آگوست 5, 2018 Off By 92
پایان نامه  

در این بخش نخست انسان شناسی در رویکرد تفکر انتقادی و طرح مدوّن آن یعنی برنامه آموزش فلسفه برای کودکان از منظر نظریه پردازان آن مورد واکاوی قرار گرفته و سپس با بنیادهای انسان شناسی نظام تعلیم و تربیت اسلام مقایسه خواهد شد.

2-3-2-2-1- انسان شناسی در رویکرد تفکر انتقادی

  در صورتی که به دنبال پایان نامه یا پورپوزال دانشجویی خاصی می گردید می توانید در باکس زیر کلمه کلیدی خود را وارد نمایید :

 

رویکرد تفکر انتقادی با تأثیرپذیری از اندیشه اجتماعی جان دیویی و لئو ویگوتسکی روانشناس اجتماعی روسی، در زمینه های زیستی، فردی و اجتماعی، به مطالعه انسان می پردازد. این رویکرد با برداشتی زیستی، طبیعی و اجتماعی که از متربّیان دارد و اعطای نقش محوری که به آنها در ارتباط با اجتماعی که در آن زندگی می کنند، می دهد به دیویی گرایش دارد. از این رو اغلب داستانهای فلسفی که در بخش محتوایی رویکرد تفکر انتقادی لیپمن مشاهده می شود،  پیرامون دو موضوع «طبیعت» و «اجتماع» تنظیم گردیده (فیشر،1998: 28)و ماهیت زیستی و تکاملی انسان در محتوای این برنامه منعکس شده است. این رویکرد تحت تأثیر مفروضات طبیعت گرایانه دیویی از طبیعت کودک، همراه با بازسازی تجارب او در جهان طبیعی، قرار گرفته است(جوسو، 2007: 121)  در این منظر، مفهوم انسان به کودک، تحول یافته، و حتی آنان را  فیلسوفانی می شمرند که دارای تمایل طبیعی فلسفیدن بوده، و آموزه های جزمی بزرگسالان، شور شناسایی را در ایشان فرو ننشانده است. کودکان بعضی از این توانایی را از هنگام تولد به همراه دارند و فعالیت عقلانی در معنای مذکور حتی قبل از سنین پنج سالگی، هم ممکن و هم مطلوب می باشد.

در رویکرد تفکر انتقادی، لیپمن به مباحث ویگوتسکی در نظریه تاثیر زبان اجتماعی –  فرهنگی در یادگیری کودکان و رشد زبانی آنان در ارتباط بین کودکان و جامعه و ارتباط بین زبانی دنیای بزرگسالی و هوش در حال رشد کودکان علاقه نشان داده است (لیپمن و پیازارو،2001).وی معتقد است که عملکرد یک مدرسه در جامعه این است که ویژگی ها و ساختارهای جامعه را به کودکان بیاموزد و به آنها کمک کند تا در مقابل آن به کمک هم و از طریق گفتگوی انتقادی در یک اجتماع پژوهشی عکس العمل نشان دهند(لیپمن،2004). در رویکرد تفکر انتقادی، تشکیل «اجتماع پژوهشی» به منظور ایجاد ارتباط کودک و گروه پیرامونی او صورت گرفته است. در این برنامه، با قصد از میان برداشتن تفاوت مدرسه و اجتماع، الگوی اجتماع پژوهشی، طراحی شده است. از این رو مبانی انسان شناختی رویکرد تفکر انتقادی را می توان در توجه چشمگیر این برنامه به بعد تکامل زیستی متربیان در طبیعت و توجه بعد فردی و اجتماعی کودکان در ارتباط با جامعه پیرامون آنان شناسایی نمود. گفت و گو های فلسفی کودکان در اجتماع پژوهشی پیرامون موضوعاتی از طبیعت و اجتماع شکل می گیرد. این گفت و گو همراه با رعایت حقوق فردی کودکان که با دریافت مفهوم «من» و «دیگری» در بحث های فلسفی و انتقادی بروز می یابد، با یادگیری نحوه تعامل در گروه که با ملاحظات اخلاقی نیز همراه است، از جمله مفروضه های اساسی نظریه پردازان این رویکرد است. نگرش مثبت به انسان، هویت فردی و اجتماعی، اعتقاد به اراده و اختیار و تغییر و تحول در انسان ازجمله نقاط قوت این برنامه در زاویه نگاهش به انسان است(ستاری،1390باتصرف و تلخیص)