فایل دانشگاهی – تحقیق ماهوی و تاریخی۹۲- قسمت ۱۸

اسرار الله هی علوم لا یجوز الا للکمّل مثل سلمان و کمیل. کما سئل امیر المومنین صلوت الله علیه عن الحقیقه فقال: مالک و الحقیقه، فقال اولست صاحب سرک؟ [۱۳۰]

  1. ملا محسن فیض کاشانی (م ۱۰۹۱ق)، شاگرد نامدار صدرالمتالهین شیرازی هم در آثار مختلف خود به حدیث حقیقت توجه نموده است؛ از جمله در «المحجه‌البیضا»، «قره‌العیون فی اعزّ الفنون»، «الحقائق فی اسرار الدین» و رساله «الکلمات المکنونه».[۱۳۱]:

فیض کاشانی در «محجه الیبضاء»، جلد اول بحث کتاب العلم، بعد از نقل سخن امیر مومنان علی علیه السلام درباره رابطه علمی اش با پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله و سلم: و قال علیه السلام تعلّمت من رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم الف باب من العلم ففتح لی بکلّ باب الف باب …» اقدام به نقل سؤال کمیل از علی علیه السلام در اشاره به دریای دانش و فضیلت امام علی علیه السلام کرده است.
مرحوم فیض در کلمات مکنونه در بحث از لزوم جمع میان وجود اعیان در خارج، ضمن ناقص شمردن حال موحدی که شهود حق بر وی غالب است و اعیان ثابته برای او دریای وجود حق، صفات و اسماء حق‌اند و نیز ناقص شمردن موحدی که شهود خلق بر وی غالب است یعنی در وجود غیر از اعیان هیچ چیز نمی‌بیند و وجود حق که مرات اعیان است را در غیب می‌داند نه در ظاهر، پس از استناد به فقراتی از سخنان امام حسین علیه السلام در دعای عرفه[۱۳۲] استناد به کلام امام علی علیه السلام در حدیث کمیل کرده است و حدیث را نقل کرده است و چون عین عبارت با عبارت معروف نقل شده از حدیث تفاوتی ندارد، از نقل آن صرف نظر می‌کنیم. و در نهایت نتیجه گرفته است که محقق کامل کسی است که همیشه مشاهده هر دو مرآت کند : مرآت اعیان و مرآت حق و مشاهده صوری، بی انفکاک و امتیاز؛ چرا که فهو الشاهد و المشهود[۱۳۳]

  1. سید نعمت‌الله جزایری (م ۱۱۱۲ق) در کتاب «نورالبراهین فی أخبار السّاده الطاهرین» به این حدیث توجه نموده و ضمن نقل متن کامل آن به شرح موجز حدیث هم پرداخته است.[۱۳۴]
  2. به نوشته شیخ آقا بزرگ طهرانی، ملا عبدالرحیم بن محمد یونس دماوندی اصفهانی (م ۱۱۶۰ق) هم بر حدیث حقیقت شرحی نگاشته است که در کتاب «مفتاح اسرار حسینی» او، نگاشته در کربلای معلی، درج شده است.[۱۳۵]
  3. میرزا محمد تقی بن محمد کاظم کرمانی معروف به مظفر علی شاه (م ۱۲۱۵ق) با دیباجه‌ای به نثر در گزارش این حدیث شریف، شرح خود را به نظم در ۲۱۷ بیت نگاشته است. از این شرح نسخه های چندی در دست است.[۱۳۶]و متن کامل آن در کتاب «کبریت احمر و بحرالاسرار» مولّف منتشر شده است.[۱۳۷]
  4. محمد حسین بن آقا باقر بروجردی (م ۱۲۶۴ق) هم بر حدیث حقیقت شرحی دارد که شیخ آقا بزرگ طهرانی به نقل از کتاب «النّصّ الجلی» فرزند وی، آقا نورالدین علی، از آن یادکرده است.[۱۳۸]
  5. چنان که اشاره شد حاج ملاّ هادی سبزواری (م ۱۲۸۹ق) از حکمای نامدار عهد قاجار هم در کتاب «شرح الأسماء الحسنی» خود از این حدیث شریف یاد نموده است.[۱۳۹]

سبزواری در این کتاب در بحثی تحت عنوان «کلام فی التوحید الحقیقیّ للأخصّین» پس از اشاره به مراتب توحید و فرق میان مقام احدیت و واحدیت در اصطلاح عرفای کاملین به حدیث حقیقت استناد کرده و سپس به شرح مختصر حدیث حقیقت می پردازد. سبزواری آورده است:
و لمّا کان الحدیث شریفا غایه الشّرافه لا بأس أن نکره و نشرحه إجمالا لأنّه لا یحیط بتفصیله نطاق البیان، إذ فیه أسرار علم التّوحید[۱۴۰].

