تحقیق ماهوی و تاریخی۹۲- قسمت ۱۰

هر دمش با من دلسوخته لطفی دگر است

این گدا بین که چه شایسته انعام افتاد

شیخ مفید در پایان این ماجرا می نویسد: خبر پیش گویی شهادت کمیل روایتی است که راویان عامه از راستگویان خود نقل کرده اند و شیعیان نیز در نقل با آنها شریکند، که مضمون آن از معجزات امام علی علیه السلام و جزو براهین و بینات دانش های غیبی آن امام همام است[۷۲].
منزلت علمی و معنوی کمیل در نظر حضرت امیر علیه السلام
با دقت در سیره تربیتی اهل بیت علیهم السلام ، آشکار می گردد که این بزرگواران در تربیت انسان ها استعداد و ظرفیت افراد را رعایت می کردند و همه را با یک روش و با یک نوع برخورد تربیت نمی کردند بلکه کلمات و جملات آنان سطوح مختلفی داشت. از این رو، بعضی فقط شاگرد مباحث فقهی اهل بیت بودند و در این سطح از این بزرگواران، بهره می بردند، برخی در مباحث کلامی استعداد داشتند، بعضی در آداب و سنن، عده ای هم در مسائل اخلاقی از این دریای بیکران بهره می بردند. اهل بیتعلیهم السلام با هرکدام از یارانشان، در حد و اندازه خودشان -علی قدر عقولهم- مراوده داشتند، اما بعضی که از استعداد کاملی برخوردار بودند، شاگرد خصوصی این بزرگواران می شدند و اسرار معرفتی و توحیدی و ولایی بزرگی را که به افراد دیگر نمی فرمودند و حتی از آنان مخفی می کردند، برای این دسته از شاگردان خود بیان و با قلم تکوین خود در جان آنان می نوشتند.
برنامه و روشی خاص برای زندگی ایشان ترتیب می دادند که با عموم مؤمنان متفاوت بود. جناب کمیل بن زیاد نخعی قدس سره در همین شمار بود؛ شخصیتی که به شدت مورد توجه امیرمؤمنان علی علیه السلام بود و از شواهد زیادی می توان دریافت که در زمره بهترین شاگردان مکتب معرفتی آن حضرت جای داشت. عنایات و برخوردهایی که آن حضرت در مورد این شاگرد تشنه معرفت نشان می دادند، در مورد کمتر کسی نقل شده است که به نمونه هایی از آن اشاره می کنیم:

  1. جناب کمیل نقل می کند که بعد از نماز مغرب و عشاء حضرت دست مرا گرفت و همین طور که دست من در دست ایشان بود، با هم قدم زنان تا بیرون شهر رفتیم و وارد بیابان شدیم و در حالی که هنوز دست من در دست ایشان بود، بعضی از اسرار و معارف الهی را به من تعلیم دادند[۷۳].

از نوع برخورد حضرت معلوم می شود که آن حضرت می خواسته اسرار بلند و معارف متعالی را در اختیار کمیل بگذارد؛ چرا که او را در دل شب به بیرون شهر می برد و در سایه آرامش و سکوت شب، جان او را از نغمه ملکوتی لبریز می کند.

  1. آن حضرت، کمیل را همراه خود به قبرستان می بردند و او را موعظه می فرمودند و با اهل قبور صحبت می کردند.
  2. در نقلی دیگر آمده که کمیل می فرماید: حضرت مرا سوار بر مرکب خود کرد؛ در حالی که من پشت سر حضرت نشسته بودم و حضرت مرا به بیرون شهر بردند و معارفی را به من تعلیم دادند.
  3. چنان که اشاره شد امیرمؤمنان در قضیه ای به کاتب خود می فرمایند که ده نفر از افراد مورد وثوق من را خبر کن تا به آنان مطلب مهمی را بگویم و یکی از آن ده نفر، جناب کمیل است.

