تحقیق ماهوی و تاریخی۹۲- قسمت ۸

در یک نگاه کلی علمای شیعه بویژه عالمان عارف مسلک، توجه تامّی به این حدیث داشته اند و برخی این حدیث را صحیح دانسته‌اند و دیگران هم صدور آن از غیر معصوم را بعید و بلکه مستبعد دانسته‌اند.
پیشینه تحقیق موضوع :
تاکنون قریب به ۳۰ شرح، تعلیقه، و تحشیه از این حدیث شناخته شده است. شرح‌های حدیث دارای یک وزن یک حجم و مقاصد یکسانی نیست. برخی شروح بسیار مفصل و برخی بسیار مختصر و در حدّ ترجمه و توضیح برخی لغات و اصطلاحات مهم است. برخی نگرش فلسفی در آن آشکار است و برخی نگرش عرفانی طبق جستجوهای مختصری که انجام شده این حدیث مورد توجه بسیاری از علمای شیعه که دارای مشرب عرفانی بوده‌اند، قرار گرفته است.
و بسیاری از این علما در آثارشان به مناسبت‌هایی به این حدیث اشاره کرده‌اند.عمده تحقیقات محققان معاصر معطوف به احیای نسخه های خطی این حدیث است و تا کنون چنان که اشاره شد چندین نسخه تصحیح و منتشر شده است.نسخه هایی که عمدتا به ترجمه و بعضا به تفسیر حدیث بطور مختصر پرداخته اند ودر این میان در دویست سال اخیر چند شرح وتفسیر نیز ارایه شده است و جامع ترین تفسیر وشرح از آن علامه ملا عبدالله زنوزی است که در کتاب انوار الجلیه آمده است.هر چند شرح مرحوم علامه الاهی قمشه ای نیز از اهمیت فراوانی برخوردار است. به قدر آگاهی حقیر، علامه سید حسن مصطفوی دام عزه صاحب کرسی حکمت مشاء در حال حاضر، آخرین دانشمند شیعی است که به شرح این حدیث شریف پرداخته است و در فصلنامه دانشگاه امام صادق علیه السلام منتشر شده است. در پژوهش پیش رو تلاش شده است حتی المقدور همه شروح وتفاسیر دیده شود ونوعی جمع بندی در برداشت از حدیث شریف ارایه گردد.امیدکه مورد رضای حضرت حق، اولیاء معصوم علیهم السلام و همه اهل اسلام، ایمان و احسان قرار گیرد.
فصل دوم:
کمیل بن زیاد، تبار، دوره های حیات و ابعاد شخصیتکمیل بن زیاد، تبار و خاندان او
کمیل فرزند زیاد بن نهیک بن هیثم که در متون و منابع تاریخی[۴۷] گاه از آن به ابن عبدالرحمان یا ابن عبدالله نیز یاد می‌شود؛ در حدود سال‌های ۵ یا ۶ بعثت[۴۸]، در یکی از بزرگترین و مشهورترین طوایف شبه جزیره عرب یعنی «نَخَع» به دنیا آمد. نَخَع به معنی دوری است و جسر بن عمرو جدّ هشتم کمیل به خاطر این که از قوم خود فاصله گرفت، به این نام نامیده شد. نخعیان طایفه‌ای بزرگ و منشعب از قبیله مذحج[۴۹] بودند و در آستانه بعثت پیامبر خدا حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم در سرزمینی بنام «بیشه»[۵۰] در نزدیکی یمن مستقر و زندگی می‌کردند. شهرت او به یمنی و یمانی نیز بر همین اساس است. بدین ترتیب کمیل در طبقه‌بندی‌های مردم شبه جزیره(جزیره العرب)، جزو مردمان جنوبی و به تعبیری جزو عرب قحطانی و عاربه یا اصیل، در مقابل اعراب مستعربه یا عدنانی تلقی می‌‌شود.
اگر بتوان احادیثی را که درباره اقوام، قبایل و بسیاری امکنه وارد شده را قابل اعتبار و اعتناء دانست، پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم طایفه نخع را ستوده است. گویا رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در حق اینان فرموده باشد: «اللهم بارک فی النّخع».[۵۱] ‌ چنانکه درباره یمن و یمنیان و نیز قبیله «مذحج»، نیز روایاتی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده است.[۵۲]
کمیل بن زیاد در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
کمیل بن زیاد یمانی هرچند هنگام رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به احتمال قوی ۱۸ سال سن داشته است ولی در باره درک محضر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم سندی ارائه نشده، و لذا جزو بزرگان تابعان حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم معرفی شده است چنان که بیشتر رجال شناسان، کمیل را «تابعی» (کسی که محضر رسول خدا را درک نکرده یا از آن حضرت روایت نقل کرده است) معرفی نموده و صحابه نگاران رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم نیز نامی از وی به میان نیاورده‌اند؛ ولی از آنجا که او بخشی از دوران جوانی خود را در حیات پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم گذرانده، برخی معاصران صحابی بودن وی را محتمل دانسته‌اند.[۵۳] این که در زمان رحلت حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم، کمیل ۱۸ سال داشته است از این رو، ابن حجر عسقلانی (۷۷۳-۸۵۲ ق) می‌گوید: «قد ادرک من الحیاۀ النبویۀ ثمانی عشرۀ سنۀ»[۵۴]. و نیز این که ماموریت امام علی علیه السلاماز طرف پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم برای تبلیغ احکام و معارف الهی به سرزمین یمن قبل از حجه الوداع بوده و در نتیجه آن سفر مبارک خورشید اسلام در یمن طلوع کرده و بسیاری از جمله کمیل به آیین اسلام تشرّف یافته‌اند و به نوعی دلدادگی کمیل به حضرت علی علیه السلامآغاز و چشم و جان مستعد او به جمال جان‌افزای امیر زیبایی‌ها و سرچشمه کمالات گره خورده است، این احتمال را که کمیل محضر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را درک کرده باشد موجه می نماید. هرچند این ادعا گمانی بیش نبوده و احتمالی است که تاکنون در هیچ یک از منابع و متون رجال اشاره‌ای بدان نشده است. چنانچه «صحابی» را کسی بدانیم که زمان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را درک کرده یا دیده باشد، در حالی که مسلمان بوده، کمیل جزء اصحاب آن حضرت به شمار می‌رود؛ ولی چنان که مصطلح و مشهور است اگر «صحابی» را کسی بدانیم که از

