مقایسۀ هیجان خواهی و سرسختی روانشناختی با جهت گیری مذهبی در ورزشکاران نخبه و غیر نخبۀ …

اعتقاد دینی[۲۲] ۱و مذهب به انسان آرامش میبخشد، امنیت فرد را تضمین میکند، خلأهای اخلاقی، عاطفی و معنوی را در فرد و اجتماع، استحکام داده و پایگاه محکمی برای انسان در برابر مشکلات و محرومیتهای زندگی ایجاد میکند(اسدی نوقانی و همکاران، ۱۳۸۴).
مذهب، بعنوان مجموعهای از اعتقادات، بایدها و نبایدها و ارزشهای اختصاصی و تعمیم یافته، از مؤثرترین تکیهگاههای روانی بشمار میرود که قادر است معنای زندگی را در لحظهلحظههای عمر فراهم کند و در شرایط خاص نیز با فراهمسازی دیدگاههای تبیینی، فرد را از تعلیق و بیمعنایی نجات میدهد(بهرامی، ۱۳۷۸). ایجاد ارتباط معنوی با قدرت بیکران، به فرد این اطمینان را میدهد که نیرویی قوی، همیشه وی را حمایت میکند. این افراد حوادث را با تکیه بر ایمان و اعتقاد خود راحتتر میگذرانند، کمتر دستخوش استرس و اضطراب میشوند، در نتیجه انتظار این افراد از آینده امیدوارانهتر و خوش بینانهتر است(ایزارد و مالاتستا ۱۹۸۷).
اِلیس[۲۳]۱(۱۹۸۱) معتقد بود که مذهب با غیرمنطقی بودن در ارتباط است. به عقیدۀ وی، افراد مذهبی نوعی تفکرات و رفتارهای جزم دارند که موجب نابسامانی وضع روحی و روانی آنها میشود. او بر این باور بود که افراد مذهبی، بهداشت روانی ضعیفتری دارند(منصورنژاد و همکاران).
فروید[۲۴]۲(۱۹۲۸) در یکی از آثار خود بنام« آیندۀ یک توهم» مسئلۀ دین را تحت بررسی قرار داده و مذهب را از اخلاق متمایز ساخته است بدینگونه که حتی اگر انسان به خدا اعتقاد نداشته باشد، می تواند خوب و بد را بشناسد. طبق نظر فروید، انسانها برای مهار طبیعت و تنظیم ارتباطات بشری به تمدن وابسته بودند. به اعتقاد وی انسانها بهای گزافی برای تمدن پرداختند و این بها« روان آزردگی» بود. در نتیجه به منظور مقابله با این روانآزردگی، مذهب شکل گرفت. همچنین فروید مطرح میکند که انسانها در گذشته در برابر نیروهای طبیعت بی دفاع بودند و نیاز به چیزهایی برای محافظتشان داشتند. بنابراین وی چنین نتیجه گرفت که مذهب از ناتوانی انسان نشأت گرفته است(ترودی، ۱۹۹۶).
علیرغم اینکه برخی از محققین و نظریه پردازان از جمله « فروید» و « الیس» مذهب را با بیماریهای روانی مرتبط دانستهاند، مطالعات و پژوهشهای متعدد انجام گرفته در دهۀ اخیر با تمایز قائل شدن بین مذهبی که زندگی سالم را به انسان عرضه میکند و دیگر مذاهب، نقش مؤثر و جایگاه ویژۀ مذهب و جهتگیری مذهبی در قلمرو بهداشت روانی و نیز کارایی آن را در درمان بیماریهای روانی نشان دادهاند(بطور مثال برگین ،۱۹۸۳ و استارک ، ۱۹۷۱ به نقل از جان بزرگی، ۱۳۷۸). این موضوع که حتی یک انسان بی اعتقاد به دین در شرایط نامطمئن و بحران روحی و در زندگی به صورت ناهوشیار به خدا و نیروهای ماوراءالطبیعه میاندیشد و از او استمداد میطلبد، یک پدیدۀ شناخته شده است. به گفتۀ«فرانکل» بنیانگذار مکتب«معنادرمانی» در واقع یک احساس مذهبی عمیق ریشه دار در اعماق ضمیر ناهشیار انسان وجود دارد(خداپناهی و همکاران ۱۳۸۴).
