بررسی مشترکات اعتقادی و سیاسی بنی امیه و وهابیت- قسمت ۱۸

تاریخ نشان می‌دهد بنی امیه با ورود به عرصه خلافت و تکیه بر اریکه قدرت، تغییر در احکام دین را سرلوحه برنامه های خود قرار دادند و در راستای سیاست «دین ستیزی» از هیچ کوششی برای گسترش بدعت ها در سطح جوامع اسلامی فروگذار نکردند. برای نمونه می‌توان موارد ذیل را مورد اشاره قرار داد:
الف) اذان گفتن در نماز عید (فطر و قربان)
شافعی می‌نویسد:«در زمان پیامبرk ابوبکر، عمر و عثمان برای نماز عیدین اذان گفته نشد تا اینکه معاویه آن را در شام بنا نهاد[۳۶۷]
سیوطی نیز می‌گوید:«بنی م وان نخستین کسانی اند که سست اذان در نماز عیدین را بنا نهادند.»[۳۶۸]
به هر حال این رسم، بدعتی بود که بنی امیه آن را به نام خود ثبت کردند.
ب) ایراد خطبه عیدین پیش از نماز
تمام فقهای مذاهب اسلامی اتفاق نظر دارند که اقامه خطبه پس از خواندن نماز عیدین است[۳۶۹]
اما بنی امیه بنا به دلایلی، خطبه را پیش از نماز ایراد می‌نمودند. این حزم می‌نویسد:«بنی امیه خطبه را پیش از از نماز (عیدین) قرار دادند و دلیل آن را چنین بیان نمودند که مردم پس از نماز پراکنده می‌شوند و (فضیلت) خطبه را درک نمی کنند. در حالی که دلیل اصلی آن، این بود که علی بن ابی طالب را (در خطبه ها) دشنام می‌دادند و لذا مردم (از شنیدن خطبه) فرار می‌کردند.[۳۷۰]
ج)حلال نمودن ربا
معاویه نخستین کسی است که ربا را رسماً بنا بر نظر خود، حلال شمرد و «بیع ربوی» را انجام داد. او پیمانه ای از طلا یا نقره را به بیش) از ارزش وزنش فروخت. ابودرداء به او گفت:«از رسول خدا شنیدم که از چنین معامله ای (بیع ربوی) نهی می‌نمود مگر آنکه به قیمت همان وزن خود فروخته شود.» معاویه پاسخ داد:«اما من در این معامله اشکالی نمی بینم.»[۳۷۱]
د)تمام خواندن نماز در سفر
ابن عباس می‌گوید:«اولین ایرادی که به عثمان گرفتند، آن بود که وی در سال ششم خلافتش، نمازش را در منا (که حکم سفر داشت) تمام به جا آورد. این باعث شد که بسیاری از صحابه پیامبرk به او اعتراض کنند.»[۳۷۲]
در نقل دیگری از ابن عباس آمده است که:«رسول خداk ابوبکر، عمر و حتی عثمان در آغاز خلافتش هنگام سفر، نمازشان را قصر می‌خواندند اما عثمان پس از مدتی نماز مسافر را چهار رکعتی به جا آورد و این عمل را بنی أمیه ادامه دادند».[۳۷۳]
شایان ذکر است در میان مذاهب اسلامی، فقهای امامیه و حنفیه، نماز مسافر را متعین در قصر و دیگران، قصر و اتمام راجایز می‌دانند.[۳۷۴]
ه) حذف «بسم الله الرحمن الرحیم» در نماز
