بررسی نقش ارزشها، محوریت کار، تعهدسازمانی بر روی رفتارهای شهروندی سازمانی کارکنان دانشگاه …

  1. قدرت: عبارت است از موقعیت اجتماعی و وجهه- کنترل یا تسلط بر دیگران شامل(قدرت اجتماعی، ثروت، اقتدار).
  2. موفقیت یا پیشرفت: این بعد عبارت است از موفقیت فردی در اثبات شایستگی با توجه به معیارهای اجتماعی شامل (موفقیت، توانایی، بلندمرتبه جو، نفوذ).
  3. لذت گرایی (لذت طلبی): عبارت است از خوشی و احساس خشنودی شخصی که منجر به دنبال کردن خوشی و زندگی لذت بخش می شود.
  4. خودرهبری (خوداتکائی) : عبارت است از اندیشه و استقلال عمل در انتخاب کردن شامل (خلاقیت، آزادی، کنجکاو، انتخاب شخصی هدفهای خود و استقلال).
  5. برانگیختگی (تحریک) : هیجان و تازگی و چالش در زندگی شامل (یک زندگی مهیج، متنوع، متهور و داشتن دیدگاهی جسورانه).
  6. جهان گرائی (جهانی بودن) : عبارت است از فهم، سیاستگذاری، بردباری و حمایت از رفاه همه ی افراد و طبیعت (دارای وسعت نظر، خرد عدالت اجتماعی، برابری، صلح جهانی، جهانی زیبا، بیگانگی با طبیعت، حفاظت از محیط زیست).
  7. سنت : عبارت است از احترام، تعهد و پذیرش سنن و عقایدی که فرهنگ سننتی یا مذهب به فرد ارائه می دهد شامل (متواضع، پذیرش سهم خود از زندگی، مومن، احترام به سنت و اعتدال و میانه رو) .
  8. همرنگی یا همنوائی : عبارت است از بازداری اعمال، تمایلات و تکانش هایی که احتمال می رود باعث رنجش یا آزار دیگران شود و انتظارات و هنجارهای اجتماعی را نقض نماید (ادب، فرمانبردار، خودانضباطی، احترام به والدین و بزرگترها).
  9. خیرخواهی : عبارت است از حفظ و افزایش رفاه مردمی که فرد با آنها بطور مکرر تماس شخصی دارد که شامل ارزشهایی ازقبیل (یاریگر، صادق، بخشنده، وفادار، مسئولیت پذیر) می باشد.
  10. امنیت : عبارت است از ایمن بودن، هماهنگی و ثبات جامعه، روابط و صیانت نفس شامل (امنیت خانوادگی، امنیت ملی، نظم اجتماعی، پاکیزه، جبران محبت های دیگران) (شوارتز، ۱۹۹۶: ص۳).

قدرت و پیشرفت (موفقیت) هر دو بر برتری اجتماعی و اعتبار تاکید دارند، پیشرفت (موفقیت) و لذت هردو خودمحوری را بیان می کنند، برانگیختگی (تحریک) و خودرهبری هر دو شامل انگیزهی ذاتی برای اربابی و تغییر پذیر بودن است، خودرهبری و جهانی بودن هر دو اعتماد بر خود، نظری آرام با تنوعی از زندگی را بیان می کنند، جهانی بودن و خیرخواهی هر دو مستلزم تمایل به خودافزایی دیگران و برتری خودخواهانه ی منافع است، خیرخواهی و سنت از خودگذشتگی شخص در گروه را ترویج کردند، سنت ، همرنگی(همنوائی) و امنیت حفاظت از نظم و هماهنگی در روابط را تاکید کردند. در مقابل، اهداف انگیزشی انواع ارزش در تضاد با هم هستند به بیان دیگر، وضعیت اطراف دایره نمی تواند در همان زمان دنبال شود. برای مثال، دنبال کردن ارزشهای پیشرفت ممکن است در تضاد با دنبال کردن ارزشهای خیرخواهی باشد: دنبال کردن موفقیت های شخصی برای خود احتمالا مانع اقدامات با هدف در جهت افزایش رفاه دیگران، (کسانی که به کمک شخصی نیاز دارند) می شود. دو تعارض عمده ی ارزشها، در ساختار سیستم های ارزشی پیدا شده است. این ما را قادر می کند که کل ساختار سیستم های ارزشی را تحت عنوان دو ابعاد اساسی سازمان یافته کنیم. نخست آمادگی در برابر تغییر