پایان نامه با واژگان کلیدی آموزش و پرورش، اضطراب امتحان، منبع کنترل

نوامبر 30, 2018 0 By admin4

عملکردهاي بهتري را استخراج کرد. در واقع، انواع روشهاي ارزيابي در يک سامانه يادگيري الکترونيکي مثل آزمون‌هاي تشريحي، تستي، خودسنجي و غيره، نه تنها مدرسان را براي ترويج يادگيري از جوانب مختلف توانمند مي‌سازد، تنوع اين روش‌ها، يادگيرندگان را نيز براي نمايش بهتر تلاش‌هايشان در انجام فعاليت‌هاي يادگيري الکترونيکي ترغيب مي‌کند(همان،469).
2-9 پيشرفت تحصيلي
مساله موفقيت يا عدم موفقيت در امر تحصيل از مهم‌ترين دغدغه‌هاي هر نظام آموزشي است. موفقيت و پيشرفت تحصيلي86 در هر جامعه نشان دهنده موفقيت نظام آموزشي در زمينه هدف‌يابي و توجه به رفع نيازهاي فردي است. بنابراين نظام آموزشي را زماني مي‌توان کارآمد و موفق دانست که پيشرفت تحصيلي دانشجويان آن در دوره‌هاي مختلف داراي بيشترين و بالاترين رقم باشد(تمنايي فر و گندمي،1390). رواي و داوني87، استدلال کرده‌اند که مسائل مربوط به کيفيت مديريت، توسعه علمي، طرح درس آنلاين و آموزش، به عنوان عوامل مهمي هستند که موفقيت يا شکست برنامه‌هاي آموزش مجازي را در محيط رقابتي جهاني تعيين مي‌کنند. مؤسسه سياست آموزش عالي ايالت متحده امريکا نيز هشت جنبه را براي اطمينان از برتري در آموزش و پرورش آنلاين ضروري دانسته که عبارتند از: حمايت نهادي، پشتيباني دانش‌آموز، پشتيباني هيات علمي، توسعه دوره، ساختار دوره، يادگيري ، تدريس و ارزيابي (به نقل از لي88، 2010).
پيشرفت تحصيلي را مي‌توان به عنوان يکي از مهم‌ترين بازده‌هاي نظام آموزشي در نظر گرفت. اين بازده از طريق آزمونهاي استاندارد شده يا معلم ساخته اندازه‌گيري مي‌شود. فارغ از جهت‌گيريهاي احتمالي در اين آزمونها، پيشرفت تحصيلي حاصل عوامل متعددي است. از جمله عواملي که در بسياري از تحقيقات بر پيشرفت تحصيلي يادگيرندگان تأثير داشته است، متغيرهايي چون هيجانات يادگيرندگان، استقلال افراد در يادگيري و ساختار هدف گزيني يادگيرندگان بوده است(ابوالقاسمي و ميرالي رستمي،1390). عواملي که بر پيشرفت تحصيلي مؤثر هستند را مي‌توان به دو دسته فردي و محيطي تقسيم کرد: متغيرهاي شخصيتي و شناختي(عوامل فردي) در مجموع 70 درصد و ساير متغيرها از جمله محيطي، اجتماعي و موقعيتي 30 درصد واريانس پيشرفت تحصيلي را به خود اختصاص مي‌دهند. عوامل فردي متغيرهايي مانند رويکردهاي يادگيري، جهت گيري هدف، خودکارآمدي89، خودتنظيمي، راهبردهاي يادگيري و فراشناخت را شامل مي‌شوند. عوامل محيطي به متغيرهايي چون خودکارآمدي اساتيد و رضايت شغلي آنها و ساير عوامل پرداخته‌اند(قلائي، کديور، صرامي، اسفندياري، 1391).
