پایان نامه رایگان با موضوع ارائه خدمات، شبکه حمل ونقل، سازمان دانش محور

نوامبر 30, 2018 0 By admin4

تهديدات و نيازهاي جديد امنيتي – انتظامي ميگردد. در اين حالت اگر جامعه ونهادهاي آن بويژه متوليان امنيت توانايي سازمان دهي مجدد وحفظ نظم اجتماعي را نداشته باشند، ساخت امنيتي – انتظامي جامعه دچار بحران ميگردد. از مشخصه هاي بحران ميتوان به مواردي چون تهديد جدي، ايجاد فوريت در مقابله با آن، غيرمنتظره وناگهاني بودن، کوتاه بودن زمان براي واکنش در برابر آن ولزوم برخورد خاص ومتناسب با ويژگي هاي آن مي باشد. لذا پليس به عنوان متولي امنيت در جامعه با در نظر گرفتن اين مشخصه ها بايد به مديريت بحران بپردازد. مخصوصاً در کشور ما که ازديرباز به عنوان يک کشورحادثه خيزشناخته شده است. طي نود سال اخير 120 سال هزار نفر از هموطنانمان براثر بلاياي طبيعي جان خودرا ازدست داده اند که از اين تعداد 76 در صد براثر زلزله 6 در صد براثرسيل و18 در صد دراثر سايربلاياي طبيعي بوده است. زمين لرزه مخرب ترين نوع سانحه درايران ميباشد. در فاصله بين سالهاي 1980تا 2000 ايران با رقمي معادل 47 هزار و267 نفر قرباني بالاترين ميزان مرگ ومير ناشي از زمين لرزه را به خود اختصاص داده است. واز اين حيث در رتبه اول دنيا قرار دارد43 . عوامل زيادي بعداز وقوع اين حوادث وشکل گيري بحران باعث بوجود آمدن مشکلات امنيتي ميگردد که ازجمله مي توان به موارد زيراشاره نمود : برهم خوردن نظم عادي زندگي روزمره، ناتواني درحفاظت از اماکن مهم وجان ومال افراد، عدم آشنايي نيروهاي کمکي پليس اعزامي از ديگرمناطق، مشکل تردد و ترافيک، احساس ناامني در مردم منطقه، کمبود در توزيع کالاهاي مصرفي مردم واعتراضات مردمي، فرار زندانيان وبزهکاران از زندان ها، افزايش جرائمي چون سرقت وحمله به کاروان هاي امداد نجات، بيماري هاي مسري و…. .
براي مقابله با عوامل مخل امنيت نظم عمومي فرماندهان پليس بايد در خصوص نحوه مديريت در شرايط بحراني آموزشهاي ويژه ايي راداشته باشند. توان هوايي نيروي انتظامي براي دسترسي سريع به مناطق آسيب ديده بايد تقويت شود. يگان هاي ويژه اي براي انجام عمليات در شرايط بحراني آموزش داده شده باشد. تجهيزات پليس نيز بايد پاسخگوي شرايط مختلف بحراني باشد تا پليس با تسلط بروضيعت بحراني مديريت خودرا به نحو شايسته اي اعمال نمايد. فرصت طلبان وبزهکاران از وضيعت پيش آمده نتوانند به نفع خود سود برده وناامني را درمناطق مذکور بوجود آورند .