در برابر محافظه کاری و دوم خودمتعالی (توجه به ماورای خود) در برابر تقویت خود. آمادگی در برابر تغییر ترکیبی از خودرهبری و تحریک (برانگیختگی) می باشد، محافظه کاری نیز ترکیبی از امنیت، همرنگی و سنت می باشد. این بعد آمادگی در برابر تغییر در برابر محافظه کاری، یک تضاد بین تاکیدات روی استقلال فکری و عملی و تغییر علاقه ای در مقابل فروتنی، حفظ شیوه های سنتی و حمایت از ثبات و پایداری است. به بیان دیگر، بعد آمادگی برای تغییر شامل نوع های ارزشی خوداتکائی، برانگیختگی و لذت گرایی است.ارزشهای سنت گرایی، همنوایی و امنیت، بیانگر بعد محافظه کاری است. بعد دوم خودتعالی ترکیبی از خیرخواهی و جهانی بودن است، تقویت خود نیز ترکیبی از قدرت و پیشرفت (موفقیت) می باشد. این بعد خودتعالی (توجه به ماورای خود) در برابر تقویت خود یک تضاد بین پذیرش دیگران به عنوان هم سطح و نگرانی برای رفاهشان در مقابل دنبال کردن موفقیت های مربوط به شخص را منعکس می کند. به بیان دیگر، ارزشهای قدرت گرایی، موفقیت و لذت طلبی، نمایانگر بعد تقویت خود است و جهان گرایی و خیرخواهی، نمایانگر بعد خودمتعالی(توجه به ماورای خود) می باشد. عناصر لذت گرایی به آمادگی در برابر تغییر و تقویت خود تقسیم می شود. این فرم اشاره دارد که ارزشها بر روی لذت گرایی در مقابل امنیت، انطباق و سنت تاکید دارند. این قسمت به روابط افقی در مقابل نیروی اجتماعی و موفقیت اشاره کردند. این چهار نوع ارزش بالا به تعمیم و پایدار بودن نسبت به ده نوع ارزشها تمایل دارند (شوارتز، ۱۹۹۶:ص۴-۵).
۲-۴-۴ساختار روابط ارزش:
علاوه بر شناسایی ۱۰ ارزش اساسی، نظریهی ساختار، روابط پویا در میان ارزش را نشان می دهد. ساختار ارزش از این واقعیت منتج می شود که اعمال به دنبال هر ارزشی در تضاد است با بعضی از ارزش ها، اما متناسب با دیگر اعمال می باشد. به عنوان مثال، به دنبال ارزش دستاورد به طور معمول در تضاد با ارزش به دنبال خیرخواهی می باشد. به دنبال موفقیت شخصی برای خود و تمایل به تقویت و به اقدامات با هدف بالا بردن موقعیت اجتماعی خود و قدرت برای دیگران تقویت شود. مثال دیگر ، به دنبال تازگی و تغییرات (ارزش تحریک) با توجه به آداب و رسوم (ارزش سنت) که در توافق است با ارزش ها

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

ی تطابقی، دنبال می کند. هر دو باعث تحریک اعمال سلطه پذیری برای پیش بینی های خارجی می شوند. اعمال به دنبال ارزش ها، شامل پیامدهای عملی، روانی و اجتماعی است. عملاً انتخاب یک جایگزین عمل، که باعث ترقی یک ارزش می شود (مثلاً مصرف مواد مخدر در مراسم تحریک فرقه ای) ممکن است به معنای نقض ارزش های رقابتی (اطلاعات از احکام دین یک سنت خاص است). فردی که انتخاب می کند چه چیزی انجام بدهد، ممکن است پی ببرد که اقدامات پیشنهادی به عنوان ناهنجاری های روانی هستند و شخص دیگر ممکن است مجازات های اجتماعی را با توجه به تناقضات عملی و منطقی بین عمل و دیگر ارزش هایی که فرد ادای و اظهار می دارد را واضح که البته مردم می توانند و دنبال می کنند ارزش های رقابتی، اما تنها در یک عمل نه، در عوض آن ها، این کار را از طریق اعمال مختلف، زمان های مختلف و در زمینه فرآیندهای فعال سازی ارزش، انجام می دهند (شوارتز، ۲۰۰۶:ص ۹-۱۰).
