دانلود مقاله با موضوع حسابداران، ارزش بازار، سهامداران

نوامبر 30, 2018 0 By admin4
پایان نامه  

مشتريان وفادار، تامين‏کنندگان‏ قابل اعتماد،کارکنان‏ خلاق و پردانش، برنامه‏هاي تحقيق و توسعه،سيستمهاي‏ اطلاعاتي مناسب، حق الامتياز و علائم‏ تجاري و مانند آنها داراييهاي عمده شرکتها را تشکيل مي‏دهد. در چنين شرايط پيچيده‏اي،ارزشگذاري‏ دقيق و قابل اعتماد شرکتها دشوار شده است‏ و با توجه به اينکه روشهاي متداول‏ حسابداري،اينگونه داراييها را محاسبه و در ارزشيابي کل شرکت منظور نمي‏کند،فاصله‏ بين ارزش بازار64 شرکتها و ارزش دفتري65 روز به‏ روز بيشتر مي‏شود.اين فاصله به ويژه در شرکتهاي مبتني بر دانش و شرکتهاي متکي‏ به فناوري پيشرفته وسيع‏تر است(فخاريان،1380 ،ص 3)66.
در سال 1997 ارزش بازار شرکت‏ مايکروسافت67 معادل 1488 ميليارد دلار تعيين شد.اين مبلغ که برابر مجموعه ارزش‏ سهام شرکتهاي بوئينگ،مک‏دونالد، شرکت نفتي تکساکو68 و شرکت بوش69 بود، 4/13 برابر ارزش دفتري شرکت را نشان‏ مي‏داد.به بيان ديگر تنها 7 درصد ارزش بازار شرکت مايکروسافت با استفاده از روشهاي‏ متعارف حسابداري اندازه‏گيري و به عنوان‏ داراييهاي فيزيکي در ترازنامه منعکس شده‏ بود و 93 درصد بقيه عبارت بود از داراييهاي نامشهود شرکت شامل دانش و سرمايه‏هاي فکري،تحقيق و توسعه و نام و اعتبار شرکت(فخاريان،1380 ،ص 4)70.
در سال 1994 تحقيق انجام يافته در 2000 شرکت آمريکايي نشان داد که‏ داراييهاي مشهود(فيزيکي)فقط يک سوم‏ ارزش بازار را تشکيل مي‏دهد.اين تفاوت به‏ هنگام ادغام و خريد شرکتها محاسبه و منعکس مي‏شد.در سال 1995 شرکت‏ IBM براي خريد شرکت لتوس71 مبلغ 2/3 ميليارد دلار پرداخت که از اين مبلغ 8/1 ميليارد دلار براي تحقيقات در جريان‏ پرداخت شد(فخاريان،1380 :ص 4 )72.
شرکتهاي آمريکايي ساليانه 150 ميليارد دلار خرج تحقيق و توسعه مي‏کنند و تحقيقات اخير نشان داده است که در 375 مورد ادغام و خريد شرکتها،پروژه‏هاي‏ تحقيق و توسعه در جريان بالغ بر 75 درصد ارزش اين شرکتها را تشکيل داده است. اينگونه مخارج در واقع سرمايه‏هاي عظيم‏ فکري يک سازمان‏ است و نوعا هزينه سرمايه‏اي است،در حالي که هنوز در بسياري از موارد با روشهاي متداول حسابداري به عنوان‏ هزينه‏هاي جاري قلمداد مي‏شوند(همان منبع،ص 4 )73.
22-2 حسابداري و داراييهاي نامشهود
در اساس،حسابداري براي اندازه‏گيري و ثبت و انعکاس اينگونه داراييها ابداع نشده‏ و ازاين‏رو در ثبت و انعکاس ارزش بنگاه‏ دچار نقص و نارسايي است.آثار و پيامدهاي عدم اندازه‏گيري و انعکاس‏ داراييهاي نامشهود به قرار زير است(فخاريان،1380 ،ص 4)74.