  1. میرزا محمد بن سلیمان تنکابنی(م ۱۳۰۲ق) مؤلف کتاب «قصص العلماء» یکی از عالمانی است که شیخ آقا بزرگ طهرانی از شرح او بر حدیث حقیقت یاد کرده است.[۱۴۱]
  2. سید محمد باقر خوانساری (م ۱۳۱۳ق ) مؤلف کتاب «روضات الجنات» یکی دیگر از ناقلان و شارحان حدیث حقیقت است.

مرحوم خوانساری در مجلد ششم روضات الجنات ذیل احوال کمیل بن زیاد بن نهیک النخعی الیمانی، ترجمه زندگی و سر گذشت کمیل را متذکر شده و پس از مطرح کردن سؤال مشهور کمیل درباره نفس می گوید: اُرید تعرفنی نفسی قال علیه السلام یا کمیل ایّ نفس ترید، فقلت ای هل هی الا نفس واحده، فقال علیه السلام یا کمیل انما هی اربع: النامیه النباتیه، و النامیه و الحیوانیه، و الناطقه و القدسیه؛ و الکلمه الالهیه و سپس حضرت قوا و خواص هر یک از این انواع در بعد نفس را توضیح می‌دهد و در آخر صاحب روضات می‌نویسد: و هذا من جمله احادیث الحکمه التی قلّ ما یوجد نظیره فی شی من کتب الحدیث، و یدّل علی کون الرجل ذا مفرقه کامله و کایره و شأن رفیع و قدر منیع و سپس به نقل از رجال نیشابور حدیث حقیقت را نقل می‌کند: ایشان آورده است: و فی رجال النیسابوری انّه [کمیل] کان خواص علی علیه السلام اردفه علی جمله فسأل فقال یا امیرالمومنین علیه السلام ما الحقیقه؟ فقال مالک و الحقیقه؟ فقال کمیل: اولست صاحب سرک قال بلی، ولکن یرشح علیک ما یطفح منی، فقال او مثلک تخیب سائلا، فقال: الحقیقه کشف سبحات الجلال من غیر اشاره، قال زدنی بیاناً، قال محو الموهوم و صحوالمعلوم فقال زدنی ، بیاناً قال هتک السّتر لغلبه السرّ، فقال: زدنی بیاناً قال نور یشرق من صبح الازل فیلوح علی هیاکل التوحید آثاره، فقال زدنی بیاناً فقال: اطفیء السّراج فقد طلع الصبح

حتما بخوانید :   مقاله - دگردیسی زیبایی شناسی، در سینمای مستند نوین ایران- قسمت ۲

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است

up>[۱۴۲].

  1. حاج میرزا ابوالحسن بن حاج اسماعیل اصطهباناتی لاری معروف به محقق (م حدود ۱۳۳۸ق) یکی دیگر از شارحان است که شرح خود را به عربی آغاز کرده و آنگاه به فارسی ادامه داده است. نسخه‌ای از این شرح در کتابخانه مرکز دایره‌المعارف بزرگ اسلامی موجود است.[۱۴۳]
  2. سید عبدالرحیم بن ابراهیم حسینی شیرازی (م ب ۱۳۱۵ق) رساله‌ای دارد با عنوان «اکمال الحجه فی شرح حدیث الحقیقه» که شیخ آقا بزرگ طهرانی از آن یاد کرده است.[۱۴۴]
  3. شرح عربی حدیث حقیقت، که از الذریعه بر می‌آید که محتمل است از آن محمود دهدار باشد.[۱۴۵]
  4. صاحب ناسخ التواریخ، در جزء پنجم که به احوالات امیرالمومنین علیه السلاممی پردازد به حدیث حقیقت توجه و به شرح آن پرداخته است.