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بدون واسطه روایت هم نقل کرده باشد، او را نمی‌توان جزء اصحاب محسوب نمود؛ چرا که کمیل روایتی را از حضرتش بدون واسطه نقل نکرده است.
کمیل بن زیاد در دوران خلفای نخستین
در کتب و آثار معتبر تاریخی از حالات و عملکرد کمیل در زمان حکومت ابوبکر و عمر که او در سنین جوانی بود، گزارشی نقل نشده است ولی در زمان خلافت عثمان حضور کمیل به صورت اعتراض به انحرافاتی که در حکومت او پدیدار شده بود، آشکار است. و نمونه بارز این اعتراض، قیام بر ضد سعید بن عاص، والی کوفه، بود که باعث دستگیری او و برخی دیگر از معترضان شد و داروغه و پلیس شهر، آنان را به بهانه زیاده‌خواهی به شدت مورد ضرب و شتم قرار داد و سخت مورد غضب سعید بن عاص و عثمان قرار گرفتند.
عثمان با اطلاع از موضوع دستور داد که جناب کمیل و بعضی از دوستانش مانند مالک اشتر و صعصعۀ بن صوحان را از کوفه به شام تبعید و از خانواده و دوستانشان جدا کنند.[۵۵]. اما آنان در شام نیز به مبارزات سیاسی خود بر ضد حکومت عثمان و معاویه – که والی عثمان در شام – بود ادامه دادند. آنان مخالفت‌ها و اعتراضات خود را با شیوه‌های مختلف ابراز می‌داشتند؛ به طوری که معاویه در نامه‌ای به عثمان، از کنترل آنها اظهار عجز کرد. اینجا بود که آنها به دستور عثمان دوباره از شام به کوفه نزد سعید بن عاص برگشتند.
آنان در کوفه بیش از پیش به انتقاد خود ادامه دادند. با شکایت سعید بن عاص به عثمان، او دستور داد که آنان را نزد عبدالرحمان بن خالد بن ولید به حمص (شهری است در سوریه) بفرستد. بدین ترتیب کمیل، مالک، صعصعه، جندب و …، به جرم دفاع از حضرت علی علیه السلام و مبارزه با ظلم به حمص تبعید شدند. عبدالرحمن بن خالد به شدت ایشان را مورد آزار و اذیت و بی‌احترامی قرار می‌داد و حتی هرگاه سوار اسب می‌شد، ایشان را با پای پیاده به دنبال خود در شهر می‌گرداند و با آنان بدرفتاری می‌کرد. بعد از مدتی عبدالرحمن بن خالد به عثمان نامه‌ای نوشت و تقاضای عفو ایشان را کرد و آنان را به کوفه برگرداند که عثمان هم پیشنهاد او را پذیرفت.
کمیل در دوره امامان اهل بیت علیهم السلام
کمیل و امام علی علیه السلام
قبل از پرداختن به رابطه کمیل با امام علی علیه السلام مناسب است اشاره به دیگر امامان علیهم السلام که کمیل شرف حضور آنان را پیدا کرده است شود. و سپس به بحث اصلی کمیل و امام علی علیه السلام است بپردازیم.
امامانی که جناب کمیل موفق به درک حضورشان شده است(غیر از وجود مبارک امیرمومنان علیه السلام) عبارتند از:
امام حسن، امام حسین، امام سجاد علیهم السلام؛ بلکه به گواهی دانشمندان رجال، او از خواص آن بزرگواران محسوب می‌شود. کمیل بن زیاد در زمان امام حسن و امام حسین علیهما السلام همواره همراه آنان بودند.
کمیل صاحب سرّ و یار دوران غربت و عظمت امام علی علیه السلام
به گواهی تاریخ و متون و منابع معتبر مورد قبول فریقین[۵۶]، کمیل بن زیاد النخعی از ارجمندترین یاران امام علی ابن ابیطالب علیه السلام به شمار می رود. مطابق برخی گزارش‌ها، کمیل بن زیاد در کنار اویس قرنی از زهاد ثمانیه عرب و کوفه دانسته شده است.[۵۷]
شیخ مفید رحمه الله در کتاب الاختصاص در بابی تحت عنوان سابقان مقرب به حضرت علی علیه السلام ، پس از نام بردن اصحابی همچون: سلمان، مقداد، ابوذر، و عمار به عنوان ارکان اربعه، از تابعانی مانند: اویس قرنی، رشید حجری، میثم تمار، کمیل بن زیاد نخعی، قنبر غلام حضرت، محمد بن ابی بکر و دیگران نیز یاد می‌کند.[۵۸]
با حاکمیت امام علیعلیه السلام جناب کمیل در طول حکومت آن حضرت از جمله فدائیان و ملازمان آن حضرت به شمار می‌آمد. کمیل که به رجال شناسان در کنار زهد و عبادت، شجاعت را از صفات آشکارش دانسته‌اند در همه نبردهای امام علی علیه السلام با قاسطین، مارقین، و ناکثین، در شمار فرماندهان لشکر امام، آماده جان‌فشانی در راه اسلام و قرآن بود.
نقل است روزی امام علی علیه السلام به کاتب خود، عبدالله بن ابی رافع فرمان داد تا ده نفر از معتمدان (ثقه) آن حضرت را حاضر نماید. عبدالله عرض کرد: ای امیر مؤمنان! آنان را مشخّص فرمایید. حضرتش ده نفر، از جمله کمیل را نام برد.[۵۹]
این حدیث، بیانگر جایگاه ویژه کمیل نزد امام علی علیه السلام است.نمونه دیگر نقل خود کمیل است. از کمیل نقل است که :
با امام علی علیه السلام در مسجد کوفه بودم. نماز عشاء را به جای می‌آوردیم که حضرت دست مرا گرفت و از مسجد خارج شدیم او راه را در پیش گرفت تا اینکه به بیرون شهر رسیدیم. در این مدّت، حضرتش هیچ سخنی با من نگفت. چون به بیابان رسیدیم، حضرت نفسی تازه کرد و فرمود: ای کمیل! این قلب‌ها ظروفی هستند و بهترینشان با ظرفیت‌ترین آنهاست. آنچه را می‌گویم به خاطر بسپار! مردم بر سه قسمند:
«عَنْ کُمَیْلِ بْنِ زِیَادٍ قَال خَرَجَ إِلَیَّ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ علیه السلام فَأَخَذَ بِیَدِی وَ أَخْرَجَنِی إِلَى الْجَبَّانِ وَ جَلَسَ وَ جَلَسْتُ ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ إِلَیَّ فَقَالَ یَا کُمَیْلُ احْفَظْ عَنِّی مَا أَقُولُ لَکَ النَّاسُ ثَلَاثَهٌ عَالِمٌ رَبَّانِیٌّ وَ مُتَعَلِّمٌ عَلَى سَبِیلِ نَجَاهٍ وَ هَمَجٌ رَعَاع»
امام فرمودند: ای کمیل چند مطلب را از من به خاطر بسپار مردم سه گر
وه هستند