شافعی می‌نویسد:«معاویه در مدینه نماز جماعت اقامه کرد اما «بسم الله الرحمن الرحیم » نگفت. پس از سلام نماز، مهاجرین و انصار فریاد زدند:«ای معاویه! از نمازت می‌دزدی؟ پس «بسم الله الرحمن الرحیم» چه شد ؟ تکبیرت کجا رفت؟…»[۳۷۵] شاید به همین خاطر است که میان مذاهب اسلامی در جزئیت «بسم الله » برای قرائت نماز، اختلاف است. حنفی ها آن را جزء سوره نمی دانند و برای جهر یا اخفات آن هیچ استحبابی قائل نیستند. مالکی ها نیز آن را جزء ندانسته، اما ترک آن را برای یک بار مستحب می‌دانند. حنابله بسم الله را جزء سوره می‌دانند و می‌گویند باید آهسته خوانده شود. و بالاخره شافعی ها آن را جزءسوره دانسته، معتقدند در نماز صبح و مغرب و عشاء به جهر و در سایر نمازها آهسته خوانده شود.
شیعه امامیه نیز به پیروی از پیشوایان معصومb بسم الله را جزء سوره دانسته، ترک آن را به هیچ وجه جایز نمی داند.[۳۷۶] و برای اشکار نمودن آن اهمیت قائل است. امام صادقg در خصوص رواج این بدعت فرمود:
«کتموا بسم الله الرحمن الرحیم فنعم و الله الاسماء کتموها! کان رسول اللهk إذا دخل إلی منزله و اجتمعت علیه قریش یجهر ببسم الله الرحمن الرحیم و یرفع بها صوته فتولی قریش فرارا فأنزل الله عزوجل فی ذلک: (و إذا ذکرت ربک فی القران وحده و لوا علی أدبارهم نفوراً: «بسم الله الرحمن الرحیم » را پنهان نمودند.[۳۷۷] و به خدا سوگند، چه آسمانی را پنهان کردند! رسول خداk هر گاه وارد منزلش می‌شدو قریش بر او اجتماع می‌کردند، با صدای بلند بسم الله الرحمن الرحیم را آشکار می‌نمود و قریش با شنیدن آن فرار می‌کردند. به همین سبب، خداوند آیه و چون تو در قرائت (نماز) خدایت را به یگانگی یاد کنی، کافران روی گردانیده و گریزان می‌شوند را نازل کرد:[۳۷۸]
و) حذف تلبیه در مراسم حج
سعید بن جبیر می‌گوید:«ابن عباس در عرفه به من گفت: ای سعید! چه شده صدای تلبیه مردم را نمی شنوم؟ به او گفتم: از معاویه می‌ترسند.
ابن عباس از خیمه اش بیرون آمد و فریاد زد:
«لبیک اللهم لبیک رغماً لأنف معاویه!
لبیک می‌گویم تا بینی معاویه به خاک مالیده شود!
خدایا آنان را لعنت کن! چرا که سنت پیامبرk را به خاطر کینه ورزی با علیg کنار گذاردند.»[۳۷۹]
با مراجعه به کتاب های فتوایی مفتیان وهابی پی به مصادیقی از بدعت می‌بریم که تعجب انسان را بر می‌انگیزد قبل از هر چیزی به برخی از این مصادیق اشاره می‌کنیم و قضاوت را به خوانندگان محترم وا می‌گذاریم.
شیخ عبدالعزیز باز می‌گوید:«توسل به جاه فلان یا به برکت یا به حق فلان شخص بدعت است ولی شرک نیست. پس اگر شخص بگوید: بارخدایا! به جاه انبیایت یا به جاه فلان ولیت یا به فلان بنده است یا به حق فلان یا به برکت فلان از تو می‌خواهم، این نوع درخواست نه از پیامبرk رسیده و نه از صحابه؛ لذا بدعت

