یادگیری نکته های فن بیان ،آداب معاشرت،سخنرانی و مهارت های ارتباطی

به حالت بدن خود دقت کنید
نحوه صحیح ایستادن و نشستن هم تا قسمتی به شمرده و واضح صحبت کردن ما کمک می کند.
اگر ما در حالت نامناسب بدنی قرار داشته باشیم به احتمال خیلی زیاد نمی توانیم شمرده و واضح صحبت کنیم.
فرض کنید که نشسته ایم و برای قرار دادن جسمی جهت تراز شدن میز تلوزیون خم شده ایم، در این حالت صحبت کردن ما با دشواری همراه خواهد بود و به احتمال زیاد نمی توانیم خیلی شمرده، جذاب و واضح صحبت کنیم.

داشتن صدای رسا بسیار مهم است
همیشه بیان کرده ام که داشتن صدای رسا می تواند یکی از عوامل کلیدی در خوب صحبت کردن و سخنرانی های ما باشد.
اگر ما نتوانیم کلمات و جملاتی که در ذهنمان هست را با صدایی رسا بیان کنیم، آن کلمات و جملات هرچقدر هم زیبا باشند شنیده نخواهند شد.

و مثالی که بیان می کنم این است که اگر صدای رسایی نداشته باشیم مانند این است که آب در هاونگ می کوبیم.
از طرفی هم اگر ما صدای نازیبایی داشته باشیم نمی توانیم آن طور که بایدوشاید روی مخاطب خودمان تأثیر بگذاریم.
این موضوع را در جامعه و اطرافیانم زیاد مشاهده کرده ام که به دلیل صدای زننده و یا ایراداتی که در صدای شان دارند باعث شده که خیلی از موقعیت ها را از دست بدهند.
فرض کنید شخصی خیلی کلمات و جملات عالی بیان می کند، خیلی خوب و شمرده صحبت می کند، تیپ عالی دارد، اما صدایش خیلی تودماغی و یا زنگ گونه است، و فقط به خاطر همین یک مورد هیچ کس حاضر نیست که پای صحبت های این شخص بنشیند و به صحبت هایش گوش کند.
اما این پایان راه نیست، خوشبختانه برای برطرف کردن مسائلی که در صدا وجود دارد راه حل هایی هست که می توانیم از آن ها استفاده کنیم و صدا و حنجره خودمان را پرورش دهیم.
اگر در صدایتان مسئله ای وجود دارد به شما توصیه می کنم حتما روی صدایتان کار کنید .

معمولا خیلی از افراد می گویند که، چگونه حرف دلمان را بزنیم ، وقتی که ما نمی توانیم حرف دلمان را به راحتی بیان کنیم باعث می شود که ما این حرف ها را درون خودمان بریزیم و انباشته کنیم.
اگر ما بتوانیم حرف دلمان را بزنیم می توانیم احساسات و خواسته هایی که از دیگران داریم به راحتی بیان کنیم و از هیچ چیزی هم نترسیم.
در خیلی از موارد این ترس است که باعث می شود ما نتوانیم حرف دلمان را بزنیم، درواقع اگر ترس را در ارتباطات روزمره خودمان حذف کنیم می توانیم به راحتی خواسته ها و احساسات خودمان را نسبت به موضوعاتی که برای ما پیش می آید بیان کنیم.
برای خیلی از افراد داشتن ترس در هر چیزی باعث می شود که کاری را انجام ندهند و یا اصلا کاری را شروع نکنند.
در ادامه در مورد اینکه چگونه حرف دلمان را بزنیم مطالب مهم تری را بیان می کنم…

ترس را کنار بگذاریم
ما برای اینکه بتوانیم حرف دلمان را بزنیم می بایست ترسی که از بازگو کردن آن حرف داریم کنار بگذاریم، در این صورت هیچ وقت نمی توانیم آن را بیان کنیم.

