تحقیق ماهوی و تاریخی۹۲- قسمت ۳۱

بر سر شمشیر دو دم می‌نهد

اخگر از این لجه دریای خون

هیچ کسی برد نه کشتی برون

شرح حدیث الحقیقه[۱۹۹] / سیدحسن مصطفوی [۲۰۰]
یکی از شروح حدیث حقیقت شرح جامعی است که علامه معاصر حضرت آیت الله سید حسن مصطفوی استاد حوزه و دانشگاه نگاشته اند. این شرح که نخستین بار در فصلنامه پژوهشی دانشگاه امام صادقعلیه السلام به سال ۱۳۷۴ چاپ و منتشر شده است شامل سه بخش است:
مقدمه ای در انتساب حدیث حضرت مولی الموحدین علی ابن ابیطالب علیه السلام
مقدمه ای در توضیح برخی اصطلاحات عرفانی مربوط به فهم حدیث
شرح حدیث حقیقت به روش عرفانی و فلسفی. شارح بزرگوار حدیث حضرت آیت الله مصطفوی در آغاز مقاله شان آورده اند:
این حدیث شریف به ساحت مقدّس ابوالعقول، سرّالأنبیاء والمرسلین و سید الاوصیاء و الصدّیقین، یعسوب الدّین حضرت امیرالمؤمنین – علیه صلواه الملک الحقّ المبین – منسوب می باشد. پیش از آن که به شرح این حدیث که به مطالب بلند عرفانی، آمیخته است بپردازیم؛ لازم می دانم مقدّمه ای را که حاوی نحوه انتساب این حدیث و شرح اجمالی پاره ای از مصطلحات عرفاست، تقدیم نمایم، لذا این مقدمه دارای دو بخش است:
بخش اول : نحوه انتساب حدیث
وی در ادامه در بحث از انتساب حدیث نوشته اند:
۱٫ این حدیث را عرفا و اهل اللّه ، بسیار نقل کرده اند و از طریق صحابی جلیل القدر وثقه کمیل بن زیاد نخعی علیه الرّحمه به حضرت امیر علیه السلام در ردیف ارسال مسلّمات چنانچه رسم آنهاست مرسلاً منسوب نموده اند، گر چه در هیچ یک از جوامع حدیثی معتبر، مسندا و مرسلاً نقل نشده ولی از طرفی مرحوم حکیم متأله سبزواری قدس سرّه الشریف در کتاب شرح دعای صباح (سبزواری، بی تا، ص ۳۱۹ ) آن را از مشهورات بین عرفا شمرده و فقیه و عارف و اصل حضرت شیخ، سید حیدر آملی در کتاب نص النصوص فی شرح خصوص الحکم این حدیث را از اخبار صحیحه دانسته است. (آملی، ۱۳۵۲، ص ۴۴۰٫(
لذا فکر می کنم که مثل شهادت حکیم متأله سبزواری بر شهرت حدیث و تصریح حضرت شیخ سید حیدر آملی قدس سرّه به صحّت آن کافی باشد که برای انسانی که از جاده انصاف منحرف نباشد، اطمینان به صدور این حدیث شریف از ساحت مقدس ولایت عظمی حاصل گردد.
بین ناقلان حدیث در تعداد فقرات این حدیث اختلاف است، بعضی مثل حاجی سبزواری آن را در طی پنج فقره بدون جمله «جذب الاحدیه لصفه التوحید» نقل کرده اند (سبزواری، بی تا، ص ۳۱۹). و بعضی همچون شیخ سید حیدر آملی، آن را در طی شش فقره یعنی با نقل جمله «جذب الاحدیه لصفه التوحید» ثبت نموده اند (آملی، ۱۳۵۲ ص ۴۴۰). و این جانب در این مقاله، نقل صاحب نص النصوص یعنی شیخ سید حیدر آملی را مورد توجه قرار می دهم. [۲۰۱]
فصل چهارم:
شرح و تفسیری از
«حدیث حقیقت»
مقدمه :
شرحی بر حدیث حقیقت
قبل از پرداختن به مضامین مندرج در حدیث حقیقت توجه به چند نکته ضروری است:

  1. نکته اوّل این است که با دقت در نسخه ها و شروح این حدیث معلوم می شود که بین فقرات نقل شده این حدیث اختلاف نظر جزئی هم در تعداد فقرات و هم اندکی در نسخه بدل الفاظ وجود دارد.