الف)عدم انعکاس ارزشهاي ناشي از داراييهاي نامشهود و اثر آن بر آينده‏ فعاليتهاي شرکت ماند نتايج احتمالي‏ فناوري جديد توليد در شرکت و حاصل‏ تحقيقات در جريان مي‏تواند مزيت نسبي‏ تبعيض‏آميزي را براي نيروهاي داخلي‏ ايجاد کند،به ترتيبي که با اطلاعات دروني‏75به صورت غيرعادي‏ از موقعيت شرکت منتفع شوند(فخاريان،1380 :ص4)76.
ب)شرکتهايي که داراييهاي نامشهود قابل توجه دارند و براي ايجاد اينگونه‏ داراييها سرمايه‏گذاري سنگين کرده‏اند نمي‏توانند همانند شرکتهايي که بخش عمده‏ داراييهاي آنان را سرمايه فيزيکي(داراييهاي‏ مشهود)تشکيل مي‏دهد منابع مالي تامين‏ کنند،زيرا بانکها و منابع اعتباري داراييهاي‏ نامشهود را به عنوان وثيقه نمي‏پذيرند و اينگونه داراييها در ترازنامه منعکس‏ نمي‏گردد تا مثلا منابع اعتباري و بانکها بتوانند بر اساس گردش نقدينگي آتي حاصل‏ از داراييهاي نامشهود براي اينگونه شرکتها اعتبار قائل شوند.نکته گفتني اين است که‏ در سال 1998 يکي از بانکهاي انگليس‏ به نام EGG بدون داشتن حتي يک شعبه‏ (که شعب و ساختمانها عمده‏ترين‏ داراييهاي فيزيکي بانکها را تشکيل مي‏دهد) تمام عمليات خود را از طريق اينترنت، تلويزيونهاي ديجيتالي و سيستم تلفن و امکانات نرم‏افزاري(داراييهاي نامشهود) انجام داد(همان منبع ،ص 4)77.
ج)عدم اندازه‏گيري و انعکاس داراييهاي‏ نامشهود موجب مي‏شود نقش نيروهاي‏ صاحب دانش و سرمايه‏هاي فکري سازمان‏ انعکاس نيابد،در نتيجه ارزش اينگونه‏ نيروها که سرمايه‏هاي عمده سازمان هستند نشان داده نمي‏شود و پاداش و سهم منطقي‏ آنان در ايجاد ارزش محاسبه نمي‏گردد.چنين‏ شرايطي موجب مي‏شود نيروهاي کارآمد و صاحب دانش سازمان احساس کنند سرمايه‏هاي فکري خويش را ارزان‏ مي‏فروشند و بنابراين انگيزه خويش را براي‏ مشارکت در ارزش‏آفريني براي سازمان از دست بدهند(همان منبع ،ص 4)78.
د)عدم اندازه‏گيري دقيق و قابل قبول‏ داراييهاي نامشهود و عدم شفافيت در انعکاس آنها موجب مي‏شود که ارزش سهام‏ شرکتها تحت تاثير عوامل ذهني و رواني‏ به صورت کاذب افزايش يابد.به عنوان مثال‏ در دهه 1990،سرمايه‏گذاران با فرض‏ درآمدهاي سرشار آتي حاصل از تحقيقات‏ بيوتکنولوژيک و کشف داروهاي جديد،به‏ سرمايه‏گذاري در شرکتهاي دارويي جذب‏ شدند و اين امر موجب شد که سهام‏ اينگونه شرکتها براي يک دوره به صورت‏ چشم‏گيري افزايش يابد.در مواردي که‏ نتيجه اين تحقيقات منفي از آب درآمد، سهامداران با تحمل زيانهاي سنگين ناگزير به انتقال سرمايه خويش به بخشهاي ديگر شدند.پديد آمدن چنين ناپايداري‏هايي در بازار سرمايه ناشي از عدم اندازه‏گيري دقيق‏ و اصولي داراييهاي نامشهود در اينگونه‏ شرکتها و ثبت و انعکاس داراييهاي نامشهود مي‏باشد(فخاريان،1380 ،ص 4)1.
