادهای انسان را که به صورت طبیعی و بالقوّه در وجود انسانها قرار داده شده است را بنیان قرار داده و بر اساس آنها مبنایی طبیعی برای اخلاق فراهم میکند. این مبنای طبیعی بدین جهت اتّخاذ میشود که چون خداوند حکیم است، به مقتضای حکمت، یک نظم حکیمانه در نظام خلقت و نیز در وجود انسان قرار داده است؛ به این صورت است که