از این جهت که به احتمال زیاد مذهب و گرایشهای مذهبی میتواند در رفتارها و شیوۀ زندگی افراد یک جامعه اثرگذار باشد و موجبات تغییراتی در شخصیت افراد را فراهم آورد و یا هدایتگر انسانها در مسیر زندگی باشند، مطالعه بیشتری را در این زمینه میطلبد. برای دستیابی به دیدگاهی واقع بینانه و فراگیر در حیطۀ روانشناختی مذهبی، بایستی دانست که چرا با وجود فرهنگ و ارزشهای مذهبی تقریباً یکسان در یک جامعه، برخی از افراد گرایش به مذهب دارند و برخی از آن روگردانند. جهتگیری مذهبی ممکن است نقش مهمی در کمک به افراد در درک و مقابله با حوادث زندگی، بواسطۀ ارائه راهنمایی، حمایت و امید دادن داشته باشد(اسپیکلا، ۱۹۸۵).
اسپیلکا و شاور و کیرک پاتریک نشان دادند که مذهب در فرایند مقابله با حوادث و مشکلات سه نقش دارد:
۱) فراهم آوردن معنایی برای زندگی
۲) کمک به افراد برای داشتن احساسی از کنترل، هنگام رویارویی با موقعیتهای مختلف
۳) ایجاد حسی از اعتماد بنفس در افراد(سیلینگمن و همکاران ۲۰۰۰).
از دیدگاه «آلپورت»، «جهتگیری مذهبی» به دو صورت بیرونی و درونی میباشد. وی قابل قبولترین روش متمایز کردن این دو قطب مذهب را این میداند که بگوییم شخص با «مذهب بیرونی» مذهبش را بکار میگیرد. در صورتیکه شخصی با «مذهب درونی» با مذهبش زندگی میکند(آلپورت و راس، ۱۹۶۷).
۲-۲-۳-۴ جمعبندی مبانی نظری جهتگیری مذهبی
بطور کلی پژوهشهای انجام شده در حوزۀ مذهب و جهت گیری مذهبی را میتوان به دو گروه عمده تقسیم کرد:
۱) مطالعاتی که به بررسی اثرات مذهب در شئون فردی و اجتماعی انسان پرداختهاند.
۲) مطالعاتی که در زمینۀ روششناسی مطالعۀ جهت گیری مذهبی انجام گرفتهاند(خدایاری فرد و همکاران، ۱۳۷۸).
باید اذعان کرد که جهتگیری مذهبی، یک دیدگاه مرکزی در روانشناسی مذهب در چهار دهۀ گذشته بوده است(تیلیوپولوس[۲۵] ۱و همکاران، ۲۰۰۷).
علاوه بر دو جهتگیری مذهبی( بیرونی و درونی) که بوسیلۀ آلپورت و راس (۱۹۶۷) مطرح گردید، بتسون و شوینرد(۱۹۹۱) جهتگیری سومی را مطرح کردند که جهتگیری سؤال نامیده میشود. افراد دارای جهتگیری سؤال، مذهب را بعنوان فرایندی باز مینگرند که در آن سؤال پرسیدن از مبناها و تعالیم مذهبی از یکدیگر جداییناپذیر نیست( مالتبی، دی۲[۲۶]، ۱۹۸۳).
در واقع جهتگیری سؤال نشاندهندۀ میزانی است

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

که مذهب شخص باز است و پذیرای کندوکاو سؤالهای هستیگرایانهایست که در نتیجۀ تعارضات و تراژدیهای زندگی ایجاد میشود( شاو و ژوزف[۲۷]۳، ۲۰۰۴) .