گفتار پنجم : عصر اطلاعات وچالش هاي فراروي پليس
انسانها در مسير زمان همواره با شرايط و رويدادهاي جديدي مواجه مي شوند که آنهارا به تفکر و تامل در مورد وقايع جديد وا مي دارد وپيوسته به دنبال يافتن راه هايي جهت انطباق با تحولات پيش آمده مي باشند. هرروزدر رسانه ها وکتابها ومجلات واژهاي تازه اي مانند اينترنت، بورس، بانک مجازي، پول الکترونيکي ويا تقسيم بندي هاي جديد مثل تقسيم دنيا به کشورهاي جهان اول، درحال توسعه و عقب مانده ويا تقسيم دروه هاي زندگي بشر به موج اول، دوم، سوم منتشر مي شود که هرکس از نظرخود برداشتي از اين مفاهيم دارد تا بتواند جايگاه خودرا منطبق باشرايط تعريف کند وتصميم گيري نمايند . يکي ازمسائل جديد، موضوع جهاني شدن است. برخي از صاحب نظران فرآيند جهاني شدن را يک روند مي دانند وآن را به پنج بخش تقسيم مي کنند44 :
الف) روند اول:
ازدهه 1990 تاکنون اهميت شرکت ها درنظام جهاني بيش از اهميت دولت ها شده است وکشور ها بر حسب شرکت ها ي خود شناخته مي شوند . به عنوان مثال درامد شرکت جنرال موتورز.(178 ميليارد دلار در سال ) است که تقريبا معادل توليد خالص ملي 40 کشوردرحال توسعه است .
ب) روند دوم :
روند دوم گسترش وبه هم پيوستگي بازارهاي پولي، مالي وبورس جهاني است .
ج) روند سوم :
گسترش ارتباطات ماهواره اي وشبکه هاي رايانه اي ودرنتيجه گسترش داد وستدهاي فرهنگي واطلاعاتي درسطح جهان است به طوري که در فنلاند 1/4 وآمريکا 1/2 مردم کاربر اييترنت مي باشند.
د) روند چهارم :
گسترش شبکه حمل ونقل بين المللي وکاهش شديد هزينه هاي آن است به طوري که شاخص هزينه ها ازسال 1920تا سال 1990 از 100 دلار به 18 دلار تقليل يافته است. هزينه مسافرت هوايي برمبناي نفر /مايل از68 درصد دلار درسال 1930 به 11 درصد دلار درسال 1990 کاهش يافته وقيمت رايانه نيزطي سي سال گذشته جداي از تحولات کيفي درقابليت هاي آن ها تقريبا 125 برابر تقليل يافته است.
ه)روند پنجم :
تقسيم کارگسترده درهمه شاخه ها بويژه در سطح جهان است .اين امربه افزايش کيفيت محصول وکاهش شديد هزينه ها منجر شده است .
مارشال مک لوهان تمدن را به سه تمدن شفاهي، چاپي والکترونيکي تقسيم کرده واعتقاد دارد چون جامعه کنوني با بهره گيره از پيشرفت هاي الکترونيکي درحال حرکت به سوي مبادله اطلاعات به صورت چهره به چهره پيش ميرود پس جهان امروز مانند دهکده متعارف درپي اشاعه فرهنگ شفاهي است45 .
مائوئل کاستل جهاني شدن راظهور نوعي جامعه شبکه ايي ميداند که درادامه حرکت سرمايه داري، اقتصاد بهينه، جامعه وفرهنگ را دربر ميگيرد46 .
