دگردیسی زیبایی شناسی، در سینمای مستند نوین ایران- قسمت ۱۵

تهیه کننده: مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی و شبکه اول سیمای جمهوری اسلامی ایران
تصویربردار: بایرام فضلی
تدوین گر: مسعود بخشی
سال تولید: ۱۳۸۵
۳-۶-۲: درباره ی فیلم
تهران انار ندارد مستندی انتقادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی درباره تهران و تاریخچه آن است که در عین حال به واسطه موزیکال و طنز بودن فیلم، وجهی سرگرم کننده نیز پیدا می‌کند. این فیلم را دو نفر روایت می‌کنند. یکی نصرت کریمی است که از تهران قدیم صحبت می‌کند و دیگری مسعود بخشی نویسنده و کارگردان فیلم که ظاهراً دارد گزارش تهیه ی فیلم ناتمام خود را به مقامات می‌دهد و مشکلات بی شمارش را در جریان ساختن فیلم شرح می‌دهد از جمله اینکه پنج سال منتظر صدور اجازه فیلم برداری بوده‌است.
تهران انار ندارد، فیلم مستندی است که اطلاعات و دادها را برای بیننده به تصویر می کشد و در آن کارگردان ابعاد مختلف یک سوژه را به ما انتقال می دهد. مستند تهران انار ندارد، یکی از فیلم هایی است که کارگردان آن چند وجهی است؛ اول این که قالب فیلم طنز است که خود یکی از ویژگی های کمیاب در سینمای مستند ماست و زیاد تجربه نشده است؛ روایت «بخشی»، کارگردان فیلم، از امتداد علت و معلولی حادث می شود و هر قسمت زمینه ساز فسمت دیگر است.
«بخشی» روایت خود از شهر تهران را با دو نگره ی متفاوت آغاز می کند. پس از بخش مقدماتی اثر که مکتب طنز فیلم را به بیننده می نمایاند و دلایل شکل گیری کلیت کار را بیان می کند، سیر چینشی وقایع از دو سمت مختلف تاریخی آغاز می گردد؛ یکی ریشه در گذشته های دور و دیگر این که چه طور و بر چه اساسی تهران کنونی شکل گرفت و هر دو را در قالب طنز – مستند، تصویر می شود. این دو پس از آن که جزئیات خود را به تصویر می کشند، در یک نقطه با یکدیگر هم نشین می گردند و در قالب این هم نشینی برآیند ی را که قرار بود در اختیار مخاطب قرار بگیرد، به او می نمایاند.
جنس تصاویر کار هم که نگاتیو است به بخشی این امکان را داده که در هم سو سازی رنگ ها و جنس تصاویر چندان دچار مشکل نشده و تصاویر از منظر گرافیک رنگی با یکدیگر دچار بی تناسبی نشوند. به هر حال رسیدن به فضای یگانه و گریز از عدم انسجام، نخ تسبیحی نیاز داشته که این دو فضا را به هم وصل کند. این نخ تسبیح جدا از کلیت شهر تهران، استفاده ی طنز آمیز از شخصیت «جعفر» در فیلم «دختر لر» است؛ جعفر به دخترک اصرار می کندکه با او به تهران بیاید و اینک او به تهــران آمده چون قطره ای که به دریا فرو غلتد، نمی تواند جایگاه مناسبی برای خود در این شهر پیدا کند.
مستندها از برخی قسمت های جهان تاریخی، مثال ها و بازنمــایی های سمعی و بصــری، فراهم می آورند؛ آن ها نظر افــراد، گروه ها و مؤسسه هایی را حمـایت یا نمایندگی می کنند. هم چنـین شکـوائیــه فراهــم می آورند؛ بحث بر می انگیزند، یا به وضع راهبردهای قانع کننده ی شخصی می پردازند و می کوشند تا نظرشان را مناسب بدانیم. میزان به کارگیری جنبه ها و ابعاد بازنمایی در هر فیلم نسبت به فیلم دیگر متفاوت است. صحبت درباره ی چیزی، ممکن است به قصه گویی بیانجامد. حالت شاعرانه خلق کند یا یک روایت بسازد. فیلم «تهران انار ندارد» ساخته ی مسعود بخشی نیز در پی برآوردن چنین انتظاری است.
