جلوه های ادب تعلیمی در شعر سنائی غزنوی۹۳- قسمت ۴۰

شاخ دندانه محال بزن

بیخ بتخانه خیال بکن

در ره حق بلای هستی روب

هر چه جز هستی خدای بروب

شاعر در این ابیات دینی و اخلاقی و عرفانی بیان می دارد: (( لا حول و لا قوه الاّ با لله العلی العظیم)) نیست نیرو و قوتی مگر خدای تعالی را و آن را برای راندن دیو خوانند.و در جهانی که نفس اماره بر آدمی حاکم است چه بسیار دیوان ( ابلیس آدم روی ) که خود لا حول بر زبان دارند تا دیگران را بفریبند و از لاحول دیگران نیز ترس ندارند. و وقتی لا حول از زبان کسی بر آید که خود دیو است و دیو از آن ترسی نداشته باشد ، پس بداند که لا حولش را خداوند نپذیرفته است. دیو دین را با لاحولی گریزان کن که از سر اعتماد و اعتقاد باشد.

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

در جهانی که طبع بر کارست

دیو لاحول گوی بسیارست

چون ز لاحول تو نترسد دیو

نیست مسموع لابه نزد خدیو

دیو دین را ز اعتماد به قول

منهزم کن به سیلی لاحول

دیو دین آنگهی ز تو برمد

که ز تو گند معصیت ندمد

ابیات مذکور وصف دو گروه از مردمان است. یکی آنان که حقیقتاً مردم را به سوی خداوند فرا می خوانند (داعیان الله ). اینان کام پر زهر و خانه پر تریاک دارند (تلخ گفتارند ) کسی را با زبان چرب نمی فریبند. حقیقت گویند. و گفتار و رفتارشان داروی هر دردی است. اگر زمین پر از گناه گردد قلک اند که گردی از گناهان بر دامن آنان نمی نشیند و جهان با وجود آنان نمکین ودل چسب می شود.ولی گروه دیگری هستندکه داعیان دروغینند(داعیان جاه)…

حتما بخوانید :   مقاله علمی با منبع : جلوه های ادب تعلیمی در شعر سنائی غزنوی۹۳- قسمت ۴

یک جهانند زیر این افلاک

کام پر زهر و خانه پرتریاک

چون زمین پر بزه شود فلکند

چون جهان بی مزه شود نمکند

این همه داعیان الله اند

باز آنها که داعی جاه اند

مدیر سایت