پایان نامه درباره گروه کنترل، معنی داری، اندازه گیری

نوامبر 30, 2018 0 By admin4

داری کاهش یافت (001/0( P. علاوه بر این، اضطراب نیز به طور معنی داری در گروه مداخله کاهش یافت(27). نتایج این مطالعه با نتایج پژوهش حاضر همخوانی دارد. برای تمام بیماران از یک نوع موسیقی استفاده شد ولی موسیقی مورد دلخواه بیماران شرکت کننده در مطالعه نبود تا تأثیری بر روی نتایج مطالعه داشته باشد.
صاحب الزمانی و همکارانش( 89 13) مطالعه ای را تحت عنوان ” تاثیر رایحه درمانی استنشاقی بر اضطراب و افسردگی دانشجویان دختر ساکن مجتمع خوابگاهی دانشگاه علوم پزشکی تهران ” انجام دادند.
در این مطالعه تجربی، 260 نفر از دانشجویان دختر ساکن مجتمع خوابگاهی انتخاب و به صورت تصادفی در گروه های آزمایش و شاهد متغیرهای اضطراب و افسردگی جایگزین شدند (4 گروه 65 نفره). ابتدا از کلیه شرکت کنندگان، پیش آزمون های سنجش اضطراب اسپیل برگر و تست افسردگی بک بعمل آمد. ترکیب اسانس اسطوخودس و اسانس گل محمدی به مدت 4 هفته و هر روز به مدت نیم ساعت در شب توسط گروههای آزمایش (اضطراب و افسرده ) استنشاق شد. در این مدت گروه های شاهد فقط روغن کنجد استنشاق می کردند. در پایان هفته دوم اجرا، پس آزمون 1 و در پایان هفته چهارم، پس آزمون 2 اجرا شد. نتایج این مطالعه نشان داد که دانشجویان دریافت کننده رایحه درمانی استنشاقی در پایان هفته دوم و چهارم کاهش معنی داری در علایم اضطراب و نشانه های افسردگی در مقایسه با پیش آزمون و گروه شاهد نشان دادند( در هر دو مورد اضطراب و افسردگی 001/0 p) (90). نتایج این مطالعه با وجود تفاوت در ابزار ارزشیابی، با نتایج پژوهش حاضر همخوانی دارد.
در یک مطالعه مداخله ای دیگر، Phips-Carroll و Tsiantoulas ( 2007 ) نشان دادند که موسیقی بطور معنی داری افسردگی، خستگی و خلق را کاهش می دهد ولی تاثیری روی درد، درجه حرارت، فشار خون و اضطراب ندارد. نتایج این مطالعه با نتایج پژوهش حاضر همخوانی ندارد (30).
Kshettry، Carole و همکارانش ( 2006) مطالعه ای را بر روی بیماران تحت عمل جراحی دریچه قلب و گرافت بای پس عروق کرونری و یا ترکیبی از این دو عمل انجام دادند که گروه کنترل و گروه مداخله هر کدام 52 نفر بودند. این مطالعه در سه مرحله انجام گرفت. مرحله اول شامل مهارت های ریلاکسیشن قبل از عمل جراحی بود. در مرحله دوم مداخله، بیماران به موسیقی دلخواه خود به مدت 20 دقیقه با استفاده از هدفن گوش می دادند. در مرحله سوم هنگام ترخیص از بخش مراقبتهای ویژه بر روی آنها هم لمس و هم ماساژ ملایم انجام می گرفت. پس از انجام مداخلات درد و اضطراب، فشار خون و ریت قلبی بیماران کنترل و ثبت شد. نتایج مطالعه نشان داد تفاوت معنی دار آماری در فشار خون و ضربان قلب در بین گروه ها بعد از مداخله وجود نداشت. اما نمره درد و اضطراب در گروه مداخله در روز اول بعد از عمل بطور قابل توجهی پایین بود (01/0 P) و در روز دوم بعد از عمل نسبت به گروه کنترل تفاوت معنی دار آماری نشان داد. (038/0 P) (27). نتایج این مطالعه با نتایج پژوهش حاضر همخوانی دارد اما در این مطالعه از موسیقی یکسان استفاده شد.
Chelan و همکارانش (2008 ) مطالعه ای را در مورد تأثیر موسیقی آرامسازي بر اضطراب و تن آرامی در بیماران تحت تهویه ي مکانیکی انجام دادند که نتایج این مطالعه تفاوت معنی داری را در میزان اضطراب، تعداد تنفس و ضربان قلب نشان داد. نتایج پژوهش Han و همکارانش (2007) که با هدف بررسی تأثیر موسیقی آرام بخش بر شاخصهاي فیزیولوژیک و اضطراب بیماران تحت تهویه ي مکانیکی انجام دادند نشان داد که موسیقی باعث کاهش فشارخون، تعداد نبض و تنفس می شود. این در حالی است که Buge و همکارانش (2009) در پژوهش خود که با هدف بررسی تأثیر موسیقی آرامسازي بر شاخص هاي فیزیولوژیک و آرامسازي در بیماران تحت تهویه مکانیکی انجام دادند، به این نتیجه رسیدند که موسیقی بر آرامسازي بیماران اثر معنی دار داشته اما بر شاخصهاي فیزیولوژیک( فشارخون سیستولیک و دیاستولیک، تعداد تنفس و ضربان قلب) اثر معنی داري نداشته است (27). که یافته های مطالعه فوق ، تاییدی بر نتایج مطالعه حاضر می باشد.