محمد تقی لسان الملک سپهر در جلد پنجم «ناسخ التواریخ» که به زندگانی امام علی علیه السلام پرداخته و شامل دو کتاب شهادات و تابعین است. در بخش کتاب تابعین وقتی سرگذشت کمیل بن زیاد را مطرح می‌کند، پس از نقل برخی احادیث از امام علی علیه السلام که راوی آن کمیل است می‌نویسد: مکشوف باد که شرح حال کمیل بن زیاد و ملازمت او در خدمت امیر المومنین علیه السلام موافق کتب تواریخ و شرح نهج البلاغه چنان است که در کتاب صفین و تابعین مرقوم شد لکن موحدین عرفای حقه او را صاحب سر امیر المومنین دانسته اند و سلسله جماعتی از مشایخ عرفا را بدو منتهی می‌دارند از جمله حدیث کرده‌اند که: یک روز امیر المومنین علیه السلام بر شتری سوار بود و کمیل را ردیف فرمود در عرض راه عرض کرد که: یا امیر المومنین «ما الحقیقه» یعنی: چیست حقیقت؟ همانا از حقیقت بی نام و نشان پرسش نکرده چه هیچ ممکن را به ادراک این مقام دستگاه نیست تواند بود که از وحدت حقه و حقیقت محمّدیه و ولایت علویه پرسش کرده باشد.
امیر المومنین علیه السلام فرمود: «ما لک و الحقیقه» یعنی: تو را با حقیقت ارتباطی نیست. نخست از خودی و خود بینی باید بیرون شد. چنانکه بنده در شعری گفته‌ام:
یک قدم بیرون شو آخر از کنار خویشتن شرم از این کردار بادت تا بکی این ما و من
یک قدم تا کوی آن شه بیشتر نبود ولیک آن قدم بگذاشت باید بر وجود خویشتن
و از این سخن امیر المومنین علیه السلام کمیل را تهویلی فرمود تا در سلوک بر جد و جهد خویشتن بیفزاید و طریق فنای فی الله پیماید.
کمیل چون آن طرد و تهویل را نگریست عرض کرد: اولستُ بصاحب سرّک. آیا من صاحب سرّ تو نیستم و حمل اسرار تو نتوانم کرد.
قال: بلی ولکن یترشّح علیک ما یطفح منّی. فرمود : صاحب سرّ من هستی. لکن به اندازه‌ای که از رشحات خاطر من نصیبه‌ای بری و به قدر توانائی بهره مند گردی.
مقرر است چنان که مستسقی سیراب نشود طالب از زیاده طلبی باز نایستد. لاجرم کمیل عرض کرد: أو مثلک تخیب سائلا؟ آیا مانند تو کریمی سایل را محروم می‌گذارد؟
فقال امیر المومنین علیه السلام: الحقیقه کشف سبحات الجلال من غیر اشاره. فرمود: حقیقت تلالی شعشعه جلال است که بی پرده آشکار شود بی آنکه اشارتی رود.
کمیل عرض کرد : زدنی بیاناً. از این روشن تر بگوی تا فهم توانم کرد.
فقال: محو الموهوم مع صحو المعلوم. یعنی: کثرات را که وجودات موهومه‌اند بسترند و در حقیقت تجلی که ولایت موهوبه است نگرند.
دیگر باره گفت: زدنی بیاناً. روشن تر بگوی.
فقال: هتک السّتر لغلبه السّر. فرمود چاک زدن حجابات مقیدات است به نیروی سعی و طلب.
همچنان عرض کرد: زدنی بیانا. چنان بگوی که عقل و درک تواند کرد.

مدیر سایت

Next Post

دسته بندی علمی - پژوهشی : تحقیق ماهوی و تاریخی۹۲- قسمت ۲۶

سه اکتبر 13 , 2020
اسرار الله هی علوم لا یجوز الا للکمّل مثل سلمان و کمیل. کما سئل امیر المومنین صلوت الله علیه عن الحقیقه فقال: مالک و الحقیقه، فقال اولست صاحب سرک؟ [۱۳۰] ملا محسن فیض کاشانی (م ۱۰۹۱ق)، شاگرد نامدار صدرالمتالهین شیرازی هم در آثار مختلف خود به حدیث حقیقت توجه نموده است؛ از جمله […]