مقاله رایگان با موضوع استرس، کاهش استرس، عوامل موثر

نوامبر 30, 2018 0 By admin4

و پرندگان هسته دار هستند. جمعيت گلبول هاي قرمز در خون محيطي ماهيان را عمدتاً گلبول هاي قرمز بالغ تشکيل مي دهد(تاکاشيما و هايبيا، 1994). تعداد آنها با افزايش سن کمتر و در فصل جفتگيري دوباره افزايش مي يابد (وثوقي و مستجير، 1388). گلبول هاي قرمز يا اريتروسيت ها بيشترين فراواني را در بين سلول هاي خوني دارند (ستاري، 1381).
1-4-1-3- شاخص هاي گلبول قرمز يا انديس هاي خوني
مهم ترين اين شاخص ها عبارت اند از: متوسط حجم گلبول قرمز (MCV)، متوسط هموگلوبين گلبول قرمز (MCH) و متوسط غلظت هموگلوبين سلولي (MCHC) که از طريق روابط رياضي ذيل محاسبه مي شوند (Houston, 1990).
1-4-1-4- هماتوكريت
هنگامي که خون کامل داراي ماده ضد انعقاد، سانتريفوژ مي شود، فضايي که توسط گلبول هاي قرمز فشرده شده اشغال مي شود را هماتوکريت مي گويند که به صورت درصد گلبول هاي قرمز خون نسبت به خون کامل بيان مي شود. (عامري مهابادي، 1378).در صورت وجود عوامل بيماريزا در بدن يا بهم خوردن تعادل تراكم مواد معدني در خون يا هر دو، ميزان هماتوكريت متغير خواهد بود. بعلاوه، حجم بسيار زياد هماتوكريت نيز خود مي‌تواند بيانگر احتمال وجود شرايط محيطي نامساعد همراه با استرس باشد (Parker, 1974).
1-4-1-5- هموگلوبين
هموگلوبين کروموپروتئيني است که جز اصلي گلبول قرمز را تشکيل مي دهد. هر گرم هموگلوبين هنگامي که کاملاً اشباع شده باشد، 34/1 ميلي ليتر اکسيژن حمل مي کند (عامري مهابادي، 1378).
چندين نوع هموگلوبين مختلف ممكن است در يك ماهي وجود داشته باشد كه احتمالاً براي سازگاري سيستم حمل گاز با شرايط متغير است (کيواني،1384).
1-5- شاخصهاي بيوشيميايي
1-5-1- پروتئين کل پلاسما و آلبومين
تقريبا بين 5 الي 10 درصد پلاسماي خون را پروتئين هاي خون تشکيل مي دهند. اغلب پروتئين ها توسط کبد و برخي نيز مانند آنتي باديها توسط سيستم ايمني ساخته مي شوند. اگر چه تغيير در ميزان پروتئين کل پلاسماي خون به عنوان يک شاخص اختصاصي مطرح نمي باشد ولي مي تواند بيانگر يک تغيير متابوليک و يا آسيب شناسي باشد( کاظمي و همکاران، 1389). آلبومين سرم فراوان ترين پروتئين پلاسما مي باشد. آلبومين ها اساساً در کبد ساخته شده و از خارج شدن خون از رگهاي خوني جلوگيري مي کنند. (دانيال زاده و همکاران، 1385).توتال پروتئين شامل آلبومين و گلوبولين هاي سرمي است. اين تركيب مانند آلبومين در بيماريهاي حاد و مزمن كبدي و كليوي كاهش مي يابد (Densmore, 2001). در ماهيان واجد عفونت اين فاکتور نيز بصورت معني داري نسبت به ماهيان فاقد عفونت کاهش داشته است (Austin, 1993)
1-5-2- گلوکز
گلوکز مي تواند به عنوان يکي از شاخصهاي مهم در تعيين وضعيت فيزيولوژيک ماهي بکار رود.با افزايش مصرف گلوکز ومتابوليت هاي ديگر در بعضي گونه ها ذخاير گليکوژن چربي ها کاهش مي يابد و احتمالا پروتئين ها براي تامين انرژي شکسته مي شوند ( کاظمي و همکاران، 1389).
1-5-3- گلوتاميک پيرويک ترانس آميناز (SGPT)=ALT
گلوتاميک اکسالواستيک ترانس آميناز (SGOT)AST=
دو آنزيم گلوتاميک پيرويت ترانس آميناز) آلاتين آمينو ترانسقراز يا ALT) و گلوتاميک اکسالواستيک ترانس آميناز(آسپارات آمينو ترانسفراز يا AST)، نقش بسيار مهمي در خنثي سازي عوامل سمي و نيز فعاليتهاي متابوليکي کبد داشته و دو آنزيم کليدي براي تعيين عملکرد کبد مي باشند در عفونتهايي که آسيب کبدي را با خود به همراه دارند مقدار اين آنزيم کاهش مي يابد(Shariffi et a.l, 2001).
