دانلود مقاله با موضوع حقوق و دستمزد، ارزش بازار، نوع صنعت

نوامبر 30, 2018 0 By admin4
پایان نامه  

مبدا
0.2934
**0.0016
مزاياي پايان خدمت کارکنان
0.1720
0.5535
هزينه حقوق و دستمزد مستقيم و
0.2864
0.7818
هزينه حقوق و دستمزد غيرمستقيم
**0.0726
0.6012
هزينه حقوق و دستمزد کارکنان اداري و فروش
0.3841
0.2679
متغير تاخيري ارزش بازار
**0.0002
**0.0105
آزمون ليمر
0.000
0.000
آزمون هاسمن
0.0000
0.000
ضريب تعيين ( R^2 )
0.395782
0.2918821
آماره دوربين واتسن( DW )
1.748570
1.962463
احتمال آماره F
0.0000
0.00007
آماره F
23.05712
21.38488
جدول 20-4 نتايج براورد مدل ( Y3 = ? + ?1X1+ ?2X2+ ?3X3+ ?4X4+ ?5 ind) را براي شرکتهاي نمونه طي دوره 1384-1388 نشان مي دهد با توجه به اينکه دادهاي مورد تجزيه و تحليل از نوع دادههاي ترکيبي مي باشند ابتدا بايستي با استفاده از آزمون f ليمر و آزمون هاسمن نوع تخمين مدل را مشخص شود .با توجه به اينکه مقدار p – value به دست آمده از آزمون ليمر برابر با 0.000 مي باشد ، فرضيه صفر بيان‌کننده استفاده مدل از داده‌هاي تلفيقي(Pool) رد شده است و فرض مقابل بيانگر استفاده از داده‌هاي تابلويي (Panel)مي‌باشدتاييد شده است (احتمال کوچکتر از 0.00 مي باشد) از آنجايي که p – value به دست آمده از آزمون هاسمن برابر با 0.013 مي باشد فرضيه صفر بيان‌کننده استفاده مدل از روش اثرات تصادفي رد شده است فرض مقابل بيانگر استفاده از روش اثرات ثابت مي‌باشدتاييد شده است (احتمال کوچکتر از 0.05 ). با مقايسه ضريب تعيين صنايع دانش بنيان و غير بنيان که به ترتيب 0.395782 و 0.2918821 مي باشد مي توان گفت که در صنايع دانش بنيان سرمايه انساني تاثير بيشتري بر ارزش بازار دارند.
6-4 خلاصه فصل
در ارتباط با فرضيه اول که رابطه بين ارزش سرمايه انساني و بهره وري شرکتها مورد بررسي قرار گرفته بود، نتايج تحقيق نشان مي دهد كه بين ارزش سرمايه انساني و بهره وري رابطه معني دار معکوس وجود دارد البته متغيرهاي هزينه در اين تحقيق با تعداد کارکنان در مخرج کسر متغير بهره وري رابطه مثبت دارد از اين رو انتظار رابطه منفي نيز مي رفت. در ارتباط با فرضيه دوم که بيانگر رابطه بين ارزش سرمايه انساني و سودآوري شرکتها است، نتايج تحقيق نشان مي دهد كه بين ارزش سرمايه انساني و سودآوري شرکتها رابطه معني داري يافت نشد . به عبارت ديگر کارکنان در ايجاد سودآوري کوتاه مدت نقش نداشته اند. در فرضيه سوم بين ارزش سرمايه انساني و ارزش بازار شرکتها رابطه معناداري وجود دارد. نتايج تحقيق نشان مي دهد كه بين ارزش سرمايه انساني و ارزش بازار رابطه معني دار و مثبت يافت شد.همچنين نتايج نشان مي دهد که سرمايه انساني در صنايع دانش بنيان تاثير بيشتري بر عملکرد در سطح همه متغيرهاي تحقيق دارد.
