سايت مقالات فارسی – جلوه های ادب تعلیمی در شعر سنائی غزنوی۹۳- قسمت ۲۱

پس تو در چاه طبیعت چند باشی با وسن؟
چرخ گردان این رسن را می رساند تا به چاه
گر همی صحرات باید، چنگ در زن در رسن
سنائی در این ابیان اخلاقی و دینی بیان می دارد : اگر واقعیت دین آشکار شود ، دیگر اثری از کفر باقی نمی ماند . سرزمین کافر نشین خطا ، بی خطا و اشتباه خواهد شد . کفر کافران ختن ، دیگر اهمیّت و خطری نخواهد داشت .
گر عروس شرع را از رخ براندازی نقاب
بی خطا گردد خطا و بی خطر گردد ختن
۱۴-۱-۴ ای سنائی ! بی کُله شو
در این بیت که سرشار از حال و هوای معنوی است به خود خطاب می کند شاعر ، ای سنائی اگر می خواهی سروری بیابی به فقر و فروتنی روی بیاور .
این قصیده نیز یکی از قصاید بر جسته سنائی است که بعضی ابیات آن ضرب المثل شده است و بلحاظ فن قصیده سرائی نمونه ای درخشان. در مجموع، ترکیبی است از همه حال و هواهای معنوی حاکم بر شعر سنائی یعنی زٌهد و عرفان و نقد جامعه و درد دین. مثل اغلب شاهکارهای او این قصیده نیز در سرخس سروده شده است.
ای سنائی، بی کله شو، گرت باید سروری
زانک نزد بخردان تا با کلاهی بی سری
اگر عالم پر از دیو است و سلطان تو دین است پس از غرور و تکبر و زیادی لشکر نهراس زیرا دین پشتیبان تو است و از تو حمایت می کنند . و سعی کن دیوهای وجودت را بکُشی .
عالمی پر لشکر دیو است و سلطان تو دین
زان سلطان باش و مندیش از بروت لشکری
سنائی می گوید یا می توان به آب زندگانی دست یافت و خضر شد ، یا به سلطنت و جهانگیری و اسکندر شد . و این دو را با هم نمی توان جمع کرد . همان گونه که نمی توان دین و دنیا را با هم جمع کرد .
چشمه حیوانت باید خاک ره شو چون خضر
هر دو نبود مر ترا، یا چشمه یا اسکندری
گرد جعفر گرد، گر دین جعفری جوئی همی
زانکه نبود هر دو، هم دینار و هم دین جعفری
در این بیت تعلیمی سنائی تأکید می کند خود را از قید خویش آزاد کن و خود را از خود بخر ( آن گونه که بنده ای را می خرند و آزاد می کنند . ) زیرا تا هنگامی که مشتریِ خویشی، دین مشتری و خواهان تو نیست .
بازخر خود را ز خود، زیرا که نبود تا ابد
تا تو خود را مشتری باشی، ترا دین مشتری
وقتی از رهگذر دین بقا یافتی ، دیگر از فنا اندیشه مکن که ابتری ( بی دنباله و بی فرزند بودن ) زَهره و جراتِ آن را دارد که به گرد دارندۀ کوثر بگردد ؟
و اشاره است به : اِنّا اَعطَیناکَ الکَوثَر ( ۱/۱۰۸) ما به تو « کوثر » عطا کردیم ، یعنی خیر کثیر .
چون بدین باقی شدی، بیش از فنا مندیش هیچ
زهره دارد گرد کوثر دار گردد، ابتری؟
سنائی می گوید وقتی که تو به فرمانبرداری از « لا » ( = نفی ماسوی اللّه ) پرداختی ، از پیشگاه حق ، چه کسی جز تو ، مهتریِ حاصل از « لا الله » را خواهد یافت .
چون تو لا را کهتری کردی پس از دیوان امر
جز تو الا الله که خواهد یافت امر مهتری؟
سنائی می گوید : از عالم طبیعت و کشش های نفس و عقل جزئی ( عقل فلاسفه ) برتر آی تا آثار صُنع الاهی را از ساخته های دست آزر ( = بُت ها ) بازشناسی و تشخیص دهی.
برتر آی از طبع و نفس و عقل، ابراهیم وار،
تا بدانی نقشهای ایزدی از آزری
سنائی در این ابیات بیان می دارد : که آفتابِ عالم معنی از جهان مادّی و از زیر آسمان مادّی ( چرخ نیلوفری ) بیرون است . بال و پری از دانش برآور شاید بتوانی از تنگنای جهان مادّی ( زیر چرخِ نیلوفری ) بیرون پری وگرنه آفتاب راه ( طریقت ) را چه گونه می توان در زیر گنبدِ نیلوفری ( عالم مادّی ) پیروی کرد یا نسبت بدان عشق ورزید . آنگونه که نیلوفر حرکاتِ خود را با خورشید مرتبط می سازد .
آفتاب دین برون از گنبد نیلوفری است
پر بر آر از داد و دانش بو کزو بیرون پری
سنائی در این بیت ، به ضرب المثلی نظر دارد بدین مضمون که اگر چیزی را در « دربند» گم کرده ای در « تودری » آن را مجوی و سنائی می گوید : آنچه را گم کرده ای در درون خویش طلب کن .
از درون خود طلب چیزی که در تو گم شده است
آنچه در دربند گم کردی، مجوی از بر دری
سنائی در این بیت اخلاقی و عرفانی تأکید می کند : از جسمِ خاکیِ خویش – که نتیجۀ عناصر اربعه است – چهار پایه نعل بساز برای مرکبِ سلوکِ خویش تا مانند هفت اختر ( سبعۀ سیّاره ) نه ملک ( قمر ، عطارد ، زهره ، آفتاب ، مریخ ، مشتری ، زُحَل ، فلک ثوابت ، فلک الافلاک ) را چی سپرِ خویش کنی .
خاک و باد و آب و آذر چارپایه ی نعل ساز،

حتما بخوانید :   تحقيق - جلوه های ادب تعلیمی در شعر سنائی غزنوی۹۳- قسمت ۲۲

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

مدیر سایت

Next Post

مقاله - جلوه های ادب تعلیمی در شعر سنائی غزنوی۹۳- قسمت ۲۶

سه اکتبر 20 , 2020
پس تو در چاه طبیعت چند باشی با وسن؟چرخ گردان این رسن را می رساند تا به چاهگر همی صحرات باید، چنگ در زن در رسنسنائی در این ابیان اخلاقی و دینی بیان می دارد : اگر واقعیت دین آشکار شود ، دیگر اثری از کفر باقی نمی ماند . […]