23-2 بازار داراييهاي نامشهود
حسابداران غالبا معاملات مشهود و رويدادهاي معاملاتي‏ مشخص را ثبت مي‏کنند.واقعيت اين است‏ که داراييهاي فکري و ساير داراييهاي نامشهود به سختي معامله‏ مي‏شوند،ازاين‏رو تعيين قيمت براي آنها دشوار است.به‏هرحال ارائه تعريف‏ مشخص از داراييهاي غيرفيزيکي مانند دانش فني،کارهاي تحقيقاتي و يا کارهاي‏ هنري و ستارگان ورزشي که بتواند به‏ حسابداران در اندازه‏گيري اينگونه داراييها کمک نمايد،دشوار است.اندازه‏گيري دانش‏ و سرمايه فکري به ويژه در شرايطي که بخش‏ جدايي‏ناپذير سازمان باشد و نتوان آن را بصورت جداگانه معامله کرد کار دشواري‏ است(فخاريان،1380 :ص 5).
با توجه به مجموعه دشواري‏هاي مربوط به شناسايي،اندازه‏گيري و انعکاس‏ داراييهاي نامشهود به شرح فوق،راهکارهاي‏ زير براي رفع نارساييهاي گزارشگري‏ حسابداري و فراهم شدن امکان سنجش و گزارشگري داراييهاي نامشهود قابل طرح‏ است (همان منبع ،ص 5)2.
1-ارزشيابي داراييهاي ثابت توسط حسابداران در صورتي مي‏تواند قابل اعتماد باشد که بازارهاي کارا و قابل اعتماد براي‏ ارزشيابي و مبادله اين داراييها به وجود آيد.
همگام با تحولات در حوزه‏ حسابداري و بازار سرمايه،بايد در جهت‏ نهادينه کردن و مشخص نمودن جوانب‏ حقوقي جايگاه بازار براي عوامل مختلف‏ سرمايه،نيروي کار و داراييهاي نامشهود اقدام کرد.
ارزيابي داراييهاي نامشهود صرفا وظيفه حسابداران نيست بلکه اين امر بيش‏ از آن يک مقوله اقتصادي و قيمت‏گذاري‏ است.به بيان وسيع‏تر تعيين ارزش داراييهاي‏ نامشهود يک امر گروهي است و مستلزم‏ به‏کارگيري حوزه‏هاي تخصصي مختلف‏ است.
به رغم اهميت و فوريت موضوع، به‏هرحال سيستمهاي مناسب براي‏ اندازه‏گيري و ارزيابي داراييهاي نامشهود بايد به صورت تدريجي طراحي و به کار گرفته‏ شود و اطمينان حاصل شود که مفاهيم و تکنيکهاي مربوطه به درستي از سوي‏ مجموعه سهامداران،مديران،تحليلگران‏ بازار سرمايه و حسابداران درک و پذيرفته‏ خواهد شد.
24-2 پيشينه تحقيق
1-24-2 پيشينة تحقيقات انجام شده در داخل کشور :
شهرياري1(1374)،به بررسي تاثير اطلاعات حسابداري منابع انساني بر رفتار استفاده کنندگان اطلاعات حسابداري در ايران پرداخته است.نتايج تحقيق نشان مي دهد که ارائه اطلاعات حسابداري منابع انساني در يادداشتهاي همراه صورتهاي مالي و گزارشات حسابداري مديريت بر رفتار استفاده کنندگان تاثير معني داري دارد و اين اطلاعات بيشترين تاثير را بر رفتار مديران، سرمايه گذاران، کارکنان،تحليل گران، اعتبار دهندگان دارد.