1-6- رابطه عوامل محيطي و ميکروفلور دستگاه گوارشي
در اکثر موارد، زماني که صحبت از ميکروارگانيسمها ميشود، آنها موجوداتي مضر و زيانبار تصور ميشوند. چنين تصوري نميتواند صحيح باشد، چرا که تعداد باکتريهاي غيربيماريزا بمراتب بيش از باکتريهاي بيماريزا است و بسياري از گونههاي غيربيماريزاي باکتريها نه تنها مفيدند، بلکه براي ادامه حيات ضروري هستند. يک دسته از اين باکتريها سودمند، آنهايي هستند که در دستگاه گوارش حيوانات زندگي ميکنند. اين ميکروارگانيسمها تحتتأثير عوامل مختلفي قرار ميگيرند (شکل 1-2).
تنشهاي محيطي، نوع جيره غذايي، داروها، سموم شيميايي و همچنين شرايط آب و هوايي از جمله عواملي هستند که بر رشد ميکروفلور روده تأثيرگذارند (فولر، 1380).
شکل 1-2- رابطه عوامل محيطي و ميکروفلور دستگاه گوارش (فولر، 1380)
طي سالهاي اخير با استفاده از مواد افزودني در خوراک دام و طيور بشدت مورد توجه متخصصين تغذيه و دام واقع شده است، يکي از مهمترين افزودنيها محصولاتي است که به طور زنده مستقيم در جيره به مصرف ميرسند و در تجارت به نام پروبيوتيک شناخته شدهاند.
1-7- با كتري هاي اسيد لاكتيك (LAB)
باكتريهاي اسيد لاكتيك به باكتريهايي اطلاق مي شود كه قادرند از تخمير قند توليد اسيد لاكتيك كنند . پرو بيو تيكها يا باكتريهاي سلامت بخش جزو همين نوع باكتري هستند. استفاده از باكتريهاي اسيد لاكتيك در توليد فرآورده هاي غذايي تخميري به حدود 4000 سال پيش بر مي گردد . به طوريكه عملا آنها در توليد فرآورده هايي چون ماست و پنير بكار مي رفته اند. تحقيقات نشان مي دهد علاوه بر نقش مهار كننده بر باكتريهاي غير مفيد روده ، در متابوليسم لاكتوز، كاهش مصرف آنتي بيوتيك، افزايش جذب عناصر و ويتامينها و افزايش رشد و ايمني نقش دارند(كاظمي و قدس، 1389)
اين باكتري گرم مثبت بوده و براي تغذيه نياز به كربوهيدرات، اسيدهاي آمينه، پپتيد، مشتقات اسيد نوكلئيك و ويتامينها دارند.درك بهتر از بسياري از عوامل موثر بر سطح جمعيت اسيد لاكتيك باكتري هاي موجود در دستگاه گوارش براي تجارت آبزي پروري ممكن است جالب باشد. استخراج اين باكتري ها از جدار روده نسبت به اندامهاي ديگر بهتر است چون در آنجا در اكثر ماهي ها، بيشتر از اندام هاي ديگر ماهي اين باكتري ها (LAB) يافت مي شوند. عواملي كه بر (LAB) تاثير گذار است شامل دما، شوري، استرس، نوع تغذيه و استفاده از انواع پروبيوتيك مي باشد (Ringo and Gatesoupe, 1998).
1-7-1- رده بندي علمي lactobacillus plantarum
سلسله: Bacteria
تقسيمات Firmicutes :
كلاس: Bacilli
راسته : Lactobacillales lactobacillus plantarum
خانواده : Lactobacillaceae (Orla-yensen 1919)
جنس : lactobacillus 1923 Bergey,.et al ,
گونه: l.plantarum
Lactobacillus plantarumيک گونه از باكتري ميله ايي هوازي اختياري و گرم مثبت است که اغلب به صورت تکي وجود دارد. اين باكتري در pH 3.5 داراي بيشترين رشد مي باشد (Balcazar et al, 2008)
اسپور توليد نمي کنند، کاتالاز منفي و اکسيداز منفي مي باشند، اين باکتري از کربو هيدرات به عنوان منبع انرژي استفاده کرده و (به عنوان محصول منحصر به فرد متابوليسم تخمير همولاکتيک و يا به عنوان محصول نهايي عمده تخمير هترو لاکتيک) اسيد لاکتيک توليد مي کنند.
Lactobacillus plantarum باکتري هاي اسيد دوست هستند كه در محيط هاي با pH بسيار پايين قابليت زيست دارند.پروبيوتيکlactobacillus plantarum هوازي اختياري، و با حساسيت کمتر به اکسيژن است.
