تحقیق ماهوی و تاریخی۹۲- قسمت ۱۷

نی آنک خدمتی ز برای تو می‌کنم[۱۰۹]

  1. نظام الدین محمود شاه داعی شیرازی(م ۸۷۰ ق) یکی دیگر از شارحان حدیث حقیقت است که در شرح حدیث حقیقت دو نوشته دارد:

نوشته نخست به نثر است که فقط در پایان آن یک بیت و دو رباعی آمده است.[۱۱۰] تنها نسخه تاکنون موجود این شرح کوتاه در کتابخانه گنج بخش پاکستان است.[۱۱۱]
شرح دوم نثر آمیخته به نظم است که نگارش آن را به دستور بزرگی و برای فهم آسان مطلب ذکر کرده است. این شرح در برخی فهرست‌های نسخ خطی به نادرست به ابومحمد محمد دهدار شیرازی (م۱۰۱۶ق) نسبت داده شده است؛[۱۱۲] و به رغم آنکه پیش از این به سال ۱۳۴۰ شمسی در مجموعه شانزده رساله از شاه‌ داعی شیرازی به همت استاد محمد دبیر سیاقی با عنوان «رساله کمیلیه ثانیه»، منتشر شده است، در سال‌های اخیر، به نام دهدار منتشر شده است.[۱۱۳]
شاه داعی شیرازی در مقدمه رساله کمیلیه ثانیه در بیان علت اقدامش به شرح مجدد رساله کمیل می‌نویسد: نوبتی داعی مسکین قدم قلم در ساحت اشارت امام الموحدین آن نقطه دایره کشف و یقین امیر المومنینعلیبنابیطالبعلیهالسلام روایت کرده بود که در جواب کمیل زیاد فرموده بود و بزرگی نصیح گفت که مغلق نوشته‌ای اگر چنان فصیح بنویسی که عامه فهم کنند، فایده آن عام تر باشد، فرمان را ممتثل شد و در بیان واضح شروع نمود و از الله تعالی توفیق اتمام خواست. چرا که انّه ولّی الاجابه و الانعام. و سپس داعی شیرازی آغاز می‌کند به شرح حدیث. داعی در این شرح هر یک از بندهای پاسخ علی علیه السلام را توضیح و تبیین عرفانی می‌کند و سپس اشعاری از شاعران بزرگ همچون سید نعمت الله ولی، سعدی، حافظ، عراقی، محمد شیرین مغربی، اوحدی، خواجه عبدالله انصاری را به عنوان شاهد و تایید و تفسیر سخنان ارائه می‌کند.

  1. ابن همام شیرازی(م ب ۹۰۴ق) از صوفیان نوریخشیّه و سراینده «روضه‌القلوب» به سال ۹۰۴ هجری. یکی دیگر از شارحان است. از شرح او بر حدیث حقیقت، نسخه‌ای در دانشگاه تهران موجود است[۱۱۴]و پیش از این منتشر شده است.[۱۱۵]
  2. تقی الدین ابراهیم بن علی کفعمی(م ۹۰۵ق) از علمای مبرّز امامیه که شرحی هم بر کتاب «الدّعوات و الاسماء» شیخ اشراق دارد، در کتاب «مجموع الغرائب و موضوع الرغائب» از این حدیث یاد کرده است.[۱۱۶]: مرحوم کفعمی در کتاب شریف: «مجموع الغرائب و موضوع الرغائب»، در بخش منتخبات از کتاب «مشارق الانوار و حقایق الاسرار فی معرفه الأئمه الاطهار و الهداه الابرار» حافظ رجب برسی بعد از نقل فقراتی از کتاب مشارق ذیل موضوعات مختلف از جمله ولایت، اسرار حروف، مصاحف، فیض اوّل و … بعد از اشاره به اسرار قول خداوند متعال در الم، الالف للغیب، و اللاّم للنبوه، و المیم للامامه، المص، الله و محمد و علی، حدیث کمیل را نقل می‌کند و چون برخی از واژ‌ه‌های آن با دیگر نقل‌ها متفاوت است، ما عیناً نقل ایشان را می‌آوریم:

روی أنّ کمیل بن زیاد، قال لعلی علیه السلام: ما الحقیقه؟ قال: مالک و الحقیقه، فقال کمیل، أولست صاحب سرّک؟ قال: بلی، ولکن یرشح علیک ما یطفح منّی، قال: «کمثلی» أو مثلک یخیب سائلا، فقال علیه السّلام: الحقیقه کشف سبحات الجلاله «من إشاره». قال: زدنی بیاناً، فقال محو الموهوم مع صحو المعلوم. قال: زدنی بیاناً، فقال: هتک الستر لغلبه السرّ. قال: زدنی بیاناً قال: جذب الأحدیه لصفه التوحید. قال: زدنی بیاناً، قال: «نسمه» شرق من صبح الأزل، فتلوح علی هیاکل التوحید و آثاره. قال: زدنی بیاناً، فقال : اطف السراج فقد طلع الصبح.

