دسترسی به منابع مقالات : بررسی مشترکات اعتقادی و سیاسی بنی امیه و وهابیت- قسمت ۶

هدف تحقیق
معرفی فرقه های وهابیت و بیان آراء و دیدگاههای آنان و وجوه اشتراک و اختلاف عقاید آنان با اهل سنت به منظور تمییز دادن آنان از اهل سنت، و نیز بررسی منشأ پیدایش این افکار و عقاید به هدف دوری از دام فتنه وهابیت از اهداف این تحقیق بشمار می‌آید.
سؤالات تحقیق
الف) سؤالات اصلی
وجوه اشتراک وهابیت با بنی أمیه در چیست؟
ب) سؤالات فرعی
۱- فرقه بنی امیه چگونه فرقه ای است؟ بنیان گذاران و مروجان فرقه چه کسانی هستند؟
۲- فرقه بنی امیه چگونه فرقه ای است؟ بنیان گذاران و مروجان فرقه چه کسانی هستند؟
۳- مشترکات بنی امیه و وهابیت در چیست؟
فرضیه ها
الف) فرضیه‌های اصلی
۱-عدم مقبولیت فرقه وهابیت و مغایرت داشتن أفکار و عقاید آنان با عقاید مذهب تسنن
۲-راههای مقابله با افکار جاهلانه وهابیت
۳-نقد دیدگاههای فرقه وهابیت از منظر اسلام
ب) فرضیه‌های فرعی
۱-عدم مقبولیت فرقه وهابیت و مغایرت داشتن أفکار و عقاید آنان با عقاید مذهب تسنن
۲-راههای مقابله با افکار جاهلانه وهابیت
۳-نقد دیدگاههای فرقه وهابیت از منظر اسلام
روش انجام تحقیق
روش بحث کتابخانه ای و نیز مراجعه به سایت ها و وبلاگ های اینترنتی مرتبط با موضوع تحقیق می‌باشد.
فصل اول: بنی امیه
بنی امیه در لغت
لغت “بنی امیه” از دو بخش تشکیل شده است.
۱- بنی (بنین): جمع ابن که در لغت عربی به معنی پسر است.[۱] و از ریشۀ بُنَی به معنی ساختن عمارت و بناست، نامیدن فرزند به ابن از این جهت است که پدرش او را ساخته است.[۲]
۲- امَیه: مُصَّغر اَمَه[۳]و در لغت به معنی کنیز می‌باشد.[۴] (اُموی و اَمَوی هر دو صحیح است)[۵]
“بنی امیه” در اصطلاح شاخه‌ای از خاندان قریش است که در سال ۴۱ هـ . ق تا ۱۳۲ هـ .ق بر سراسر جهان اسلام و از سال ۱۳۸ هـ .ق تا ۴۲۲ هـ . ق بر اسپانیا حکومت کردند.
جد بزرگ این خاندان “امیه بن عبد شمس”، جد مشترک عثمان بن عفان و معاویه بن ابی سفیان است، .[۶] وی همان امیۀ اکبر است و دربارۀ وی بیش از چند روایت مختصر چیزی در دست نیست.[۷]
فرزندان امیه به دو گروه “اَعیاص” و “عنابِس” تقسیم می‌شوند:
عاص، ابوالعاص، عیص و ابوالعیص از این رو که در نامشان شباهت وجود دارد به «اعیاص» شهرت یافته‌اند، مروان بن حکم و فرزندانش از نسل اعیاص هستند.
دستۀ دیگر به جهت مقاومت در نبرد عکاظ به «عَنْسَبه» یعنی شیر، مشهورند و به ایشان “عنابس” گویند، پدر ابوسفیان (حرب)، ابوسفیان و فرزندش معاویه از نسل عنابس هستند.[۸]
نسب بنی اُمیه