اعتقادات شناختی افراد مذهبی به آنان در مقابله با فشارهای روانی کمک میکند. اعتقادات و رفتارهایی مانند توکل به خدا، زیارت، دعا، نماز، روزه و مانند اینها میتواند از طریق ایجاد امید و تشویق به نگرشهای مثبت، موجب آرامش درونی فرد شود(شطی و همکاران، ۱۳۸۳).
۲-۳ مروری بر تحقیقات قبلی
۲-۳-۱ تحقیقات انجام شده در داخل کشور
محمد نریمانی، مظفر غفاری، عباس ابوالقاسمی و مسعود گنجی(۱۳۸۴) در پژوهش« مقایسۀ خودپایی و هیجانخواهی در ورزشکاران حرفهای و غیرحرفهای» نشان دادهاند که بین ورزشکاران حرفهای، غیر حرفهای و افراد غیرورزشکار در متغیرهای خودپایی و هیجانخواهی تفاوتهای معنیداری وجود دارد. سطح هیجانخواهی در افراد غیرورزشکار نسبت به ورزشکاران حرفهای و غیر حرفهای بالاتر میباشد. بین خودپایی با هیجانخواهی ورزشکاران حرفهای، غیر حرفهای و افراد غیرورزشکار همبستگی منفی و معنیداری مشاهده شده بود. بین هیجانخواهی با سابقۀ ورزشکاران حرفهای و غیرحرفهای همبستگی منفی و معنیداری مشاهده شده بود.
ابوالقاسمی(۱۳۸۴) در کتاب خود با عنوان« مباحث عمده و شخصیت، سازههای شخصیتی» به این نکته اشاره دارد که ارتباط معنیداری بین هیجانخواهی با تمایلات جنایتکارانه در رفتارهای ضداجتماعی۱[۲۸]، پرخاشگری، بی انضباطی و تکانشگری وجود دارد.
حسینی و همکاران(۱۳۸۷) تحقیقی با عنوان« رابطۀ هیجانخواهی، برونگرایی و خشم در نوجوانان پسر بزهکار و عادی شهر تهران» انجام دادند که از جمله نتایج این تحقیق، این بود که متوسط میزان هیجانخواهی بزهکاران نوجوان در مقایسه با نوجوانان عادی بیشتر است. از دیگر نتایج تحقیق این بود که هیجانخواهی با ویژگیهای خشم و برونگرایی نیز همبستگی دارد.
محمدکریم خداپناهی(۱۳۷۸) در پژوهش« بررسی سطح تهییجطلبی دانشجویان با فعالیت ورزشی، سرعت رانندگی و شرکت در مراسم مذهبی» با بررسیهایی نشان دادند که جنس و سن رابطۀ قابل توجهی با مقیاس تهییجطلبی دارند و امتیازات پسران دانشجو بدون در نظر گرفتن سایر متغیرها به طور معنادار بدون در نظر گرفتن جنس، نسبت به دانشحویان غیرورزشکار از سطح تهییجطلبی شدیدتری برخوردارند.
علیزاده(۱۳۷۷) در تحقیقی با عنوان« هیجانخواهی و رابطۀ آن با عملکرد تحصیلی، عزت نفس، جایگاه مهار و الگوی شخصیتی رفتاری تیپ الف» به این نتیجه رسید که رابطۀ زیادی بین هیجانخواهی انسانها و برخی از رفتارهای آنان نظیر موتورسواری و رانندگی با سرعت زیاد، پرش با چتر نجات، صخرهنوردی، مصرف سیگار، الکل و داروهای غیرمجاز وجود دارد. از دیگر نتایج این تحقیق این بود که میزان هیجانخواهی با اضطراب و پرخاشگری مرتبط است.