  1. ابن ابی جمهور احسایی (م ب ۹۰۶ق) در کتاب «المجلی مرآت المنجی فی الکلام و الحکمتین والتصوف» خود به این حدیث توجه نموده است.[۱۱۷]
  2. جلال‌الدین محمد دوانی (م ۹۰۸ق) شارح «هیاکل ‌النّور» شیخ اشراق شرحی بر حدیث حقیقت نگاشته است. نسخه عکسی شرح او در کتابخانه مرکز دایره‌المعارف بزرگ اسلامی موجود است.[۱۱۸]
  3. شمس‌الدین محمد لاهیجی(م ۹۱۲ق) از مشایخ سلسله نوربخشیّه در «شرح گلشن راز» خود به مناسبت‌های مختلف از فقراتی از حدیث حقیقت یادکرده و در جایی تمام این حدیث شریف را نقل می‌کند و به ترجمه وشرح آن همت می‌گمارد.[۱۱۹]

لاهیجی در ذیل بیت سیصد و پنجاهم اشعار شبستری در مقام پاسخ از سوال درباره حقیقت که می فرماید:
حقیقت خود مقام ذات او دان شده جامع میان کفر و ایمان
پس از آنکه نهایت سیر طریقت را وصول به مقام حقیقت توصیف کرده، حقیقت را مقام ظهور ذات حق بی حجاب تعیّنات ومحو کثرات موهومه در اشعه انوار ذات توصیف می‌کند و سپس به سؤال مرید حضرت مرتضی علی، کمیل بن زیاد نخعی استناد می‌کند و دو فقره از پاسخ‌های امام علی علیه السلام را بیان و تحلیل و تطبیق می‌کند. عین کلام لاهیجی از این قرار است:
«حقیقت» ظهور ذات حق است بی حجاب تعینات و محو کثرات موهومه در اشعه انوار ذات. مروی است که «کمیل بن زیاد نخعی» که مرید حضرت «مرتضی علی» قدس سره العزیز بود، از آن حضرت پرسید که: «ما الحقیقه؟» یعنی حقیقت چیست؟ «مرتضی» فرمود که «مالک بالحقیقه» یعنی ترا با حقیقت چه کار؟ «کمیل» گفت: «اولست صاحب سرک؟» یعنی من صاحب سر تو نیستم؟ «مرتضی» فرمود که: «بلی ولکن یترشّح علیک ما یطفح منّی» یعنی تو صاحب سرّ من هستی؛ فامّا آنچه از من بعد از امتلا فرو می ریزد، بر تو مترشح

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

می‌گردد؛ یعنی نه آن است که هر چه ما را باشد، تو را قابلیت دانش آن هست؛ ولیکن هرگاه که ظرف از آب پر می‌شود، آنچه از آن ظرف فرو می‌ریزد و زیاده می آید، به شما می‌رسد. و در این جوابها که «مرتضی» کرم الله وجهه (الف ۱۶۳) با «کمیل» فرمود، ایما و اشارتی است بر آنکه هر کس به ذوق و وجدان به مرتبه و حالی و مقامی که نرسیده باشد، افشا و اظهار آن حال و مقام با وی نمی‌باید نمود؛ زیرا که بطریق تعلم و تعلیم، ادراک وجدانیات کما ینبغی نمی‌توان کرد و ناگاه مزلّه اقدام و مضلّه افهام می‌شود. بعد از آن «کمیل»‌ گفت: «او مثلک یخیب سائلاً؟» یعنی مثل تو کریم، سائل را نا امید گرداند؟ چون «مرتضی علی» مظهر فتوت و مروت و لطف و مرحمت بود، فرمود که «کشف سبحات الجلال من غیر اشاره» یعنی حقیقت آن است که انوار عظمت ذات الهی ظاهر و منکشف گردد بی کیف؛ یعنی نه آنکه بجهتی مقید بود یا به کیفیتی موسوم باشد. آنگاه «کمیل» گفت که: « زدنی فیه بیاناً» یعنی زیاد گردان در این سخن بیان را. «مرتضی» فرمود که «محو الموهوم مع صحو المعلوم» یعنی حقیقت آن است که محو کثرات که وجود موهوم دارند در هنگام صحو معلوم؛ یعنی در ظهور نور تجلّی حق، محو و متلاشی گردند و غیر حق نماند.[۱۲۰]