همه این امور، حکایت از آمادگی و استعداد فوق العاده جناب کمیل و عنایت و اطمینان خاص حضرت به این دلداده خود دارد؛ چنان که حضرت هنگام تعلیم «دعای کمیل» به ایشان می فرمایند: «یا کمیل أوجب لک طول الصحبه لنا أن نجود لک بما سألت؛ ای کمیل، مصاحبت طولانی تو با ما باعث شد که ما درخواست تو را به تو عنایت کنیم»[۷۴].
آری، آن حضرت به سان پیر طریق، کاملاً بر احوال شاگرد خود اشراف داشت و برنامه سالکانه ویژه ای برای شاگرد خود ترسیم می فرمودند. جناب کمیل قدس سره نقل می کند که امیرمؤمنان علیه السلام به من فرمود:
گوشه گیری اختیار کن. خویش را مشهور مگردان و شخصیت خود را از مردم پنهان بدار. نام خود را بر سر زبان ها مینداز. بیاموز و عمل کن. خاموش باش تا سلامت بمانی. خوبان را شادمان کن؛ گرچه فاجران خشمگین شوند. باکی بر تو نیست که هر گاه احکام دین خویش را آموختی، مردم تو را نشناسند یا تو آنان را نشناسی. هر کس که همواره دل و فکر و اندیشه و زبانش به ذکر خدا مشغول باشد، خدا دلش را از ایمان و رحمت و حکمت و نور لبریز سازد و همانا اندیشه کردن و عبرت گرفتن از دیگران از دل مؤمن سخنان حکمت آمیزی بیرون آورد که هر گاه دانشمندان آن را بشنوند، خشنود می شوند و خردمندان فروتن می گردند و حکیمان در شگفت آیند.»
چنان که گذشت، ائمه علیهم السلام به اندازه سطح فهم و ایمان افراد با آنان سخن می گفتند. در برخی روایات آمده است: «إِنَّا مَعَاشِرَ الْأَنْبِیَاءِ أُمِرْنَا أَنْ نُکَلِّمَ النَّاسَ عَلَى قَدْرِ عُقُولِهِمْ»[۷۵] از پاسخ امیرمؤمنان علیه السلام به سؤالات کمیل و از التفات آن حضرت به او، شأن والای کمیل نمایان می گردد. از این رو، حضرت به شاگرد خود، چگونگی شهادتش را نیز خبر دادند؛ چنان که وقتی جناب کمیل از طرف حجاج تهدید به مرگ شد، ایشان فرمود که مولایم علی فرموده بود که به دست تو کشته خواهم شد.
شناخت کمیل در کلام امیر کلام
از سفارش های مهم اهل بیت علیهم السلام این است که با هر شخصی به اندازه درک و فهم او باید سخن گفت. اگر کسی ظرفیت و مقدمات درک مطلبی را ندارد، باید آن را از او مخفی کرد. این گونه مطالب را «سر» نامیده اند. بعضی در تعریف «سر» گفته اند: «سخنی» است که مستمع تحمل درک آن را ندارد، ح

