جلوه های ادب تعلیمی در شعر سنائی غزنوی۹۳- قسمت ۳۲

تن ابرص از او چو سایه فرش

چشم اکمه ازو چو پایه عرش

سنائی می گوید : ای خواجه پر حرف و یاوه پرداز ! دیدی که نوردرون داشتن برای تو بهتر از سخن بیهوده پرداختن است.

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

دیدی ای خواجه سخن فربه

که ترا در دل از سخن فر به

در این بیت زاهدانه و عارفانه با اشاره به آیه قرآن بیان می دارد : (( هر چه بر روی زمین است دستخوش فناست ، سوره الرحمن (۵۵) آبه ۲۶

در رهش خوانده عاشقان بر جان

آیه کل من علیها فان

۵-۲-۴ فصل اندر تقدّس
سنائی در این قصیده تأکید می دارد که خداوند به هر چه گوید ( کٌن ) آن چیز در همان آن آفریده می شود و خداوند انسان را که اولین و آخرین خلقت خداوند است اولین چون او اولین خلقت است و آخرین زیرا در آخر از روح خود در او دمید و این وجود جسمی تاریک را با روح ملکوتی روشن کرد. و آنچه خداوند مشیّت تو قرار داده گوش کن و سر تعظیم فرو آور زیرا خداوند حکیم است و هر کس را مطابق ظرفیتی که در آن قرار داده در جایی گمارده است.
کاف و نون نیست جز نبشته ما چیست کن سرعت نفوذ قضا
نه ز عجز است دیری و زودیش نه ز طبع است خشم و خشنودیش
علتش را نه کفر دان و نه دین صفتش را نه آن شناس و نه این
پاک زانها که غافلان گفتند پاکتر زانکه عاقلان گفتند
و هم و خاطر دلیل نیکو نیست هر کجا وهم و خاطر است او نیست
وهم و خاطر نو آفریده اوست آدم و عقل نورسیده اوست
در این بیت عرفانی ، بیان می دارد که ذات حق تعالی خارج از فهم و درک بشری است. و هیچ احدی قادر به دیدن او نیست حتّی افراد برگزیده خداوند. و ندیدن او ، دلیل بر نبود نیست. زیرا با این همه نشانه ها و نعمتها که بر روی زمین قرار داده است. پی به وجودش می بریم. همانطور که شخص نابینا ، که مادر خود را نمی بیند ، امّا مطمئن است که مادری دارد. پس ما باید این حجاب های دنیوی را کنار بزنیم تا او را با چشم دل مشاهده کنیم و هر کجا نظر می کنیم او را ببینم
ذات او فارغست از چونی زشت و نیکو درون و بیرونی
زانک اثبات هست او بر نیست همچو اثبات مادر اعمیست
داند اعمی که مادری دارد لیک چونی به وهم در نارد
در این ابیات عرفانی زهدانه ، شاعر بیان کرده است که خداوند حکیم ، بر اساس حکمت خود همه چیز را آفریده است. پس تو به کار خداوند عیب مگیر . تو با دیده دل ببین و سپاسگزار باش. و امیدوار باش تا مورد لطف و رحمت خداوند قرار گیری؟
و بدان او هیچ چیز را بیهوده نیافریده است.
خواه اومید گیر و خواهی بیم هیچ بر هرزه نافرید حکیم
در جهان آنچه رفت و آنچ آید و آنچه هست آن چنان همی باید
تو مگو هیچ در میانه فضول رانده او به دیده کن تو قبول
۶-۲-۴ فی ذکر دارالبقا :
این قصیده از نمونه های مذهبی در شعر سنائی است . که در آن تأکید دارد که هر کس به این دنیا آمد روزی باید بار سفر خود را ببندد و به دنیا دیگر برود و مرگ پایان زندگی نیست و تولّدی دیگر است . که باید جزای اعمال خود را ببینیم و اگر مانند محمد (ص) باشی پای در رکاب می رود یعنی برای تو راحتّی و آسایش است امّا اگر چون قارون باشی که از خاک لعنت شده ای سخت عذاب خواهی شد .

مدیر سایت

Next Post

جلوه های ادب تعلیمی در شعر سنائی غزنوی۹۳- قسمت ۳۸

س اکتبر 20 , 2020
۹-۲-۴ ذکر هدایت قرآن:سنائی در این ابیات بیان می دارد : عاشقان و خواستاران حقیقت ، راهیان و رهروانی پنداشته شده اند که قرآن رهبر و راهنمای آنان است ، با چشم زدی بر این باور عارفانه که راهیان راه حقیقت را از رهبر و راهنما گریز و گریزی نیست […]
Copyright All right reserved Theme: Default Mag by ThemeInWP