۲-۴-۵فرآیند ارتباط دهنده ارزش ها
فعال سازی ارزش: ارزش ها بر رفتار تأثیر می گذارند، اگر آن ها فعال شوند. فعال سازی ممکن است (ممکن نیست) باعث تفکر آگاهانه در مورد ارزش شود. بیشتر پردازش اطلاعات در خارج از آگاهی رخ می دهد.
ارزش های مربوط به جنبه هایی که باعث فعال سازی ارزش ها می شوند: یک ارزش قابل دسترس به عنوان مثال، به راحتی به ذهن می آید، بیشترین احتمال را دارد که فعال خواهد شد. زیرا ارزش هایی که بیشتر مهم یا قابل دسترسی هستند، بیشتر با رفتار در ارتباط هستند. ارزش های مربوط به جنبه هایی که باعث فعال سازی ارزش ها می شوند. پیشنهاد کار ممکن است باعث فعال کردن ارزش های پیشرفت و یک تصادف ماشین باعث فعال کردن ارزش های امنیتی شوند. حتی افزایشات تصادفی در دسترس به ارزش، یا آمدن در طول کلمات ارزش ، مربوطه در یک بازی پازل گفته شود ، اگر آن یک مقدار با اولویت بالا باشد و سپس ممکن است به رفتار منجر شود. توجه به خود ممکن است باعث افزایش روابط ارزش رفتار شود، زیرا آن ها ارزش هایی که ارز ش های مرکزی به مفهوم خود با اهمیت بالا را فعال می کنند. آزمایشات فعال سازی به طور خاصی مهم هستند، زیرا آن ها نشان می دهند که ارزش های فعال باعث ایجاد رفتار می شود (ورپلاکن و هالند[۱۸۱]، ۲۰۰۲؛ به نقل از شوارتز،۲۰۰۶).
ارزش ها به عنوان یک منبعی از انگیزه هستند: ارزش های مردم مانند نیازهای آن ها، جاذبه ها را برروی اعمال ممکن و شدنی، اعمال و تحصیل می کنند. این است که اعمال جذاب تر، و به طور ذهنی پربهاتر می شوند به حدی که آن ها دسترس به اهداف را ارتقاء دهند. افرادی که ارزش برانگیختگی (تحریک) دارند به احتمال زیاد به یک پیشنهاد کار چالش برانگیز، جذب شود در حالی که ارزش های امنیتی ممکن است به یک پیشنهاد مشابه تهدید و غیر جذب دستیابی پیدا کنند. ارزش های اولویتی بالا، به مفهوم خود، مرکزی هستند، دریافت فرصتی برای نیل به آن مجموعه های اتوماتیکی، مثبت و پاسخ عاطفی به اقداماتی که به آن ها خدمت خواهند کرد. و تهدیدی برای ارزش دستیابی به مجموعه ها پاسخ عاطفی منفی باشند. ارزش ها ممکن است جذابیت اعمال بدون وزن آگاه جایگزین و پیامدهای آن ها را تحت تأثیر قرار بدهد، ما به ندرت متوجه تأثیر ارزش هایمان، زمانی که برنامه ای را در تلویزیون برای تماشا انتخاب می کنیم. به عنوان مثال تفکر آگاهانه، ممکن است بعداً به جذابیت اقدامات با آوردن عواقب بسیاری از آن ها به ذهن تغییر یابد. به عنوان مثال اثر یک کار جدید در خانواده. ارزش های اساسی همچنین از طریق نگرش خاص آن ها بر روی اعمال تأثیر می گذارند، حتی زمانی که ارزش ها مردم را تحریک می کنند، آنها بعید است عمل کنند، مگر این که آنها معتقد باشند که ظرفیت انجام آن عمل را دارند و همچنین احتمال به ایجاد نتایج مورد نظر داشته باشند( فیذر[۱۸۲]، ۱۹۹۵؛ به نقل از شوارتز، ۲۰۰۶).
تأثیر ارزش در توجه، ادراک و تغییر در شرایط: ارزش ها اولویت های بالا و اهداف شدید (مزمنی ) هستند که مردم را به جستجو حضور به جنبه ارزش های مربوط به یک وضعیت هدایت می کند.یک خانم ممکن است تمایل به فرصت های شغلی پیشنهاد شده برای خود و دیگری بر محدودیت های آن در زندگی اجتماعی بر خود تحمیل کند . هر وضعیت در پرتو ارزش های مهم خود را تعریف می کند و هر تفسیر نشان می دهد که خطوط مختلفی از عمل، مطلوب و رضایت بخش است. اولویت های ارزش همچنین بر روی مردم برای هر بافت ارزشی تأثیر می گذارد. حتی اگر هر دو زنان تشخیص بدهند یک فرصت مشابه، محدودیت ها و وزن آن ها بسته به اولویت ارزش خود ها متفاوت خواهد بود (شوارتز و همکاران، ۲۰۰۶).
