منابع مقالات علمی : تحقیق ماهوی و تاریخی۹۲- قسمت ۳۸

و منظور از کشف معنوی کشف مجرد از صور حقایق و ظهور معانی غیبی و حقایق عینی است.[۲۵۶] و بسته به مرحله‌ای که سالک در آن قرار دارد و به اندازه‌ای که از طبیعیت سفلی قدم فرا نهاده است و به قدر رفع حجاب و صفای عقل، صفای دل و صفای روح به کشف نظری، نوری و روحی یا روحانی تفسیم شده است.[۲۵۷]
«السُبحه» بالضم، حرزات یسبّح بها،[۲۵۸] و السبحه ایضاً: التطوع من الذکر و الصلاه. سُبُحه و سُبحه به ضم و سکون باء، مهره‌ها، دانه‌هایی که با آن خدای تعالی تنزیه کرده می‌شود. و تسبیح یعنی سبحان الله به معنای تنزیه خداوند عالَم است، سبوح از همین ماده از اسماء الاهی است. سُبحات وجه الله به معنی جلالت و انوار وجه الاهی است، سبحات جلال یعنی بزرگی و عظمت نور حق تعالی چنان که سبحات به معنی مواضع سجود هم آمده است.
«اشاره»- به معنی اشاره کردن، توجه کردن، نشان دادن است و اقسامی دارد از جمله اشاره حسی که به معنی توجه حسّ به سطوح جسم و حدود جسمانی اوست و اشاره عقلی که توجه عقل به ماهیات و معانی کلی است، و نیز اشاره قلبی و روحی.
بر اساس آنچه از واژه شناسی اشاره شد، حقیقت عبارت از مشاهده بدون حجاب انوار جلال سلطان احدیث است بدون اشاره به مظاهر جمال. به تعبیری دیگر حقیقت توحید و عرفان و باطن ایمان و ایقان عبارت است از ظهور و انکشاف انوار جلال ذات اقدس نور الانوار بدون تحقق اشاره‌ای از اشارات حسیه، عقلیه یا قلبیه یا روحیه و …. است.[۲۵۹] انکشاف انوار عظمت ذات الاهی بی‌کم و کیف که نه مقید به حیثیتی است و نه موسوم به کیفیتی.[۲۶۰]
مقصود از سبحات جلال چیست؟ عرفا برای توضیح سبحات جلال الاهی به چندین حدیث استناد کرده اند «عَنِ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله و سلم أَنَّ لِلَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى سَبْعِینَ أَلْفَ حِجَابٍ مِنْ نُورٍ وَ ظُلْمَهٍ لَوْ کُشِفَتْ لَأَحْرَقَتْ سُبُحَاتُ وَجْهِهِ مَا دُونَه»[۲۶۱]
«و روی عنه صلی الله علیه و آله و سلم أنه قال إن لله سبعین حجابا و فی روایه أخرى سبعمائه حجاب و فی أخرى سبعین ألف حجابا من نور و ظلمه لو کشفها عن وجهه لاحترقت سبحات وجهه ما أدرکه بصره من خلقه»[۲۶۲]
« وَ عَنْ أَنَسٍ عَنِ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله و سلم قَالَ قَالَ جَبْرَئِیلُ إِنَّ بَیْنِی وَ بَیْنَ الرَّبِّ لَسَبْعِینَ حِجَاباً مِنْ نَارٍ أَوْ نُورٍ لَوْ رَأَیْتُ أَدْنَاهَا لَاحْتَرَقْتُ»[۲۶۳]
براساس این دسته از احادیث شریف هرچند برای خدای تعالی که کلّ الوجود است هیچ حجابی متصور نیست و تمام هستی
از مقام «هو» یعنی هویت ذات یکتا که از آن به مقام غیب الغیوب یاد می‌شود و تا مقام تجلی جمعی که از آن به مقام الاهیت و ذات مستجمع جمیع اسماء و صفات کمالیه یاد می‌شود و نیز مقام تجلیات اسمائی که حکما از آن به عالم ربوبی، عالم عنایت و نظام ربانی تعبیر می‌آورند و عرفا از آن به عالم تجلی فیض اقدس و ظهور علمی ماهیات امکانی در حضرت علمیه یا نشأیه اعیان ثابته نام می‌برند تا مقامات تجلیات افعالی فیض مقدس که مقام حقایق کونی و ظهورات عینی خلقی است، همه‌اش برای ذات حق تعالی آشکار است. اما میان خلق و حق حجاب های فراوانی است و به تعبیر دیگری هرچند تمام عوالم لاهوت، جبروت، ملکوت، ناسوت و کرات بی‌حد و نهایت این فضای نامتناهی و کلاً و جزء به ذات او آشکار و هیچ خفا و غیبت در آسمان عوالم ارواح مجرد و سرزمین اشباح مادیه، نسبت به آن حقیقت محیط بر کل نخواهد بود[۲۶۴]، اما درباره نسبت و رابطه ذات حق تعالی در مقایسه با خلق، از حجاب بلکه از حجاب‌های نامتناهی سخن گفته می‌شود.
و تعبیر هفتاد حجاب یا هفتاد هزار یا هفتصد هزار حجاب هر چه که باشد فقط برای بیان کثرت است و الا حجاب ها بی‌نهایت است. چرا که هر یک از وجودهای نامتناهی که تجلی حق‌اند و هر یک از ماهیات بی‌نهایت که مظهر تعینات اسماء الاهی‌اند، در پیوند با آن وجود صرف و حقیقت مطلقه و هستی محض حجاب خواهند بود و هیچ یک از مراتب خلقی از مقام عقل اوّل و حقیقت محمدیه تا سایر قوای ادراکی، آن شاهد کل الجمال را بی‌حجاب نتوانند دید و جز او هیچ کس و هیچ چیز آن حسن کلّ را بی پرده و به کنه ذاته مشاهده نتواند کرد بلکه بین او و خلق همواره حجاب‌ها وجود خواهد داشت و این حجاب‌های بی‌نهایت دو دسته‌اند:

  1. حجب ظلمانی
  2. حجب نورانی

منظور از حجاب‌های ظلمانی اجسام و جسمانیات و هر چیزی متعلق به آن است و توجه نفس به لذات و شهوات حیوانی و آمال و امیال نفسانی تا توجه به ماهیات امکانی و توجه به خلق از جهات خلقی را شامل می‌شود.
و امّا حجاب‌های نورانی که مفارقات و روحانیات است خود دو قسم است.
سبحات و انوار جلال[۲۶۵] که آن اشراقاتی است که در پیوند با قهاریت، افناء، جباریت و کبریائی حضرت حق است و از فرط عظمت و نورانیت بی‌نهایت، عاشق را از خود به عنایت «لن ترانی[۲۶۶]» دور می‌سازد و معشوق به قهر «یحذرکم الله نفسه[۲۶۷]» عاشق را در حمای حیرت غرق می‌کند و به سبب آن اشراق، سالک عارف خود را ابداً در بُعد و فراق می‌بیند به طوری که مقام وصال را برای خویش محال و ممتنع می‌پندارد. و به نوعی حال یأس از وصال، حالت و هیئت خوف و حیرت و هیجان، دامن‌گیر دل عارف می‌شود و سبحات و انوار جمال آن اشراقاتی است که در پیوند با صفات مربوط به لطف، ابقاء، زینت کمال و خیریت حضرت ح

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir

ق است و عارف را امیدوار به وصال کرده و او را به نوای:
«اِلهی لِقائُکَ قُرَّهَ عَینی وَ وَصلُکَ مُنی نَفسی وَ رُؤیتُکَ حاجَتی وَ جِوارُکَ طَلِبَتی وَ اِلَیکَ شَوقی» (مناجات المریدین)[۲۶۸] ترنم گرداند و عاشق را به ندای‌: «فانّی قریب اجیب دعوه الداع»[۲۶۹] دعوت به مشاهده جمال خود و آئینه آفاق و انفس کند. و به مثابه حدیث قدسی: «لَمْ یَسَعْنِی سَمَائِی وَ لَا أَرْضِی وَ وَسِعَنِی قَلْبُ عَبْدِی الْمُؤْمِنِ »[۲۷۰] آئینه قلب عارف عاشق را مظهر تجلی جمال یکتایی‌اش گرداند و به تعبیری در نتیجه اشراق انوارجمال، حال وصال، امن، قرب و شهود آن حسن بی‌مثال دست داده و دل عاشق را از آوارگی بیابان حیرت به خلوت خانه وصال امیدوار می‌سازد.
عراقی می‌گوید:

مدیر سایت

Next Post

فایل - تحقیق ماهوی و تاریخی۹۲- قسمت ۴۳

س اکتبر 13 , 2020
پس از توضیح مختصر درباره مفردات این فقره از حدیث شریف به حسب لغت و اصطلاح، نوبت آن است که به تبیین مراد معدن علوم ربّانی از محو الموهوم مع صحو المعلوم اشاره شود.اولاً چنان که از همین فقره از حدیث شریف برمی‌آید اصولاً صحو بعد از محو است. ودر […]
Copyright All right reserved Theme: Default Mag by ThemeInWP
روشن‌تر از وجود تجلی ذات حق بنموده آنچه جمله یکسرم
عالم بسوزد از سبحات جلال من از روی لطف اگر به جهان باز ننگرم
روشن‌تر از وجود شود ظلمت عدم گر بوده جمال خود از هم فرو برم
آن دم که بود مدت غیبم شهود یافت بنمود آنچه بود و بود جمله یک سرم