فصل پنجم
نتيجه‌گيري و پيشنهادات
1-5 مقدمه
هدف از اين فصل، ارايه و توصيف يافته هاي پژوهش و تجزيه و تحليل آنها مي باشد. در فصلهاي قبل، به تشريح مفروضات و نحوه انجام محاسبات نسبتاً طولاني اين پژوهش پرداخته شد. لذا در اين فصل، ضمن توصيف نتايج و يافته هاي حاصل از اين محاسبات به بررسي روابط ميان متغيرهاي مورد مطالعه پرداخته مي شود ضمنا پيشنهاداتي براي دانشجويان يا پژوهشگران علاقمند به پژوهش در اين زمينه و نيز مسئولان فعال كشور ارائه گردد.
2-5 خلاصه موضوع تحقيق و روش تحقيق
. هدف تحقيق بسط مباني نظري مربوط به موضوع تحقيق است.اين تحقيق، با بررسي رابطه بين ارزش سرمايه انساني با بهره وري، سودآوري و ارزش بازار ،به دنبال افزايش توانايي مديران ، صاحبان سهام و ساير ذينفعان سازماني ،در ارزيابي و پايش ارزش ايجاد شده ازخلال سرمايه انساني براي سازمان ، مي باشد.
روش تحقيق بكار رفته در اين تحقيق روش تحقيق همبستگي است زيراهدف بيان رابطه نسبتهاي مالي مورد نظر و سرمايه انساني است.جمع آوري داده هاي بورس اوراق بهادار از نرم افزار ره آورد نوين صورت گرفت و جهت تجزيه تحليل داده ها ي از نرم افزارهاي spss و(6)evies استفاده گرديده است. در اين تحقيق از 8 صنعت با دوره زماني(1388-1384) استفاده شده است سپس نمونه اي متشکل از 60 شر کت از 8 صنعت تلفيق شده با روش حذف سيستماتيک انتخاب گرديد. روش آماري مورد استفاده اجراي الگوي رگرسيون چند گانه با بهره گيري از (pls )و داده هاي تابلويي بود. .دراين تحقيق از متغير تاخيري براي بيان آثار تاخيري آن نيز استفاده کرديم. نتايج حاکي از تاثير متغيرهاي مستقل بر روي وابسته است .
فرضيه اصلي1:
بين ارزش سرمايه انساني و بهره وري شرکتها رابطه معناداري وجود دارد.
فرضيه هاي فرعي:
بين مزاياي پايان خدمت کارکنان و بهره وري رابطه معناداري وجود دارد.
بين هزينه حقوق و دستمزد مستقيم و بهره وري رابطه معناداري وجود دارد.
بين هزينه حقوق و دستمزد غيرمستقيم و بهره وري رابطه معناداري وجود دارد.
بين هزينه حقوق و دستمزد کارکنان اداري و فروش و بهره وري رابطه معناداري وجود دارد.
بين بهره وري و نوع صنعت رابطه معني داري وجود دارد
فرضيه اصلي2:
بين ارزش سرمايه انساني و سودآوري شرکتها رابطه معناداري وجود دارد.
فرضيه هاي فرعي:
بين مزاياي پايان خدمت کارکنان و سودآوري رابطه معناداري وجود دارد.
بين هزينه حقوق و دستمزد مستقيم و سودآوري رابطه معناداري وجود دارد.
بين هزينه حقوق و دستمزد غيرمستقيم و سودآوري رابطه معناداري وجود دارد.
بين هزينه حقوق و دستمزد کارکنان اداري و فروش و سودآوري رابطه معناداري وجود دارد.
بين سودآوري و نوع صنعت رابطه معني داري وجود دارد
فرضيه اصلي 3:
بين ارزش سرمايه انساني و ارزش بازار شرکتها رابطه معناداري وجود دارد.
فرضيه هاي فرعي:
بين مزاياي پايان خدمت کارکنان و ارزش بازار رابطه معناداري وجود دارد.