در ابتدای فیلم، تهران این گونه معرفی می شود:
«تهران روستای بزرگی در حوالی شهر ری است که باغ ها و درختان میوه ی فراوان دارد؛ ساکنان آن در مرداب هایی زندگی می کنند که به لانه ی مورچگان می ماند. تهران چند محله دارد که هریک با دیگری در جنگ و ستیز است. حرفه ی تهرانی ها خلافکاری است و فرمانروا دلخوش است که ایشان خراجگزار پادشاهند. میوه هاشان نیکــو و فراوان است و به ویژه انــاری دارد که در هیــچ یک از شهرها نظــیرش یافــت نمی شود.»
اگر روزگاری تهران را به انار مرغوبش می شناختند، می شود چنین نتیجه گرفت که کارگردان هوشمندانه عنوانی مناسب را برای فیلم برگزیده، زیرا انار در این فیلم عنصری نمادین است که به هویت تهــران اشــاره می کند و بنابر این فیلم بر بی هویتی تهران معاصر اشاره دارد.
بدین سان داستان شروع می شود با تأکید بر افعال زمان گذشته، تو گویی می خواهد بگوید آن خوف و دهشت سپری گشته است، لیکن حکایتی که قصد بازگویی آن را دارد نافی این تصور است.
صحنه ای از «دختر لر» نخستین ساخته ی سینمای ناطق و داستانی ایران، در ابتدای فیلم مستند «تهران انار ندارد» می آید و به نحوی طنز آمیز لحن فیلم را مشخص می کند؛ تاریخچه ای تصویری از شهر تهران از دیدی طنزآمیز و هجوگرا، درباره ی مردمی که به تناوب یا همزمان، دهاتی، شهری، بازاری، مدرن و سنتی هستند؛ و در همه حال در کمال رضایت به «کسب حلال» مشغول اند. روی صــــدای فیلم هر از گاه یک بار صدای استمداد گلنار شنیده می شود کــــه جیغ می زند: «جعفر…» چنین آثاری به انتقال اطلاعات می پردازند؛ ارزش هایی را نسبت می دهند، یا حرکت هایی را توصیه می کنند و از ما می خواهند تا از طریق قالبی احتمالاً خشک یا زیادی احساس برانگیز، مشترکاتی پیدا کنیم اما به ندرت فیلمی پیــدا می شود که برای توضیح این مطلب که «ما کی هستیم؟» از مفاهیم آماری، گونه ای یا انتزاعی، پا را فراتر بگذارد.
ساختن شهر تهران احتمالا ً مهیج ترین مورد در تاریخ کلیه ی آن صوری از مدرنیزاسیون است که به شیــوه ای جبارانه از بالا برنامه ریزی حمیل و اجرا شدند.
فیلم با نگاهی هجوآمیز تاریخ شهر تهران، از اوا

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

خر دوران قاجار تا امروز را دنبال می کند و از خلال تصاویر و گفتار، بر روابط اجتماعی و اخلاقیات جامعه ای انگشت می گذارد که علی رغم بیش از صد سال تحول ظاهری ناهنجاری های آن در اساس چندان تغییری نکرده است. به نظر می رسد کارگردان بر این باور است که تهران و تهرانی ها، با همه ی تغییرات ظاهری هنوز ساختارهای مادی و اخلاقی جامعه ای روستایی را در مقیاس یک مترو پلیس غول آسا تکرار می کنند. او هنوز بازار و روابط بازاری را قلب اقتصاد می داند که اخلاقیات بر آن حاکم است. مسعود بخشی با شوخ طبعی نحوه ی برخورد مسؤلان دولتی را با مشکلات شهری، مثل ترافیک و آلودگی هوا را وابسته به «وزش باد» ارزیابی می کند.