لذا از مفهوم جهاني شدن، بين المللي شدن، باز شدن مرزها، همسان سازي تفکر و يکسان سازي آحاد مردم استنباط ميشود .جهاني شدن آثارمثبت ومنفي به همراه خود دارد که مي بايستي به نحوي مديريت نمود که از آثار مثبت آن بهره برد وآثارمنفي را دفع نمود .کاهش قدرت سياسي دولت، کاهش روحيه ملي گرايي، ايجاد جوامع بدون مرز، رشد فقر به علت انتقال ثروت به بازيگران اصلي اين فضا، وقوع بحران هاي مالي وآسيب پذيري کشورهاي ضعيف، اتخاذ تدابير مالي وپولي توسط موئسسه هاي بين المللي، اعمال فشار به کشورها براي تغييرقوانين اساسي، بحران اشتغال، فرارمغزها، نظارت وکنترل دقيق برمردم در کشورهاي توسعه يافته وعدم امکان کنترل مردم کشورهاي درحال توسعه و… ازمعايب فرآيند جهاني شدن ميباشند .در مقابل حضور بيشترمردم در قلمرو جهاني نظام سرمايه داري، افزايش رفاه درنتيجه کاهش هزينه ها، سهولت درامر مهاجرت، تبادل سريع وآسان تکنولوژي واطلاعات درعرصه جهاني، کاهش اقدامات غيرمسئولانه از سوي دولت ها، افزايش بهره وري محصولات توليدي، امکان جذب نيروهاي متخصص وافزايش سطع علمي نيز ميتواند ازآثار مثبت فرآيند جهاني شدن باشند . لذا دراين شرايط جديد باويژگيهاي مذکور، پليس متأثر از تحولات بوجودآمده نيازمند مطالعات عميق ودقيق براي کنترل نظم وبرقراري امنيت خواهد بود . بعنوان مثال باحذف مرزها، ديگرمرزهاي فيزيکي مفهوم خود را از دست مي دهند . وپليس ديگرنمي تواند به همان شکل سنتي وايجاد ديوارهاي محافظ ودفاعي به کنترل ومحافظت ازمرزها بپردازد. اشکال جديد انتقال سرمايه وروش هاي گوناگون پولشويي، پليس را ملزم به آموزش درسطح جديد ي مينمايد. رواج تفکرات و روشهاي زندگي غيربومي وکثرت وتنوع عقايد، حذف حمايت هاي دولتي از صنايع داخلي وافزايش بيکاري منجربه افزايش خشونت وبزه کاري ميگردد. لذا جذب واستخدام افراد مستعد وتحصيل کرده در مجموعه پليس جهت افزايش بهره وري عمليات هاي پليس بيش ازپيش ضروري مينمايد. تنوع درساختارنرم افزارهاي بانکهاي اطلاعاتي طراحي شده در نهادهاي دولتي وخصوصي، سرعت دستيابي پليس به اخبار و اطلاعات مورد نياز را کاهش ميدهد وپيامد آن تاخير در ارائه خدمات انتظامي به شهروندان ميباشد واين امر ميتواند به سهولت موجب افزايش ناامني رواني درجامعه گردد. بطورکلي اگرمعايب فرايند جهاني شدن کنترل ومديريت نشوند مي تواند به شکل يک بحران منجربه به شکل گيري اعتراضات عمومي، خراب کاري ها، جرم و جنايت، فرار سرمايه از کشور ها، استحاله ي فرهنگي و…شود. بنابراين پليس در اين شرايط بايد طرح هاي منطقي، کارا و اجرايي را متناسب با تحولات وشرايط پيش آمده، آماده سازد. که اين امر مي تواند از طريق راه کارهايي چون کوچک سازي، ايجاد محيط مناسب براي بهره وري زياد از طريق شنا سايي وجذب افرادي که کارايي بالايي دارند وحذف افراد با بهره ي کم، سياست مبتني برتنبيه وتشويق درداخل سازمان پليس وتغيير درنظام پرداخت، تهيه دکترين انتظامي، آگاه سازي کارکنان ازتحولات جهاني وايجاد تعامل مناسب وپويا بين پليس وساير نهادهاي دولتي وبه ويژه مراکز آموزشي وصداسيما، ميسرشود .
