پایان نامه با واژگان کلیدی عوامل موثر، بهبود عملکرد، مهارت حل مسئله

نوامبر 30, 2018 0 By admin4

استفاده از محيط يادگيري اينترنتي اثربخشي بيشتري دارند(باراک92،2005).
در محيط يادگيري مجازي، دانشجو براي شرکت در بحث‌هاي هم‌زمان و ناهم‌زمان بايد بتواند متناسب با نيازها و چالش‌هاي ذهني، پرسش‌هاي خود را طرح کند. اين نکته در بحث‌هاي هم‌زمان از جهت وجود فاصله مکاني ميان دوطرف، ارتباط و محدوديت زمان در اختيار و در بحث‌هاي ناهم‌زمان به سبب نبود علائم غير کلامي، حائز اهميت است. بدين لحاظ دانشجوياني که با فنون پرسشگري، بيشتر آشنايي دارند، در بحث‌هاي مجازي هم‌زمان، بهتر و موثرتر مشارکت مي‌کنند و عميق‌تر از ديگران مفاهيم درسي را ياد مي‌گيرند(سراجي،1392)
در محيط يادگيري مجازي، محتواي آموزشي به صورت خودآموز و چند رسانه‌اي به دانشجو ارائه مي‌شود. از اين رو دانشجو بايد بتواند از محتواي خودآموز، يادداشت برداري و يادداشت سازي کند. براي فهم بهتر محتواي درسي، ارائه‌هاي متني، صوتي يا تصويري را در قالب‌هايي ديگر سازماندهي کرده، ساختاري جديد از آن ارائه دهد و با برقراري ارتباط ميان مطالب چند رسانه‌اي به آنها معنا بخشد. همچنين يادگيرندگان در محيط مجازي براي جستجو و دسترسي به منابع مورد نياز از ميان منابع مختلف به برنامه‌اي نياز دارند تا بر اساس اهداف مطالعه به جستجوي منابع بپردازند و زمان مورد نياز را نيز بر اين اساس تنظيم و مديريت کنند. در اين محيط يادگيرندگان براي شرکت در بحث‌هايي که با اهداف درس و زمان در اختيار آنها تناسب داشته باشد و به طور مداوم، ميزان اثربخشي شرکت در اين گونه بحث‌ها را ارزيابي کنند نيازمند مهارت‌هاي فراشناختي مي‌باشند. بر اساس اين مهارت‌ها دانشجويان مجازي مي‌توانند براي برقراري ارتباط‌هاي هم‌زمان و ناهم‌زمان، برنامه‌اي تنظيم کنند و فعاليت‌هاي خود را بر اساس آن پيش ببرند. آنها بايد الگو، طرح و نقشه‌اي براي موفقيت تحصيلي ترسيم کرده، متناسب با موقعيت و شرايط خود آن را به کار گيرند. يادگيرندگاني که مهارت مديريت زمان و برنامه‌ريزي ندارند، فعاليت‌هاي يادگيري و مشارکت خود در محيط مجازي ناهم‌زمان را به تعويق مي‌اندازند. با توجه به ماهيت غيرخطي، چند رسانه‌اي و ابر رسانه‌اي محتواهاي محيط يادگيري مجازي، يادگيرندگان براي پيشرفت در درس بايد منابع و پيوندهايي متعدد را پيگيري کنند. آنها براي پيگيري پيوندها به مهارت خودکنترلي و خودنظم‌دهي نياز دارند تا در راستاي دنبال کردن پيوندها از مسير اصلي اهداف درس، منحرف نشوند. بنابراين يادگيرندگان براي پيگيري موثر فرايند يادگيري خود در اين محيط بايد مهارت‌هاي شناختي و فراشناختي داشته باشند(همان).