از جمله فرزندان عبدمناف، جدّ سوم پیامبر بزرگ اسلامk یکی هاشم بود و دیگری عبدشمس.هاشم که بنی هاشم به او منسوبند، پدر عبدالمطلب است. عبدالمطلب دوازده پسر داشت که کوچکترین آنان به نام عبدالله، پدر حضرت ختمی مرتبتk است و یکی دیگر ابوطالب، پدر امیرالمؤمنین ع و دیگری عباس، جدّ خلفای بنی العباس می‌باشد. بنابراین این، هر هاشمی که در جهان یافته شود از فرزندان عبدالمطّلب است، زیر از فرزندان دیگر هاشم، نسلی باقی نماند.
عبدشمس فرزندان متعدّدی داشت که سه تن از آنها «آمَیه» نام داشتند: اُمیه الاکبر، اَمّیه الأصغر، عبد اَمیّیه ؛ فرزند دیگر او به نام ربیعه بود؛ وی پدر عُتبَه و شَیبه است که در جنگ بدر کشته شدند؛ هند زوجۀ ابوسفیان و مادر معاویه، دختر ربیعه بود.
اُمیه الاکبر، چند پسر داشت از جمله حَرب چدر ابوسفیان و ام جمیل، همسر ابولهب. یکی دیگر از فرزندان اُمیه الاکبر، ابوالعاص پدر عفّان، پدر عثمان است و فرزند دیگر او حَکَم پدر مروان است.[۹] بنا بر این، عثمان بن عفّان و مروان بن الحَکَم، پسر عمو بودند.
با توجه به آنچه گفته شد. معلوم می‌شود که همه کسانی از بنی امیّه که به خلافت رسیدند از فرزندان اُمیه الاکبر بودند؛ از اَمیه به بعد، نسبتشان با یکدیگر تفاوت پیدا می‌کند: عثمان که نخستین کسی است از امویان که عنوان خلیفه را پیدا کرد و خلیفۀ سوّم از خلفای راشدین محسوب می‌شود، فرزند عفّان بن ابی العاص ابن اُمیه است و معاویه و یزید و معاویه بن یزید که از خلافت کناره گیری کرد و خالد ابن یزید که مدت کوتاهی او را خلیفه خواندند، از اولاد ابوسفیان بن حرب بن اُمیه هستند و مروانیان که مؤسس حکومت آنها مروان بن الحُکم، و بعد از وی پسرش عبدالملک بودند، تا مروان بن محمد معروف به مروان حمار که با کشته شدن او به دست یاران آل عباس، حکومت بنی اُمیه در شام، از میان رفت، از فرزندان مروان بن الحکم بن ابی العاص بن اُمیّه هستند. همچنین، حکام بنی اُمیه در اَندُلُس(اسپانیا) از مروانیان بودند، زیرا بنیانگذار آن حکومت، عبدالرحمن الداخل پسر مروان بن هشام بن عبدالملک بن مروان بود.
بنی اُمیه از جاهلیت تا بعثت پیامبرk
آنان به سبب سکونت در اطراف کعبه و مرکز مکه از قریش بطائح (قریشیان مرکز) به شمار مى‌‌آمدند.[۱۰] بعدها با فتح مکه (سال هشتم هجرت) برخى از آنان به مدینه مهاجرت کردند، چنان که در پایان خلافت عثمان شمار آنان با موالى ایشان در آن شهر حدود ۱۰۰۰ تن دانسته شده است.[۱۱]با گسترش فتوحات، بنى‌‌امیه افزون بر شام، محل امارت یزید‌‌بن ابى‌‌سفیان و برادرش معاویه و جانشینان وى در عراق و آفریقا نیز حضور یافتند. از قرن دوم به بعد یکى از مراکز عمده تجمع آنان اندلس بود.[۱۲]
با توج

