تحقیق ماهوی و تاریخی۹۲- قسمت ۵۳

احنف بن قیس تمیمی سعدی، اسم او صخر یا ضحاک فرزند «قیس بن معاویه بن حصین تمیمی» ملقب به احنف و کنیه اش «ابو بحر تمیمی سعدی» است؛ چون پای او قدری کج بود لذا به احنف (کج پا) شهرت داشت. احنف از اشراف اهل بصره و بزرگ قبیله بنی تمیم و یکی از عقلای نامدار ملت عرب بوده است. وی گذشته از هوشِ بی نظیرش، سخنگویی فصیح و ناطقی جسور بود و از نظر حلم و بردباری و بزرگی ضرب المثل عرب است. از وی پرسیدند: چگونه بزرگ قوم خود شدی؟ گفت: با دستگیری ستمدیدگان و کمک به بینوایان. گفتند: حلم را از که آموختی؟ گفت: از حکیم عصر و حلیم زمان قیس بن عاصم منقری.
در بردباری احنف همین کافی است که وقتی برادرزاده اش از درد دندان می نالید، به او گفت: من سی سال است از بینایی یک چشم محرومم و به احدی نگفته ام. احنف در زمان حیات پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله مسلمان شد، اما موفق به دیدار آن حضرت صلی الله علیه و آله نگردید، اما مورد دعای حضرت صلی الله علیه و آله قرار گرفته است. با این حال شیخ طوسی در کتاب رجال خود، وی را از اصحابِ رسول خدا صلی الله علیه و آله، امیرالمؤمنین علیه السلام و امام حسن مجتبی علیه السلام به شمار آورده است.
پی نویس شماره ۸ ص ۳۸
سهل بن حنیف انصاری، برادر عثمان بن حنیف از طایفه عمر بن عوف و از قبیله اوس و ساکن محله قبا در مدینه بود. سهل از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و دارای فضائل بسیار بود. سهل بن حنیف به همراه جمعی از مردم مدینه به مکه رفت و در سال ۱۲ بعثت در عقبه منا با پیامبر بیعت کرد و اسلام آورد، و به عنوان یکی از نقبای ۱۲ گانه مردم مدینه برگزیده شد. وی پس از بازگشت به مدینه به همراه برخی از جوانان یثربی بت‌های قبیله را شکست. سهل در جنگ بدر، احد، خندق و تمامی نبردهای زمان پیامبر شرکت کرد و رشادت هایی به‌یادماندنی از خود به یادگار گذاشت. مورخان وی را در کنار حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام یکی از هشت رزمنده جنگجوی مقاوم احد می‌دانند. همچنین گویند که سهل از نیروهای شرطه الخمیس بوده است.
پس از رحلت پیامبر، سهل انصاری از جمله مخالفان خلافت ابوبکر بود که به همراه یازده تن از صحابه به مخالفت از بیعت با ابوبکر داد سخن داد. او بعد از قتل عثمان از نخستین گروندگان به امیرالمؤمنین علیه السلام بود.
هنگامی که امام برای سرکوبی شورشیان پیمان شکن راهی بصره شد، سهل انصاری را به عنوان جانشین خود در مدینه منصوب نمود. از این رو او در نبرد جمل حضور نداشت ولی پس از آن، جهت شرکت در جنگ با ستم پیشگان شامی راهی عراق شد و به همراه امام علی علیه السلام در جنگ صفین شرکت جست. پس از پایان نبرد صفین وی به عنوان استاندار فارس راهی آن سامان شد ولی مردم آن دیار وی را پذیرا نشدند و او به کوفه بازگشت.