بررسی مطالعات در مرور سیستماتیک Cooke و Ernest ، حاکی از این است که آروماتراپی اثر ضد اضطراب خفیف و گذرایی دارد ولی طبق نظر همین محققین نتایج تاثیر آروماتراپی بر روی اضطراب و درد بیماران جای بحث داشته و اطمینان به نتایج قوی نیست و علت آن را عدم اندازه گیری مناسب و اندازه حجم نمونه پایین مطرح نموده اند (91). نتایج این مطالعه با نتایج پژوهش حاضر همخوانی ندارد.
در این پژوهش دومین فرضیه پژوهش عبارت بود از ” میزان درد بیماران گروه مداخله (موسیقی و رایحه درمانی ) با گروه کنترل متفاوت است.”
در رابطه با فرضیه فوق، نتایج مطالعه حاضر این فرضیه را تایید کرد به طوری که در گروه های دریافت کننده مداخلات موسیقی و رایحه درمانی، درد بیماران کمتر شده بود.
در یک مطالعه کارآزمایی بالینی که ابن شهیدی و محسنی ( 2008) بر روی زنان 36-18 ساله که تحت عمل جراحی سزارین بودند انجام دادند، بیماران به دو گروه مداخله (38 نفر ) و گروه کنترل (39 نفر) تقسیم شدند. این مطالعه تحت عنوان تاثیر موسیقی بر روی درد بیماران تحت عمل جراحی سزارین انجام گرفت. در این مطالعه گروه مداخله 15 دقیقه پس از بازگشت از اتاق ریکاوری، به مدت 30 دقیقه با استفاده از هدفن به موسیقی دلخواه خود گوش دادند. گروه کنترل نیز بدون استفاده از موسیقی فقط هدفن را بر گوش خود گذاشتند. سپس درد، فشار خون و ریت قلبی بیماران توسط پرستاری که از اهداف مطالعه آگاه نبود دو بار با فاصله 5 دقیقه اندازه گیری و میانگین داده ها مورد آنالیز قرار گرفت. نتایج مطالعه نشانگر این بود که نمره درد از لحاظ آماری در گروه مداخله کمتر بود (05/0 p)، ولی از لحاظ آماری تفاوت معنی داری در مورد ریت قلبی و فشار خون مشاهده نشد (26). نتایج این مطالعه با نتایج پژوهش حاضر همخوانی دارد. دریافت موسیقی در مطالعه حاضر نیز باعث کاهش درد بیماران شد، با این تفاوت که موسیقی در دفعات بیشتری پخش گردید که همسو با پژوهش ابن‌شهیدی و محسنی است.
در یک مطالعه تجربی ( 2010) که توسط Phips، Carole و همکارانش تحت عنوان تاثیر موسیقی درمانی بر روی درد و اضطراب بیماران داخلی و جراحی اعصاب انجام دادند در این تحقیق 53 بیمار که محدوده سنی شان بین 96-22 سال بود، وارد مطالعه شدند. در این مطالعه گروه مداخله 24 نفر و گروه کنترل 29 نفر بودند. برای گروه مداخله به مدت 30 دقیقه موسیقی پخش شد. سپس بلافاصله قبل و بعد از انجام مداخله فشار خون، تعداد تنفس، ریت قلبی، درجه حرارت، درد و اضطراب بیماران اندازه گیری و ثبت شد. نتایج مطالعه نشان داد تفاوت معنی دار آماری بعد از انجام مداخله در تعداد تنفس و ضربان قلب گروه موسیقی درمانی مشاهده شد. ولی از لحاظ آماری تفاوت معنی داری درمورد فشار خون، درد و درجه حرارت مشاهده نشد (30). نتایج این مطالعه با نتایج پژوهش حاضر همخوانی ندارد. علت تفاوت می‌تواند تعداد دفعات پخش موسیقی، نوع موسیقی، شرایط بیمار و شرایط محیطی حاکم بر مطالعه باشد.
Mckaffrey و Loccin ( 2006) مطالعه ای را به منظور بررسی تاثیر موسیقی بر روی درد بیماران تحت جراحی هیپ و زانوی الکتیو انجام دادند. در این مطالعه، بیمارانی که سن شان بین 82-59 سال بود به دو گروه مداخله (62n=) و کنترل (62n=) تقسیم شدند. گروه مداخله به مدت یک ساعت و چهار بار در روز با استفاده از هدفن به موسیقی گوش دادند و گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکردند. در این مطالعه میزان درد و استفاده از داروهای ضد درد مورد بررسی قرار گرفت. نتایج این مطالعه نشان داد که بیماران گروه مداخله در روز بعد از عمل جراحی کاهش درد داشتند. همچنین گروه مداخله در مقایسه با گروه کنترل، بعد از جراحی از داروهای ضد درد کمتری استفاده کردند (001/0p=). و همچنین گروه مداخله به طور قابل توجهی رضایت بالایی از تجربه بستری شدن در بیمارستان از خود نشان دادند (27). نتایج این مطالعه با نتایج پژوهش حاضر همخوانی دارد.