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

است.[۳۸۰]
شورای دائمی مفتیان وهابیان می‌نویسند:« بناء بر قبور بدعت است منکر است که در آن غلو در تعظیم کسانی است که در آن قبرها دفن شده اند و آن عمل راهی به سوی شرک است، پس بر ولی امر مسلمین یا نایب اوست که امر کند تا آنچه بر روی قبور ساخته شده خراب کرده وقبور را نیز با زمین یکسان سازند، تا این بدعت را ابطال کرده و راه به شرک نیز بسته شود». [۳۸۱]
صالح بن فوزان می‌گوید:« سجده کردن بر تربتی که به نام تربت ولی است اگر مقصود از آن تبرک به این تربت و تقرب به ولی است، این شرک اکبر است، و اگر مقصود تقرب به خداست همراه با اعتقاد به فضیلت این تربت و این که در سجود بر آن فضیلتی است؛ همانند فضیلتی که خداوند در سرزمین مقدس در مسجد الحرام و مسجد نبوی و مسجد الأقصی قرار داده، این بدعت در دین است.[۳۸۲]
شورای دائمی فتوای وهابیان می‌نویسند:«بار سفر بستن به جهت زیارت قبور انبیا و صالحان و دیگران جایز نیست؛ این عمل از بدعت هایی است که در دین حادث شده است؛ زیرا رسول خداk و خلفای راشدین و غیر آنان از صحابه این عمل را انجام نداده اند و نیز تابعین صحابه که به نیکی از آنان یاد پیروی می‌کردند، در قرن هایی که برتری داده شده اند…» [۳۸۳]شورای دائمی مفتیان وهابی می‌گویند:«برپایی مراسم برای کسانی که از انبیا و صالحان از دار دنیا رحلت کرده اند جایز نیست و نیز زنده داشتن یاد آنان در مولودها و برداشتن علم ها و قرار دادن چراغ ها و شمع ها بر روی قبر آنان و ساختن قبه ها و مساجد بر روی ضریح های آنان یا پوشاندن روی آن ها یا مثل این اعمال، جایز نیست زیرا تمام آنچه ذکر شد از بدعت هایی است که در دین حادث شده و از وسایل شرک است؛ زیرا که پیامبرk و انبیا و صالحان گذشته این کارها را انجام ندادند، و نیز صحابه با پیامبرk و هیچ یک از ائمه مسلمین در آن سه قرنی که پیامبرk گواهی داده که بهترین قرن ها بعد از اوست، نسبت به هیچ یک از اولیا و صالحان انجام ندادند.»[۳۸۴]
ذکر صلوات و سلام بر پیامبرk قبل از اذان و همچنین جهر به صلوات بعد از اذان همراه با اذان از بدعت هایی است که در دین حادث شده است عبدالعزیز بن باز نیز در مجموعه فتاوایش همین فتوا را صادر کرده است.[۳۸۵] شیخ ابن عثمین می‌گوید:« همانا در برپایی مراسم عید میلاد برای طفل، تشبه به دشمنان خداست؛ زیرا این عادت از ع ادات مسلمانان به حساب نمی آید بلکه از دیگران به ارث رسیده است»[۳۸۶]
و اما اعیاد میلادی برای شخص یا اولادش یا مناسبت ازدواج و نحو آن، تماماً غیرمشروع است و این کارها به بدعت نزدیک تر است تا مباح بودن شورای دائمی وهابیان می‌گویند:«همانا در روشن کردن چراغ در مساجد یا آویزان کردن لامپ های برقی بر بالا یا اطراف آن ها یا بالای مناره ها یا آویزان کردن پرچم و علم و گذاشتن دسته گل بر مناره ها، در اعیاد و مناسبات به عنوان تزیین و بزرگداشت آن اعیاد و مناسبت ها، تشبیه به کفار است همانطور که آنان نسبت به معابد و کیسه های خود انجام می‌دهند، و در حال آن که پیامبرk از تشبه به کفار در اعیاد و عباداتشان نهی کرده است.[۳۸۷]
عبدالعزیز بن باز می‌گوید:« همانا ذبح گاو و یا گوسفند، هنگام به اتمام رسیدن ساختمان مساجد، اصل و اساسی بر آن نیست و اعتقاد به آن خطای محض است و سزاوار است کسی را که معتقد به این امور است یا این که این کارها را انجام می‌دهد انکار نکنیم؛ زیرا این امور بدعت در دین به حساب می‌آید، و هر بدعتی ضلالت است. شیخ صالح بن فوزان می‌گوید:«از جمله بدعت هایی که کنار قبر پیامبرk انجام می‌گیرد زیاد تردد کردن بر قبر آن حضرت است به این نحو که هر بار که وارد مسجد می‌شود می‌رود و سلام بر حضرت می‌کند و نیز نشستن در کنار قبر حضرت نیز بدعت است و نیز از جملۀ بدعت ها گریه کردن در کنار قبر پیامبرk یا قبری غیر از او است، به گمان این که دعاکردن نزد آن قبور مستجاب است… و نیز از جمله منکراتی که کنار قبر پیامبرk انجام می‌گیرد، بلند کردن صدا و درخواست حوایج از آن حضرت است که این عمل شرک اکبر است. پس واجب است که مردم را از این کار برحذر داشت.[۳۸۸]
