سامانه پژوهشی – جلوه های ادب تعلیمی در شعر سنائی غزنوی۹۳- قسمت ۲۴

بمیرید از چنین جانی کزو کفر و هوا خیزد
ازیرا درچنان جانها فرو ناید مسلمانی
سنائی در این بیت با شکایت و تندخویی می گوید : چهرۀ انسانی را پرده ای و نقابی برای نَفس شیطانی قرار مدهید .
مسازید از برای نام و داد و کام، چون غولان،
جمال نقش آدم را نقاب نفس شیطانی
سنائی در این به عبارت فلسفی پرداخته است و ما آن ها را تشریح کرده ایم .
علّت اوُلی ، کنایه از ذات باری تعالی است که بر همه چیز تقدّم ذاتی دارد . و می تواند کنایه از عقل اوّل باشد ، بنابر آنچه در تصّور جهان شناسانۀ فلسفیِ قدما وجود دارد . یا قلم در تعبیرات دینی و عرفانی .
و جوهر ثانی : گویا جوهر ثانی را در مقابل جواهر ملکیّه ، عقلیه به کار برده که بیشتر متعلق به عالم ساده اند .
شود روشن دل و جانِتان ز شرع و سنّت احمد
از آن کز علّت اُولی قوی شد جوهرِ ثانی
سنائی در این بیت زٌهد و عرفان بیان می دارد : روشنایی جان شما نتیجه شرع است نه نتیجه جسم شما همان گونه که روشنایی ماه از خورشید است و نه از آسمان .
ز شرع است این نه از تَنتان درونِ جانتان روشن
ز خورشید است نز چرخ است جِرمِ ماه نورانی
در این بیت اخلاقی و دینی بیان می دارد : در این جهان پر از عیب ، نمی توانی جهان غیب را مشاهده کنی زیرا هیچ کس به چشم سر و دیده مادّی نتوانست نقشِ نبّوت را ببیند و مادام که گرفتار این جهانی رهایی نداری ، همان گونه که کژدم نمی تواند از درون پنگال خود را نجات دهد.
نبینی غیب آن عالَم درین پُر عَیب عالم، زان
که کس نقش نبّوت را ندید از چشم جسمانی
بیرون کُن طوقِ عقلانی ، بسویِ ذوق ایمان شو
چه باشد حکمتِ یونان به پیشِ ذوقِ ایمانی ؟
کی آیی همچو مار چرخ، ازین عالم برون تا تو،
بسان کژدم بی دم درین پیروزه پنگانی؟
در بیت اخلاقی می گویند : به خوبی . ضرب المثل تو زیرا خبر داری که پیش از این سامانیان به نیکی و ساسانیان به بدی مثل و افسانه بودند . پس تو خوب باش تا خوب بمانی !
فسانه ی خوب شو باری چو می دانی که پیش از تو
فسانه ی نیک و بد گشتند سامانی و ساسانی
سنائی در این بیت اخلاقی با تأکید می گوید : سپیدی مویِ تو از آن روی پر نورِ حق است که آن سپیدی ( همچون شکر ) شربتِ دردمندی شود وگرنه اگر از سرلاف است آن نور نیست که نیران و آتش است .
ز بهرِ شربت درد است شیبت پر ز نورِ حق
گر از لاف است نیرانی است آن شیبت نه نورانی
در این بیت دینی و اخلاقی اشاره دارد به تعبیر قرآنی « نَسقِیکُم مِمّافی بُطُونِهِ مِن بَینِ فَرثٍ و دَمَ لَبَناً خالصِاً (۶۶/۱۶) ما از میان سرگین و خون شما را شیر پاک می نوشانیم . پس چرا ما در غفلت هستیم ؟
به سبزه ی عشوه و غفلت نهاد خود مکن فربه
که فربه فرث و دم گردد ز پختن یا ز بریانی
سنائی در این بیت حکمی و عرفانی می گوید با آمدن مرگ ، حجاب از برابر دیدگان تو بردارند که « لَقَد کُنتَ فی غَفلَهٍ مِن هذا فَکَشفَنا عَنکَ عِظائکَ فَبَصُرکَ الیوم حَدید ۲۲/۵۰ » تو از این غافل بودی ، و ما پرده از برابرِ چشمِ تو برداشتیم ، پس اینک چشمانِ تو بینا و تیزبین است .
تو ای ظالم! سگی می کن که چون این پوست بشکافند
در آن عالم سگی خیزی، نه کَهفی بلکه کَهدانی
سنائی در این آموزۀ اخلاقی بیان می دارد : انسان از مردان شکسته و متواضع کمتر آزار می بیند زیرا سگ در آنجاست که آبادانی است ، پس در جایی که فروتنی و کاستن از خویش باشد ، ویرانی خواهد بود و سگی دیده نخواهد شد و چون وجودِ مردان فروتن به منزلۀ ویرانه ای است ، گنج را باید در آنجا جست.
ز مردانِ شکسته، مرد، خسته کم شود زیرا
که سگ آنجاست کاباد است و گنج آنجا که ویرانی
در این بیت سنائی با آوردن اصطلاحات نجوّمی ، کیوان ستارۀ زحل است که آن را نحس بزرگ می خوانند و ستارۀ « مردم سفله و خسیس و زاهدان بی علم و موصوف به صفاتِ مکر و کینه و حمق و جهل و بخل » است . یعنی وقتی که ستارۀ کیوان ترازو دار شد عالم را قحط خواهد گرفت . سنائی ، این قصیده را گویا قبل از ۵۲۲ سروده است و در آن اشارت دارد به حادثه وقوع کیوان در میزان که منجّمان آن را پیش بینی کرده بودند و می گفتند انقلابی عظیم روی خواهد داد و موجب قتل و غلا خواهد شد .
تو ای نحس، از پس میزان از آن جز قحط نندیشی
که عالم قَحط بر گیرد چو کیوان گشت میزانی
سنائی می گوید : اگر ای زاهد کسی ترا از زٌهد به سوی ریا می خواند ، برای آنکه چشمِ بدبینان از تو دور بماند ، تن آسانی ( نقطۀ مقابلِ زٌهد ) را برگزین .
تو ای زاهد، گر از زهدت کسی سوی ریا خواند

حتما بخوانید :   پژوهش - رابطه بین سرمایه فرهنگی خانواده و هویت نقش جنسیتی با نگرش به آموزش عالی- قسمت ...

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir

مدیر سایت

Next Post

مقاله - جلوه های ادب تعلیمی در شعر سنائی غزنوی۹۳- قسمت ۲۶

سه اکتبر 20 , 2020
بمیرید از چنین جانی کزو کفر و هوا خیزدازیرا درچنان جانها فرو ناید مسلمانیسنائی در این بیت با شکایت و تندخویی می گوید : چهرۀ انسانی را پرده ای و نقابی برای نَفس شیطانی قرار مدهید .مسازید از برای نام و داد و کام، چون غولان،جمال نقش آدم را نقاب […]