مقاله – جلوه های ادب تعلیمی در شعر سنائی غزنوی۹۳- قسمت ۲۶

نه اندر قعر بحر او را نهنگی جان ستان بینی
اگر در باغ عشق آیی همه فراش دل یابی
وگر در راه دین آیی همه نقّاش جان بینی
سنائی ، می خواهد بگوید : سلوک در راه حق پایان ناپذیر است و هزاران هزار سال که طی شود ، باز در آغازِ راه خواهی بود . هشدار که تصّور نکنی این راه را کرانه ای هست .
درین ره، گرم رو میباش، لیک از روی نادانی
نگر نندیشیا هرگز که این ره را کران بینی
در این بیت دینی و حکمی و فلسفی عقیده دارد که مهمان علوی همان روح است که از عالم علوی آمده و در قفسِ تنِ آدمی چند روز وطنی ساخته است . و باز به همان آشیان خویش باز خواهد گشت .
مر این مهمان علوی را گرامی دار تا روزی
چو زین گنبد برون پری مر او را میزبان بینی
سنائی در این بیت اخلاقی می گوید : سعادت در ساختن باغ و بوستان نیست ، بلکه سعادت آن است که در اندرونِ تو باغ و بوستان باشد .
که دولتیاری آن نبود که بر گل بوستان سازی
که دولتیاری آن باشد که در دل بوستان بینی
سنائی می گوید : اگر آتشی را پُر از دود دیدی آن دود از هیزم است نه آتش پس بدان اگر در درون خویش بدی دیدی ، آن را نتیجۀ جانبِ حسی و مادّی وجود خود بدان نه از تاثیر جانب عقلی وجودت .
ز حِسّی دان، نه از عقلی، اگر در خود بدی یابی
ز هیزم دان، نه از آتش، اگر در وی دخان بینی
سنائی با آوردن داستان تاریخی و تعلیمی می گوید : فریدون پادشاه ایرانی که بر ضحّاک شورید و به یاری کاوه و درفش کاویان بر او پیروز شد . پس چرا تو بر نفس شیطانی خود غالب نمی شود بجنگ تا او را شکست دهی .
تو یکساعت، چو افریدون، به میدان باش، تا زان پس
به هر جانب که روی آری درفشِ کاویان بینی
سنائی در این بیت زاهدانه و عرفانی می گوید : نگارندۀ دو گیتی ( حق تعالی ) را از بخشیدن چرا عاجز می بینی که کارهایِ او را به عناصر ( = گوهران ) و به اختران نسبت می دهی ؟ و کارها از جانبِ حق بدان نه از عناصر اربعه که کوتاه بینی است . اگر خطی را که حاصل خرد و اندیشه است به انگشتانِ کاتب نسبت دهیم .
ز بخشیدن چه عجز آید نگارنده ی دو گیتی را
که نقش از گوهران دانی و بخش از اختران بینی؟
ز یزدان دان، نه از ارکان، که کوته دیدگی باشد
که خطّی کز خرد خیزد، تو آن را از بنان بینی
اگر روزی صد بار در راهِ حق شهید شوی ، و در این کار ، برای خود نقشی قائل باشی به این معنی که شهید شدن را به خودت نسبی دهی و آن را فعل الله ندانی ، گبری خارج از دین خواهی بود. این که سنائی از میان همۀ غیر مسلمانان گبر را انتخاب کرده است . علّتی خاص دارد : سنائی اشعری مشرب است . و اشاعره – تمام افعالِ آدمی را به حق نسبت می دهند و معتقدند که اگر برای آدمی سهمی در افعالِ او قائل شویم ، عملاً از توحید خارج شده ایم . و غالباً معتزله را ، که به آزادی انسان و نقشِ فعالیت های او اعتقاد دارند – به ثنویت و دوگانه پرستی متهم می کنند . و می گویند که این ها محبّوسِ این اُمَّت اند : اَلقَدَرِیّهُ محبّوسُ هذه الاَمَّه ( فیض القدیر ۴/۵۳۴ ) یعنی آنان که به اختیار ( = قدر ) اعتقاد دارند . ( و برای اعمال و اراده و مشیّت انسان اهمیّت قایل اند ) محبّوسان این اُمت ( = اسلام ) اند . یعنی همان طور که محبّوس ( زردشتیان ) به دو مبدا ( = یزدان و اهریمن ) عقیده دارند ، ابنان نیز ، به دو مبدا یکی باری تعالی و یکی هم اراده و اختیار خویش ، قائل اند .
اگر صد بار در روزی شهید راه حق گردی
هم از گبران یکی باشی، چو خود را در میان بینی
امین باش ، ارهمی ترسی زنارِ آن جهان ، گرتو
بکار ، اینجا ، امین باشی زنار ، آنجا ، امان بینی
سنائی در این بیت تأکید دارد : به امیال نفس خود میدان دادی و خرد را بستی ، اگر هوا را بزیر پای در آوردی ، آنگاه ، خرد را به کامِ خویش خواهی دید . و باز می گوید : تو ، کی مرد میدان آنی که دلِ خویش را بی آرزو بخواهی و کی آن درد در تو حاصل شده است . که تن خویش را ( تمایلات جسمی خود را ) خوار و زبون بخواهی و به آن ها اعتنا نکنی .
هوا را پای بگشادی، خرد را دست بربستی
گر آن را زیر گام آری مر این را کامران بینی
تو خود کی مرد آن باشی که دل را بی هوا خواهی؟
تو خود کی درد آن داری که تن را در هوان بینی؟
سنائی در این بیت عرفانی تأکید دارد : بهشت و دوزخ هر کس ، در درونِ اوست ، به درون خویش بنگر تا در آنجا در جگرِ خویش دوزخ ها بینی و در دلِ خویش بهشت ها یابی .
بهشت و دوزخت با تست، در باطن، نگر تا تو
سقرها در جگر یابی، جنانها در جنان بینی
۲-۴ اشعار کتاب حدیقه الحقیقه
۱-۲-۴فصل اندر درجات
سنائی در این قصیده تأکید دارد که وهم و خیالات پوچ را رها کن و مراتب عالی را پله پله طی کن تا به سرای بقا برسی و تمام اسباب دنیا وسیله آزمایش و فریب دادن تو و تو را از راه بازداشتن است. سنائی تقریباً در تمامیه قصایدش هشدار می دهد و بر حذر می دارد آدمی را از دلبستن به دنیا و اسباب او.

حتما بخوانید :   جلوه های ادب تعلیمی در شعر سنائی غزنوی۹۳- قسمت ۳۸

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir

مدیر سایت

Next Post

جلوه های ادب تعلیمی در شعر سنائی غزنوی۹۳- قسمت ۳۲

سه اکتبر 20 , 2020
نه اندر قعر بحر او را نهنگی جان ستان بینیاگر در باغ عشق آیی همه فراش دل یابیوگر در راه دین آیی همه نقّاش جان بینیسنائی ، می خواهد بگوید : سلوک در راه حق پایان ناپذیر است و هزاران هزار سال که طی شود ، باز در آغازِ راه […]
Copyright All right reserved Theme: Default Mag by ThemeInWP