بين هزينه حقوق و دستمزد مستقيم و ارزش بازار رابطه معناداري وجود دارد.
بين هزينه حقوق و دستمزد غيرمستقيم و ارزش بازار رابطه معناداري وجود دارد.
اين هزينه حقوق و دستمزد کارکنان اداري و فروش و ارزش بازار رابطه معناداري وجود دارد.
بين سودآوري و نوع صنعت رابطه معني داري وجود دارد
فرضيات
نتايج حاصل از آزمون فرضيات
بين ارزش سرمايه انساني و بهره وري شرکتها رابطه معناداري وجود دارد
بين ارزش سرمايه انساني و بهره وري شرکتها رابطه معناداري يافت شد.
1-1 ) بين مزاياي پايان خدمت کارکنان و بهره وري رابطه معناداري وجود دارد.
بين مزاياي پايان خدمت کارکنان و بهره وري
رابطه منفي و (معكوس) وجود دارد.
2-1)بين هزينه حقوق و دستمزد مستقيم و بهره وري رابطه معناداري وجود دارد.
بين هزينه حقوق و دستمزد مستقيم و بهره وري رابطه معني داري يافت نشد.
3-1)بين هزينه حقوق و دستمزد غيرمستقيم و بهره وري رابطه معناداري وجود دارد.
1بين هزينه حقوق و دستمزد غيرمستقيم و بهره وري رابطه منفي و (معکوس) يافت شد.
4-1)بين هزينه حقوق و دستمزد کارکنان اداري و فروش و بهره وري رابطه معناداري وجود دارد.
1بين هزينه حقوق و دستمزد کارکنان اداري و فروش و بهره وري منفي و (معکوس) يافت شد
5-1)بين بهره وري و نوع صنعت رابطه معني داري وجود دارد
بين بهره وري و نوع صنعت رابطه مثبت و (مستقيم )يافت شد.
2- بين ارزش سرمايه انساني و سودآوري شرکتها رابطه معناداري وجود دارد.
بين ارزش سرمايه انساني و سودآوري شرکتها رابطه معني داري يافت نشد.
1-2 ) بين مزاياي پايان خدمت کارکنان و سودآوري رابطه معناداري وجود دارد.
بين مزاياي پايان خدمت کارکنان و سودآوري رابطه معني داري يافت نشد.
2-2) بين هزينه حقوق و دستمزد مستقيم و سودآوري رابطه معناداري وجود دارد.
2 بين هزينه حقوق و دستمزد مستقيم و سودآوري رابطه مثبت و( مستقيم) وجود دارد.
3- 2) بين هزينه حقوق و دستمزد غيرمستقيم و سودآوري رابطه معناداري وجود دارد.
بين هزينه حقوق و دستمزد غيرمستقيم و سودآوري رابطه معني داري يافت نشد.
4- 2) بين هزينه حقوق و دستمزد کارکنان اداري و فروش و سودآوري رابطه معناداري وجود دارد.
بين هزينه حقوق و دستمزد کارکنان اداري و فروش و سودآوري رابطه معني دار يافت نشد.
5-2 ) بين سودآوري و نوع صنعت رابطه معني داري وجود دارد
بين سودآوري و نوع صنعت رابطه مثبت و(مستقيم،) يافت
شد
3- بين ارزش سرمايه انساني و ارزش بازار شرکتها رابطه معناداري وجود دارد.
بين ارزش سرمايه انساني و ارزش بازار رابطه معني دار يافت شد.
1-3 ) بين مزاياي پايان خدمت کارکنان و ارزش بازار رابطه معناداري وجود دارد.
بين مزاياي پايان خدمت کارکنان و ارزش بازار رابطه مثبت و( مستقيم )يافت شد.
2-3 ) بين هزينه حقوق و دستمزد مستقيم و ارزش بازار رابطه معناداري وجود دارد.