Walworth و Rumana ( 2008) مطالعه ای را بر روی 27 بیمار( گروه مداخله 14 و گروه کنترل 13 نفر) بستری در بخش جراحی اعصاب انجام دادند. بیماران گروه مداخله 30-20 دقبقه موسیقی گوش دادند که در این مطالعه اضطراب و درد، خلق، درک از بستری شدن یا پروسیجرها، ریلاکسیشن و میزان استرس اندازه گیری شد. میزان دریافت مسکن(مورفین) در تمامی بیماران بعد از عمل یکسان بود. شدت تهوع بیماران، زمان اقامت در بیمارستان از زمان پذیرش تا زمان ترخیص مورد ارزیابی قرار گرفت که نتایج این مطالعه تفاوت معنی دار آماری در خلق، اضطراب، نمره درد، استفاده از ضدتهوع و استفراغ ها، ضد درد ها و اثر بر مدت زمان بستری شدن نشان نداد (27). نتایج این مطالعه با نتایج پژوهش حاضر همخوانی ندارد که علت می تواند بخاطر تفاوت در روش کار و تعداد دفعات پخش موسیقی و نوع عمل جراحی باشد.
Nilsson و همکارانش (2008) یک مطالعه سیستماتیک را تحت عنوان تاثیر موسیقی به عنوان مداخله پرستاری بر روی بیماران بستری انجام دادند. در این مطالعه تاثیر موسیقی بر روی درد، اضطراب، میزان رضایت مندی، خلق و علایم حیاتی بیماران مورد بررسی قرار گرفت. بعد از جمع آوری داده ها، مطالعات بر اساس اینکه آیا موسیقی در زمان مراقبت عادی پرستاری و یا در طول پروسیجرهای تهاجمی و دردناک( برونکوسکوپی، جراحی،….) پخش شده بود طبقه بندی شد. نتایج مطالعه نشانگر این بود که اضطراب و درد بیماران در مراقبت های عادی کم شده است اما موسیقی بر روی درد و اضطراب بیمارانی که برونکوسکوپی، سیگموئیدوسکوپی و یا با بی حسی نخاعی عمل جراحی شده اند هیچ تاثیری ندارد. در طول مراقبت های عادی، موسیقی تعداد تنفس را کاهش می دهد ولی روی سایر علایم حیاتی تاثیری ندارد. موسیقی همچنین (علیرغم وجود شواهد کمتر) باعث بهبود خلق و تحمل بیمار می شود (95). نتایج این مطالعه با نتایج پژوهش حاضر همخوانی ندارد. در این پژوهش از یک نوع موسیقی استفاده شد و تعداد دفعات پخش موسیقی بیشتر بود.
عبد الرسول سبحانی و همکارانش ( 1385) مطالعه ای را تحت عنوان “تاثیر اسانس لاواند در تسکین درد سزارین ” انجام دادند. این پژوهش یک مطالعه کارآزمایی تصادفی یک سوکور در زنان باردار ترم مراجعه کننده به زایشگاه الزهرا رشت بود که تحت سزارین انتخابی قرار گرفتند.480 نفر به دو گروه آزمون و شاهد تقسیم شدند. در گروه آزمون اسانس لاواند و در گروه شاهد عطر لاواند در سه مرحله تجویز شد و درد بیماران قبل و بعد از هر تداخل با مقیاس دیداری درد سنجیده شد. پس از محاسبه اختلاف درد و مقایسه آن در دو گروه نشان داده شد که نتایج هر سه تداخل در گروه آزمون، به صورت بارز و چشمگیر مطلوبتر از گروه کنترل بود (001/0 p). و همچنین رضایت بیماران از این روش نیز در گروه آزمون بطور معنی داری بیشتر بود (92). نتایج این مطالعه با نتایج پژوهش حاضر همخوانی دارد.
Jung T.Kim و همکارانش ( 2006) تاثیر آروماتراپی بر کنترل درد بعد از عمل را مورد بررسی قرار دادند. این مطالعه اثربخشی ضد دردی لاواند را بر روی 50 بیمار که تحت جراحی بیوپسی سینه بودند مورد مقایسه قرار داد. که 25 نفر از بیماران بعد از عمل، اکسیژن جبرانی و دو قطره لاواند دو درصد با استفاده از ماسک صورت دریافت کردند و بقیه بیماران با استفاده از ماسک فقط اکسیژن دریافت کردند. متغیرها شامل میزان درد ( 5 ، 30 و 60 دقیقه بعد از عمل )، نیاز به نارکوتیک در واحد مراقبت بعد از بیهوشی، رضایت بیماران از کنترل درد بود. این مطالعه نشان داد که تفاوت معنی دار آماری در نیاز به نارکوتیک و زمان