این قهرمان انصاری سرانجام در سال ۳۸ قمری در شهر کوفه دار فانی را وداع گفت و امیر مومنان علیه السلام را از مرگ خود محزون و نگران ساخت. امام بر پیکر سهل انصاری نماز گزارد و او را کفن کرد و به خاک سپرد.
پی نویس شماره ۹ ص ۴۴
هاشمی خطیب از کتاب نتائج المطالعات و ثمرات المراجعات اثر سید محمد مهدی کاظمی، درباره این حدیث جنین نقل کرده است:
فی نفسی من هذا‌ الحدیث شیء و جل ظنی أنّه من وضع الصوفیه و إن أورده جمع من علماء الفریقین فی کتبهم. کما عرفت. و ذلک لأمور:
الاول) أن الخبر المشار إلیه لم یکن أکثر من سطر حتی یستغرق وقتا کثیرا بنتهی إلی الصبح فیأمره أمیرالمومنین علیه السلام باطفاء السراج و من البعید أن یطرق کمیل مع عقله و کماله باب دار أمیرالمومنین قبیل طلوع الصبح مع علمه رضی‌الله عنه باشتغال أمیرالمومنین علیه السلام بنوافل اللیل و مقدمات صلوه الفجر
الثانی) أن کمیل رضی‌الله عنه کان غرضه الوقوف علی معنی الحقیقه و لم یقف حتی طلع الصباح
الثالث) إن أمیرالمومنین علیه السلام و کذلک أولاده علیه‌السلام کانو یجیبون کل من یسألهم بأجوبه شافیه کافیه غیر مجمله بأّبلغ عباره و أحسن بیان کما لا یخفی علی من مارس کلماتهم و مخاطباتهم و أجوبتهم المدونه فی کتب الفریقین، هذا نهج‌البلاغه وهذه الصحیفه العلویه و الصحیفه السجادیه و کذا سائر الأدعیه المأثوره عنهم و الزیارت المرویه عنهم و الخطب المنقوله عنهم تنادی بأعلی صوتها بأنها صادره عن معادن العلوم و الآثار ومنابع الحکم و الأخبار. کما لا یخفی علی من جاس خلال تلک الدیار
الرابع) انه لا داعی لالقاء أمثال هذه الکلمات المجمله و العبارات المبهمه علی مسامع حامل أسراره و هو لا یفهمها
پی نویس شماره ۱۰ ص ۴۵
برای برخی نسخه‌های خطی این شرح نک: احمد منزوی، فهرست نسخه‌های خطی فارسی، تهران، ۱۳۴۹ش، ج ۲، ص ۱۳۳۱؛ محمد تقی دانش‌پژوه، فهرست کتابخانه اهدایی آقای سید محمد مشکوه به کتابخانه دانشگاه تهران، جلد سوم، بخش یکم، تهران، ۱۳۳۲ش، ص ۴۶۲؛ سید احمد حسینی اشکوری فهرست نسخه‌های خطی کتابخانه آیت‌الله العظمی مرعشی نجفی، قم، ۱۳۵۵ش، ج۵،ص ۳۶۵؛ عبدالحسین حائری، فهرست نسخه‌های خطی کتابخانه مجلس شورای اسلمی ، تهران، بی‌تا، ج ۲۲، ص ۳۶٫ مورخ و محقق و دانشمند ارجمند جناب آقای رسول جعفریان این نسخه خطی را در سایت کتابخانه مجلس شورای اسلامی قرار داده است.
گفتنی است که ملاعبدالله زنوزی ترجمه این شرح را در کتاب الانوار الجلیّه (به کوشش سید جلال‌الد