  1. دانشمندان هدایت یافته از جانب خداوند،
  2. فراگیرندگان دانش که راه نجات را در پیش گرفته‌اند
  3. افراد نادانی که به هر سو متمایل و هر بانگی را پیروی می‌نمایند.

آنها، هم جهت بادند و هرگز به فروغ علم، نورانی نگشته، و به ملجِأ مورد اعتمادی نیز پناه نبرده‌اند.
«یَا کُمَیْلُ الْعِلْمُ خَیْرٌ مِنَ الْمَالِ الْعِلْمُ یَحْرُسُکَ وَ أَنْتَ تَحْرُسُ الْمَالَ وَ الْمَالُ تَنْقُصُهُ النَّفَقَهُ وَ الْعِلْمُ یَزْکُو عَلَى الْإِنْفَاق»
یا کمیل! العلمُ خیرٌ من المال؛ ای کمیل! علم از مال بهتر است؛ چرا که دانش، تو را حفظ می‌کند؛ امّا تو نگهبان ثروت هستی. مال با پرداخت، کاسته می‌گردد، ولی علم با انفاق، افزون می‌شود…
آنگاه اشاره به سینه مبارک خود کرد و فرمود:
«هَا إِنَّ هَاهُنَا لَعِلْماً جَمّاً وَ أَشَارَ بِیَدِهِ إِلَى صَدْرِهِ لَوْ أَصَبْتُ لَهُ حَمَلَهً بَلَى أَصَبْتُ لَقِناً غَیْرَ مَأْمُونٍ عَلَیْهِ مُسْتَعْمِلًا آلَهَ الدِّینِ لِلدُّنْیَا وَ مُسْتَظْهِراً بِنِعَمِ اللَّهِ ….» آه! آه! در اینجا علوم فراوانی است؛ ولی حاملی برای آنها نمی‌یابم، بلکه آنچه هست (یکی از سه گروهند:) تیزهوشانی که دین را وسیله کسب دنیا قرار داده و بر بندگان خدا فخر می‌فروشند. متدینانی نادان که با اوّلین شبهه بر آنها شک عارض می‌گردد و یا شهوت‌پرستان و مال اندوزانی که کاری به دین نداشته و به چهارپایان شبیه‌ترند. و اینچنین است که علم با مرگِ حاملانش می‌میرد…
نمونه دیگر در مورد «رازداری کمیل» اینکه:
شبی امام علی علیه السلام به همراه کمیل از مسجد کوفه عازم منزل بودند؛ در میان راه به در خانه مردی رسیدند که در آن وقت از شب با صدایی زیبا و محزون این آیات قرآن را تلاوت می‌کرد: «خَرَجَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام ذَاتَ لَیْلَهٍ مِنْ مَسْجِدِ الْکُوفَهِ مُتَوَجِّهاً إِلَى دَارِهِ وَ قَدْ مَضَى رُبْعٌ مِنَ اللَّیْلِ وَ مَعَهُ کُمَیْلُ بْنُ زِیَادٍ وَ کَانَ مِنْ خِیَارِ شِیعَتِهِ وَ مُحِبِّیهِ فَوَصَلَ فِی الطَّرِیقِ إِلَى بَابِ رَجُلٍ یَتْلُو الْقُرْآنَ فِی ذَلِکَ الْوَقْتِ وَ یَقْرَأُ قَوْلَهُ تَعَالَى أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّیْلِ ساجِداً وَ قائِماً یَحْذَرُ الْآخِرَهَ وَ یَرْجُوا رَحْمَهَ رَبِّهِ قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَ الَّذِینَ لا یَعْلَمُونَ إِنَّما یَتَذَکَّرُ أُولُوا الْأَلْباب‏ بِصَوْتٍ شَجِیٍّ حَزِینٍ فَاسْتَحْسَنَ ذَلِکَ کُمَیْلٌ فِی بَاطِنِهِ وَ أَعْجَبَهُ حَالُ الرَّجُلِ مِنْ غَیْرِ أَنْ یَقُولَ شَیْئاً فَالْتَفَتَ إِلَیْهِ»[۶۰]

مدیر سایت

Next Post

تحقیق ماهوی و تاریخی۹۲- قسمت ۱۰

س اکتبر 13 , 2020
هر دمش با من دلسوخته لطفی دگر است این گدا بین که چه شایسته انعام افتاد شیخ مفید در پایان این ماجرا می نویسد: خبر پیش گویی شهادت کمیل روایتی است که راویان عامه از راستگویان خود نقل کرده اند و شیعیان نیز در نقل با آنها شریکند، که مضمون […]