مقاله رایگان با موضوع استرس

نوامبر 30, 2018 0 By admin4

اف معني دار آماري مشاهده مي گردد(05/0 P). و بر اساس آزمون توکي مشخص گرديد که بين شاهد و تيمار2 از نظر درصد چربي لاشه اختلاف معني دار آماري وجود دارد. (05/0 P). و بين شاهد و بقيه تيمارها اختلاف معني دار وجود ندارد (05/0 P). بيشترين درصد چربي لاشه متعلق به تيمار2 به ميزان( 71/0 ± 5/20 ) % و کمترين درصد چربي متعلق به تيمار شاهد به ميزان( 71/0 ± 5/15) % مي باشد (جدول 4-27) .
جدول4-27-درصد چربي لاشه قزل آلا در تيمارهاي شاهد و آزمايشي در پايان 60 روز
شاخص
انحراف معيار ± ميانگين
شاهد تيمار1 تيمار2 تيمار3 تيمار4 تيمار5
درصد چربي(%) a71/0 ± 5/15 a71/0 ± 5/17 b71/0 ± 5/20 a0 ± 17 a71/0 ± 5/17 a 71/0 ± 5/16
4-6-4- خاکستر لاشه (%)
با توجه به آزمون آناليز واريانس يکطرفه انجام گرفته مشخص گرديد، كه بين تيمارهاي مورد بررسي از نظر درصد خاکستر لاشه اختلاف معني دار آماري مشاهده نمي گردد (05/0 P). بيشترين درصد خاکستر لاشه متعلق به تيمار5 به ميزان (35/0 ± 75/7 ) % و کمترين درصد خاکستر لاشه متعلق به تيمار1و4 به ميزان(35/0 ± 75/6 ) % مي باشد .(جدول 4-28).
جدول4-28-درصد خاکستر لاشه قزل آلا در تيمارهاي شاهد و آزمايشي در پايان 60 روز
شاخص
انحراف معيار ± ميانگين
شاهد تيمار1 تيمار2 تيمار3 تيمار4 تيمار5
خاکستر (%) a 14/0 ± 6/7 a 35/0 ± 75/6 a 35/0 ± 25/7 a 71/0 ± 7 a 35/0 ± 75/6 a 35/0 ± 75/7
5- بحث
5-1- عملکرد رشد
درآبزي پروري مدرن امروزي به حداکثر رساندن ميزان توليد در کنار کاهش هزينه توليد از مهترين اصول توسعه اي هستند. در اين بين مي توان از انواع مختلف نهاده هاي زنده و غير زنده استفاده نمود. پروبيوتيک ها يا زيست يار هاي حياتي بي شک از جايگاه خاصي در روند پيشرفت پرورش آبزيان برخوردارند. چراکه از طريق اضافه کردن پروبيوتيکها به جيره غذايي ماهي باعث افزايش فعاليتهاي گوارشي و آنزيمي و تحريک اشتها (Irianto and Austin, 2002)، ايجاد تعادل ميکروبي در روده ميزبان، ساختن ترکيبات مفيد از جمله ويتامينها و برخي آنزيمها، تحريک و افزايش کارايي سيستم ايمني، افزايش رشد، توسعه سطوح غذا (Merrifield et al., 2009a) و همچنين افزايش کيفيت آب و افزايش بقاء موجود ميشوند (Panigrahi et al., 2007). در نتيجه موجب بهبود وضعيت سلامت ماهيان شده که اين امر در نهايت منجر به افزايش توليد و افزايش مقاومت ماهيان و ساير آبزيان در برابر استرسهاي رايج در آبزيپروري ميگردد.
در اين تحقيق نيز افزودن سطوح مختلف پروبيوتيک لاکتوباسيلوس پلانتاروم (10، 100،1000 ،10000 ،100000 mg در 10 کيلوغذا به ترتيب از دوزهاي 106 ،107 ،108 ،109 و1010 CFU بر گرم غذا) به جيره غذايي ماهي قزل آلاي رنگين کمان بطور معني دار موجب افزايش فاکتورهاي مختلف رشد، بالطبع توليد نهايي تيمارها در مقايسه با شاهد شد.