تاثیر ارزش ها در برنامه ریزی عمل: اهداف مهم، باعث تحریک یک انگیزه قوی برای برنامه ریزی به طور کامل می شود . اولویت های بالا تر مشخص شده برای ارزش ها مردم به احتمال زیاد براساس یک عمل برنامه ریزی شده برای بیان آن در رفتار عمل می کند. برنامه ریزی مردم در جوانب مثبت از اقدامات مورد نظر به جای جوانب منفی تمرکز دارد. این باعث افزایش اعتقاداتشان در توانایی برای رسیدن به اهداف ارزش گذاری شده در برابر موانع و حواس پرتی می شود. با ترویج برنامه ریزی، اهمیت ارزش باعث افزایش اولویت های پایداری ارزش افراد می شود(گل ویتزر[۱۸۳]، ۱۹۹۶).
۲-۴-۶ ماهیت و طبیعت ارزش ها
وقتی که ما در مورد ارزش هایی که در زندگیمان مهم هستند ، فکر می کنیم هر یک از ما دارای ارزش های متعدد (مثلاً موفقیت ، امنیت ، خیرخواهی) با درجات مختلفی از اهمیت هستیم. یک ارزش خاص ممکن است برای یک نفر بسیار مه
م و برای دیگری بی اهمیت باشد. مردمی که برای آنها آزادی یک ارزش مهم است، اگر ۱ـ ارزش و باورهای آنها به طور جدایی ناپذیری تحت تأثیر قرار می گیرد تحریک می شوند. وقتی ارزش ها فعال می شوند، آزادی آن ها به خطر می افتد، و آنها نا امید می شوند زمانی که درمانده هستند در برابر حفاظت از آن خوشحال هستند، زمانی که آنها می توانند از آن لذت ببرند. ۲ـ ارزش و باورها به اهداف مطلوبی مربوط می شود که باعث تحریک عمل می شود. مردمی که برای آنها نظم اجتماعی، عدالت و سودمندی به عنوان ارزش و باورهای مهم هستند، تحریک می شوند و انگیزه دارند که به دنبال این اهداف باشند. ۳ـ ارزش های فراتر از اعمال و شرایط خاص. اطاعت و صداقت، به عنوان مثال، ارزش هایی هستند که ممکن است مربوط به محل کار و یا مدرسه، ورزش، کسب و کار، سیاست، با خانواده، دوستان و یا غریبه ها باشند. این ویژگی ها متمایز می کند ارزش را از مفاهیم باریکتر مانند هنجارها و نگرش که معمولاً با اقدامات خاص ، اهداف ، و یا شرایط مربوط می شوند.
۴ـ ارزش ها به عنوان معیار یا استاندارد عمل می کنند. ارزش ها انتخاب و یا بررسی اقدامات، سیاست، مردم و حوادث را هدایت می کنند. مردم تصمیم می گیرند که چه چیزی خوب یا بد، مشروع یا نامشروع، شایسته انجام است یا نه باید از آن اجتناب کرد، براساس نتایج و عواقب احتمالی برای ارزش های مردم مورد احترام آن است . اما تأثیر ارزش ها در تصمیم گیری های روزمره به ندرت از روی آگاهی است. ارزش ها زمانی وارد آگاهی می شوند که اقدامات و یا قضاوت، یکی از آن ها، مورد توجه قرار بدهند، پیامد و نتایج متضاد را برای ارزش های متفاوت.
۵ـ ارزش ها به وسیله ی اهمیت نسبی به یکدیگر، مرتب می شوند. شکل ارزش های مردم در سیستم نظم، از اولویت های ارزش که آن ها را به مانند افراد توصیف می کنند، که آیا نگرش های آنها بیشتر برای پیروزی و یا عدالت، نوظهور (تازگی) یا سنت (عرف) مهم است. سیستم های مرتبه ای همچنین ارزش ها را از هنجارها ونگرش ها متمایز می کند.
