پژوهش – جلوه های ادب تعلیمی در شعر سنائی غزنوی۹۳- قسمت ۱۸

از نمونه های برجسته ی شعر های عرفانی و اخلاقی سنائی است که در آن اندیشه ی عرفانی شاعر، در کمال پختگی خود را نشان داده است و بعضی از مصراعهای آن ضرب المثل شده است از قبیل: «اندرین ملک چو طاووس به کار است مگس.»که اشارتی دارد به نظریه ی نظام احسن در آموزشهای عرفا.
درگه خلق، همه زَرق و فریب است و هَوَس
کار ، درگاهِ خداوند جهان دارد و بس
هر که او نامِ کسی یافت، از آن درگه یافت
ای برادر!کس او باش و میندیش از کس
و این مُهری که پادشاه بر بدن بندۀ خویش می زده است به نشانۀ این که آن بنده در تملک اوست و آن را داغِ بندگی می خوانده اند . و تو هم سعی کن داغ بندگی خداوند را به دست آوری تا از دست همه چیز و همه کس ایمن شوی .
بنده ی خاص مَلِک باش که با داغ مَلِک
روزها ایمنی از شَحنه و شبها ز عسس
در این بیت بیان می دارد و اگر چند طاعت بسیار داری ، فریفتۀ آن طاعات مباش و اگر چند گناهکاری از درگاهِ او ناامید مشو.
این حالت ، که حالت خوف و رجا و به تعبیری دیگر انس و هیبت خوانده می شود ، حالتی است که همواره ساالک ، در تمامِ عمر ، با آن سر و کار دارد . ( و در کتب تصوّف فصلی خاص ویژه آن پرداخته اند . ( مراجعه شود به رسالۀ قشیریه ۱۸۹ به بعد ) )
گرچه در طاعتی از حضرت او «لا تَامَن»
ور چه با معصیتی از دراو «لا تَیأس»
درین بین سنائی درباره « نظامِ احسن » در کاینات سخن می گوید که بر طبقِ این نظریه ، هر چیز به جای خویش نیکوست و همه چیز آن چنان که باید باشد هست و آن چنان که نباید ، نیست .
سنائی در این شعر اخلاقی و عرفانی به نکتۀ ظریف و زیبایی اشاره کرده است : آنکه قرآن با حرفِ « ب » در بسم اللّه الرحمن الرحیم آغاز می شود و با « سین » در آخرین کلمه از آخرین سوره قرآن ( سورۀ ناس که سوره صد و چهاردهم است ) پایان می یابد با این آیه مِنَ الجنَّهِ والناسِ .
سنائی می گوید : این که قرآن با « ب » آغاز می شود و با « سین » خاتمه می یابد به این معنی است که در راهِ دین ، راهنمای انسان ، قرآن « بس » است .
ورچه خوبی، بسوی زشت، به خواری منگر!
کاندرین مُلک، چو طاووس، بکار است مگس
ساکن و صُلب و امین باش که تا در رهِ دین
زیرکان با تو نیارند زد از بیم نفس
۱۱-۱-۴ بس کنید آخر حمال ، ای جملگی اصحاب قال
در این ابیات زٌهد و عرفان سنائی به نکوهش ، کسانی که اهل سخن گفتن ، آنان که تنها سخن می گویند و از معنی و حال بی بهره اند می پردازند .
این قصیده نیز احتمالا از قصاید دوره ی میانین شاعری اوست و همان مضامین و معانی رایج در قصاید زهدی و اخلاقی او را داراست. نقدی است بر تصوّف عصر و نکوهشی است از احوال زمانه.
بس کنید آخر محال، ای جملگی اصحاب قال
درمکان آتش زنید ای طایفه ی ارباب حال
زینهار و زینهار از گرم رفتن دم زنید
وین یجوز و لا یجوز و خرقه و حال و محال
در این بیت سنائی به نکوهش خرقه پوشان فریب کار و دین فروشان که در آرزوی مال و جاه هستند می پردازد تا تظاهر به داشتنِ امر معنوی در حالتی که شخص فاقد آن است را بیان دارد.
خرقه پوشان گشته اند از بهر زَرق و مخرقه
دین فروشان گشته اند از آرزوی جاه و مال
این بیت تعلیمی ، پاسخی است که سنائی به صوفیان نظر باز عصر خویش و اعصار بعد از خود می دهد . آنان مدّعی می شده اند که در صورت پرستی و شاهد بازی خویش قصدی جز مطالعۀ آثارِ صُنع و جمال حق را ندارند .
سنائی به ایشان می گوید : چه گونه می توان خدای ذوالجلال و جاودانه را در خطِ چهرۀ زیبای تکین ( غلامی زیباروی ) و در خم زلف ینال ( غلام زیبا روی ) دید ؟
کی توان مر ذوالجلال و ذوالبقا را یافتن
در خطِ خوبِ تکین و در خمِ زلفِ ینال؟
سنائی در این بیت بیان می دارد : از ذات باری تعالی است که تغییر و زوال در او راه ندارد . و طاعاتی که ایشان بجای نیاورند ، یعنی از عصیان بندگان بر دامن کبریایی حق گردی نمی نشیند.
نیست نقصانی ز ناآورده طاعتهایِ خلق
هست مستغنی ز آب و گل کمال لایزال
سنائی در این بیت عرفانی و اخلاقی می گوید : اگر مانندِ ماه شب چهارده ( بدر ) جای در صدرِ آسمان نداری ، دست کم ، قدر و منزلتِ هلال را داشته باش .
عشقِ یعقوب ار نداری صبر ایوبیّت کو
صدر بدر ار نیستت باری کم از قدرِ هلال؟
سنائی بیان می دارد : آن تسمۀ چرمی و آن تازیانه که عمر بدان اسلام را استوار می داشت ، خود ، دولتی بود و سعادتی وگرنه بسیار کسان ، با نام عمر ، امروز ، هستند و تازیانه ای از آن دست در کار نیست .

حتما بخوانید :   مقاله - جلوه های ادب تعلیمی در شعر سنائی غزنوی۹۳- قسمت ۲۶

مدیر سایت

Next Post

تحقيق - جلوه های ادب تعلیمی در شعر سنائی غزنوی۹۳- قسمت ۲۲

سه اکتبر 20 , 2020
از نمونه های برجسته ی شعر های عرفانی و اخلاقی سنائی است که در آن اندیشه ی عرفانی شاعر، در کمال پختگی خود را نشان داده است و بعضی از مصراعهای آن ضرب المثل شده است از قبیل: «اندرین ملک چو طاووس به کار است مگس.»که اشارتی دارد به نظریه […]