2- سابقه تحقيق
در سالهاي اخير مطالعات زيادي در آبزي پروري در راستاي استفاده از باکتريهاي اسيد لاکتيک جهت نيل به اهداف گوناگون نظير کاهش بيماريهاي عفوني و غير عفوني ، کاهش مصرف آنتي بيوتيک ، بهبود
gonadosomatic index (GSI) و لقاح درمولدين ، بهبود تعادل فلور ميکروبي دستگاه گوارش ماهي ، کنترل تکثير و فعاليت باکتريهاي بيماريزا، تحريک سيستم ايمني ، کاهش استرس و حساسيت به بيماري ها ، بهبود رشد و ضريب تبديل غذايي و همچنين کاهش تلفات Nikoskelainen et al., 2003)) (Irianto et al., 2002) و تحريک سيستم ايمني ماهي قزل آلا با برخي از باکتريهاي زيست يار انتخابي انجام شده است Irianto, 2003) (Kim, 2006; Panigrahi, 2004;.
افزودن پروبيوتيک تجاري حاوي Carnobacterium به جيره غذايي ماهي قزل آلاي رنگين کمان موجب مهار دو عامل رايج بيماريزا (V.anguillarum و A.salmonicida) در موکوس روده و مدفوع ماهي قزل آلا رنگين کمان شد (Jobron, 1997).
Queiroz & Boyd (1998) و Moriarty (1998)، در استخر گربه ماهي و ميگو يک تركيب تجاري پروبيوتيکي بكار بردند كه محتوي Bacillus spp. بود. تركيب باكتريايي مذكور، در آب استخر پرورش گربه ماهي روگاهي “Ictalurus punctatus” مخلوط شد و موجب افزايش ميزان بقاء و توليد گرديد.
Gram و همکاران (1999) گزارش نمودند كه سويه Pseudomonas fluorescence (AH2) موجب کاهش مرگ و مير قزل آلاي رنگين كمان “Oncorhynchus mykiss” 40 گرمي آلوده به V.anguillarum شد. در گروه شاهد که به باكتري بيماريزا آلوده شده بود، مرگ و مير انبوهي را كه شامل 47 درصد بود، پس از هفت روز نشان داد در حالي كه در ماهي تيمار شده، مرگ و مير 32 درصد بود.
Rengpipat و همکاران (2000) در يك آزمايش نود روزه، ميگوي ببري سياه “Penaeus monodon” را در دو گروه، يكي با پروبيوتيك Bacillus S11 و ديگري بدون پروبيوتيك تغذيه نمودند و مشاهده كردند كه
فعاليت ضد باكتريايي در گروه پروبيوتيكي بالاتر مي باشد. بعد از پايان دوره تغذيه نود روزه، ميگوها در معرض باكتري بيماريزاي Vibrio harvegi قرار گرفتند. پس از ده روز، ميگوهاي تيمار پروبيوتيكي بازماندگي بالاتري (53%) در مقايسه با گروه شاهد (5/35%) نشان دادند كه در سطح 05/0 P? معني دار بود.
طي يک تحقيق روي ماهي قزل آلاي رنگين کمان، برخي پارامترها در ماهيان مبتلا به بيماري چرخش و آلوده به انگل Myxobolus cerebralis و ماهيان سالم و فاقد بيماري مذکور مقايسه شدند. ماهيان آلوده داراي پروتئين پلاسما، گلبول سفيد و لنفوسيت هاي کمتري نسبت به ماهيان سالم بودند (Densmore et al., 2001).
مطالعه Nikoskelainen و همکاران (2001) نشان داد که باکتري لاکتوباسيلوس رامنوسوس مي تواند سبب محافظت قزل آلاي رنگين کمان از فرونکلوزيس شود (Nikoskelainen et al.,2001) و در بررسي ديگر Nikoskelainen (2003) اثرات سود بخش ناشي از كاربرد پروبيوتيك باكتريايي Lactobacillus rhamnosu در دوزهاي متفاوت به صورت خوراكي براي ماهي قزل آلاي رنگين كمان را در تقويت سيستم ايمني و رشد اين گونه مشاهده نمودند، اين محقق بيان نمود ميزان ايمونوگلبولين تام پس از قطع غذادهي با پروبيوتيك به طور معني داري كاهش مي يابد.
Irianto & Austin (2002) باكتري هايي را از روده قزل آلاي رنگين كمان “Oncorhynchus mykiss”، آزاد ماهي اطلس “Salmo salar”، و ماهي توربوت “Scophthalmus maximus” جدا كردند و مشاهده كردند كه اين باكتري ها آنتاگونيست، باکتري A. salmonicida هستند. آنها چهار باكتري با خصوصيات پروبيوتيکي (A. hydrophila ، V. fluvialis، Carnobacterium sp.، و يك كوكوس گرم مثبت شناخته نشده) را از بين كشت باكتري هاي جدا شده، جداسازي نموده و شناسايي كردند. اين باكتري ها به صورت مكمل غذايي به مدت چهارده روز به قزل آلاي رنگين كمان خورانده شد و مشاهده گرديد که تعداد اريتروسيت ها، ماكروفاژها، لنفوسيت ها، لوكوسيت ها و ميزان فعاليت ليزوزيمي در ماهيان افزايش پيدا کرد. بعلاوه