راهبردهاي شناختي و فراشناختي نيرومندترين تأثير را در يادگيري يادگيرندگان و پيشرفت تحيصلي آنها دارند. راهبردهاي فراشناختي روشهايي هستند که دانشجويان از آنها براي طراحي يادگيري، نظارت بر فعاليتهاي يادگيري و ارزيابي نتايج فعاليتهاي يادگيري استفاده مي‌کنند. اين راهبردها ابزارهايي را براي خودتنظيمي به منظور دستيابي به نتايج يادگيري مطلوب براي يادگيرندگان فراهم مي‌کنند و موجب تنظيم استراتژيهاي شناختي و عاطفي اجتماعي مي‌شوند. فراشناخت با مطالعه، يادگيري، تفکر انتقادي، حل مشکل و تصميم‌گيري ارتباط دارد و همه اين موارد براي موفقيتهاي آموزشي ضروري است. راهبردهاي شناختي به روشهايي مربوط مي‌شوند که مستقيماً روي موضوعات يادگيري کار مي‌کنند و موجبات تمايل به افزايش تفسير، فهم و کسب اطلاعات را فراهم مي‌کنند. فرايندهاي شناختي باعث تقويت فرايند تفکر مي‌شوند و براي دستيابي به اهداف شناختي مانند درک مطلب و حفظ کردن کمک کننده هستند(سعيد، زارع، موسي پور، سرمدي، هرمزي،1389).
خودتنظيمي يادگيري، به نقش فرد در جريان يادگيري توجه دارد. اصل اساسي يادگيري خودتنظيم اين است که دانشجويان هنگامي که خود مسئول يادگيري شان هستند، به طور مؤثرتري ياد مي‌گيرند (بخشي و آهنچيان،1392). پيشينه تحصيلي، اضطراب امتحان و خود تنظيمي به طور مستقيم بر پيشرفت تحصيلي دانشجو اثر مي‌گذارند و بهترين پيش بيني کننده‌هاي پيشرفت تحصيلي هستند و متغيرهاي : پيشينه تحصيلي، خودکارآمدي، خودپنداره، منبع کنترل، ارزشگذاري تکليف و استفاده از راهبردهاي شناختي به طور غير مستقيم بر روي پيشرفت تحصيلي دانشجو تأثير مي‌گذارند(هرمزي،1387). پيشرفت تحصيلي يکي از مهم‌ترين معيارهايي است که در بررسي توانايي دانشجويان براي اتمام تحصيلات دانشگاهي و رسيدن به مرحله فارغ‌التحصيلي نقش قابل توجهي را ايفا مي‌کند. معمولاً پيشرفت تحصيلي را با روش‌هاي مختلفي اندازه‌گيري مي‌کنند که از جمله آنها مي‌توان به ميزان پيشرفت در هر يک از دوره‌هاي آموزشي به طور مجزا، پيشرفت حاصله در مجموعه دوره‌هاي آموزشي، معدل تحصيلي ساليانه، معدل تحصيلي يک برنامه آموزشي و آزمون‌هاي تخصصي براي کسب مجوزهاي تثبيت شغلي يا احراز صلاحيت حرفه‌اي اشاره نمود(سنايي نسب ،رشيدي جهان و صفاري،1391). بنابراين با توجه به تفاوت‌هاي فرهنگي و تغييرات سريع عوامل در طول زمان نمي‌توان بعنوان يک قانون عمومي و کلي، علل خاصي را براي همه جوامع مطرح نمود، زيرا قوانين، بافت فرهنگي و سنت هر جامعه، نگرش مردم به تحصيلات، سطح درآمد والدين و غيره همه از عواملي هستند که به طور اخص در يک جامعه بر شکست يا موفقيت تحصيلي تأثير مي‌گذارند(صفدري ده چشمه، دل آرام، پروين، خيري، فروزنده، کاظميان،1386).