برای مثال فرض کنید حرف دل ما این است که می خواهیم پیشنهاد دوستی و ازدواج به شخصی بدهیم و از اینکه جواب رد بشنویم و از طرف مقابل ترد بشویم می ترسیم.
اما اگر ما عزت نفس داشته باشیم و به خودمان احترام بگذاریم این درخواست را به راحتی بیان می کنیم.
منظورم از عزت نفس به طورکلی این است که ما خودمان را دوست داشته باشیم و برای خودمان احترام قائل شویم.

با خودمان رو راست باشیم
اگر واقعا می خواهیم بدانیم که چگونه حرف دلمان را بزنیم باید این اصل را در ذهن داشته باشیم که با خودمان رو راست باشیم.
اگر ما ندانیم که دقیقا چه چیزی می خواهیم، بیان کردن حرف دلمان هم کمی بی ربط به نظر می رسد.
حرف دلمان دقیقا همان چیزی است که می خواهیم یا همان چیزی است که حس می کنیم.
پس اگر می خواهیم حرف دلمان را بزنیم بهتر است آن موضوع یا خواسته را برای خودمان روشن کنیم و بعد آن را به طرف مقابلمان بیان کنیم.
اگر چیزی برای خودمان روشن و واضح نباشد، چطور می توانیم آن را به دیگران انتقال دهیم؟

راحت حرف دلمان را بزنیم
ما برای اینکه بتوانیم حرف دلمان را بزنیم می بایست بدون داشتن هیچ ترس و واهمه ای از بیان آن، این کار را انجام دهیم و دقیقا آن حس یا خواسته ای که داریم بیان کنیم، شاید در خیلی از مواقع نتوانیم ترس را حذف کنیم اما به هرحال برای اینکه حرف دلمان را بزنیم می بایست با این ترس کنار بیاییم و حتی با ترسی که در وجود ما هست هم دست به اقدام بزنیم.
من خودم تا چند سال پیش حرف هایی که در دلم بود را به طرف مقابلم بیان نمی کردم و همین طور رفته رفته باعث می شود که این حرف ها بیشتر و بیشتر شود و در آخر هم یکجا باعث می شد که من از کوره در بروم.
اما از وقتی که تصمیم گرفتم من هم حرف دلم را بزنم و نظرات و خواسته هایم را بازگو کنم خیلی راحت تر توانستم با دیگران ارتباط برقرار کنم و دیگر خودخوری نمی کردم.
زمانی که ما حرف دلمان را به طرف مقابلمان بیان می کنیم انگار که یک مسئولیت بزرگ را به اتمام رسانده ایم و خیلی احساس سبکی و راحتی می کنیم.

بنابراین بهتر است که بدون هیچ ترس و واهمه ای از نتیجه آن، حرف دلمان را بزنیم.
البته یک نکته در اینجا وجود دارد و آن هم این است که ما قبلش باید حرف و نتیجه حرف خودمان را بسنجیم و سبک و سنگین کنیم.
معمولا حرف هایی که می توانیم در این جور مواقع بدون هیچ ترس و واهمه آن را بیان کنیم این ها هستند که:

ما خواسته ای داریم و از اینکه به طرف مقابلمان بگوییم می ترسیم
یا ما حسی در مقابل حرف های طرف مقابلمان می گیریم و از اینکه آن حس را بیان کنیم با خودمان طفره می رویم.
یا شخص مقابل ما کاری انجام داده است و ما حس خوبی نسبت به آن کار نداریم و می ترسیم که آن را بیان کنیم.
به عبارت دیگر اگر ما برای خودمان احترام قائل باشیم و عزت نفس داشته باشیم این حرف ها را به راحتی بیان می کنیم.
اما اگر ما از بیان نظرات خودمان عاجز باشیم و از بیان کردن آن ها واهمه داشته باشیم به این معنی است که ما عزت نفس پایینی داریم و برای خودمان احترام قائل نیستیم.

این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.