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

ین آشتیانی، تهران، ۱۳۵۴ش، صص ۳۶۴-۳۶۸) آورده و بر آن مناقشاتی وارد کرده است. برای متن تصحیح شده آن نیز نک: عبدالرزاق کاشانی، «شرح حدیث کمیل»، به کوشش فاضل بهرامی، رهنمون، نشریه مدرسه عالی شهید مطهری، شماره ۲-۳٫
پی نویس شماره ۱۱ ص ۴۵
برای برخی نسخه‌های خطی این شرح نک:احمد منزوی، فهرست نسخه‌های خطی فارسی، تهران ۱۳۴۹ش، ج ۲، ص ۱۳۳۲؛ سید احمد حسینی اشکوری، فهرست نسخه‌های خطی کتابخانه آیت‌الله العظمی مرعشی نجفی، قم، ۱۳۷۵ش، ج ۲۶، ص ۸۶؛ عبدالحسین حائری، فهرست نسخه‌های خطی کتابخانه مجلس شورای اسلامی، تهران، بی‌تا، ج ۲۲ ص ۳۷، سید عبدالله انوار، فهرست نسخ خطی کتابخانه ملی ایران، تهران، ۱۳۴۷ش، ج ۲، ۲۳۸٫
پی نویس شماره ۱۲ ص ۵۷
قال سیّد الشهداء الحسین بن علی علیه السلام فی دعاء عرفه: « اَنْتَ الَّذی اَشْرَقْتَ الاَْنْوارَ فی قُلُوبِ اَوْلِیآئِکَ حَتّی عَرَفُوکَ وَوَحَّدُوکَ وَاَنْتَ الَّذی اَزَلْتَ الاَْغْیارَ عَنْ قُلُوبِ اَحِبّائِکَ حَتّی لَمْ یحِبُّوا سِواکَ. و قال: اِلهی اَمَرْتَ بِالرُّجُوعِ اِلَی الاْ ثارِ فَارْجِعْنی اِلَیکَ بِکِسْوَهِ الاَْنْوارِ وَهِدایهِ الاِْسْتِبصارِ حَتّی اَرْجِعَ اِلَیکَ مِنْها کَما دَخَلْتُ اِلَیکَ مِنْها مَصُونَ السِّرِّ عَنِ النَّظَرِ اِلَیها وَمَرْفُوعَ الْهِمَّهِ عَنِ الاِْعْتِمادِ عَلَیها اِنَّکَ عَلی کُلِّ شَی قَدیرٌ»
پی نویس شماره ۱۳ ص ۵۹
کلام فی سؤال کمیل عن الحقیقه فنقول:«سئل کمیل بن زیاد عن علیّ علیه السّلام: «ما الحقیقه؟» فقال علیه السّلام: «ما لک و الحقیقه یا کمیل؟» فقال: «او لست صاحب سرّک؟» قال: «بلى و لکن یرشح علیک ما یطفح منّی» فقال: «او مثلک یخیّب سائلا؟» فقال علیه السّلام: «الحقیقه کشف سبحات الجلال من غیر إشاره»
سبحات وجه اللّه: أنواره کما فی القاموس و فی الحدیث: «انّ للّه سبعین الف حجاب من نور و سبعین الف حجاب» من ظلمه لو کشفها، لأحرقت سبحات وجهه کلّما انتهى إلیه بصره» و یمکن أن یراد بها «الأنوار الذّاتیّه»، و أن یراد بها «الأنوار الفعلیّه» من الأنوار القاهره. و کونها «حقیقه» لأجل انّها من صقع الحقیقه، و انّها باقیه ببقائها موجوده بوجودها. و قوله (علیه السّلام): «من غیر إشاره» إشاره إلى مقام الفناء، و الفناء عن الفناء، إذ ما دمت باقیا و فی کل لطیفه من هذه العشر سهم حتّى من القبضه العنصریّه، فالأرضیه فی القلب مثلا ثباته، و الناریّه حرارته اللائقه به، و المائیّه قبوله و انقیاده، و الهوائیه لطافته و تجرّده بحسبه، فیحصل من ضرب العشره فی السّبع سبعون. و فی کلّ منها مظهریّه الأسماء الحسنی الألفیّه الإلهیّه فتصیر سبعین ألفا. و وجوداتها حجب نوریّه، و ماهیّاتها حجب ظلمانیّه. منه‏ بإنّیتک مشیرا إلیه، فقد خلّیت نفسک عنه و صیرته محدوداقال (علیه السّلام):«من قال على «م؟» فقد أخرى منه و قد ذکرنا فی برهان عدم تخلّل الغیر انّ المشیر و الإشاره و غیرهما، کلّها کلماته. و لذا قال الشّیخ الشّبلی: «من أشار إلى التّوحید بإشاره، فهو زندیق» و قال الشیخ عبد اللّه الأنصاری قدّس سرّه:

مدیر سایت

Next Post

مقاله دانشگاهی - تحقیق ماهوی و تاریخی۹۲- قسمت ۵۵

س اکتبر 13 , 2020
باز اگر تو یکجهان دارى گناه نیست باک ار بیخودى ز آنروى ماه انّما المأثور فی النصّ الجلیّ لا یضرّ السّیّ‏ء (مع) حبّ علیّ فقال:«زدنی بیانا» قال علیه السّلام: «محو الموهوم و صحو المعلوم»المراد «بالموهوم»: وجه النّفس من کلّ شی‏ء و «بالمعلوم»: وجه اللّه منه. و التعبیر «بالمعلوم» المراد به «الیقین»، […]
Copyright All right reserved Theme: Default Mag by ThemeInWP
ما وحّد الواحد من واحد إذ کلّ من وحّده جاحد
توحید من ینطق عن نعته عاریه أبطلها الواحد
توحیده ایّاه توحیده و نعت من ینعته لاحد