دانشجويان به دليل دسترسي آسان به برخي از امکانات مديريتي، نوشتاري، توليدي، تغيير و اصلاحي، مشارکت و تبادل، جمع‌آوري اطلاعات، ذخيره و نظارت به استقلال نياز دارند. بدين جهت دارا بودن مهارت‌هاي خود رهيابي حائز اهميت است (پاتا93،2009). محيط يادگيري مجازي از لحاظ فراهم سازي امکان ارتباط هم‌زمان و ناهم‌زمان، فرصت‌هاي يادگيري بيشتري را براي يادگيرندگان فراهم مي‌سازد. ليکن به دليل نبودن زمان کافي و دوري دو طرف ارتباطي از يکديگر در ارتباط‌هاي مجازي هم‌زمان، يادگيرندگان بايد مهارت‌هايي گوناگون مانند: اداي واضح کلمات، بيان روشن و صريح داشته باشند. همچنين در ارتباط‌هاي مجازي ناهم‌زمان، يادگيرندگان به دلايل نبود علائم ارتباطي غير کلامي، ناشناسي و دوري دو طرف ارتباطي از يکديگر به مهارت‌هاي نوشتاري، استفاده بهينه از فرصت تأمل و سعه صدر نياز دارند. توجه به اين مهارت‌ها که به عنوان عوامل تاثير گذار در آموزش و يادگيري مي‌باشند ، زمينه‌اي مناسب را براي رضايت و پيشرفت تحصيلي دانشجويان فراهم مي‌کنند. همچنين با در نظر گرفتن اين عوامل، هنگام برنامه‌ريزي و طراحي‌هاي آموزشي، مي‌توان برنامه‌هاي درسي متناسب و هدفمند را طراحي نمود و از اين طريق با استفاده صحيح و بهينه از منابع موجود به پيشبرد هر چه بيشتر اهداف آموزشي و تقويت فرآيند آموزش و تدريس بين دانشجويان رشته‌ها و مقاطع مختلف تحصيلي، کمک شاياني کرد(سراجي،1392).
2-12 پيشينه پژوهش
2-12-1 پژوهشهاي انجام شده خارجي
کلمنت و دوستال94(2014) در پژوهشي با عنوان” دانشجويان يادگيري الکترونيکي: نظرات دانشجويان در مورد آموزش الکترونيکي” نگرش دانشجويان مجازي را به صورت طولي در چهار سال (از سال 2008 تا 2012) مورد بررسي قرار داده و دريافتند به ترتيب کيفيت مواد چندرسانه‌اي، استفاده از شبيه‌سازي‌ها و وجود تالارهاي گفتگو به تقويت نگرش دانشجويان مجازي جهت ادامه دوره کمک مي‌کند.
نرسي هايدا،ززلينا، نوزلينا و ماهد نورافضل95(2012) در پژوهش خود تحت عنوان” عناصر مؤثر يادگيري الکترونيکي در آموزش عالي مالزي” عوامل موثر بر موفقيت تحصيلي دانشجويان مجازي مالزيايي را بررسي و دريافتند که سهولت استفاده از رايانه و اينترنت، برخورداري از خودکارآمدي رايانه‌اي، ارائه بازخورد مناسب، وجود پشتيباني‌هاي ارتباطي، فني و امنيتي، کيفيت محتواي الکترونيکي و داشتن مهارت‌هاي ارتباطي و شناختي در موفقيت تحصيلي دانشجويان موثر هستند.
لي، سيرنيوا، ترودين و سمنتا96(2011) در پژوهشي با موضوع ” بررسي رابطه بين ادراک دانشجويان از حمايت ،رضايت و يادگيري در آموزش آنلاين” به بررسي نيازهاي دانشجويان در رابطه با رضايت تحصيلي پرداختهاند که در نهايت نتايج نشان داده است ، توجه به انواع پشتيباني‌ها و محتوا، راه هاي دستيابي به منابع يادگيري و حمايت و توجه به نيازهاي دانشجويان موجب رضايت آنها در يادگيري خواهد شد.
