جلوه های ادب تعلیمی در شعر سنائی غزنوی۹۳- قسمت ۲۰

۱۳-۱-۴ برگ بی برگی نداری، لاف درویشی مزن
سنائی در این شعر تعلیمی بیان می دارد : اگر آمادگی و استعداد فقر و درویشی نداری لاف درویشی مزن و اگر جوانمردانه و با سرخ رویی نمی توانی کشته شوی و با سربلندی ، همچون نامردان نمیر .
این قصیده یکی از مشهورترین قصاید زبان فارسی و یکی از برجسته ترین آثار سنائی است که بعضی از ابیات آن ضرب المثل شده است. ولی احتمالاً حاصل شاعری اوست، بلحاظ سبک و صورت نمودار کامل هنر سنائی است و از دیدگاه مضامین نیز، حدّ مشترک مجموعه حال و هوای فکری اوست؛ در آخرین مراحل سلوک روحی و مسیر شاعریش که خود آن را «زٌهد و مَثَل» می خواند.
برگ بی برگی نداری، لاف درویشی مزن
رخ چو عیاران نداری، جان چو نامردان مکن
یا برو همچون زنان ، رنگی و بوئی پیش گیر
یا چو مردان اندر آی و گوی در میدان نکن
سنائی در این بیت عرفانی بیان می دارد درد دین دردی شگفت آور است که در این درد و بیماری چون گردنت را بزنند زنده ترو خوشتر خواهی بود ، همان گونه که سر شمع را با مقراض می زدند تا بهتر روشنی دهد .
درد دین خود بلعجب دردی است کاندر وی، چو شمع،
«چون شوی بیمار بهتر گردی از گردن زدن»
در این بیت عرفانی و حکمی بیان می دارد : در وادی توحید ، جایی که جهود خود را در آن می افکند و در مجلسی که برهمن خویش را می سوزاند ، چه بی همّت است آنکه از جانِ خویش نگذرد و چه بی دولت و سعادت است آنکه از تن خویش نگذرد .
اندرین میدان که خود را می دراندازد جهود
وندرین مجلس که خود را می بسوزد برهمن،
اینت بی همّت شگرفی کو برون ناید زجان !
وانت بی دولت سواری کو برون ناید ز تن !
سنائی در این بیت عرفانی بیان می دارد : سالک و مرد راه یعنی دردی لازم است که حجاب ها را بر دارد و مردی باید که سالک و راه رو باشد .
هر خسی از رنگ گفتاری بدین ره کی رسد؟
درد باید پرده سوز و مرد باید گامزن
سنائی تأکید می کند وقتی زیبائی های طبیعت مادّی را به یکسوی نهادی ، آنگاه لذایذ روحانی به تو روی خواهند آورد .
روی بنمایند شاهانِ شریعت مر ترا،
چون عروسانِ طبیعت رخت بندند از بدن
سنائی در این بیت حکمی و عرفانی می گوید با خویشتن معنی به همراه بیاور به بازار حشر که در آنجا بازارِ گرم سخن و گفتار ، بسیار کاسد و بی مشتری است .
بار معنی بند از اینجا زآنکه در بازارِ حشر
سخت کاسد بود خواهد تیز بازارِ سخن
به مومنانی به صورت زٌهد و اندرز می گوید باش تا خداوند پرده از روی دل های باز گیرد. و در نتیجه بسیاری زاهدان و ریاکاران را در اندوه عذابِ آخرت بینی و به این آیه « تومَ تُبلی السرائر » ( ۹/۸۶ ) یعنی « آن روز که نهانِ دل ها آشکار شود . »
باش تا از پیش دلها پرده بردارد خدای
تا جهانی بوالحسن بینی بمعنی بوالحزن
سنائی در این بیت اخلاقی بیان می دارد : تمام غرور و نخوت « ما » و «من» ، محدود به عالمِ حسّ است و چون آن سوی پردۀ حسّ رفتی ما و منی و غرور و نخوتی باقی نمی ماند : در ظاهر و بیرون پرده جهانی پر از شاه و بُت است . و چون به درون پرده راه یافتی می بینی که آن شاه بنده است . و آن بت ، بُت پرست .
از برون پرده بینی یک جهانُ پر شاه و بُت
چون درون پرده رفتی، این رهی گشت آن شمن
با تمنّی و آرزو نمی توان دین ورزید و سنائی درین بیت نظر دارد به حدیث « لَیسَ الدینُ بالتمنّی ولا بالتَحَلّی ولَکن بشیء وُ قِرَ فی الصَدر وَ صَدَّقَهُ الَعَملُ ( تعلیقات اسرار التوحید ۲/۷۷۳ )
یعنی کارِ دین به آرزو و به خود بستن راست نیاید ، بلکه دین به چیزی است که در دل استوار شده باشد . عمل آن را تصدیق کند .
سوی آن حضرت نپوید هیچ دل با آرزو
با چنین گلرخ نخسبد هیچ کس با پیرهن
در این بیت اشاره است به حدیث « اذا ظهرتِ الفِتَنُ کَقِطَعِ اللَیلِ المُظلِم فَعَلَیکُم بالقُرآنِ» ( اصول کافی ۲/۵۹۹) چون فتنه ها به مانند شبِ تیره روی آور شوند ، چنگ در قرآن زنید .
گرد قرآن گرد، زیرا هر که در قرآن گریخت
آن جهان رست از عقوبت، این جهان جَست از فِتن
در این بیت اشاره است به حدیث : « اِنَّ هذا القُرآن حبّل اللّهِ » همانا که قرآن ریسمانِ خداوند است یعنی وقتی که چنین ریسمانی در اختیار داری چرا در چاه خوابیده ای ؟
و سنائی می گوید اگر صحرا و آزادی از تنگنای چاه را می خواهی . چنگ در ریسمان ( قرآن ) در زن .
چون همی دانی که قرآن را رسن خوانده است حق

حتما بخوانید :   تحقيق - جلوه های ادب تعلیمی در شعر سنائی غزنوی۹۳- قسمت ۲۲

مدیر سایت

Next Post

تحقيق - جلوه های ادب تعلیمی در شعر سنائی غزنوی۹۳- قسمت ۲۲

سه اکتبر 20 , 2020
۱۳-۱-۴ برگ بی برگی نداری، لاف درویشی مزنسنائی در این شعر تعلیمی بیان می دارد : اگر آمادگی و استعداد فقر و درویشی نداری لاف درویشی مزن و اگر جوانمردانه و با سرخ رویی نمی توانی کشته شوی و با سربلندی ، همچون نامردان نمیر .این قصیده یکی از مشهورترین […]