2-10 ارزشيابي کيفيت دوره‌هاي يادگيري الکترونيکي
نظامهاي آموزشي با رسالت و ماموريت مشخصي به وجود آمده و براي نيل به اهداف معيني تلاش مي‌کنند. بي‌ترديد دستيابي به اين اهداف مستلزم شناسايي، کنترل و رفع موانع و مشکلاتي است که ممکن است اجراي مطلوب فرايندهاي آموزشي را تحت تاثير خود قرار دهد. بدين منظور استفاده از سازو کارهاي ارزشيابي شرايط و زمينه‌هاي لازم را براي شفافيت عملکرد، پاسخگويي نظام‌هاي آموزشي و اطلاع از ميزان تحقق اهداف و مقاصد فراهم مي‌نمايد. براي ارزيابي از برنامه‌هاي آموزشي بايد فهميد که چگونه دانشجويان براي مشاغل آينده مهيا مي‌شوند، تعيين احتياجات آموزشي به صورت عدد و رقم دور? تحصيل با تجهيزات کافي نيست، بايد شرايط تعليم و تربيت، روشها و کيفيت اجرا در آنها را نيز در نظر گرفت(خليفه و رضوي،1391).
کيفيت در آموزش عالي به تغيير يا تغييراتي گفته مي‌شود که در رفتارهاي يادگيرنده پيدا مي‌شوند. تنها معيار معتبر کيفيت تغيير رفتار يادگيرنده است. کيفيت در همه ابعاد رفتار يادگيرندگان ظاهر مي‌شود، يعني از نوعي جامعيت و کليت برخوردار است(توراني، 22:1382). ارزشيابي عبارت است از: فرايند تعيين و فراهم آوردن داده‌هاي لازم براي قضاوت درباره موارد تصميم‌گيري در نظام آموزشي به منظور بهبود فعاليت‌ها(بازرگان، فتح‌آبادي وعين‌الهي، 1379).
در نظام آموزش عالي از ارزشيابي مي‌توان براي ارزشيابي دانشجو، هيأت علمي، برنام? درسي و به طور کلي ساير درون دادها و فرايندهاي نظام آموزشي مانند يادگيري الکترونيکي نيز استفاده کرد. علاوه بر آن با استفاده از ارزشيابي مي‌توان بر چگونگي اجراي هر فرايند نظارت نموده و سرانجام با استفاده از ارزشيابي برون داد و پيامدهاي نظام را در جهت مطلوب هدايت کرد. بنابراين به وسيل? ارزشيابي مي‌توان اطلاعات با ارزشي را در مورد فايد? اجتماعي، مطلوبيت و اثربخشي يک فرايند، محصول يا يک برنامه مانند، برنامه آموزش الکترونيکي فراهم آورد و بر اساس آن توصيه‌هايي براي عمل و منطقي نمودن تصميم‌گيري به دست داد. اما مهمترين هدف ارزشيابي در آموزش عالي کمک به بهبود و تقويت کيفيت دانشگاهي است و برنامه‌ريزان نيز بر اين عقيده‌اند که براي اصلاح مرسوم نظام دانشگاهي ارزشيابي کيفيت امري ضروري و اجتناب ناپذير است(بازرگان،1376).
تصميم‌هاي طراحي، راه‌اندازي، ارزشيابي و نگهداري دوره‌هاي يادگيري الکترونيکي به دانش مديريتي، فناورانه و پداگوژيک نياز دارد. طراحان و مديران دوره‌هاي يادگيري الکترونيکي بايد از جنبه مديريتي درباره نحوه ارتباط کارکنان با يکديگر، نحوه ارتباط مدير با کارکنان، هزينه‌هاي دوره، دريافت‌ها و پرداخت‌ها، برنامه زمانبندي و اجراي دوره تصميم‌گيري کنند. آنها از لحاظ پداگوژيک بايد به نحوه طراحي برنامه درسي و تلفيق قابليت‌هاي فناوري اطلاعات و ارتباطات با آن توجه کنند. همچنين آنها براي اتخاذ تصميم‌هاي منطقي در مورد فناوري بايد به مواردي همچون؛ توجه به زير ساخت‌‌هاي فناورانه، طراحي رابط‌هاي گرافيکي، امکانات سامانه مديريت يادگيري، کاربر پسند بودن و سهولت کاربري توجه نمايند(سراجي و عطاران،394:1390).