۶- اهمیت نسبی ارزش های چندگانه، اعمال را هدایت می کند. هر ارزش و یا رفتار (نگرش) معمولاً مفاهیمی بیش از یک ارزش دارند. به عنوان مثال، حضور در کلیسا ممکن است باعث بیان و ترویج سنت، انطباق و ارزش های امنیتی، در برآمد مکتب رفاه طلبی و تحریک ارزش ها (باورها) شود .
رابطه جانشین میان ارزش های رقابتی آن چیزی است که چه رفتار و نگرش هایی هدایت می شوند. ارزش های مربوط به رفتار، به حدی که آن ها مرتبط به بافت (از این رو احتمال دارد که فعال باشند) و برای هنرپیشه مهم باشند و همچنین توضیحی برای پایگاه های انگیزش براساس نگرش ها و رفتار می باشند (شوارتز، ۱۹۹۲؛ به نقل از شوارتز، ۲۰۰۶: ص ۲- ۳).
۲-۵مفهوم محوریت کار[۱۸۴]
اشتغال و درگیری های شغلی، محوریت نقش کار و محوریت کار همه اصطلاحاتی هستند که برای توضیح و توصیف پدیده ای استفاده می شوند که در آن فرد اهمیت زیادی به کار و اشتغال خود قائل می شود (کاستک[۱۸۵]، ۲۰۱۲: ص ۴).
منهایم[۱۸۶] (۱۹۷۵) محوریت کار را اینگونه تعریف کرده می کند: ” غالبیت نسبی مفاهیم کاری در ذهن فرد را محوریت کاری می گویند که این مفاهیم و اهمیت نسبی در پاسخ های فرد به سوالاتی در مورد میزان دغدغه، علم، و علاقه ای که او در نقش کار سرمایه گذاری می کند نسبت به امور دیگر انعکاس پیدا می کند و نیز در تاکید فرد بر کار نیز میتوان نشانه هایی از آن را یافت او اساسا از کار دوبین[۱۸۷] (۱۹۵۶) و لوداهل و کجنر[۱۸۸] (۱۹۶۵) برای ایجاد ۸ آیتم استفاده کرده که این ۸ آیتم برای اندازه گیری علاقه، دغدغه، خودشناسی، و زمان اختصاص داده شده به کار استفاده می شوند. هفت آیتم اول از پاسخ دهنده می خواهند که توصیفی از فردی را که شباهت بیشتری به او دارند بنویسند بطور مثال، الف) او فردی است که علاقهی زیادی به چیزی ندارد. ب) او فردی است که به کارهایی که بعد از ساعات کاری انجام می دهد علاقهی زیادی دارد ولی در رابطه با کارش هیچ علاقه ای نشان نمی دهد پ) او فردی است که بسیار به خانوادهی خود، کار و سایر امور علاقهی کمابیش یکسانی دارد. ج) فردی است که به کار و فعالیت های مربوط به آن علاقه مند بوده ولی بقیهی امور علاقهی چندانی در او برنمی انگیزد. حرف (ج) نشانگر میزان بالایی از محوریت کار است در حالیکه مورد (الف و ب) از کمترین میزان محوریت کار برخوردار هستند.
بر خلاف علاقه ای که اخیرا در حیطهی این موضوع ایجاد شده است تئوری معنای کار هنوز جای کار بسیار دارد تا به گستردگی کامل خود برسد پروژهی کلاسیک و قدیمی تیم بین المللی مطالعه کار تنها به یک مدل ذهنی دست یافته اند که آن نیز بر اساس این است که معنای کار بر اساس انتخاب ها و تجربه های اشخاص و توسط محیط ها و سازمان هایی که در آن مشغول به کار هستیم تعیین می شود این مدل معنای کار را در ۵ بخش مفهوم سازی می کند: محوریت کار، هنجارهای اجتماعی در مورد کار، نتایج باارزش کار، اهمیت اهداف کار، نقش هویت کاری، محوریت کار به درجه ای از اهمیت که کار در زندگی یک فرد ایفا می کند. اطلاق داده می شود (گروه تحقیقی بین المللی، به نقل از اسنر و هارپز[۱۸۹]، ۲۰۰۵). این ادعا که کار یک نقش اساسی و بنیادی در زندگی یک فرد ایفا می کند در بسیاری از کارها و پژوهش های انجام شده نیز در مناطق صنعتی مانند ژاپن و آمریکا همخوانی دارد (هارپز و همکاران[۱۹۰]، ۲۰۰۲).