در تعداد فقرات اختلاف در این است که عده‌ای مانند حاجی سبزواری آن را طی پنج فقره یعنی بدون جمله : «جذب الاحدیۀ لصفۀ التوحید» نقل کرده اند [۲۰۲] و بعضی همچون سید حیدر آملی و اکثر شارحان و ناقلان آن را طی شش فقره یعنی با نقل جمله مذکور ثبت کرده اند.[۲۰۳] در آنچه در ادامه به عنوان شرح و تفسیر مورد اشاره قرار می گیرد شش فقره خواهد بود که مورد توجه اکثرشارحان و ناقلان بوده است.
چنان که ملاحظه خواهد شد و با دقت در شروحی که تا کنون بر این حدیث نگاشته شده می توان برداشت کرد، که عده ای کل رویداد و در نتیجه حدیث را درخواست مکرر بر تبیین از سوی جناب کمیل را یک سوال و چند پاسخ که هر یک در نوع توضیح از هم متفاوت اند دانستهاند بر اساس این دیدگاه گو این که امیر کلام علیه السلام به یک سوال در پنج تعبیر و پنج بیان پاسخ داده است و پنچ گونه توضیح و تعریف درباره اش ارائه کرده است. ولی عدهای هر یک از این پنچ یا شش فقره پاسخ و توضیح حضرتعلیه السلام را غیر از دیگری و هر یک را ناظر به مرتبه ای از حقیقت دون مرتبه دیگر دانسته اند. بر اساس این دیدگاه گو اینکه سوالهای کمیل هم متعدد است و در نتیجه پاسخ های امام علیه السلام هم ناظر به همان مرتبه و مرحلهای است که مورد نظر کمیل بوده است. بر همین اساس است که برخی حدیث را بیانگر مراتب چهارگانه سیر و سلوک در قوس صعود ونزول دانسته اند یا برخی بر مراتب پنجگانه تعین حمل کرده اند، برخی بر مراتب و اعتبارات وجود یعنی: به وجود شرط شیء، به شرط لا، لابشرط قسمی و لابشرط مقسمی حمل کرده اند و برخی بر مراتب فرق، جمع، جمع الجمع و فرق بعد الجمع حمل کرده اند و برخی فقره نخست حدیث شریف یعنی: کشف سبحان الجلال من غیر اشاره را ناظر بر مقام جمع و فنای کلی دانسته و سه فقره بعدی حدیث را هم عبارت اخرای همین فقره دانسته‌اند ولی فقره چهارم را ناظر به مقام فرق بعد از جمع و صحو بعد از محو و بقای بعد از فنا که از آن به مقام تمکین و استقامت و مرتبه تکمیل و هدایت یاد می‌شود، دانسته‌اند. و برخی نیز هر چهار فقره را عبارت اخرای فقره نخست دانسته‌اند. و برخی نیز هر فقره را جدا دانسته و معنا و مفهوم مختصر به آن که تا قرابه

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

مرتبه‌ای مراتب توحید و مقامی از مقامات حقیقت است دانسته‌اند.[۲۰۴]
به عنوان مثال علامه حلی در شرحی که منسوب به ایشان است پنج فقره حدیث را ناظر به بیان مرتبه یقین مجرد؛ مرتبه علم الیقین، مرتبه عین الیقین، مرتبه حق الیقین و مرتبه حقیقه حق الیقین دانسته است.
و در شرحی که مورد نظر این پژوهش است دیدگاه گروه اخیر مورد توجه و قبول قرار گرفته است. هرچند اظهار نظر قطعی در این باب از عهده دانشجویی که خود به هیچ رو مراتب سیر و سلوک را طی نکرده است و دریچه ای به رویش گشوده نشده، غیر ممکن است.

  1. واقعیت این است، حقیر که با اشتیاق فراوان اقدام به جستجو پیرامون حدیث حقیقت، نسخه ها و شروح آن کردم وقتی در غور در شروح، شارحان را از عالمان و عارفان وارسته و فرهیخته ای یافتم که مراتب عالی سلوک را پیموده و در عرفان عملی به احوالات و مقاماتی دست یافته اند به شدت نسبت به ادامه تحقیق نا امید شدم وقتی عذر خواهی و اعتراف به عدم قابلیت شارحان بزرگ و صاحبان قلم و قدم های استوار را دیدم که حتی از فهم کلام ژرف حضرت امام الموحدین اظهار عجز کرده اند تا شرح تفسیر و تبیین آن، برخود لرزیدم و مدت ها این شعر که :

مدیر سایت

Next Post

تحقیق ماهوی و تاریخی۹۲- قسمت ۳۷

س اکتبر 13 , 2020
بشنو ای جویای ذوق و وجد و حال «ما الحقیقۀ؟» یا امیرالمؤمنین تو بیان کن تا بیفزاید یقین گفت: «ما لک و الحقیقۀ؟» ای کمیل چون فتاد آخر تو را این سوی میل؟ بی شکی تکمیل طالب، ای جوان واجب آمد در جهان بر کاملان گشت مشغول جوابش مرتضی تا […]
Copyright All right reserved Theme: Default Mag by ThemeInWP