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

تی اهل بیت علیهم السلام: هشدار داده اند که اگر چنین مطالبی را به اشخاص نا اهل گفتید و آنان گمراه شدند، شما مقصر هستید.
به همین جهت، جناب کمیل از تعالیمی برخوردار بود که مردم آن زمان از درک آنها عاجز بودند. هرچند فهم و پذیرش بعضی از این اسرار در زمان حاضر، برای عموم متدینان دیگر سرّ نیست، اما برای مردم آن زمان که در همان امامت ظاهری مولا مشکل داشتند، سخن از ولایت کلیه حضرت، سرّ به شمار می رفت. در ادامه به نمونه هایی از این اسرار و دستورهای سلوکی و عرفانی اشاره می کنیم.
سعید بن زید بن ارطاه… می گوید: کمیل بن زیاد را ملاقات کردم و از او درباره فضیلت و برتری امیر المؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام پرسیدم. کمیل گفت: آیا تو را از وصیت علی علیه السلام به من خبر دهم؛ سفارشی که از دنیا و آنچه در آن است، برای تو بهتر است؟ گفتم: آری. گفت[۷۶]: روزی علی علیه السلام به من چنین سفارش فرمود:
ای کمیل، هر روز نام الله را یاد کن و بگو: لاحول و لاقوه إلّا بالله؛ و بر خدا توکّل و ما را یاد کن و نام ما را ببر و بر ما صلوات فرست. و به وسلیه ما به خدا پناه ببر و بدینگونه از خودت و آنچه برایت مهم است، شر را دور کن که اگر چنین کردی، از شر آن روز رهایی می یابی، إن شاء الله[۷۷].
از جمله اسرار بزرگ این است که این سخن حضرت علیه السلام اشاره به تأثیرات اسامی اهل بیت علیهم السلام: در حل مشکلات و حفظ از شرور دارد. گفتن این گونه مسائل به جناب کمیل در زمانی که مردم حتی توان و ظرفیت اعتقاد به بعضی امور ساده و عادی حضرت را نداشتند، خود نشان دهنده جایگاه و استعداد والای جناب کمیل در نظر حضرت است.
ای کمیل! همانا خداوند عزوجل رسول خدا صلی الله علیه و آله را تربیت کرد و او مرا تربیت نمود و من مؤمنان را تربیت می کنم برای مردمان گرامی ادب را به ارث می گذارم.
«سرّ» دیگری آن حضرت بیان فرموده، آن است که خود را به عنوان مربی اخلاق و معرفت برای مومنین معرفی می کند و صراحتاً تأدیب مؤمنان را به خود نسبت می دهد و این به صراحت، اعلان موجودیت برای دستگاه عرفانی شیعه در زمان حضرت به شمار می رود.
ای کمیل، جز از ما، مگیر تا از ما باشی. ای کمیل! حرکتی نیست، مگر اینکه تو در آن حرکت نیازمند شناخت هستی و……
ای کمیل، از جدال بپرهیز؛ زیرا خود را به نادانان می چسبانی و برادران را تباه می کنی. ای کمیل، هر گاه درباره خدا بحث می کنی، جز با خردمندان روبه رو مشو و این سخن، واجب است.
ای کمیل، در هر حال سخن حق را بگو، و پرهیزکاران را دوست بدار، و از فاسقان دوری جوی. ای کمیل، از دورویان و همنشینی با خائنان دوری کن. زینهار زینهار، مبادا درب ستمگران را بکوبی و با آنان رفت و آمد کنی و از آنان طلب معاش کنی. مبادا تعظیم شان کنی و در مجلس هایشان حضور یابی؛ زیرا در این صورت خداوند بر تو خشم می کند.
ای کمیل، هر گاه ناچار شدی در مجلس ستمگران حضور یابی، ذکر خدای تعالی و توکل بر او را ادامه ده و از شرشان به خدا پناه ببر و با آنان سخن مگو و کردارشان را به دلت انکار کن و آشکارا تعظیم خدای تعالی کن تا آنان بشنوند؛ زیرا با این کار تأیید می شوی و از شرشان کفایت می یابی.
ای کمیل، هر گاه برادرت را دوست نداشته باشی، پس تو برادرش نیستی. ای کمیل، همانا مؤمن کسی است که سخن ما را بگوید و هر کس از سخن ما برگردد؛ در حق ما کوتاهی کرده و کسی که در حق ما کوتاهی کند، به ما ملحق نمی شود. آن که با ما نباشد، در درجه پآیین از آتش است.
ای کمیل، هر کس که سینه اش از دوستی ما پر شود، نمی تواند آن را نگه دارد، اما نباید آن را آشکار کند و هر گاه آشکار کرد و حال اینکه به پنهان داشتن آن مأمور است، تو پنهان دار. مبادا آشکار کنی که اگر آشکار سازی، توبه ای نیست و هر گاه هم توبه ای نبود، پس برگشت به سوی جهنم است.
ای کمیل، فاش نمودن راز آل محمّد صلی الله علیه و آله را خدای تعالی نمی پذیرد.
ای کمیل، آنچه را که برای تو گفته اند بجز مؤمن اهل یقین به کسی دیگری مگو.
ای کمیل، اخبار ما را به کافران میاموز که بر آن اخبار اضافه می کنند، سپس آنها را بر شما ظاهر کنند، روزی که آنها را دنبال کنند.

مدیر سایت

Next Post

فایل دانشگاهی - تحقیق ماهوی و تاریخی۹۲- قسمت ۱۸

س اکتبر 13 , 2020
اسرار الله هی علوم لا یجوز الا للکمّل مثل سلمان و کمیل. کما سئل امیر المومنین صلوت الله علیه عن الحقیقه فقال: مالک و الحقیقه، فقال اولست صاحب سرک؟ [۱۳۰] ملا محسن فیض کاشانی (م ۱۰۹۱ق)، شاگرد نامدار صدرالمتالهین شیرازی هم در آثار مختلف خود به حدیث حقیقت توجه نموده است؛ از جمله […]