ابن عثیمین می‌گوید: تبرک به پارچه کعبه و دست کشیدن بر روی آن از بدعت ها است؛ زیرا چنین عملی از پیامبرk نرسیده است.
شورای دائمی وهابیان می‌گویند:« توجه مردم به این مساجد و دست کشیدن آنان به دیوارهای آن و تبرک جستن به آن بدعت بوده و نوعی از انواع شرک به حساب می‌آید و نیز شبیه به رفتار کفار در جاهلیت اولی نسبت به بت هایشان است.[۳۸۹]
ابن عثیمین می‌گوید:«قرار دادن قرآن در ماشین به جهت دوری از چشم زدن یا حفظ کردن خود از خطر، حکمش این است که این کار بدعت است، زیرا صحابه چنین کاری را انجام نمی دادند.[۳۹۰]
و اما اجتماع در کنار مرده و خواندن قرآن و توزیع خرما و گوشت، همگی از بدعت هایی است که سزاوار است بر انسان که آن ها را رها کند زیرا چه بسا همراه این امور نوحه سرایی و گریه و حزن می‌شود و از مرده چنان یاد می‌شود که به خاطر آن، مصیبت قلوب مردم زایل نمی گردد من این افراد را که چنین کارهایی را انجام می‌دهند، نصیحت می‌کنم که به سوی خداوند عزوجل توبه کنند.[۳۹۱]
ابن عثیمین می‌گوید:«اجتماع کنار قبر و قرائت قرآن از امور منکری است که در عهد سلف صالح معروف نبوده است.[۳۹۲]
او هم چنین می‌گوید:«و اما اجتماع مردم در یک خانه برای تعزیت از بدعت ها به حساب می‌آید، اگر به ضمیمه این کار طعام هم در آن خانه پخته شود این
عمل از نوحه سرایی به حساب می‌آید …. و نوحه سرایی- آن گونه که بسیاری از اهل علم و از طلاب علم می‌دانند- از گناهان بزرگ به حساب می‌آید…»[۳۹۳]
او در جای دیگر می‌گوید:«اجیر گرفتن قاری قرآن تا این که قرآن کریم را بر روح مرده قرائت کند از بدعت ها به حساب می‌آید و در آن اجرای برای قاری و مرده نیست؛ زیرا قاری تنها برای دنیا و مال، قرائت قرآن می‌کند و هر عملی که مقصود به آن دنیا باشد نمی تواند موجب تقرب به خدا باشد و در آن ثوابی نزد خدا نیست بنابراین عمل او ضایع شده و غیر از اتلاف مال بر ورثه به حساب نمی آید، لذا باید از این عمل احتراز جست؛ زیرا بدعت بوده و از منکرات به حساب می‌آید.[۳۹۴]
شورای دائمی وهابیان می‌گویند:«اجیر کردن کسی برای قرائت به نیت مرده به جهت تنفیذ وصیت او که به آن سفارش کرده، از اموری است که بدعت بوده و لذا این عمل جایز و صحیح نیست.[۳۹۵]
عبدالعزیز بن باز می‌گوید:«از پیامبرk و از اصحابش و نیز از سلف صالح ثابت نشده که هیچ نوع برنامه ای را برای مرده گرفته باشند، نه هنگام وفاتش و نه بعد از یک هفته یا چهل روز یا یکسال بعد از وفاتش، بلکه تمام این کارها بدعت و عادت قبیحی است که نزد قدمای مصر و دیگر کافران بوده است.
پس باید مسلمانانی را که این برنامه ها را می‌گیرند نصیحت کرده و بر آنان به جهت این کارها انکار نمود؛ زیرا امید است که به سوی خدا توبه کرده و دست از این کارها بردارند چون در این اعمال بدعت هایی در دین و مشابهت با کفار وجود دارد.[۳۹۶]

حتما بخوانید :   دسترسی به منابع مقالات :تاثیر میزان کاربرد فناوری اطلاعات در موفقیت بازاریابی صنایع کوچک و چالشهای آن- ...

مدیر سایت

Next Post

فایل دانشگاهی - بررسی مشترکات اعتقادی و سیاسی بنی امیه و وهابیت- قسمت ۲۳

سه اکتبر 13 , 2020
تاریخ نشان می‌دهد بنی امیه با ورود به عرصه خلافت و تکیه بر اریکه قدرت، تغییر در احکام دین را سرلوحه برنامه های خود قرار دادند و در راستای سیاست «دین ستیزی» از هیچ کوششی برای گسترش بدعت ها در سطح جوامع اسلامی فروگذار نکردند. برای نمونه می‌توان موارد ذیل […]