خاني2(1376)،به بررسي تاثير ارائه اطلاعات حسابداري منابع انساني در عملكرد مديريت و از ديدگاه مديران با سابقه سازمانهاي دولتي در ايران پرداخته است. نتايج تحقيق نشان مي‌دهد كه ارائه اطلاعات حسابداري منابع انساني بر پنج مرحله عمل كنترل و برنامه‌ريزي مديريت يعني مرحله شناسائي و تعريف مسائل، مرحله تحقيق براي راه‌حل‌هاي مختلف ، مرحله ارزيابي راه‌حل‌هاي مختلف ، مرحله انتخاب از ميان راه‌حل‌هاي ارزيابي شده و مرحله گزارش برمبناي اقدامات انجام‌شده و نتايج حاصله در ارتباط با اهداف ، تاثير معني‌داري (از نظر آماري) دارد و نيز از حسابداري منابع انساني مي‌توان براي ارزيابي بهتر سطوح مختلف مديريت و نيروهاي زير نظر آنها استفاده كرد و براي كاربرد عملي حسابداري منابع انساني توسط مديران پيشنهاد شده است تا آنها را از طريق كتب درسي، مجلات و … آگاه و آشناكرد و سيستم اطلاع‌رساني مديريت سازمانهاي را طوري طراحي نمود تا سيستم اطلاع‌رساني حسابداري منابع انساني را دربرگيرد. و براي اين امر از متدها و روشهاي اندازه‌گيري مناسب مي‌بايستي استفاده كرد. بنظر مديران مذكور حسابداري منابع انساني را بايستي از طريق صورتهاي مالي نيز افشاء كرد و بر روي توسعه و پيشرفت كشورها از طريق تاثير بر سيستم اطلاع‌رساني مديريت و ساير شاخص‌هاي توسعه تاثير عمده دارد.
نيلي و نفيسي3(1382)، رابطه سرمايه انساني و رشد اقتصادي را با تاکيد بر نقش توزيع تحصيلات نيروي کار مورد مطالعه قرار داده اند. در اين پژوهش ، چگونگي تاثير سرمايه انساني بر رشد اقتصادي با در نظر گرفتن توزيع آموزش، به معني ميزان پراکندگي سال هاي تحصيل در بين شاغلان، براي ايران مورد بررسي قرار گرفته است و نشان داده شده که با وارد کردن اين متغير، قدرت توضيح دهي رابطه برآورد شده به ميزان قابل توجهي بهبود پيدا مي کند. نتايج به دست آمده نشان مي دهد که با افزايش پراکندگي سال هاي تحصيل شاغلان، رشد اقتصادي کاهش پيدا مي کند، لذا، تمرکز بر ارتقاي سطح تحصيلي شاغلان در سطوح ابتدايي و راهنمايي به جاي آموزش عالي، به افزايش رشد اقتصادي منجر خواهد شد.
صادقي79(1382)، در تحقيقي به برآورد سهم سرمايه انساني در رشد اقتصادي ايران پرداخته است. وي با محاسبه کشش توليدي سرمايه انساني به اهميت سرمايه انساني در مقايسه با ساير عوامل توليد اشاره کرده است. نتايج برآوردها نشان مي دهد که اولا، همواره در تمام معادلات عامل سرمايه انساني يک عامل با ثبات و معنادار بوده و ضريب آن مثبت است . ثانيا، سرمايه گذاري در سرمايه انساني از طريق آموزش باعث توسعه توانايي ها، مهارت ها و اکتساب تجاربي مي شود که براي دستيابي به رشد و توسعه اقتصادي پايدار از اهميت خاصي برخوردار است.
ميرشکاري80(1383)،به بررسي رابطه بين حسابداري منابع انساني با عملکرد کارکنان پرداخته است.نتايج به دست آمده نشان مي دهد، بين حسابداري منابع انساني با عملکرد کارکنان رابطه معني داري وجود دارد. نتايج فرضيات فرعي حاکي از آن است که بين ارزش پولي منابع انساني و عملکرد شغلي و همچنين بين ارزش غير پولي منابع انساني و عملکرد شغلي رابطه معني داري وجود دارد.
اکبر کميجاني و زهرا علمي81(1384)،در تحقيقي به بررسي اثر سرمايه انساني بر درآمد را پرداخته است.در اين مطالعه آموزش رسمي شاخصي براي اندازه گيري سرمايه انساني دانسته شده و با ارائه جايگزيني براي تجربه افراد، انباشت سرمايه انساني در حين کار نيز مورد توجه قرار گرفته است. همچنين به دليل وجود تبعيض و جداسازي شغلي، جنسيت افراد به عنوان متغير مهم اثرگذار بر تفاوت در درآمد، وارد مدل شد. سپس با استفاده از تابع دريافتيهاي مينسر82 و تعديل آن براي اقتصاد ايران، اثر سرمايه انساني بر