در ادامه کارگردان روند تکامل هویت تهران طی یک صدسال را در مقام سراب یا نوعی شهر اشباح مورد بررسی قرار می دهد. شهری که شکوه و جلال غیر واقعی آن پیوسته در حال دود شدن و بالا رفتن در هوایی تیره و تار است و تعجبی ندارد که تهران توانسته خود را در مقام سرمشق یا نمونه ای ازلی شهر اشباح در عصر جدید مستقر سازد.
این تصاویر پراکنده، هم چنان که کارگردان «تهران انار ندارد» دوران تکامل شهر تهران را دنبال می کند طول و تفصیل می یابد. راوی «تهران انار ندارد»، حکایت خویشتن خویش را درست پیش از شکل گیری تهران کنونی آغاز می کند؛ در زمان هایی که حیات خود شهر نیز آهسته است. تنها چند تن از دهقانان که سلانه سلانه از روستا به این جا آمده اند تا در طرح های ساختمانی وسیع شهر مشغول به کار شوند. راوی اتفاقات را نفس نفس زنان یکی پس از دیگری دنبال هم قطار می کند؛ و به سرعت از یکی به سراغ دیگری می رود و ضربان پرتب و تاب تحول و تغییر شهر را از آن خویش می کند. هم چنان که تغییر شهر به اوج خود می رسد، روایت راوی در سیل مردمان امروزی و بعضاً ظاهراً شیک پوش غرق می گردد.
ایجاز نسبی گفتار و تناسب تقسیم بندی های آن باعث شده است که وقفه های کلامی بین بندها، به گونه ای متناسب از کار در آمده و بر زیبایی و تأثیر گذاری آن بیفزاید. به دیگر سخن، توزیع گفتار در طول فیلم، به گونه ای موزون صورت پذیرفته است.
بخشی به لحاظ ایجاد تنوع در الگوی روایت و تمایز دوره های تاریخی تهران از لحن های مختلف سود می جوید. راوی که متناسب با حرکت دوربین و ریتمی مونتاژی می کوشد حسی پرتحرک را بر فیلم حاکم سازد، در برخی صحنه ها متناسب با این ریتم، لحن خود را تند می کند. ضمن این که هماهنگی مؤلفه های دیداری و شنیداری، به خوبی حس و حال جریان تند تحول را القــا می کند. به یقین برخی مستند سازان طالب «عینیت» مستند هستند. اصطلاحی که به نظر می رسد نقش تفسیری مستند را نادیده می گیرد؛ این خواسته ممکن است مطلوب باشد اما مطمئناً بی معنی است. مستند ساز مثل هر ارتباط دهنده در هر رسانه ای، انتخاب های نامحدود می کند. او موضوعات، اشخاص، مناظر، زوایا، عدسی ها، شیوه هایی از تدوین، اصوا ت و کلام را برمی گزیند؛ هر یک از این گزینش ها، چه بخواهد، چه نخواهد، چه بداند، چه نداند، بیانی از دیدگاه او هستند.
حتی در ثبت نخستین گام، یعنی انتخاب موضوع، انگیزه ای وجود دارد؛ مستند ساز حس می کند که در مورد این موضوع خاص نکاتی وجود دارد که باید روشن شوند و چنان چه بتوان به جنبه هایی از موضوع استناد می کند. در این صورت فیلم، مسائل مفیدی برای فهمیدن، توافق کردن و یا عمـل کردن به دست می دهد. فیلم «تهران انار ندارد» صحنه های طنز ناب سینمایی دارد که گاه ساخته ی خود کارگردان است؛ مانند نشستن کارگری روی تیغه ی بلدوزر به نماد مردم سالاری که در پایین برج میلاد در حال ارتفاع گرفتن است یا شکار لحظه ای است واقعی: تلوتلو خوردن یک معتاد. یا تخریب ساختمان های تهران در نتیجه ی زلزله به دلیل استفاده از آجرهای ساخت دست کارگران افغان و کرد. «تهران انار ندارد» درصد بالایی تصویری است و گذشته از موسیقی شوخ و زیبایش بیش تر طنزی کلامی یا بهتر بگوییم نوشتاری است؛ در واقع عمده صحنه هایی که خنده دار می شوند به دلیل کلامی است که روی آن شنیده می شود نه خود تصویر.