محوریت کار یک نگرش مهم مربوط به کار است که بطور عمده از ارزش های اساسی گرفته شده است. به عبارت
دیگر، محوریت کار هم شامل یک ارزشیابی عاطفی و شناختی از کار است و هم شامل یک آمادگی برای عمل مربوط به کار می باشد (اکانوک،۲۰۱۱؛ به نقل از اکانو و سردار ۲۰۱۳).تعریف محوریت کار تحت عنوان اعتقاد هنجاری دربارهی ارزش و اهمیت کار در ساختار زندگی شخصی است و تابعی است از شرایط فرهنگ گذشتهی شخص یا اجتماع می باشد (کانانگو[۱۹۱]، ۱۹۸۲؛ به نقل از اکانو و سردار، ۲۰۱۳).
آلسن و زانا [۱۹۲](۱۹۹۳) بعد از یک تحقیق روی ماهیت و طبیعت ساختار چندین نتایج دربارهی نگرش ها ارائه داد آنها اظهار کردند که اول: یک نگرش به یک هدف و یا شیء خاص و ویژه (از قبیل: یک شغل، یک سازمان، یک سرپرست، یا یک عمل) مربوط است. دوم: اثرات و نتایج گرایش به سمت هدف یا شیء را شامل می شود (مثلا، دوست داشتن یا دوست نداشتن شغل، سازمان و غیره). سوم: شناخت دربارهی هدف یا شیء را در بردارد و به ارزیابی در ماهیت تمایل دارد (مثلا، آیا یک شغل جالب است یا خسته کننده) و چهارم: شامل آمادگی برای رفتار در راه های مشخص با توجه به جوانبی از هدف و شیء ،مثلا تصمیم برای مشارکت در رفتارهای شهروندی یا تصمیم برای ترک شغل و غیره (آلسن و زانا، ۱۹۹۳).
محوریت کار بعنوان یک نگرش که یک تعهد کلی برای کار ایجاد می کند در نظر گرفته شده است. محوریت کار عموما به میزان و درجهی اهمیتی که کار در زندگی شخص دارد بر می گردد (پولای و همکاران[۱۹۳]، ۱۹۹۴). محوریت کار قادر است که مهارت ها و دانش شخصی را برای بهبود عملکرد مورد استفاده قرار دهد. یک شخص برای چیزیکه برایش با ارزش است کار می کند، با شغل درگیر می شود و سرانجام از مزایای سازمان بهره مند می شود (اکانوک، ۲۰۰۸).
محوریت کار یک شاخص مهم از تلاش کارکنان است که می تواند مفهوم رفتار شهروندی سازمانی را پیش بینی کند (اکانو و کراباتی، ۲۰۱۳).محوریت کار باور و اعتقاد در مورد ارزش و اهمیت کار در زندگی یک فرد است (کاستک، ۲۰۱۲).
دو جزء تئوریکی اساسی در مفهوم محوریت کار نهفته است که هر کدام دارای بخش های خاص هستند. اول: محوریت کار مطلق، شامل یک باور یا ارزش مبتنی بر کار در زندگی فرد است. دوم: محوریت کار نسبی، شامل تصمیمی است برای ابعادی از زندگی که برای بروز یک رفتار ترجیح داده می شود. اجزای محوریت کار نسبی با علایق مرکزی زندگی دوبین در سال ۱۹۵۶ و تنظیمات رفتاری بارکر[۱۹۴] در سال ۱۹۶۸ موازی است. بصورت کلی کار در مقایسه با سایر بخش های زندگی در افراد از اهمیت و محوریت خاصی برخوردار بوده است (اینگلند[۱۹۵]، ۱۹۹۱).

حتما بخوانید :   سایت مقالات فارسی - تاثیر میزان کاربرد فناوری اطلاعات در موفقیت بازاریابی صنایع کوچک و چالشهای ...

مدیر سایت

Next Post

مقاله دانشگاهی - بررسی نقش ارزشها، محوریت کار، تعهدسازمانی بر روی رفتارهای شهروندی سازمانی کارکنان دانشگاه ...

سه اکتبر 13 , 2020
قدرت: عبارت است از موقعیت اجتماعی و وجهه- کنترل یا تسلط بر دیگران شامل(قدرت اجتماعی، ثروت، اقتدار). موفقیت یا پیشرفت: این بعد عبارت است از موفقیت فردی در اثبات شایستگی با توجه به معیارهای اجتماعی شامل (موفقیت، توانایی، بلندمرتبه جو، نفوذ). لذت گرایی (لذت طلبی): عبارت است از خوشی و […]