سایت مقالات فارسی – تحقیق ماهوی و تاریخی۹۲- قسمت ۳۶

  1. امامعلیه السلامبا تعبیر «یطفح» از یک سو جامعیت و احاطه باطن شریفش را نسبت به جمیع انوار توحید بیان کرده است چنان که در مکانی دیگر فرمود: «لو کشف الغطاء ما زددت یقیناً» و از سوی دیگر در صدد بیان این است که عنایت احاطه و شدت آن بگونه‌ای است که به سوی دیگران سرریز می‌شود.
  2. این که در مباحث تربیتی و سیر و سلوک چنان که فرمود أنا یدالله المبسوطۀ علی الخلق اجمعین. تأکید می‌شود به این که معطی هر کمال باید به نحو تام و تمام دارای آن کمال باشد به طوری که عنایت تمامیتش در آن کمال، اقتضای فیضان آن کمال را بنماید، ریشه در این کلام شریف و استعاره دقیق آن حضرت دارد.
  3. در سیر و سلوک، سالک به کامل و خضر راهی محتاج است که جهات فیاضیت به او برگردند و او ممدّ سالک باشد در طی طریق از مرتبه درک انوار تجلیات صفات تا مرتبه یا مراتب مشاهده انوار ذات و سرّ الاسرار است. هادی کاملی که استعدادها و قابلیت‌ها را به خوبی بشناسد، موانع و حجب‌ها را برداشته و آنرا به فعلیت رساند و از حضیض نقص به اوج کمال ترقی دهد.
  4. این تعبیر حضرتعلیه السلامگویای این است که آن حضرت علیه السلام منبع معارف یزدانی در مقام تمکین و استقامت و در مرتبه تعلیم و هدایت است، مقامی که تنها بعد از مقام فرق بعد از جمع و صحو بعد از محو و بقای بعد از فنا حاصل می‌شود. چون از این کلام بر می‌آید وفور کمالات به گونه‌ای است که غایت شدت و کثرت لبالب گردیده و از اطراف و جوانب جاری شده است.
  5. حاصل سخن این که اگر چه کمیل بن زیاد صاحب سرّ و مستعدّ برای مکاشفه و بوارق و لوامع است امّا تا رسیدن به مقام سرّ سرّ و تا سرّ الاسرار، مسیری طولانی است و نیازمند مجاهدات شاقّه نفسانیه و ریاضات علمیه و عملیه در رفع حجب ظلمانی و نفسانی است[۲۴۲].

برخی شارحان معاصر حدیث کمیل، از اصطلاح «طفح» نور احدی از وجود سراسر نور مقام ولایت کامل و «ترشح» آن بر سالک صاحب سرّ، به تبیین فاصله میان این دو مقام تأکیده کرده‌اند. ایشان می‌نویسد[۲۴۳]:
حضرت امام علی علیه السلام در مقام فرق بعد الجمع و بقاء بعد الفناء فی عین الجمع و صحو بعد المحو و تکمیل و استقامت و تمکین است و کمیل در مقام قلب و تلوین است و قابل ترقی است و هنوز به مقام بقاء بعد الفناء نرسیده و موجود به وجود هوهویی حقّانی نگشته تا ادراک حقیقت نماید. زیرا که اگر آن حضرت در مقام استقامت و تمکین در ولایت که مقام «فناء بعد البقاء فی عین الجمع» است، نمی‌شد، بلکه در ذات احدیت مستغرق و در محو باقی می‌ماند و به صحو رجوع نمی‌کرد و به مقام «فناء بعد البقاء» بی نمی‌گشت و از حق به خلق سفر نمی‌کرد، وجود نداشت تا از وی شیئی طافح شود. و همچنین کمیل هرگاه در مقام ولایت مستغرق در عین جمع بود وجود نداشت تا شیئی بر وی ترشح نماید و چون آن حضرت در مقام «بقاء بعد الفناء» موجود به وجود هوهویی حقّانی ممکّن به نور احدی ذاتی بود – چنان که رسول صلّی الله علیه و آله فرمود: علی ممسوس فی ذات الله[۲۴۴]. در نزدیک قیام آن حضرت به حقّ عبودیت، این نور احدی از وی طافح شود و بر مستور سالک ترشح نمود. پس فرق و تفاوت میان سرّ آن حضرت و سرّ کمیل بسیار زیاد است. سرّ آن حضرت نور احدی ذاتی است و سرّ کمیل نور مکاشفه و مطالعه و مشاهده است. و سرّ کمیل از اوایل و طوالع اسرار آن حضرت است نه از جلایل و حقایق وی[۲۴۵].
ابن همام شیرازی از شارحان حدیث حقیقت گفتگوی آغازین کمیل و حضرت علیه السلام را اینگونه به نظم کشیده و شرح و تفصیل داده است.

بشنو از بهر خدا این نقل را گرتو داری علم و عشق عقل را
بود یک صاحب دلی نامش کمیل نی به روزش خواب بود و نی به لیل
بود نام او کمیل بن زیاد بشنو این نقل و ببر خود را ز یاد
از امیرالمؤمنین، شاه بتول بحر بی‌پایان، پسر عمّ رسول
آن که اندر شأنش آمد «هل أتی»[۲۴۶] آن که شأنش کس نداند جز خدا
از امیرالمؤمنین کرد او سؤال
منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

مدیر سایت

Next Post

فایل - تحقیق ماهوی و تاریخی۹۲- قسمت ۴۳

س اکتبر 13 , 2020
پس از توضیح مختصر درباره مفردات این فقره از حدیث شریف به حسب لغت و اصطلاح، نوبت آن است که به تبیین مراد معدن علوم ربّانی از محو الموهوم مع صحو المعلوم اشاره شود.اولاً چنان که از همین فقره از حدیث شریف برمی‌آید اصولاً صحو بعد از محو است. ودر […]