مسعود بخشی، کارگردان، «تهران انار ندارد» شور و شوق «یافتن» را در تصاویر و صدا جست و جو می کند؛ جست و جویی که به نظر او معنی دارتر از هر چیزی است که می تواند «ابداع» کند. او برخلاف فیلم ساز داستانی فعالیت خود را صرف ابداع نمی کنـد؛ بلکـه با گـز ینـش و تنظیم یافته ها ست که خـودش را بیـان می کند. این گزینش ها عملاً مجموعه ای از تفاسیر و تعابیر هستند. «بخشی»، چه در موضع ناظر، چه واقعه نگار و یا هر موضع دیگری را در این فیلم برگزیند، نمی تواند از ذهنیت خود در ساخت «تهران انار ندارد» فرار کند. او نسخه ی شخــصی خود را از شهر تهــران نشان می دهد. قابلیت افشــاگری، از کیفیت های ویژه ی این فیلم است که موجب جذابیت مستند «تهران انار ندارد» شده است. بدون در نظر گرفتن انگیزه ی خاصی که شاید کارگردان در ساخت مستند اش داشته است؛ که می تواند یا در خدمت آگاهی دادن باشد و یا فریب دادن. ساختار گزارشی فیلم که از آغاز با نامه نگاری گروه سازنده خطاب به نهــاد دولتی تولیدکننده شکــل می گیرد، آن همه مصاحبه که مبنای اصلی ساختار فیلم را تشکیل می دهد و گفتار متن هم جدی، هم طنز آن که با لحنی دو پهلو و کنایی و هوشمندانه یی از زبان نصرت کریمی خوانده می شود، همـه در ظاهـر نشانـه هایی از یک مستـند گزارشی به دست می دهند که می خواهد.
مراحل تحقیقات تصویری خود را به توضیح شفاهی کامل وجزء به جزء نشان ما دهد و به ارائه ی جزئیات دقیق رویداد
برسد؛ اما در ست در نقطه ی مقابل آن ساختار گزارشی را به هجویه ی برنامه نگاری ها و گزارش نویسی های کلـیشه ای اداری و دولتی بدل می سازد؛ مصاحبه ها را با بیرون کشیدن انبوهی تناقض که با به ترتیب قرار گرفتن آن ها در مسیر تدوین موذیانه ی فیلم لو می رود، مبنایی برای ایجاد تردید و ابهام در ذات کنش تبدیل می کند؛ و گفتار متن را نیز هم چون ملازم پر طعنه ای برای همه ی آن شیطنت ها و انکارهای بصری به کار می برد. مسعود بخشی خود بخش عمده ی گفتار متن را که در قالب نامه اداری است، می خواند و حالتی کم و بیش عذرخواه و محجوب به آن می بخشد گویی از تضاد میان تعابیر شعاری نامه با تصاویر واقعی سطح شهــر تهران، سخن به میان است؛ وقتی که تصویر رفتگری در حال کلنجار رفتن با انبوه زباله های زیر یک دریچه ی فاضلاب را نشان می دهد و آب جمع شده در پشت این زباله ها که تمام سطح خیابان را فــرا گرفته است، یا عبارت «هوشمــند ی شهروندان در تهران بزرگ» را روی تصویری استثنایی از مرد معوجی می بینیم که وسط خیابان در همان حالت ثابت و ایستاده، سکندری می خـورد و منگی و خمـاری اش عیان است. گفتار متن به جـای کشـف تناقـض در دل گفته های مصاحبه شوندگان، خلاصه ای از ادعــاهای هر کس را برایمان بازگو می کند و در فیلم جز جعــفر آقای آذری زبان، صدای اغلب