بين هزينه حقوق و دستمزد مستقيم و ارزش بازار رابطه مثبت ( مستقيم )يافت شد.
3-3 ) بين هزينه حقوق و دستمزد غيرمستقيم و ارزش بازار رابطه معناداري وجود دارد.
هزينه حقوق و دستمزد غيرمستقيم و ارزش بازار رابطه منفي (معکوس )يافت شد.
4-3 )بين هزينه حقوق و دستمزد کارکنان اداري و فروش و ارزش بازار رابطه معناداري وجود دارد.
بين هزينه حقوق و دستمزد کارکنان اداري و فروش و ارزش بازار رابطه معني دار يافت نشد.
5-3 ) بين ارزش بازار و نوع صنعت رابطه معني داري وجود دارد
بين ارزش بازار و نوع صنعت رابطه مثبت و( مستقيم )يافت شد.
3-5 تحليل يافته هاي تحقيق و مطابقت با يافته هاي ديگران
در ارتباط با فرضيه اول که رابطه بين ارزش سرمايه انساني و بهره وري شرکتها مورد بررسي قرار گرفته بود، نتايج تحقيق نشان مي دهد كه بين ارزش سرمايه انساني و بهره وري رابطه معني دار معکوس وجود دارد، نتايج اين تحقيق با تحقيق چالز والکر136 (2001)، که رابطه مثبتي بين ارزش سرمايه انساني با بهره وري دست يافته است مطابقت ندارد. البته متغيرهاي هزينه در اين تحقيق با تعداد کارکنان در مخرج کسر متغير بهره وري رابطه مثبت دارد از اين رو انتظار رابطه منفي نيز مي رفت. همچنين اين نتايج با تحقيقات دونگ و همکاران137 (2011) نيز هماهنگ نيست. نکته مهم در نتايج آزمون اين فرضيه ميزان همبستگي هزينه حقوق کارکنان غير مستقيم توليد است که رابطه اي قويتر از ساير گروه هاي کارکنان حتي کارکنان مستقيم توليد دارد.
در ارتباط با فرضيه دوم که بيانگر رابطه بين ارزش سرمايه انساني و سودآوري شرکتها است، نتايج تحقيق نشان مي دهد كه بين ارزش سرمايه انساني و سودآوري شرکتها رابطه معني داري يافت نشد. در حالي که دنا چالز والکر138 (2001) به رابطه مثبتي بين ارزش سرمايه انساني با سودآوري دست يافته است. به عبارت ديگر کارکنان در شرکت هاي بورس اوراق بهادار ايران در ايجاد سودآوري کوتاه مدت نقش نداشته اند. آزمون فرضيان فرعي نشان مي دهد که تنها هزينه کارکنان مستقيم توليد در سطح 5% با سودآوري رابطه مستقيم دارد. اين نتيجه با تحقيقات اسنل و دين 139 (1992) و لاپاک و اسنل140 ( 1999 ( نيز سازگار نيست. البته بايد توجه داشت که در آن تحقيقات از متغيرهاي غير مالي سرمايه انساني استفاده شده است.
در فرضيه سوم بين ارزش سرمايه انساني و ارزش بازار شرکتها رابطه معناداري وجود دارد. نتايج تحقيق نشان مي دهد كه بين ارزش سرمايه انساني و ارزش بازار رابطه معني دار و مثبت يافت شد. دنا چالز والکر141 (2001) نيز رابطه مثبتي بين ارزش سرمايه انساني با بهره وري يافته است. نتايج آزمون اين فرضيه همه تحقيقات پيشين را تاييد مي کند(هوسليد142،1995؛ شرر143،1995،هاسون144،1997 و پنينگز و همکاران145،1998). اين رابطه در سطح کارکنان مستقيم و غير مستقيم توليد قوي تر بود. همچنين نتايج نشان مي دهد که سرمايه انساني در