حسين علي(2010) در پژوهشي با عنوان” اندازه‌گيري آمادگي دانشجويان دانشکده‌ي گردشگري مصر براي يادگيري الکترونيکي” ابعاد سه گانه مهارت‌هاي فني، مهارت‌هاي يادگيري، مهارت‌هاي مديريت زمان را در نظر گرفته‌است. نتايج حاصل از بررسي نشان داد که آمادگي الکترونيکي کم و نامناسب در دانشجويان اين دانشکده وجود دارد و بنابراين توصيه مي‌کند دانشجويان بايد مهارت‌هاي خود را براي مواجه شدن با الزامات سيستم يادگيري الکترونيکي بهبود بخشند.
پاچتر، ميير و مچکر97(2010) در پژوهش خود تحت عنوان” سهم انتظارات و مهارت‌هاي دانشجوي مجازي در موفقيت و رضايت تحصيلي او ” نشان مي‌دهند، مهارت‌هاي خودتنظيمي دانشجويان، تعامل و همکاري با دانشجويان ديگر، تعيين نيازهاي يادگيري توسط دانشجو در موفقيت و رضايت تحصيلي دانشجويان نقش مهمي دارند.
ملندز ، مورنو و ابرا98(2008) در تحقيقي با عنوان” تاثير استفاده از فن‌آوري در خودکارآمدي الکترونيکي دانشجويان” مهارتهاي ارتباطي و شناختي، سهولت استفاده از رايانه و خود کارآمدي رايانه‌اي را مورد بررسي قرار داده‌اند که نتايج نشان داد خودکارآمدي رايانه‌اي و نگرش مثبت به يادگيري تاثير خوبي روي تمايل آنها نسبت به استفاده از سيستم‌هاي يادگيري الکترونيکي دارد.
پيلي و همکاران 99 (2007) پژوهشي با عنوان” اعتبار ابزار تشخيصي براي ارزيابي آمادگي يادگيرندگان در آموزش آنلاين” آمادگي دانشجويان را در 4 بعد مهارت‌هاي فني، خوداثربخشي کامپيوتر، اولويت‌هاي يادگيري و نگرش نسبت به رايانه مورد بررسي قرار دادند . يافته ها نشان داد که دانشجويان با سابقه بيشتر، مهارت‌هاي فني و خود اثربخشي کامپيوتري کمتري نسبت به دانشجويان جوان‌تر دارا مي‌باشند.
پژوهشي با عنوان ” آمادگي بزرگسالان براي آموزش الکترونيکي” توسط هاسمي و اساري100(2005) انجام شد که درآن آمادگي دانشجويان را با توجه مولفه هاي دسترسي به کامپيوتر، دسترسي به اينترنت، سهولت کاربرد و مزاياي درک شده مورد سنجش قرار دادند. در نهايت نتايج يافته ها نشان داد که در آن آمادگي دانشجويان براي يادگيري الکترونيکي 65 درصد ارزيابي شده است.
کايور و عباس 101 (2004) در پژوهشي تحت عنوان” ارزيابي آمادگي يادگيري الکترونيکي در دانشگاه آزاد مالزي” به بررسي آمادگي‌هاي لازم براي موفقيت دانشجويان در يادگيري پرداختند. يافته‌ها نشان داد که فراگيران در حد متوسط و خوبي از يادگيري الکترونيکي و مهارت‌هاي ارتباطي و کار با رايانه و اينترنت برخوردار مي‌باشند.
واتکينز، لي و ترنر102 (2004) در پژوهش خود با عنوان” ارزيابي آمادگي براي بهبود عملکرد يادگيري الکترونيکي” بيان کرده‌اند که فراگيران از مهارت‌هاي مطالعه و يادگيري، مهارت‌هاي فني ، انساني و اجتماعي و مهارتهاي تعاملي و ارتباطي و شناختي در حد متوسطي برخوردار مي باشند.
لياو و هانگ103(2003) در پژوهش خود با عنوان” بررسي نگرش کاربران نسبت به موتورهاي جستجو به عنوان ابزار بازيابي اطلاعات” در نهايت اشاره مي‌کنند که براي پياده سازي محيط يادگيري الکترونيکي، ابتدا مشخص کردن آمادگي يادگيرندگان از لحاظ ويژگي‌هايي چون انگيزش، نگرش، باورها و توانايي برقراري ارتباط تعاملي و استفاده از منابع يادگيري ضروري مي‌باشد.