بطوريکه تيمار 2 (100 ميليگرم پروبيوتيك پلانتاروم در هر 10 کيلو از غذا) در بين پنج سطح پروبيوتيك مصرفي، وزن بالاتري 53/52 گرم) حاصل نمودند. بالاتر بودن وزن را در تيمارهاي پروبيوتيكي مي توان در برخي تحقيقات ديگر نيزمشاهده نمود. چنين نتايجي را محققين ديگر با افزدون انواع پروبيوتيکها به جيره غذايي آبزيان پرورشي بدست آورده اند. بطوريکه Rengpipat و همکاران (1998) در آزمايش تغذيه اي كه روي ميگوي Penaeus monodon انجام دادند و از Bacillus S11 به عنوان پروبيوتيك در غذا استفاده نمودند، پس از پايان دوره آزمايش رشد بيشتري در ميگوهاي تيمارهايي كه از غذاي آغشته به پروبيوتيك تغذيه كردند، مشاهده كردند. Taoka و همکاران (2006) در آزمايشي بر روي فلاندر ژاپني “Paralichthys olivaceus”، مشاهده كردند كه طول و وزن نهايي در گروه هايي كه از پروبيوتيك استفاده شد، بالاتر بود. در آزمايشي Ghosh و همکاران (2002) كه از باكتري Bacillus circulans جدا شده از روده ماهي انگشت قد Rohu “Labeo rohita” استفاده نمودند و اثر آن را بر ميزان رشد لارو ماهي Rohu بررسي كردند، رشد بهتري را در تيمارهاي پروبيوتيكي بدست آوردند. Garriques & Arevalo (1995) در هچري هاي Penaeus vannamei در اكوادور، از Vibrio alginolyticus استفاده نمودند و رشد بيشتر را در گروه هايي كه داراي پروبيوتيك بودند در مقايسه با گروه شاهد مشاهده كردند.
ثابت شده که استفاده از سويه Pediococcus acidilactici در ماهي قزل آلا منجر به بهبود افزايش وزن شده است(Aubin et al., 2005) . همچنين اين اثر در ماهي تيلاپياي نيل (Shelby et al., 2006) و Channel catfish نيز ثابت شده است(Shelby et al., 2007) .
همچنين آرتمياي غني شده با Pediococcus acidilactici در افزايش وزن لارو ماهي Pollack موثر بود (Gatesoupe, 2002). Gatesupe و همکاران (1999) بيان نمودند که برخي پروبيوتيک ها اشتها را افزايش مي دهند و افزايش کلي را در فاکتورهاي رشد، از جمله وزن بوجود مي آورند. Irianto و Austinدر سال (2002) عنوان کردند که اضافه کردن پروبيوتيک ها به غذاي ماهي باعث افزايش فعاليت هاي گوارشي و آنزيمي و تحريک اشتها و نهايتاً افزايش رشد مي شود. جعفريان و همکاران (1386) نشان دادند که استفاده از آرد دافني ماگناي مکمل شده با باسيلوس هاي پروبيوتيکي، تاثير بسيار بالايي بر کارآيي تغذيه و رشد لاروهاي ماهيان قزل آلا دارد(جعفريان و همکاران 1386 الف). آذري تاکامي و همکاران(1383) نشان دادند که رشد و نرخ بقاء ميگوي سفيد هندي از 5/71 درصد در گروه شاهد به 35/88 درصد در ميگوي سفيد هندي تحت تا ثير باسيلوسهاي زيست يار ارتقاء يافت (آذري تاکامي و همکاران، 1383). در تحقيق ناصري (1387) نيز به درستي نقش مثبت پروبيوتيکها در افزايش وزن لارو ماهيان قزل آلا اشاره شده است و به اين نتيجه رسيدند که افزودن يک درصد پروبيوتيک BioPlus 2B بطور معني داري وزن را بهبود مي بخشد.
طول كل در تيمارهاي آزمايشي نيز با افزايش مقادير افزودني پروبيوتيک روندي صعودي داشت، بطوريکه همانند وزن، مقدار اين فاکتور(34/17سانتي متر) در تيمار 2 بيشترين بود. ضمن اينکه کمترين آن نيز در تيمار5 بدست آمد. با توجه به رابطه مستقيم موجود بين طول و وزن در مراحل رشد اين نتيجه قابل پيش بيني است. درنتيجه مي توان گفت که باکتري لاکتوباسيلوس پلانتاروم با بهبود شرايط هضم و جذب، موجب افزايش کارايي تغذيه و در نتيجه رشد بچه ماهيان قزل آلا شده است. چنين پديده مثبتي در کاربرد پروبيوتيکهاي مختلف در ماهي قزل آلاي رنگين کمان توسط محققين ديگر نيز بدست آمده است (جعفريان و همکاران، 1386 الف؛ ناصري، 1387؛ Aubin et al., 2005).
ضريب تبديل غذايي به عنوان شاخصي جهت ارزيابي توانايي ماهي در تبديل موادغذايي خورده شده به گوشت مطالعه شد. در اين تحقيق كمترين ضريب تبديل غذايي در تيماري كه حداكثر وزن را دارا بود (2)، مشاهده گرديد. علت اين امر را مي توان در اين دانست كه احتمالاً پروبيوتيك ها اشتها را تحريك مي كنند و با توليد ويتامين ها و آنزيم هاي گوارشي نظير پروتئازها و تجزيه تركيبات غير قابل هضم، شرايط تغذيه اي بهتري را در ماهي ايجاد مي نمايد و موجب جذب مناسب تر مواد غذايي و توليد گوشت گردد(Imada et al., 1985). اين احتمال هم وجود دارد كه افزودن پروبيوتيك به جيره غذايي، نسبت جذب مواد غذايي موجود در جيره را افزايش دهد (Ghosh et al., 2002). به طور كلي، ضريب تبديل غذايي پايين نشان دهنده اين است كه مصرف غذا در ماهيان، به موازات استفاده از پروبيوتيك، كاهش مي يابد (Arslan, 2000)، كه از لحاظ اقتصادي براي پرورش دهندگان حائز اهميت مي باشد. همچنين Khattab و همکاران (2005) با استفاده از پروبيوتيك Microccus luteus بر روي ماهي تيلاپيا “Oreochromis niloticus” ضريب تبديل غذايي پايين تري را بدست آوردند كه با نتايج به دست آمده در اين تحقيق مطابقت دارند. در مطالعه ي شناور و همکاران (1391) FCR در تيمارهاي حاوي باکتري L.lactis نسبت به کنترل بر روي تاسماهي ايراني “Acipenser persicus” بهبود معني دار داشته است .