گفتار ششم : دانش محوري در نيروي پليس جامعه محور:
دانش سازماني برآيندي ازترکيب دانش فردي ودانش جمعي است. ويژگي بارز نيروهاي دانش محور قابليت وتوان نوآوري و خلاقيت آنهاست. لذا سازمان پليس نيز با يافتن مرز بهينه بين نظم پليسي ونوآوري خلاقانه درتلاش است تا ساختارسازماني با رسميت کمتر ودرمقابل با قابليت انعطاف بيشتر براي نيروهاي خود تدارک ببيند. ساختاري که درآن روابط غيررسمي وسيع مبتني برسطح تخصص ودانش بين نيروها جريان داشته باشد. نيروي پليس دانش محور براي گرفتن حقوق وامرارمعاش خود درلباس پليس فعاليت نمي کند، بلکه براين باور است که به خاطرنقش تاثيرگذارش درتامين امنيت حقوق مي گيرد .لذا شغل او برايش يک ارزش محسوب شده درتلاش براي رسيدن به ارزشهاي والاي سازمان وارائه خدمات هرچه بيشتر وبهتر جهت پاسخگويي به مطالبات شهروندان ميباشد. لذا مديريت منابع انساني دانش محور درسازمان پليس ازاهميت زيادي برخوردارميباشد. فرمانده پليس بايد داناترين وتواناترين فرد مجموعه باشد تا بتواند در توسعه پليس دانش محور موفق عمل کند براي تحقق پليس دانش محور افزون براقداماتي همچون گسترش مراکزتحقيقاتي، ارتقاي نقش وسهم علوم دانشگاهي پليسي وبرقراري تعامل مناسب وايجاد زمينه هاي جلب مشارکت وهمکاري شهروندان باپليس، تقويت مديران دانشگروتوسعه نيروي پليس يادگيرنده را نبايد ازياد برد. پليس با درک بهتر محيط پيراموني ميتواند راه حل هاي موثرتري درمبارزه با عوامل ناامني پيداکند که اين امر فقط درسايه کشف ناداني ها از طريق افزايش دانايي ها ممکن خواهد بود. سازمان دانش محور سازماني است که مبدأ ومقصد خودرا ميشناسد وبراي رسيدن به مقصود ميداند که نيازبه دانش روز دارد. افزايش جرائم سازمان يافته، گسترش جرائم يقه سفيدها، ظهور جرائم رايانه اي در فضاي سايبر، بخشي از تهديداتي است که پيش روي سازمان پليس قرار دارد که براي مقابله بااين گونه جرائم ضرورت توسعه مراکز تحقيقاتي وبکارگيري دانشگرايي براي بالا بردن ظرفيت پليس وحرکت به سوي دانش محوري را بيش از گذشته آشکار مينمايد .
گفتار هفتم : پليس و امنيت محله :
ناهنجاري ها ورفتار هاي اخلال گرايانه مانند اعتياد، ولگردي، تکدي علاوه بر آن که موجب ترس واحساس نا امني عمومي مي شوند زمينه گسترش جرائم را نيز فراهم مي آورند. برخي از انديشمندان براين باورند که پليس بايد بلافاصله پس از وقوع حتي کوچک ترين جرمي با آن برخورد نموده وآنرا سرکوب نمايد تازمينه براي ارتکاب جرائم بزرگتر فراهم نگردد. لذا پليس مبادرت به ايجاد گشت هاي سواره وپياده مينمايد تا در محله ها برگشت زني پرداخته و مردم بامشاهده آنها احساس امنيت داشته باشند. وجود ايستگا ه هاي پليس در محلات باعث افزايش گزارشات مردمي از وقوع جرائم ودر نتيجه کشف آن ميشود. مردم وقتي که با پليس بتوانند ارتباط نزديکي داشته باشند وباافسران پليس به راحتي صحبت کنند بسياري از جرائمي را که از ديد پليس نيز مخفي ميماند، گزارش مي دهند ودرواقع خودشان نيز پليس محله ميباشند. اما رفتارپليس نيز بايد منطبق با معيارهاي محله باشد وبتواند با شرايط محيطي قابليت انطباق داشته باشد. لذا بسنده نمودن پليس به صرف سرکوب جرائم به محض وقوع، در عمل باعث کاهش جرم وبرقراري امنيت نمي گردد. وپليس بايد نقش زيادي در تقويت ساز وکارهاي غيررسمي کنترل در اجتماع داشته باشد تا بتواند در کنار شهروندان دربرقراري