2-11 جايگاه مهارت‌هاي يادگيرنده الکترونيکي در برنامه درسي دانشگاه‌هاي مجازي
با توجه به تمام مزايا و منافعي که از يادگيري به شيوه‌ي الکترونيکي برشمرديم، استقبال از آن روز به روز در حال افزايش است و استفاده از آن بيش از پيش عموميت پيدا مي‌کند. از آن جا که کيفيت دوره‌هاي آموزش الکترونيکي مبتني بر يادگيرنده محوري است، نظر دانشجويان را به خود جلب کرده است. اين امر احتمال ادامه‌ي تحصيل در اين دوره‌هاي آموزشي را براي دانشجويان بيشتر مي‌کند(پالوف و پرات،6:1384). فن‌آوري‌هاي اطلاعات و ارتباطات امروزه به طور وسيع بر محيط آموزش، شيوه‌هاي آموزش، مديريت نظام آموزشي و مديريت برنامه درسي تاثير گذاشته است. اما اثر بخشي آموزشي محيط‌هاي آموزش مجازي فقط تحت تأثير مواد آموزشي قرار نمي‌گيرد، بلکه متأثر از کليه اجزاء محيط آموزشي و بيش از هر چيز متأثر از برنامه درسي است(پاليکاس90،2009).
بنابراين ضروري به نظر مي‌رسد که تعليم و تربيت و عناصر آن همچون برنامه درسي نيز متناسب با تحولات پيراموني دچار تحول شوند و تغيير يابند تا يادگيري در آن بهتر صورت گيرد. در محيط يادگيري مجازي دانشجو براي دسترسي به محتواي آموزشي، انجام فعاليت‌هاي يادگيري، شرکت در بحث‌هاي هم‌زمان و ناهم‌زمان به ابزارها و نرم‌افزارهاي گوناگون نياز دارد و علاوه بر دسترسي به اين ابزارها، بايد مهارت‌هاي کار با آنها را نيز داشته باشد. با استفاده از مهارت‌ها و نرم افزارهاي مربوط به سيستم‌هاي آموزش الکترونيکي مي‌توان به سرعت محيط‌هاي آموزشي موثر و کارا را با بهره‌گيري از عناصر متفاوت آموزشي ايجاد کرد. در محيط مجازي يادگيرنده الکترونيکي بايد بتواند ابزارهاي ارتباطي مانند: پست الکترونيکي، پيام رسان‌هاي فوري91، ويدئو کنفرانس‌ها و ابزارهاي گفتگوي متني و صوتي را به کار گيرد، از ابزارهاي جستجو مانند موتورهاي جستجو و دايرکتوري‌ها با مهارت بهره گيرد و با استفاده از برخي ابزارهاي نسل دوم وب مانند وبلاگ‌ها، ويکي‌ها و تالارها ايده‌هاي خود را در محيط آن‌لاين منتشر و در معرض قضاوت ديگران قرار دهد. در اين محيط دانشجو به دليل راحتي دسترسي به منابع اطلاعاتي گوناگون و مشاهده نظرهاي مختلف در تالارها و ساير ابزارهاي اجتماعي با نظرها و طرح‌هاي گوناگون درباره يک موضوع يا مسئله روبرو مي‌شود، ليکن برخي از نظرها و ديدگاه‌هايي که در منابع محتلف مطرح مي‌شوند، ممکن است با يکديگر همخواني نداشته و در مواقعي نيز با هم متناقض باشند، از اين رو دانشجو با در کنار هم قرار دادن اطلاعات جمع‌آوري شده مي‌تواند متناسب با مسئله راه‌حل يا راه‌حل‌ها را ارائه کند(سراجي،1391).
دانشجويان با استفاده از موتورهاي جستجو به منابع و اطلاعات گوناگون دست مي‌يابند ليکن براي تعيين اعتبار اطلاعات، تشخيص صحت و سقم و سودمندي آنها، بايد اطلاعات به دست آمده را به دقت به طور مجدد بررسي کنند، بنابراين کسب مهارت‌هاي تفکر انتقادي به آنها در بررسي اطلاعات کمک مي‌کند و دانشجوياني که مهارت تفکر انتقادي بالايي دارند، در به کارگيري و