با توجه به استفاده از پروبيوتيك باکتوسل در مقايسه با پروبيوتيکBioPlus 2B (ناصري، 1387) در تغذيه ماهي قزل آلاي رنگين کمان و نتايج مشابه بدست آمده در مطالعات ديگر ، مي توان استفاده از اين نوع محصول را در كاهش ضريب تبديل غذايي مؤثر دانست.
درصد افزايش وزن در تيمار2 تغذيه شده با باکتريplantarum در مقايسه باتيمار شاهد بيشتر بود. بطوريکه حداكثر درصد افزايش وزن و ضريب رشد ويژه، در تيمارهايي كه حداكثر وزن را دارا بودند (تيمارهاي 2 ،1 ، و4 ) و حداقل ميزان اين دو فاكتور نيز در گروه5 و شاهد مشاهده شد. علت اين امر را مي توان به عملکرد باکتري پلانتروم نسبت داد، که با ترشح آنزيم هاي خارج سلولي، ياعث هضم بهتر، و در نتيجه رشد بهتر را ايجاد مي نمايد (Ghosh et al., 2002). ازطرفي، با توجه به قابليت توليد ويتامين B12 ، و نقش موثر اين نوع كوآنزيم ها در چرخه هاي توليد ATP در سلول ها و جذب بيشتر مواد غذايي و در نهايت هضم و رشد بالاتر را مي توان به اين ويژگي نسبت داد. بعلاوه پروبيوتيك ها با سنتز ويتامين ها و كوفاكتورها و افزايش فعاليت آنزيمي مي توانند فعاليت دستگاه گوارش را بهبود بخشند(Fuller, 1989 ; Gatesoupe, 1999 ; Jory, 1998)، همچنين رشد بيشتر حاصله در تيمارهاي پروبيوتيک بويژه تيمار 2 را مي توان به بهتر شدن فعاليت آنزيم هاي گوارشي نظير پروتئازها كه در جذب بيشتر مواد غذايي نيز تاثير دارند و يا ترشح برخي مواد سودمند براي هضم بهتر مواد غذايي، نسبت داد. ازطرفي پروبيوتيك مي تواند بر نفوذپذيري روده هم اثر گذاشته باشد (Farzanfar et al., 2007). با توجه به ويژگي هاي باكتري هاي پروبيوتيكي، ممكن است افزايش ويتامين ها، كوفاكتورها و فعاليت آنزيمي باعث هضم بهتر مواد غذايي شده باشد، و نفوذپذيري بالاي روده باعث افزايش جذب مواد مغذي و افزايش وزن و رشد ويژه در ماهي شود. اين امكان هم وجود دارد كه افزايش رشد به علت جايگزين شدن پروبيوتيك ها با ميكروب هايي كه مانع از رشد مي شوند، باشد (Gullian et al., 2004).
بيشترين ضريب رشد ويژه در تيمار 2ديده شده ، که بادو تيمار3و5 اختلاف معني داري داشت،. اين يافته ها با نتايج به دست آمده از برخي محققان نيز مطابقت دارد. بطوريکه Gullian و همکاران(2004) در ميگوي P. vannemie از پروبيوتيك Bacillus P64 ، Vibrio P62 و V. alginolyticus استفاده نمودند و ضريب رشد بالاتري را در تيمارهايي كه پروبيوتيك به غذايشان اضافه شده بود، مشاهده نمودند. همچنين Khattab و همکاران (2005) هم با استفاده از پروبيوتيك Microccus luteus در ماهي تيلاپيا، ضريب رشد ويژه بالاتري را مشاهده نمودند. Taoka و همکاران (2006) هم ضريب رشد ويژه و درصد افزايش وزن بالاتري را در فلاندر ژاپني، در تيمارهاي پروبيوتيكي به دست آوردند. ناصري(1387) نيز به چنين نتايج مثبتي در نتيجه استفاده از پروبيوتيک BioPlus 2B در لارو ماهي قزل آلاي رنگين کمان دست يافت. شناور و همکاران(1391) ضريب رشد بالاتري را در تيمارهاي حاوي پروبيوتيک نسبت به شاهد بر روي تاس ماهي ايراني مشاهده کردند.
با توجه به ميانگين دما (3/17درجه سانتي گراد)، اکسيژن ( 5/8 ميلي گرم در ليتر) و pH (4/7) که در کليه تيمارهاي