فتحی و هنرمند(۱۳۸۵) در پژوهشی با عنوان « بررسی میزان افسردگی، هیجانخواهی، پرخاشگری، سبکهای دلبستگی و تحصیلات والدین به عنوان پیشبینهای وابستگی به مواد مخدر در نوجوانان پسر شهر اهواز» به این نتیجه رسیدند که وابستگی به مواد مخدر بر اساس متغیرهای افسردگی، هیجانخواهی، پرخاشگری، قابل پیشبینی است و افراد زیاد هیجانخواه تمایل زیادی به عدم بازداری دارند و بیشتر مواد مخدر مصرف میکنند.
نیکخو(۱۳۸۶) در پژوهشی با عنوان« رابطۀ هیجانخواهی مجرمان زن با تعداد محکومیت و نوع جرم آنها» دریافتند که هیجانخواهی افرادی که برای بار اول محکوم شدهاند کمتر از آنهایی بود که بار دوم و سوم محکومیت آنهاست و در حالیکه میزان هیجانخواهی و نوع جرم رابطهای نشان نداد، اثر اصلی موارد محکومیت روی هیجانخواهی معنادار بود.
غفوری و همکاران(۱۳۸۷) در پژوهشی، رابطۀ انگیزۀ پیشرفت و سرسختی روانشناختی را با هیجانخواهی و مسئولیتپذیری بررسی کردند. نتایج نشان داد که انگیزه پیشرفت با هیجانخواهی رابطۀای منفی و معنادار، ولی با مسئولیتپذیری رابطۀ مثبت و معناداری دارد. همچنین سرسختی روانشناختی با هیجانخواهی رابطۀ مثبت و معناداری دارد، اما با مسئولیتپذیری رابطهای ندارد.
در پژوهش نریمانی و عباسی(۱۳۸۸) با عنوان« بررسی ارتباط بین سرسختی روانشناختی و خودتابآوری با فرسودگی شغلی» نتایج ضریب همبستگی نشان دادند که بین تابآوری و سرسختی روانشناختی رابطۀ مستقیمی، بین تابآوری و تحلیل عاطفی رابطۀ معکوس معنادار، بین سرسختی روانشناختی و تحلیل عاطفی رابطهای معکوس و معنادار و در نهایت بین سرسختی روانشناختی و مسخ شخصیت رابطۀ معکوس معناداری وجود داشت.
نریمانی و همکاران(۱۳۸۶) در مقالهای با عنوان« ارتباط سرسختی روانشناختی، سبکهای تفکر و مهارتهای اجتماعی با پیشرفت تحصیلی دانشآموزان» دریافتند که بین متغیرهای سرسختی روانشناختی، سبکهای تفکر و مهارتهای اجتماعی با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان رابطۀ مثبت معناداری وجود دارد. از سه متغیر پیشبین، تنها متغیرهای سرسختی و سبکهای تفکر، قابلیت پیشبینی پیشرفت تحصیلی دانشآموزان را دارند.
پژوهش دیگری را زرگر، نجاریان و نعامی(۱۳۸۷) با هدف بررسی رابطۀ برخی ویژگیهای شخصیتی(هیجانخواهی، سرسختی روانشناختی، ابراز وجود)، نگرش مذهبی و رضایت زناشویی با آمادگی به اعتیاد در کارکنان یک شرکت بزرگ صنعتی اهواز انجام دادند. یافتههای این پژوهش نشان داده است که کارکنان با هیجانخواهی بالا، سرسختی روانشناختی پ
ایین و نگرش مذهبی پایین، آمادگی به اعتیاد بالاتری داشتند.
در پژوهشی که کامیار و یزدی(۱۳۸۶) بر روی دانشجویان دانشگاه تهران انجام دادند به این نتایج دست یافتند: بین سرسختی و هوش هیجانی دانشجویان، رابطۀ معنادار وجود دارد؛ همچنین بین مؤلفههای تعهد، کنترل و چالش در سرسختی و مؤلفههای خودآگاهی، خودکنترلی، هشیاری اجتماعی و مهارتهای اجتماعی در هوش هیجانی رابطه وجود دارد. آخرین یافتههای این پژوهش حاکی از آن بود که زنان و مردان از نظر سرسختی و هوش هیجانی تفاوتی ندارند.
