مقاله علمی با منبع : جلوه های ادب تعلیمی در شعر سنائی غزنوی۹۳- قسمت ۴

مده محرور جاهل را ز بهر طبع او خرما
سنائی در این ابیات اجتماعی و اخلاقی بیان می دارد لازمه علم حقیقی خدمت به دیگران است. یعنی عمل به حاصل آن و بطریق تمثیل می گوید: زشت است که چینیان از راه دور ( چین رمز دوری از مرکز عالم اسلامی است).بهمین دلیل ((اٌطلٌبوالعلِمَ و لَؤ بالصِّین)) گفته شده است. احرام بگیرند و عازم حج شوند و مقیمان مکه از حج غافل بمانند و به مقتضای علم خود ( که احترام و اهمیّت حج است) عمل نکنند. اینکه می گوید : (( خدمت کن چو نادانان )) ناظر است به این که عامه مردم ، آنها که از علم بهره ندارند ، خدمت می کنند پس علما باید بطریق اولی خدمت کنند.
چو علمت هست، خدمت کن چو نادانان، که زشت آید
گرفته چینیان اِحرام و مکّی خفته در بَطحا
در این بیت تعلیمی سنائی بیان می دارد شمشیری به تو داده اند تا بوسیله آن با تمایلاتِ حیوانی و جسمانی = (تن) خویش جنگ کنی اگر بخواهی این تمایلات را که باید بدستِ تو کشته شوند ، بجای کشتن ، تبدیل به سپر کنی ، خودت زنده نخواهی ماند پس هُشیار باش.
نه صرف از بهر آن آمد که سوزی زهره زهره
نه حرف از بحر آن آمد که دزدی چادر زهرا
ترا تیغی به کف دادند تا غزوی کنی با تن
تو چون از وی سپر سازی نمانی زنده در هَیجا
این بیت سنائی اشاره به آیه شریفه (( وَ ما خَلَقنا السمواتِ والارضِ و ما بَینَهٌما الاعبیِن )) ۱۶/۲۱ و نیر ۳۸/۴۴ یعنی ما زمین و آسمان را و آنچه میان آنهاست به بازیچه نیافریدیم.
تو پنداری که بر بازی است این میدان چون مینو
تو پنداری که بر هرزه است این ایوان چون مینا
سنائی در این بیت اجتماعی و اخلاقی تأکید دارد همان گونه که تن خویش را آراسته ای جان را نیز به علمِ دین بیارای زیرا که زشت است بیرونِ سرای شاه ( یا داماد) آراسته به دیبا و حریر باشد و شاه ( یا داماد ) خود در اندرون لخت و برهنه و محروم از آرایش تن.
چو تن، جانرا مزین کن به علم دین، که زشت آید
درون سو شاه عریان و برون سو کوشک در دیبا
سنائی در این بیت اخلاقی بیان می دارد . به گفته پزشک مسیحی اعتقاد حاصل می کنی و امر و نهی او را ( که به هنگام غلبه صفرا شیرینی برایت زیان دارد ) چون به سود جسم تست می پذیری با اینکه خوردنش حرام است ، بخاطر دین ، آن را از دست نمی نهی
ترا یزدان همی گوید که (( در دنیا مخور باده! ))
ترا ترسا همی گوید که «در صفرا مخور حلوا.»
زبهر دین بنگذاری حرام از حرمت یزدان
ولیک از بهر تن مانی حلال از گفته ی ترسا
سنائی در این بیت دینی و اخلاقی و عرفانی بیان می دارد از عالم ماده = ( عالم اشیاء) که عالمی است چندگانه و محّل کثرات و اضداد ، من به نیروی عقل به عالم توحید ( = وحدت ) راه یافتم و در آنسوی این همه کثرت ها ، یک چیز را دیدم. پس هر کس تلاش کند به تنیجه می رسد.
مرا، باری، بحمدالله، ز راه همّت و حکمت
بسوی خطّ وحدت برد عقل، از خطه اشیا
سنائی در این بیت به صورت مناجات و دعا و نیایش از خداوند می خواهد که او را در عالم حرص و کم خردی همچون رای عاشقان و طبع بیدلان سرگردان و شیدا نکند.
«چو رای عاشقان گردان چو طبع بیدلان شیدا»
ز راهِ رحمت و رأفت ، چو جانِ پاکِ معصومان
سنائی در این بیت اخلاقی به صورت مناجات و راز و نیاز از خداوند می خواهد که عمر مرا همچون گل کوتاه مساز و حرص مرا در پیری نیرو مبخش آن گونه که شراب هر چه کهن تر و پیرتر می شود گیراتر و نیرومند تر می شود.
مگردان عمر من چون گل، که در طفلی شود کشته،
مگردان حرصِ من چون گُل ، که در طفلی شود کشته
۱-۱-۱-۴ تا کی ز هرکسی ز پی سیم بیم ما
این قصیده نیز از نمونه های شعر «زٌهد» است که حکیم سنائی در آن میدان، بر همگان پیشی گرفته است، ستایشی است از فقر و آرامشی که از آن حاصل است ونیز نکوهش اضطرابی که اهل دنیا و مردمان حریص گرفتار آنند. ظاهراً این شعر، به دلیل بعضی ویژگی های سبکی و مفهومی، ازآن دوره های میانین شاعری اوست که هنوز بر قلمرو ویژه ی خویش در شاعری مسلّط نشده بوده است.
سنائی در این قصیده اخلاقی ، اجتماعی به نکوهش اهل دنیا و اضطراب و ترس مردمان حریص گرفتار اویند اشاره می کند که همیشه ترس از دست دادن مال ، آرامش و آسایش را از آن ها سلب کرده است و سنائی به آنها می گوید : وای به حالتان ، چه می کنید.
تا کی ز هرکسی ز پی سیم بیم ما؟
وز بیم سیم گشته ندامت ندیم ما
تا هست سیم با ما، بیم است یار او
چون سیم رفت از پی او رفت بیم ما
آیند هر دو با هم و هر دو، بهم، روند
گوئی برادرند ، بهم ، بیم وسیم ما
ای آنکه مفصّلی است بلای عظیم تو
سیم است ، ویحک! اصل بلای عظیم ما

حتما بخوانید :   سايت مقالات فارسی - جلوه های ادب تعلیمی در شعر سنائی غزنوی۹۳- قسمت ۲۱

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

مدیر سایت

Next Post

سامانه پژوهشی - جلوه های ادب تعلیمی در شعر سنائی غزنوی۹۳- قسمت ۱۴

سه اکتبر 20 , 2020
مده محرور جاهل را ز بهر طبع او خرماسنائی در این ابیات اجتماعی و اخلاقی بیان می دارد لازمه علم حقیقی خدمت به دیگران است. یعنی عمل به حاصل آن و بطریق تمثیل می گوید: زشت است که چینیان از راه دور ( چین رمز دوری از مرکز عالم اسلامی […]