هونگ104(2002) در پژوهش خود تحت عنوان ” روابط بين دانشجويان و متغيرهاي آموزشي با رضايت و يادگيري از دوره‌هاي مبتني بر وب” به بررسي سن، جنس، زمان صرف شده در دوره، تعامل دانشجو، فعاليتهاي دوره همزمان و ناهمزمان مبتني بر وب پرداخته که نتايج نشان داده است اين عوامل به طور مطلق بر رضايت و يادگيري مبتني بر وب تاثير گذار نيست.
دريور105(2002) در پژوهش خود با عنوان” بررسي درک دانشجويان از تعامل گروهي و رضايت در کلاسهاي تحت وب” به اين نتيجه دست يافت در شرايطي که دانشجويان با استاد و ديگر يادگيرندگان به صورت فعال در تعامل هستند در نهايت اين تعاملات بر رضايت دانشجويان موثر مي‌باشند.
2-12-2 پژوهشهاي انجام شده داخلي
سراجي(1392) در پژوهشي با عنوان” شناسايي و دسته بندي مهارت‌هاي مورد نياز دانشجوي مجازي” مهارتهاي مورد نياز دانشجوي مجازي را بررسي مي‌کند و با توجه به اين مهارتها دانشجوي مجازي برنامه‌اي براي يادگيري خود در نظر ميگيرد و همچنين به علل شکست يا موفقيت تحصيلي خود در دوره هاي مجازي پي مي برد. در نهايت در اين پژوهش از جمله مهارتهاي مورد نياز که براي دانشجوي مجازي در نظر گرفته شده است شامل: مهارت به کارگيري رايانه، مهارت در به کارگيري ابزارها، مهارت حل مسئله، مهارت تفکر انتقادي، مهارت فراشناختي، مهارت پرسشگري، مهارت به‌کارگيري شيوههاي مطالعه و يادگيري، مهارت خود رهيابي، مهارت برقراري ارتباط هم زمان و ناهمزمان.
پاکدامن106(1392) در پژوهشي با عنوان” پيشرفت تحصيلي و راهبردهاي انگيزشي در دانشجويان دانشگاه مجازي و سنتي” ميپردازد که هدف از اين پژوهش بررسي تأثير راهبردهاي انگيزشي بر پيشرفت تحصيلي دانشجويان دانشگاههاي مجازي و سنتي مي‌باشد. نتايج نشان داده است در دانشجويان مجازي اهداف، گرايش‌ها، وظايف به نسبت دانشجويان سنتي بالاتر است. همچنين در گروه‌هاي سنتي و مجازي ارزشها و وظايف خودکارآمدي ، راهبردهاي شناختي و اضطراب در امتحان نقش مهمي در پيش بيني پيشرفت تحصيلي دارند.
نورالهي، حکيم‌زاده و سراجي(1391) در پژوهش خود تحت عنوان” ارزيابي کيفيت طراحي آموزشي دوره‌هاي الکترونيکي دانشکده مجازي علوم حديث” به بررسي طراحي آموزشي دوره‌هاي الکترونيکي پرداختند که نتايج پژوهش نشان داد، آموزشياران و دانشجويان بازخورد و آموزش آنها در حد مطلوب و نسبتا مطلوب بوده است. همچنين در هر دو گروه محتوا و تعامل و طراحي نيز در دوره ها نسبتاً مطلوب ارزيابي شده است.
ملکي مرشت و همکاران (1391) در پژوهشي با عنوان” بررسي ميزان آمادگي دانشجويان دانشگاه اروميه براي شرکت در نظام يادگيري الکترونيکي” ميزان آمادگي دانشجويان دانشگاه اروميه را براي شرکت در نظام يادگيري الکترونيکي در نظر گرفته‌اند که در نهايت يافته‌هاي پژوهش