حتما بخوانید :   تحقیق ماهوی و تاریخی۹۲- قسمت ۲۱

  1. میرحسین بن اسماعیل حسینی یکی دیگر از شارحان است که شرح خود را پیش از ماه صفر سال ۹۸۸هجری که تاریخ نسخه کتابخانه آیت‌الله مرعشی است نگاشته است.[۱۲۱]او به این مناسبت بخش بزرگی از دیوان امیرالمومنین را نیز گزارش کرده است. به نوشته استاد احمد منزوی، این شرح با سربندهای «اشراق» مزین شده و به علم حروف و اعداد نیز اشاراتی دارد.[۱۲۲]
  2. از شرحی به نام «نفاس التّحقیق و جواهر التّدقیق» نیز یاد شده است که نسخه موجود آن در کتابخانه دانشکده الهیّات مشهد در سده دهم هجری کتابت شده است اما مولف آن معلوم نیست.[۱۲۳]
  3. قاضی نور الله شوشتری (۱۰۱۹ هـ) شهید رابع در کتاب مستطاب «مجالس المومنین» جلد۲ مجلس ششم که به ذکر جمعی از صوفیه صافی دل اختصاص یافته، پس از توصیف جایگاه عرفا در نظام هستی و اهمیت آنها در سلسله کائنات به بیان حالات صوفیان، از کمیل بن زیاد به عنوان الشیخ الکامل المکّمل یاد کرده و سرگذشت او را گزارش کرده است.

قاضی نورالله می‌نویسد: آنحضرت [امام علی علیه السلام ]را رسم بودی که چون علوم و اسرار در باطن موج زدی و خواستی که گوهر عرفانی بیرون اندازد کمیل را پیش خود نشاندی و بر او جواهر اسرار افشاندی. آورده‌اند که روزی آنحضرت بر شتر نشسته کمیل را بر عقب سرخود سوار کرده بود در آن اثنا کمیل مبادرت نموده سؤال نمود که «یا امیر المؤمنین ما الحقیقه» یعنی چیست حقیقت حقیقه الحقایق مراد بحقیقت الحقایق وجود حق است سبحانه و بنا بر آنکه او ثابت و باقی است بنابر آنکه ذات احدیث جامع جمیع حقایق است[۱۲۴] قاضی نور الله سپس به نقل کلام لاهیجی شارح گلش راز استناد می‌جوید و در ادامه نظر عبدالرزاق کاشی را درباره مراد از حقیقت بیان می‌کند و سپس ادامه را نقل و ترجمه می‌کند ادامه کلام قاضی عبارت است از:
«فقال کمیل اولست صاحب سرک» پس کمیل گفت آیا من صاحب سر تو نیستم «قال بلی ولکن یرشح علیک ما یطفح منی» گفت تو صاحب سر من هستی ولیکن چون دیک سینه من بجوش می‌آید آنچه از سر میریزد ترا معلوم شود «قال او مثلک یخیب سائلا؟» پس گفت آیا مانند تو کریمی سائل را نومید و محروم گرداند.
فقال امیر المؤمنین علی علیه السلام الحقیقه کشف سبحات الجلال من غیر اشاره پس حقیقت آنست که انوار عظمت ذات الهی ظاهر و منکشف گردد بی کم و کیف یعنی نه آنکه بجهتی مقید بود یا بکیفیتی موسوم باشد آنگاه کمیل گفت «زدنی بیاناً» یعنی روشن ترکن که فهم نمیکنم «فقال محو الموهوم مع صحوالمعلوم» یعنی حقیقت آنست که کثراتی که وجود موهوم دارند در هنگام صحو معلوم در ظهور نور تجلی حق محو و متلاشی گردند و غیر حق ننماید حقیقت عبارت از این مقامست که مرتبه ولایت و قربست.
فقال زدنی بیانا قال هتک الستر بغلبه السر فقال زدنی بیانا فقال نور یشرق من صبح الازل فیلوح علی هیاکل التوحید آثاره قال اطف السراج فقد طلع الصبح [۱۲۵]

  1. اسماعیل عبدالله یکی دیگر از شارحان است که شرح خود به نام «معدن الحقایق» را به اشارت ابوالفتح خلیفه شیخ نظام‌الدین تهانیسری (م۱۰۲۴ق) نگاشته است. از این شرح نسخه‌ای در پاکستان موجود است.[۱۲۶]
  2. علامه محمد تقی مجلسی(۱۰۷۰ق) از برجسته‌ترین علمای شیعه در روزگار صفوی در دو کتاب «روضه‌المتقین»[۱۲۷]و «شرح زیارت جامعه کبیره» به حدیث حقیقت توجه نموده است:

علامه محمد تقی مجلسی در روضه المتقین فی شرح «من لایحضره الفقیه» مجلد دوم کتاب الصلاه، در ذیل بحث از معرفت زوال شمس بابی تحت عنوان «باب رکود الشمس» سؤال محمد بن مسلم از امام باقر علیه السلام را مطرح می‌کند که از امام علیه السلام درباره چگونگی رکود و سکون خورشید پرسیده است، ابا جعفر علیه السلام قبل از پاسخ به سؤال محمد بن مسلم، ضمن اعجاب از سؤال محمد بن مسلم او را دارای اهلیت برای چنین سوال و پاسخ آن توصیف می‌کند و سپس به سؤال پاسخ می‌دهد. مرحوم مجلسی در تبیین علت اعجاب و تعجب امام باقر علیه السلام چهار وجه ذکر کرده است[۱۲۸] که وجه چهارم آن عبارتست از این که شاید امام در صدد تادیب محمد بن مسلم بوده است مبنی بر این که انسان‌ها بطور ع
ام نباید در طلب اموری باشند که نیازی بدان ندارند و از آنها معرفت این امور مورد انتظار نیست و مکلف بدان هم نیستند و نیز نباید در طلب فهم مسائلی باشد که اکثر عقول از درک آنها عاجزند. سپس برای مسائلی که اکثر عقول از درک آنها عاجزند سؤال کمیل از علی علیه السلام را مثال می‌آورد. و نتیجه می‌گیرد که به رغم تلاش فراوان حضرت علی علیه السلام بر توضیح و تبیین حقیقت، و به رغم شآن و مرتبت کمیل که از اصحاب سرّ است و از استعداد بالایی برخوردار است با این حال بدرستی متوجه نشده و به درک حقیقت نائل نمی‌شود تا چه رسد به کسانی که از چنین توانایی و استعدادی برخوردار نیستند ـ علامه محمد تقی مجلسی می‌نویسد:
(و اما) [اعجاب و تعجب حضرت از سؤال محمد بن مسلم در باره رکود شمس] من باب التادیب بان لایسعی فی طلب الامور الذی لا حاجه الیها و لم یکلف معرفتها او فی المسائل التی لاتصل اکثر العقول الیها، کما روی عنه صلوات الله علیه انه لما سأله کمیل بن زیاد عن الحقیقه، فقال: مالک و الحقیقه؟ فقال : اولست صاحب سرک؟ فقال صلوات الله علیه: بلی ولکن یترشح علیک ما یطفح منی فقال کمیل : او مثلک یخیب سائلا فقال علیه السلام الحقیقه کشف سبحات الجلال من غیر اشاره فقال: زدنی بیاناً فقال علیه السلام: محو الموهوم مع صحو المعلوم فقال: زدنی بیانا فقالعلیه السلام: هتک الستر لغلبه السر فقال زدنی بیاناً فقال صلوات الله علیه: جذب الاحدیه بصفه التوحید قال: زدنی بیاناً قال علیه السلام نور یشرق من صبح الازل فیلوح علی هیاکل التوحید آثاره قال: زدنی بیاناً قال اطفأ السراج فقد طلع الصباح. فانّه مع نهایه المبالغه فی التوضیح ما فهمه مثل کمیل الذی هو من اصحاب اسراره فکیف بغیره و معرفه حقائق هذه الاخبار و امثالها و لایتیسر للعقول الضعیفه، بل لایمکن الابالکشف و العیان بعد الریاضات و المجاهدات [۱۲۹].
همچنین مرحوم مجلسی در جلد پنجم روضه المتقین در تفسیر زیارت‌ جامعه کبیره ذیل این فقره دعا: السلام علی … حفظه سرّ الله، در صدد توضیح اسرار الاهی بر می‌آید و حدیث سؤال کمیل از حقیقت را از مصادیق اسرار الهی می‌داند . علامه می‌نویسد:

مدیر سایت

Next Post

دسته بندی علمی - پژوهشی : تحقیق ماهوی و تاریخی۹۲- قسمت ۲۶

سه اکتبر 13 , 2020
نی آنک خدمتی ز برای تو می‌کنم[۱۰۹] نظام الدین محمود شاه داعی شیرازی(م ۸۷۰ ق) یکی دیگر از شارحان حدیث حقیقت است که در شرح حدیث حقیقت دو نوشته دارد: نوشته نخست به نثر است که فقط در پایان آن یک بیت و دو رباعی آمده است.[۱۱۰] تنها نسخه تاکنون موجود […]