مصاحبه شوندگان را به ندرت به گوش مان می رســاند و در عــوض، از تصــاویر عمـتـد اً بی ربط نگاه خیره و بلاهــت بار آنان به دوربین- ر ژست هایی که پیش یا پس از مصاحبه گرفته اند- ستفــاده می کند به عبا رت دیگر خود مصــاحبه ها را نمی شنویم و جای آن، پوشالی بودن ا دعاها و آ مارها و ارقام مورد اشاره افراد را روی تصاویر مضحک ژست، حس می کنیم. هم چنین بخش مشخصی از گفتار فیلم با صدای نصرت کریمی، شرح تاریخ و گوشه هایی از گذشته ی تهران را باز می خواند که عملا ً کارکردش به انکار انسجام، هدف مندی و سیر تاریخی معقول پیشرفت و سازماندهی در این شهر می رسد. فیلم بی نظمی، تشویش و پریشانی شهر تهران را نشان می دهد بی آن که خود فیلم بی نظم باشد کاستی عمده ی «تهران انار ندارد» در ساختار تکه تکه آن است. صحنه های مختلف در کنار هم چیده شده اند و بنا به تداومی ناشی از کنش درون صحنه به هم برش نمی شوند. فیلم اگر چه از نظم و نسقی درونی که برکنش صحنه ها مبتنی بوده و پیشرفت آن را در چنین امتدادی مسیر سازد، محروم است و به ناگزیر به ترفندهای مونتاژی ناشی از تشابه فیزیکال دونما بسنده می کند؛ لیکن به لحاظ انتقال اندیشه موفق است؛ و تا حدی در نمایشی بن بست که کارکرد و رشد ناموزون صنعت و مدرنیزم بر کلان شهری چون تهران را تحمیل کرد، به توفیق دست می یابد.
البته اگر فیلم از همان ابتدا تحلیلی جامع نگرتر و نه فقط اندیشه ی نمایش تورم مدرنیستی تهران، بی تردید با تصا ویری با دلالت های عمیق تری رو به رو بودیم که قطعا ً به استحکام ساختاری بیش تر و بهتر فیلم می انجامید. لیکن نگاهی منصفانه حکم می کند که «تهران انار ندارد» را در همین حد تحسین کنیم.
۳- ۶- ۳ تحلیل روایی و روش بازنمایی
تهران انار ندارد یک مستند روایی است؛ مخاطب  در مستند های روایی بین یک فیلم مستند و داستانی سرگردان می ماند؛ و به همین جهت ممکن است برخی آن را یک فیلم مستند محسوب نکنند.
خلاصه ی فیلم «تاریخ» تهران است که سعی شده به شیوه «تلطیف شده» (sublimation) یا  نوعی زیباشناسی به شدت «تزئینی یا تجملی» است، بیان شود. مقایسه ای بین تهران گذشته و تهران امروز انجام می شود با این گفتمان که چیز زیادی در این میان تغییر نکرده است. تهرانی که امروز می بینیم در واقع بازتولید تهران اولیه است صرفا با یکسری تغییر در
 

مدیر سایت

Next Post

بررسی مشترکات اعتقادی و سیاسی بنی امیه و وهابیت- قسمت ۲

س اکتبر 13 , 2020
دانشکده:حکمت و کلام گروه:کلام رشته تحصیلی:کلام شیعه تاریخ تصویب: تاریخ دفاع:۲۶/۰۵/۱۳۹۳ تعداد صفحات:۱۴۹ چکیده پایان‌نامه:بنی أمیه شاخه ای از خاندان قریش است که در سال ۴۱ هـ.ق تا ۱۳۲ هـ.ق. بر سراسر جهان اسلام و از سال ۱۳۸ هـ.ق تا ۴۲۲ هـ.ق. بر اسپانیا حکومت کردند. آنان در زمان بعثت، […]