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

ه به اینکه بنى‌‌امیه تا هنگامه ظهور اسلام در شمار بنى عبد مناف شمرده مى‌‌شدند، در گزارشهاى عصر جاهلى جز اشاراتى پراکنده، اخبارى از بنى امیه به صورت مستقل ارائه نشده است.
امویان در عصر جاهلى، از توانگران قریش به شمار مى‌‌آمدند و تجارت پیشه بودند. جد‌‌اعلاى آنان عبد شمس عامل پیمان تجارى قریش با حبشه یا عراق بود، از‌‌این‌‌رو از اصحاب ایلاف به شمار مى‌‌آید.[۱۳] ابوسفیان (صخر) پسر حرب نیز در آستانه ظهور اسلام به عنوان رئیس کاروانهاى تجارى قریش با شام داد و ستد داشت.[۱۴] از میان مناصب به ارث رسیده از قصى، حرب منصب قیادت را بر عهده داشت، چنان که قبل از او در اختیار جدش عبد شمس بود.[۱۵] از این رو در نبرد فجار، حرب فرمانده سپاه قریش و پس از او ابوسفیان عهده‌‌دار این منصب بود، افزون بر این، حرب و ابوسفیان از داوران قریش شمرده‌‌شده‌‌اند.[۱۶]
از شخصیتهاى معروف آنان در این عصر، مى‌‌توان افزون بر حرب و پسرش ابوسفیان به ابواحیحه سعید بن عاص‌‌بن امیه اشاره کرد.[۱۷] شواهد نشان مى‌‌دهد که فرزندان عبد مناف خود دو دسته بوده‌‌اند: هاشم با بنى‌‌مطلب ارتباط نزدیکى داشتند و بنى عبد شمس با بنى‌‌نوفل، چنان که در گزارشى به همپیمانى بنى‌‌امیه با بنى‌‌نوفل تصریح شده است.
رقابتها و درگیریهاى بنى‌‌امیه را با زیر مجموعه‌‌هاى قریشى مى‌‌توان به دو دسته تقسیم کرد: آنان، گاه زیر لواى بنى عبدمناف با دیگر قبایل قریش درگیر و گاه به صورت مستقل وارد عمل مى‌‌شدند. از آنجا که بنى‌‌امیه بخشى از بنى عبد مناف بودند در درگیرى بنى عبد مناف با بنى عبدالدار و همپیمانانشان براى تصدى مناصب کعبه حضور داشتند.[۱۸] (‌‌‌‌بنى‌‌عبد مناف و بنى عبدالدار)؛ همچنین در رقابت بنى عبد مناف با بنى سهم، که به نظر برخى مفسران سوره تکاثر درباره ایشان نازل شده، بنى‌‌امیه نیز نقش داشتند.[۱۹]در ارتباط با درگیرى مستقیم بنى امیه با دیگر قبایل قریشى مى‌‌توان از درگیرى آنان با بنى‌‌زهره و بنى عدى یاد کرد. به موجب خبرى، نزاعى میان بنى‌‌امیه و بنو زهره روى داد. بنى‌‌امیه که خود را قدرتمندتر از رقیب مى‌‌دیدند، درصدد اخراج ایشان از مکه برآمدند؛ اما با حمایت بنوسهم از تیره‌‌هاى مطرح قریش از بنى زهره که خویشاوند آنان بودند، امویان ناکام ماندند.[۲۰]
در خصوص نزاع بنى‌‌امیه با بنومخزوم، از دیگر شاخه‌‌هاى پر نفوذ قریش در گزارشى کوتاه و مبهم آمده است: فردى از کنانه، همپیمان مخزومیها با فردى از بنى زبید، همپیمان بنى امیه به تفاخر پرداختند. در پى آن گروهى از دو طرف نزد حِجر اسماعیل اجتماع کرده، برترى خود را به رخ یکدیگر کشیدند و با اوج گرفتن نزاع براى داورى نزد یکى از کاهنان (سطیح کاهن) رفتند. وى نیز به نفع بنو مخزوم حکم کرد، از نزاع بنى امیه با بنى عدى بن کعب نیز گزارشى ارائه شده است.[۲۱]

مدیر سایت

Next Post

مقاله - بررسی مشترکات اعتقادی و سیاسی بنی امیه و وهابیت- قسمت ۱۱

س اکتبر 13 , 2020
۴-مذهب سلف عبارت است از: آنچه صحابه، تابعین، اتباع آنان و ائمه فقه بدان معتقد بوده اند.[۲۰۱]۵-مقصود از سلفیه کسانی هستند که در قرن چهارم هـ.ق. ظاهر شدند. آنان تابع احمد بن حنبل بوده و گمان می‌کردند که تمام آرایشان به احمدبن حنبل منتهی می‌گردد؛ کسی که عقیدۀ سلف را […]