سامانه پژوهشی – جلوه های ادب تعلیمی در شعر سنائی غزنوی۹۳- قسمت ۱۴

خویشتنِ را به زیر پَی بسپر
چون سپردی به دستِ حق بسپار
سنائی تأکید دارد : تا در چپ و راست تو فراخی معیشت و برکت است و تو غرق آن ها هستی ، دین به دستِ تو نخواهد آمد .
دین نیاید به دست تا بُودَت
بر یمین و یسار یُمن و یسار
و باز بیان می دارد وقتی که در دنیا ، دین وسیله و ابزاری باشد برای تو ، تو فقیر در شمار نمی آیی .
نه فقیری، چو دین به دنیا بود،
مر ترا پایمرد ودست افزار
سنائی تأکید دارد در این بیت دینی و اخلاقی ، وقتی که حرص و شهوت سبب شود که تو به فرع بپردازی و اصل دین را رها کنی تو فقیه نیستی .
نه فقیهی، چو حرص وشهوت کرد
مر تورا فرع جوی واصل گذار
در این بیت سنائی به فرمان الاهی که مبدا وجود است : « کُن فیکون » . ( عالم « امر » در مقابل عالم « خلق » است . « لااَلا لَهُ الخَلقُ والَامر ۵۴/۷ » همانا که از آن اوست عالم خلق و عالم امر . ) اشاره کرده است .
و در بیت بعد اشاره کرده است « لا » نفی ماسوا ، در بحر اثبات ذات باری ، نهنگی است که کفر و دین هر دو را می بلعد ، ورای اینهاست .
نیست اندر نگارخانه ی امر
صورت ونقش مؤمن وکُفار ،
زانکه در قعرِ بحرِ «الا الله»
«لا» نهنگی است کُفر و دین اوبار
سنائی در این ابیات اخلاقی و حکمی بیان می دارد علمی که تو را از توئی و رعونتِ تو باز ندارد ، یعنی تمایلات نفسانی تو را نابود نکند ، جهل از چنان علمی به صد مرحله بهتر است و با تمثیلی زیبا بیان می دارد . آب حیوان که مایه زندگی است اگر در گلو بگیرد ، مایه مرگ است ، علم نیز اگر رعونت را در انسان نابود نکند مایه هلاکت است ، و لعن و نفرین بر ابلیس ، برای آن نیست که او چپ از راست نمی شناسد ، بلکه بدان سبب است که علم دارد و به علم خویش عمل نمی کند .
علم ، کز تو ترا بنستاند ،
جهل از آن علم به بُوَد صد بار
آبِ حیوان چو شد گره در حلق
زهر گشت ار چه بود نوش گوار
نه بدان لعنت است بر ابلیس
که نداند همی یمین ز یسار
بَل بدان لعنت است کاندر دین
علم داند ، به علم نَکنَد کار
سنائی بیان می دارد در این ابیات حکمی و اخلاقی ، تا هنگامی که جانت پر از نقش و شهوت و خصومت حاصل از خشم است ، از علم دوری ، و با تمثیلی زیبا اشاره دارد به حدیث « اِنَّ الملائکهَ لاتَدخُلُ بَیتاً فیه کَلبٌ و لاصوره ( فیض القدیر ۲/۳۹۴ )
یعنی همانا فرشتگان به سرایی که در آن سگ و پیکر ( صورت ) باشد ، در نمی آیند »
دوری از علم ، تا ز شهوت و خشم ،
جانت پُر پیکر است وپُر پیکار
کی در آید فرشته تانکنی
سگ ز در دور وصورت از دیوار
سنائی با تأکید می گوید : « با بُخل به جستجوی طریق مباش که هر کس صاحبّ ثروت باشد ، دیندار نخواهد بود و کسی مالک دین است که از طریق بخشندگی بگونۀ صوفی معروف ، مالک دیندار در آید . »
و هر کس که اندر صدقه دادن اندر سبیل خدای بخیلی کند آن بخیل با تن خویش کرده باشد.
با بخیلی مجوی ره که نبود ،
هیچ دین دار مالِک دینار
مالِک دین نشد کسی که نشد
از سرِ جود مالِکِ دینار
در این بیت تمثیلی سنائی می گوید : چیز گران قیمتی را به کالا بی ارج مبادله کردی ؟ و این معاملۀ سفیهانه است .
گندمت کژدم است و مالت مار

حتما بخوانید :   جلوه های ادب تعلیمی در شعر سنائی غزنوی۹۳- قسمت ۱۹

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

مدیر سایت

Next Post

سايت مقالات فارسی - جلوه های ادب تعلیمی در شعر سنائی غزنوی۹۳- قسمت ۱۷

سه اکتبر 20 , 2020
خویشتنِ را به زیر پَی بسپرچون سپردی به دستِ حق بسپارسنائی تأکید دارد : تا در چپ و راست تو فراخی معیشت و برکت است و تو غرق آن ها هستی ، دین به دستِ تو نخواهد آمد .دین نیاید به دست تا بُودَتبر یمین و یسار یُمن و یسارو […]