محمدعلی محمدیفر(۱۳۸۷) در تحقیقی به بررسی میزان سرسختی روانشناختی ورزشکاران و غیرورزشکاران پرداخت و به این نتایج دست یافت که ورزشکاران نسبت به غیر ورزشکاران دارای سرسختی بیشتری هستند و همچنین تفاوت معنیداری بین نمرات دو گروه ورزشکاران تیمی و انفرادی وجود ندارد.
بشارت و همکاران(۱۳۸۸) در تحقیق خود به این مسئله دست یافتند که انعطافپذیری شناختی و سرسختی با موفقیت ورزشی در ورزشکاران ارتباط مثبت معناداری دارند؛ بدین ترتیب که این دو عامل میتوانند به طور مثبت، موفقیت ورزشی را در ورزشکاران پیشبینی کنند. همچنین همبستگی مثبت معناداری بین انعطافپذیری شناختی و سرسختی روانشناختی با موفقیت ورزشی و بهزیستی روانشناختی بود.
صالحی نژاد و بشارت(۱۳۸۹) در تحقیق خود بر روی ورزشکاران به بررسی ارتباط سرسختی و انعطافپذیری شناختی پرداختند و به این نتیجه دست یافتند که انعطاف‌پذیری شناختی و سرسختی در ورزشکاران با موفقیت ورزشی در آنها ارتباط مثبت و معنادار دارد.
کلانتر(۱۳۷۷) در تحقیق خود بین سرسختی روانشناختی و بیماریهای روانی رابطۀ منفی بدست آورد.
همایی(۱۳۷۹) طی تحقیقی بر روی دانشآموزان دختر مراکز پیشدانشگاهی شهر اهواز بین سرسختی روانشناختی و خرده مقیاسهای فهرست تجدید نظر شدۀ علائم روانی و همچنین سلامت روانی کلی رابطۀ منفی بدست آورد.
یافتههای شریفی و همکاران(۱۳۸۴) در پژوهشی باعنوان« بررسی رابطۀ بین عملکرد خانواده و سرسختی روانشناختی در دانشآموزان»، حاکی از رابطۀ مثبت و معنادار بین عملکرد خانواده و سرسختی در کل نمونه و گروههای پسران و دختران بود.
نادری و حسینی(۱۳۸۹) در پژوهشی تحت عنوان« رابطۀ امید به زندگی و سرسختی روانشناختی در دانشجویان دختر و پسر دانشگاه آزاد اسلامی واحد گچساران» دریافتند که بین امید به زندگی و سرسختی روانشناختی رابطۀ مثبت و معنیداری وجود دارد.
فیض و همکاران در پژوهشی رابطۀ سرسختی روانشناختی و روشهای مقابله با تنیدگی را بررسی کردند و دریافتند که رابطۀ سرسختی روانشناختی و روشهای مقابلهای مسألهمدار و هیجانمدار معنادار بود.

مدیر سایت

Next Post

مقایسۀ هیجان خواهی و سرسختی روانشناختی با جهت گیری مذهبی در ورزشکاران نخبه ...

س اکتبر 13 , 2020
مایز و همکاران(۲۰۰۴) در پژوهشی به بررسی رابطۀ معنویت و مذهب با خوشبینی، درک حالتهای سلامتی و رشد ایدز در بین مردان آفریقایی و آمریکاییتبار پرداختند. نتایج نشان داد که افرادی که معنویت بالاتری داشتند نسبت به آنهایی که معنویت کمتری داشتند سلامتی بالاتری را گزارش میدادند و نسبت به […]